تاریخ درج خبر : 1394/08/17
کد خبر : ۵۲۳۳۲۰
+ تغییر اندازه نوشته -
جهانگیر ایزدپناه

موسیقی و پیوند آن با جامعه و طبیعت

izadpanah-157x130

تعریف موسیقی
واژه موسیقی( موزیک ) ریشه یونانی دارد . اما در زبان ایرانیان خُنیا (نوای خوش) نام داشت و خُنیاگر هم به نواز نده و اوازخوان گفته می شود و از واژه ی پهلوی “خونیاک” گرفته شده است . واژه خُنیا و خُنیاگر متاسفانه در بین مردم کمتر رواج دارد . موسیقی (خُنیا) هم بیان احساسات است بوسیله ی آواها که بر دو پایه اصلی یعنی صدا و ریتم استوار است و هر چه ترکیب اصوات ماهرانه تر و هماهنگ تر باشد ، موسیقی (خنیا) دل انگیزتر است .
بقول بتهون آن جا که سخن از دل انگیزی و دلربایی باز می ماند (ناتوان می گردد) ، موسیقی آغاز می شود و به لطافت روح و روان می پردازد . و بقول ارسطو موسیقی حکمتی است که بشر وقتی در قالب الفاظ از بیان آن عاجز است آن را در قالب اصوات ظاهر می سازد .بنا به گفته ی فیلسوف مشهور آلمانی (هگل) موسیقی متعلق به اعماق درونی انسان است و هنر خاص روح است و مورد خطاب آن هم روح است .
همه ی این تعاریف نشان از این دارند که موسیقی بیان احساسات و نیاز های روحی بشر است . عده ای هم معتقدندکه وقتی انسان ها توانستند برای اولین بار خوشی و رنج های خود را با صدا نمایش دهند ، سر آغاز پیدایش موسیقی بوده است .
گرچه همه متفق القول اند که موسیقی بیان احساسات انسان هاست اما بر سر این که منشا موسیقی چه بوده و از چه عواملی اقتباس شده است نظریه های گوناگونی وجود دارد، از جمله این که موسیقی از عوامل طبیعت نظیر وزش باد ، ابشار ، رقص شاخه ها و برگ های درختان صدای جریان چشمه سار ها و رودخانه ها و صدای پرندگان و …… نشات گرفته است .
بررسی آثاری نظیر نقاشی ها ونقش های روی سنگ ها ،غارها ،ظروف و …. حکایت از این دارند که در دوران “پیش از تاریخ “هم موسیقی به نحوی میان انسان ها رواج داشته و حتی بعضی از تصاویر نشان می دهد که زنان هم در موسیقی نقشی داشته اند . بعد از آن هم ( در دوران تاریخی ) در جهان و ایران بنا به تحقیقات تاریخی موسیقی در جوامع گوناگون چه در خدمت پرستشگاه ها و ادیان و در دربارها وچه بین مردم در دوران عیلامی ها و هخامنشیان و ساسانیان و …. رواج داشته و از موسیقیدانانی نظیر باربد ، نکیسا ، بامشاد ، رامتین و …. از سازهای کوبه ای و غیر کوبه ای نظیر ، تنبور ، سرنا ، نی ، رباب ، بربط ( عود ) و سازهای دیگر نام برده شده است .
همه ی این شواهد حاکی از آن است که موسیقی نیاز روحی انسان ها بوده و همراه با انسان ها و جوامع انسانی پا به عرصه ی وجود نهاده و تکامل یافته است و انعکاسی بوده است از سیر زندگی گروه های اجتماعی انسان ها و زیبایی های خلقت و طبیعت .
موسیقی ایرانیان
در ایران هم در طول تاریخ کهن و دیرینه اش که گاهی وسعتی به مقیاس بیش از نیمی از جهان را داشته ، موسیقی اصیل آن برآمده از بطن جامعه بوده و بیان کننده دردها ، رنج ها ، شور وشعف ها و شادی های مردم و زیبایی های طبیعت و خلقت بوده و نبض جامعه را در دست داشته و طپش آن هماهنگ با طپش نبض جامعه بود . در موسم های شادی و خرمی و حماسه آفرینی تمی شاد و روح انگیز و حماسی داشته و به هنگامی که مورد هجوم ها و ستم هایی نظیر کشتارها و ویرانگری اسکندر مقدونی و مغولان و اعراب ُ بنی امیه و بنی عباس قرار گرفته نوایی غمگین و سنگین داشته است . ایرانیان که در فرهنگ خود واقعه ی عاشورا ، مظلومیت حلاج ها ، مزدک ها ، بابک ها ، امیر