تاریخ درج خبر : 1394/08/01
کد خبر : ۵۲۳۳۴۶
+ تغییر اندازه نوشته -
میلاد زندی

یادداشتی در گرامیداشت حضرت ایه العظمی سید کرامت الله ملک حسینی (ره)

((انا لله وانا الیه راجعون))

چند روزی است که ضربان قلبم تند تند میزند ونفسم ناخوداگاه بندمی آید ودست پایم به لرزش افتاده است. آخرقرار است شخصی مانند من با این همه دلبستگی ودلدادگی به این دنیای زبون ومادی با قلمی شکسته وناتوان,زبانی الکن وذهنی معیوب در وصف سید معظم له همچون آیت الله العظمی سید کرامت الله ملک حسینی بنگارد که بسان جد پاک و معصوم ومطهرش حضرت زین العابدین(ع) هیچگاه دل در گرو تعلقات دنیوی وظواهر دنیای مادی نبودند ودر سر هوای حق وحقیقت ورضای خدای باری تعالی را میپروراندند.

آری این نگارنده کمترین میخواهد در وصف سلمان زمانه,پدر عشایر جنوب کشور,فقیه مجاهد,دانشمندی مبارز,عارفی مجاهد و……….سخن بگوید.

آخر من چه میتوانم بگویم که دیگران تاکنون در وصفش نگفته باشند ونسراییده باشند؛اگر بخواهم از اخلاص وتقوا وشجاعتش,اتصالش به منبع شناخت,بحر طویل فهم وکمالاتش,یا سابقه مبارزاتی اش علیه رزیم ستمشاهی پهلوی و………هزاران وفروان سجایع اخلاقی والای حضرت آقا سخن بگویم لاجرم باید مثنوی دیگری به رشته تحریر درآورد که بی شک ازعهده بنده کمترین این امر میسر نیست.

بگذارید بدون اغراق بگویم که این افکار مدام ذهنم را پتک میزند که تو اینقدر صالح وصادق هستی که میخواهی از سید والا مقام وبزرگواری سخن بگویی که ازبهترین وصالح ترین وصادق ترین وبا اخلاص ترین مخلوقات خدا سخن به میان بیاوری!؟

تویی که شیطان رانده شده را ثانیه به ثانیه در همه احوال کنار خودت مشاهده ونظاره میکنی چگونه میخواهی از حضرت آقایی سخن بگویی که در عنفوان جوانیش نفس اماره اش را ذبح کرده بود!؟

وهزاران هزار سوال دیگر وافکاری از این دست .ولی باز جسارت میکنم وقلمم را در دست میگیرم ومیخواهم چند سطری در وصف عارفی سالک ومجاهدی نستوه بنگارم انشالا باقیات صالحاتی باشد برای دیار اخروی ام……….

دقیقا به خاطرم هست جمعه حزن انگیز وماتم زده ومنحوس 12 آبانسال 91 را که نحسی اش گریبانگیر

تمام علماء اعلام,مراجع عظام,ارادتمندان ودوستداران حق وحقیقت رافراگرفت ودر غمی بزرگ وعظیم به سوگ نشاند وداغدار نمود وسیاه پوش کرد.

هنوز عقربه های ساعت به هشت ونیم الی نه صبح نرسیده بود که رسانه های دیداری وشنیداری خبر از مصیبتی ناگوار وعظیم را به سمع ونظر همگان میرساند.خبری که مزین به تصویر مبارک حضرت آقا بود ومارش ونوحه ماتم وعزا نیز تصویر را همراهی کرد.خبری که حکایت از مصیبتب عظیم ودرد جانگداز وجانسوزی را حکایت میکرد که سیل بغض واشک وآه وحسرت را بی اختیار تمام قد صورت هرکسی که حتی اندک شناختی با حق وحقیقت داشت را جاری وساری میساخت.

آری اینبار گلچین روزگار مردی بزرگ وعارفی زاهد را از میان خیل عظیم نامردمان ونااهلان دنیای وانفسا جدا نمود وهمراه حضرت ملک الموت رهسپار سرای جاودان نمود.

درد فراق ومصیبت به غایت عظیمی که نه تنها خاندان معزز ومکرم ملک حسینی را داغدار ومحزون نمود بلکه سبب تالم خاطر رهبر عظیم الشان انقلاب,علماءعظام,مراجع تقلید,مسولان کشوری ولشگری,مردم استانهای فارس وکهگلویه وبویر احمد وتمام جویندگان حق وحقیقت را فرا گرفت.

خبر هولناک ودهشتناکی که تمامی مردمان خطه جنوب ایران را در بهت وحیرت فرو برد گویی که پدر نسبیشان را از دست داده باشند ویتیم شده باشند شیون کنان ومویه کنان بر سروصورت خود میکوبیدند وناله وفغان سرمیداند.

پیرفرزانه وسید بزرگواری که همانند اجداد ونیاکان پلک ومطهرش درب بیت وی در همه حال بر روی خوانده وناخوانده گشوده بود(گرچه هنوز هم بزرگواری وکرامت فرزندان خلف وصالحش این سنت حسنه آبا واجدادی هنوز هم در میان خاندان معزز ومکرم ملک حسینی پابرجا ومستدام است.)ودست گیر وسنگ صبور نیاز مندان ودردمندان بود وهمچون پدری دلسوز دست محبت ونوازشش بر سر هر زخم خورده وزمین خورده ای فرود میامد وتسلای خاطرشان را فراهم میساخت.

