تاریخ درج خبر : 1394/08/14
کد خبر : ۵۲۳۰۳۹
+ تغییر اندازه نوشته -

دو خاطره متفاوت از آیت الله ملک حسینی

در آستانه سومین سالگرد عروج ملکوتی عالم برجسته و فقیه عالیقدر حضرت آیت الله ملک حسینی هستیم. ایشان از مفاخر عالم تشیع وارکان خطه ی جنوب در حمایت ازامام(ره) وانقلاب اسلامی بود، که بی هیچ تردید و اغراقی آن مرحوم را میتوان از استوانه ها و پایه های انقلاب دانست که، نام او با تاریخ جمهوری اسلامی رقم خورده و عجین شده است.

 

images357

در ابتدا به اختصار، بخشی از زندگینامه و سوابق مبارزاتی ایشان میپردازم، سپس مشاهدات خود را- که از ابتدای دهه هشتاد در سن بیست سالگی و دوران دانشجویی توفیق درک محضر معظم له را داشتم- بیان خواهم کرد.

آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید
زندگینامه و سوابق مبارزاتی

سید کرامت ا… ملک حسینی درسال ۱۳۰۳ در خانواده ی اهل علم وتقوا دیده به جهان گشود پدر او سید صدرالدین و مادرش سیده فاطمه بود. تحصیلات ابتدایی را در دبستان تازه تاسیس تل خسرو در سن دوازده سالگی به پایان رساندوباعزیمت به شیراز به عنوان دانش آموز ممتاز وارد مقطع متوسطه شدند. در سال ۱۳۱۹ براساس عشق وعلاقه به علوم دینی ادبیات عرب را نزد پدر وعموی بزرگوارش فرا گرفت واز سال ۱۳۲۰ بمدت ۵ سال در مدسه منصوریه تحصیل کرد. درسال ۱۳۲۵ در سن ۲۲ سالگی برای ادامه تحصیل به شهرقم عزیمت کرد. قریب به ۱۶ سال را در محضر اعاظم واستوانه های فقاهت ازجمله آیات عظام (بروجردی، سید محمد تقی خوانساری، حجت کوهکمری و سید دامادیزدی)گذراند. حدود ۹ سال درس امام خمینی(ره) را درمسجد محمدیه تا مسجد سلماسی شرکت نمود و تقریرات درس ایشان را به رشته تحریر در آورد و بدین جهت مورد عنایت و توجه خاص حضرت امام (ره) قرار گرفت. در سن ۳۷ سالگی(۱۳۴۰) به درجه اجتهاد نائل و به صلاحدیدآیت ا… بروجردی به شیراز هجرت ودر مدرسه خان (امام قلی خان) بتدریس طلاب پرداخت.یکی از طلاب استان[۱] به نقل از آیت ا… سبحانی می گوید: «یک روز امام خمینی (ره) را دعوت کردم منزل، مقاله فقهی از آیت ا… ملک حسینی درمنزل ما بود، امام با دقت آن مبحث فقهی را خواندند. سپس استدلالهای فقهی و خط زیبای ایشان را تحسین کردند».

از سال ۴۱ پس از خروش و قیام خمینی کبیر (ره) و به تأسی از استاد خود به صف انقلابیون پیوست.
وی یکی از مضروبان واقعه یورش نظامیان حکومت شاه به مدرسه فیضیه قم در سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) در سال ۱۳۴۲ بودو به موجب اسناد بدست آمده از ساواک، به زعم آنها از جمله خطرناکترین شاگردان امام واز افراطی ترین روحانیون تحت مراقبت بود.