کبیر ، حسنک وزیر ، بزرگمهر ، ابومسلم خراسانی و شهیدان انقلاب مشروطیت و انقلاب شکوهمند بهمن 57 و جنگ ایران و عراق را در تاریخ خود دارند نواهایی متناسب با این وقایع دارند و از طرفی هنگام مبارزات و حماسی آفرینیشان هم تصنیف هایی نظیر ” از خون جوانان وطن لاله دمیده ” ، ” ایران ای سرای امید ” و …. را در موسیقی خود دارند که نقطه ی عطفی در تاریخ موسیقی ایران می باشند . موسی ایران هم طرب و شادی ها وامید ها و توصیف هنرمندانه ی زیبایی های طبیعت و خلقت را دارا می باشد.
بنابراین فراز و فرودهای موسیقی ایرانی فراز ونشیب های جامعه ی ایران را در بر دارد و انعکاسی عاشقانه ، شادمانه ، غمگنانه ،عارفانه و صوفیانه از نیازهای طیف های روحی مختلف جامعه ی ایران را در خود دارد و آرمانگراست و تلاش های هیجانی کاذب و هنجار شکنانه هم چندان جایی در آن نمی یابد و از موسیقی دیگر ملل هم بهره می برد و تاثیر می گذارد .
باپیشرفت جوامع بشری و سوق بسوی عدالت و توسعه و رفع مظالم گوناگون ، بتدریج از بار غمگینانه موسیقی باید کاسته شود و بسوی شادی و امید پیش رود . هر تلاش مصنوعی عجولانه ، مغرضانه ، ناشیانه و نابخردانه در جهت پوچگرایی و هیجانات کاذب رایج در بعضی از ممالک یا عکس آن شادی ستیزی ، امید زدایی و غم افزایی باعث خلا روحی – فرهنگی خواهد شد که عواقب ناگواری در پی خواهد داشت و به فرهنگ و پیشینه جامعه و روح و روان مردم لطمه خواهد زد .
موسیقی محلی
در این بین موسیقی محلی را هم باید مد نظر داشت که هم می تواند از موسیقی ملی بهره بگیرد و هم در غنا بخشیدن به آن سهیم باشد .
یار یار خوانی
“یار یار “خوانی در بین لر زبان ها جایگاه رفیعی دارد درباره ی آن قبلا نوشته شده است : “یار یار ” دیار ما طبیعت زیبا را با کلامی موزن (شعر)بیان می کند . همچون نقاشی که مناظر زیبا را ترسیم می کند . نقاش و شاعر بطور کلی هنرمندان زیبایی های طبیعت و زندگی انسان ها و مشکلات آنها را بیان می کنند. هر دو بیان طبیعت و زندگی انسان است یکی با ترسیم و تصویر (نقاشی)دیگری با کلام موزون و دل انگیز (شعر وموسیقی ) .
هر دو به تماشای زیبایی طبیعت و خلقت نشسته اند ، یکی با ترسیم دیگری با کلام موزون البته همراه با پرداخت هنرمندانه و بصیرتی زیبا شناسانه مشاهدات خود را عرضه می دارند که از عهده همه کس بر نمی آید . روحی لطیف ، احساس و نگاهی عمیق می طلبد که جوهره ی اصلی خلقت ها را بدرستی دریابد و به گونه ای هنرمندانه ، زیبا و سحر انگیز بیان کند که در تار و پود انسان ها رخنه کند و ماندگار شود ، مردم را به شادی در آورد . تسلی بخش و تسکین دهنده ی دردها و رنجهای آن ها باشد. مرورگری باشد بر زندگی آن ها تا تداعی کند تاریخ و سرگذشتشان را وهمدم وهمدرد انها باشد . هر شاعر و هنرمندی که زیباترو دلپذیرتر بیان کند موفق تر و آثار و نامش ماندگارتر است .
شعرها و آثار هنری را کاغذ گرانبها و برگ زرین حفظ و ماندگار نمی کند . روح ، جان و ذهن مردم است که آن ها را به خلوت وجود خود راه می دهد ، بر لوح روح خود حک می کند و ماندگار می سازد و از نسلی به نسل دیگر می سپارد و از گزند روزگار مصون می دارد . “یار یار” را هم کسی بر کاغذ گرانبها و زرین و حتی کاغذ پاره ای ننوشت . “یار یار” از دل برخاست بر دل نشست و سینه به سینه گشت و از گزند روزگار مصون ماند
تا این مردم از خستگی راه و روزگار با خواندن “یار یار” دمی بیاسایند .

جهانگیر ایزدپناه

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208