تعقیب مداوم و لحظه به لحظه در مسافرتها و بازدیدها، به خصوص هنگام ورود به عرصه ایلات و عشایر، تعرض های مکرر به مدارس و بیت وی، متواری بودن ۷ماهه، احضار و بازداشت و بازجوئیهای سخت گیرانه، تعطیل کردن مدرسه علمیه و حوزه تدریس توسط رژیم، جملگی نمونه هایی از سوابق مبارزاتی این عالم فرزانه است. در مورد عشق وارادت ایشان به امام(ره) همین بس، زمانی که توسط ساواک دستگیر شده بود در مورخ ۰۶/۰۳/۱۳۵۰ در ساواک تهران پرسیدند: آیا مقلد خمینی هستید؟ گفته بود تا ننویسید آیت الله!! جوابی نخواهید شنید. بعد از اینکه نوشتند، این پاسخ را شنیدند که من خود، مجتهدم وتقلید نمی کنم(پرسش و دریافت پاسخ تازمان نوشتن آیت ا…، ۴۸ ساعت به طول انجامیده بود).

در پاییز ۱۳۵۷ همزمان با عیدسعیدغدیرخم مردم را به تجمع در مسجدحبیب شیراز دعوت کرد که پس از سخنرانی تندِ سخنرانِ قبل از ایشان، برنامه با سرکوب عمال رژیم پهلوی و دستگیری و انتقال آیت ا… به زندان عادل آباد ناتمام مانده وتعدادی از مردم شهید و زخمی شدند. اما در پی اعتراضات مردم ـ علی الخصوص اعلان جنگ عشایر بویراحمدـ از زندان آزاد شد و بلافاصله جهت هدایت وپیگیری تظاهرات انقلابیون به یاسوج عزیمت کرد. در پی آن نقش اساسی در خیزش مردم و عشایر خطه جنوب (فارس و کهگیلویه وبویر احمد) و اتصال به سیل خروشان انقلابیون ایفا نمود.

حدود ۲۰ روز قبل از پیروزی انقلاب، حضرت امام(ره) از پاریس طی نامه ای ایشان را مامور حفظ امنیت منطقه کرد. شش ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی حضرت امام(ره) طی حکمی ایشان را موظف به تشکیل دادگاه، اجرای حکم شرع و ایجاد آرامش و امنیت به هرنحو که صلاح بداند همچنین جلوگیری از اختلاف و تفرقه، ارشاد مردم و خنثی نمودن توطئه های دشمنان اسلام نمود. از آن زمان تا وقتی که دار فانی را وداع گفت به عنوان نماد و اسوه غیرت، مردمداری، منادی وحدت، حامی ولایت، نماینده امام(ره) و بعد از ایشان نماینده مقام معظم رهبری(حفظهم ا…)و نماینده مردم استان کهگیلویه و بویراحمد درمجلس خبرگان بود.

مشاهدات

در این قسمت با توجه به آشنایی و ارادت شخصی که اینجانب به حضرت ایشان داشتم به بیان خاطراتی چند که در حوصله این مقال بگنجد می پردازم وامیدوارم برای نسل جوان که گرایش فطری به معنویت دارند، معرفی ایشان به عنوان یک الگوی رفتاری متفاوت، مفید فایده قرار گیرد:

روزی آیت ا… ملک حسینی باخط زیبای نستعلیق خود، که زبانزد خاص وعام بود، طی نامه ای از یکی از فرزندان استان تعریف کرد، یکی از حضار به ایشان عرضه داشت، فلان شخص شایسته این همه تعریف وتمجید نبود. بلافاصله حاج آقا عرض کرد:«خداوند به من آبرویی داده و قرار نیست این آبرو را بزیر خاک ببرم بلکه باید برای مردم و عشایرخرجش کنم».

در یکی از جمع ها، فردی آمد، مطلبی را به آقا یادآوری کرد و رفت. دیگری گفت این شخص صدق گفتار نداشت ودروغ گفت، آقا با ناراحتی گفت: مگر شیعه امیرالمومنین(علیه السلام) هم دروغ میگوید.

در مورد شعار فرزند کمتر زندگی بهتر در میدان هفت تیر یاسوج (مناسبت ملی) و موقعیت های دیگر، تصمیم حاکمیت در اجرای این سیاست را محکوم میکرد و میگفت این سیاست ساخته وپرداخته صهیونیست است و یونسکو بیخودکرده، میخواهدنسل شیعه امیرالمومنین(علیه السلام)از بین برود.(بعد ها حضرت آقا در سخنرانی در جمع مردم بجنورد به این اشتباه اشاره فرمودند).

به مصداق کلام امام صادق(علیه السلام): شیعتنا خلقوا من فاضل طینتنا و عجنوا بماء ولایتنا یحزنون لحزننا و یفرحون لفرحنا –شیعیان مااززیادی گل ماسرشته ودرآب ولایت ماعجین شده اند، درغم ماغمگین ودرشادی ماشادهستند. همچنانکه ایام شهادت سرور و سالار شهیدان وایام فاطمیه بشدت متاثرمیشد. شادی ایشان درمناسبتهای شادی اهلبیت(علیهم السلام) درغدیر،نیمه شعبان،سیزده رجب و میلاد حضرت زهرا(سلام ا… علیها)و…زاید الوصف بودو کسانی که با آقا معاشرت بیشتری داشتند، میدانستند آقا شوخیهای ویژه ای دارند و خود را به ایشان میرساندند واگر وقت ناهار یا شام بود با تاکید ایشان، دوستان همه پذیرایی میشدند. (خودمانی بگم غذای مورد علاقشون کدو بود(

مدتی بود که کف زدن در مجالس اهل بیت (علیهم السلام) و خواندن یک سری اشعار افراط شده بود برخی علماء موضع گرفته بودند، شب میلاد حضرت زهرا(سلام ا… علیها)، در شبستان دفتر در محضر ایشان شروع کردم مدح خواندن، خواستم سرود بخوانم جمع کثیری از طلاب در مجلس بودند ازجمله حجهالاسلام سیدعلی اصغر حسینی امام جمعه یاسوج وچون ماموم ایشان در مسجد امام حسن عسکری(ع) بودم میدانستم میانه خیلی خوبی با دست زدن ندارد. اما در جریان نظر آقا نبودم. باخودم گفتم من سرود را بخوانم یک نیم نگاه هم به آیت الله بکنم اگه تایید کرد ادامه بدم حاج آقای حسینی مثل همیشه به نظر آقا احترام میزاره. باشروع مولودی متوجه شدم بقیه هم خیلی همراهی نمیکنند ازجمله طلبه ها!! لذا متوجه اخم و گره خوردن جبین آقاشدم در همین حین که خواستم تصمیمم را عوض کنم، دیدم آقا اشاره کرد همه دست بزنند. با ابتکار حاج آقای عظیمی دزفولی که تازه ملبس شده بود جلسه خیلی باحالی شد. بعد از برنامه با جمعی از حضار شام را خدمت ایشان بودیم و رو کرد به من و گفت:«مجلس اهل بیت(علیهم السلام)را گرم و خوب اداره کردی» وتا آخر شب چند بار گفت اگه نبود شیخ دزفولی…و سپس فرمود «اینکه خداوند متعال کف زدن رادر قرآن نهی کرده، به این جهت است که بت پرستان برای شادی برهنه میشدند ودور خانه خدادست میزدند این نهی شده، نه دست زدن در مجلس شادی اهل بیت (علیهم السلام)» ولذا صحبتشان یخ آن فضا را شکست وما به نظر وی در بقیه برنامه ومحافل استناد میکردیم. آخر شب که همه رفتند، به شبستان رفت و چند بار یازهرا (سلام ا… علیها) گفت وشروع کرد قدم زدن وطبق معمول هر شب سوره واقعه را خواندن.

تابستان ۸۴ قبل از مناسک عمره جهت خداحافظی محضر ایشان رسیدم تا بهره ای ببریم، از ازدواج سوال کردند وسپس فرمود: «مدینه رفتی از حضرت زهرا (سلام ا… علیها) طلب خیر و بهترین را کنید».

یک روزی در آستانه میلاد امام رضا(علیه السلام) خدمت ایشان رسیدم و گفتم آقا من همیشه می آیم منزل شما و گاهی ذکر اهل بیت (علیهم السلام)را میگویم، حالا یک بار حضرتعالی تشریف بیاورید منزل ما، فرمود: «خونه ما خونه همه ست همه باید بیان …» ونهایتا پذیرفت وشب میلاد را آمدند دهدشت که استقبال کم نظیری در مسجدجامع صاحب الزمان (عج)از ایشان صورت گرفت و بعد از آن یک سنتی شد که مردم و مسئولین در سالهای بعدمیلاد امام ضا(علیه السلام)آقا را دعوت می کردند و ایشان با کمال میل باوجود کهولت سن می پذیرفتند.
از خصوصیات دیگراینکه قبل خواب تجدید وضو میکردند و سوره واقعه را می خواند.اگر مهمانی نبود شبها را زودتر می خوابید. چند باری که توفیق حضور و اقامه نماز صبح به امامت ایشان را داشتیم. قبل از نماز صبح بیدار میشدند برای نماز شب وبعداز نماز صبح تسبیحات حضرت زهرا (سلام ا… علیها) آیه الکرسی، سه بار سوره توحید، سه صلوات، وسه بار آیه دوم وسوم سوره طلاق(من یتق الله یجعل له مخرجا ویرزقه من حیث لایحتسب ومن یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شیء قدرا)می‌گفتند. همان ذکر معروف که مرحوم نخودکی اصفهانی به امام(ره) یاد داده بود.در یکی از این صبح ها توصیه کرد این تعقیبات را خصوصا بعد نماز صبح و بین الطلوعین مداومت داشته باشید، البته همیشه تا طلوع قرآن میخواند.

یکی ازدوستان[۲]تعریف می کرد که: “روز عرفه درعالم رویا دیدم در حیات گلزار شهدای یاسوج ایستاده ام که آیت ا… ملک حسینی بصورت ناگهانی وارد حیات گلزارشدند و بی درنگ به شبستان گلزارشهدای یاسوج رفتند. من هم ناخودآگاه بدنبال ایشان رفتم، دیدم یک جوانی که عینک روی چشم دارد با صوتی دلنشین و بهتر از قراء مصری شروع کرد قرآن خواندن، نوری از او ساطع شد که به غیر از خودش هیچ چیز قابل مشاهده نبود. تاقبل ازآن جلوی گلزار گذشته بودم اماداخل نرفته بودم بعد از دعای عرفه برای اولین بار رفتم، گلزارشهدای یاسوج دیدم فضای داخل وسن در همان گوشه است که درخواب دیدم. گذشت و هفته بعد آن آیت ا… برحمت خدا رفت. درمراسم ختم ایشان در مصلی، دیدم عکس جوانی که قرآن میخواند در مراسم هست. سوال کردم گفتند این شهید ملک حسینی فرزند آیت الله ملک حسینی است. جوان قاری، همان شهید بود همچون فضای داخلی گلزار که تاآن روز ندیده بودم.”

نسبت به درایت علمی ودرجه اجتهاد بی ادعا و متواضع بود، گاهی که درمباحث تاریخی لب به سخن می گشودچنان از علم درایه و رجال سرشار بود که گویی سالها در صدر اسلام میزیسته. درمنزل حدیثی از بحارالانوار علامه مجلسی(ره) را خواند که معنای فارسی آن را بخاطر دارم، امام علی(علیه السلام) مشتی از خاک صحرای حجاز را برداشت و فرمود زیر این خاک نفتاست، به تعبیر امروزی کالای استراتژیکی که اگر تکنولوژی آن را داشتم استخراج میکردم ولی آیندگان این را ازدل زمین خارج میکنند وازثروتمند ترین مردم عالم می شوند.

کلام آخر:

مردی ازمیان ما رخت بربسته و به دیار باقی شتافته که غیرت و حمیت، ولایت مداری و شجاعت، مردمداری و دینداریش زبانزد خاص وعام بود. گویی قلم صنع الهی تندیس زیبایی برای دوران ما بتصویر کشیده بود، یا به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب «در طول دهها سال آشنایی و ارتباط با این عالم بزرگوار، همواره مجاهدت در راه حق و اهتمام بر خدمت به مردم وتلاش برای تعلیم وتربیت متعلمان و جویندگان، همراه با صدق و صفای کم نظیررا ازخصوصیات بارز این روحانی بزرگوار شناخته ام واین گونه خصال نیکو و برجسته، در میزان الهی ازبرترین حسنات است» تا این خلوص و عشق مثال زدنی در داستانها نماند و حجت وبرهانی شود، برای اهالی قرن معاصرکه نگویند، مگر میشود.

حال که چند صباحی است درعرصه های جدیدی از تعاملات فضای مجازی گرفتار شبکه های اجتماعی فراگیر، شده ایم و به زعم برخی، دوران گذار ازسنت به مدرنیته است، بجای اینکه بدنبال سبک زندگی غربی برویم فرازی از سبک زندگی اسلامی یک عالم را مرور نماییم.واضح و مبرهن است که یکی از گزاره های راهبردی در جریان سازی فرهنگی، توجه دادن جوانان به سیره عملی مشاهیرو مفاخر استان ازجمله آیت ا… ملک حسینی(اعلی الله مقام الشریف)است. به یاری حق همه مسئولین و دغدغه مندان بتوانند نقش بسزایی در تعمیق باورهای دینی و هویت بخشی به جوان امروز ایفا نمایند. هرچند باید اعتراف کرد در انتقال فرهنگی از نسل قبل به نسل بعد موفق نبودیم.

آری در سحرگاه جمعه ۱۲/۰۸/۱۳۹۱ به لقاءا… پیوست وهمزمان باعید غدیر و ۱۳ آبان روز استکبار ستیزی،این شخصیت منحصر به فرد که جلال وجبروتی در او هویدا بود، به دل خاک سپرده شد. دیدیم قطره ای که ۸۸ سال پیش سیر کمال خود رادر تاریکی آغاز کرده بود پس از گذر از طوفانهای فراوان و گذرگاههای سخت سرافراز وسربلند به دریای عشق و معرفت پیوست و اکنون دیگر به دریا رسیده و دریا شده و این دریا دیگر تمجید شدنی نیستو این معنای فناء فی الله است که فانی در خدا بود و دیگر من وجود خود را از میان برده بود و ما شده بود به «انا» پیوسته بود وامروز در سوگ این مرد بزرگ و فقیه عالیقدر نشسته ایم.
وچه زیبا فرمود پیامبراعظم(صلی ا… علیه و آله و سلم): اذامات االعالم الفقیه ثلم فی الاسلام ثلمه لایسدها شئ الا عالم بمثله- وقتی عالمی فقیه فوت میکند در اسلام رخنه وشکافی ایجاد میشود که هیچ چیزی آن را پر نمیکند، مگر شبیه به آن./

سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز مرده آن است که نامش به نکویی نبرند

سید فرزاد نجات نیا

[۱]حجه الاسلام اسماعیل آذری

[۲]سیدصدیق زاهدیان

 

 

بویرنیوز

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • بی ریا می‌گه:

    جناب سیدفرزادنجات نیا خودشیرینی هم حدی دارد،حیف حاج شیروان کاظمی این بزرگ مرد استان ،که همچین نوی مثل شمادارد.

  • مجتبی حکمتی می‌گه:

    نظر خود را وارد نمایید…خدا رحمت کنه آقا رو…سوالی که ذهن من رو به خودش مشغول کرده اینه که همه از مردمداری صداقت وشجاعت آقا صحبت میکنن ولی تا حالا نشنیدم کسی راجع به فضائل علمی و ولایتمداری مرحوم آیت الله ملک حسینی صحبت کنه لذا از بیت شریف ایشان خصوصا خلف صالح ونماینده رهبر معظم انقلاب در استان حضرت آقای ملک حسینی حفظه الله تعالی خواهش میکنم که حتما به مناسبت وبهانه ای از جایگاه رفیع علمی و ولایتپذیری ایشان ًهمه مارا به فیض اکمل و اتم برسانند

200x208
200x208