هر زمان که اختلاف قومی ,قبیله ای پیش آمد فضل الخطاب سخنان حضرت آقا بود که به قائله هایی که هر کدام به تنهایی میتوانست امنیت هر منطقه ای را تحت الشاع قرار دهد پایان میبخشید ونهایت نیز طرفین درگیری ومخامصه را به صلح وسازش وتفاهم وتسامح وتساهل دعوت میکرد.

از سابقه مبارزاتی اش علیه رزیم تا بن دندان مسلح طاغوت هرچه بگویم کم گفته ام زیرا ایادی وخدم وحشم شاهنشاه ملعون را آیت الله العظمی به ستوه آورده بود طوری که به اذعان اسناد طاغوت وی را از شجاع ترین وخطرناک ترین شاگردان ویاران امام نام برده شده است.

که ثمره این مبارزات و روشنگری ها ودرگیری ها به طاغوت ملعون ونفرین شده سالها تعقیب وگریز های پی در پی ومجروحیت در واقعه مدرسه فیضیه قم واحضار وبازجویی های مداوم وحبس سیاسی در زندان عادل آباد فارس منجرگردید.

از زمانی که شاگرد امام خمینی کبیر بودند ونزد ایشان تلمذ مینمودند مورد وثوق وتائید حضرت امام بودند ودر میان شاگردان امام همیشه جایگاه والایی را به خود اختصاص میدادبر صحت این ادعا ذکر همین نکته کافیست که ایشان 20 روز قبل از مراجعت به ایران طی نامه ای مسولیت حفظ وحدت ونظم وآرامش در منطقه را به ایشان سپرد واین مسولیت تا زمانی که ایشان دیدگان مبارکش را از جهان فروبست مستدام وپابرجابود.حضرت آقا همیشه دینش راتمام وکمال به اسلام وانقلاب ادا میکرد

چه آنموقع که در زمان طاغوت در هر کوی برزنی به افشاگری وروشنگری مردم علیه رزیم ستمشاهی

میپرداخت وچه آن موقع که با ارشاد وهدایت مردم خطه جنوب ایران اسلامی خیل عظیمی از مردم برای ذفاع از سرزمین آبا واجدادی شان رهسپار جبه های حق علیه باطل نمود وچه آنموقع که فرزند شهید دلیر وبرومندش را تقدیم نظام مقدس وانقلاب اسلامی نمودند.

سید والا مقام وبزرگواری که تقوا ودینداری اش را از مرحوم پدرش سید آصدرا رحمه الله واحداد ونیاکان پاک ومطهرش به ارث برده بودهیچگاه نظرش تحت تاثیر جریانهای فکری وسیاسی زمانش نبود,کسی به خاطرش نمی آید که معظم له هیچگاه حقیقتی را فدای مصلحتی کرده باشد.

تلمذ نزد آیات عظام ومراجع صاحب سبکی همچون حضرات امام خمینی بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی,

آیت الله العظمی بروجردی,آقامحمد نقی خوانساری ,آیت الله کوه کمری ومرحوم سید داماد یزدی باعث گردیده بود تا دریای بیکران فهم وکمالات وخرد ایشان گسترده تر شود واز وی فقیهی صاحب سبک,

صاحب نظر در میان فقها را باعث گردید که بر مسائل فقهی احاطه کاملی داشت.

عمری را صرف تبلیغ وگسترش دین واعتقادات صحیح به مردم منطقه در طبق اخلاص گذارد هرچند که باور واعتقاد قلبی مردم منطقه به وی وخاندان پاک ومطهرش سبب ناخشنودی وکینه توزی وحسادت برخی کینه توزان وقدرتمندان وخوانین را درپی داشت .ولی برای معظم له که هدفش اعتلای روحی ورشد فکری مردم منطقه بود بسادگی از کنار دشمنی ها وکارشکنی های نا اهلان وحق نشناسان میگذشت چرا که به هدف والایش رضای خدا وترویج اسلام نای محمدی را در سر میپروراند.

هیچگاه به مانند برخی رجال سیاسی وصاحب منصبان کشوری ولشگری گذشته وحال وآینده ایران زمین به فکر زر اندوزی وکیسه دوختن از خزانه بیت المال برای خودش وخاندان معزز ومکرمشان نبودند وذره المثقالی از بیت المال را به ناحق برای خودش وخانواده مبارکشان نمیخواست زیر که حضرت آقا دیر بازی بود که چشم ودل مبارکشان را بر روی ظواهر دنیای فانی ومادی بسته بودند ونفس اماره اش را ذبح کرده بود.

آری همین کرامات وافاضات وسجایع اخلاقی ن بود که باعث گردید ملائک خداوند باری تعالی خیل عظیم وبیشماری از مردم را به تشیع پیکر مطهر آیت الله العظمی ملک حسینی نماینده فقید ولی فقیه در استان کهگلویه وبویراحمد وعضو مجلس خبرگان رهبری دعوت بنمایند طوریکه به اذعان همگان بعد از مراسم تشیع پیکر حضرت امام دومین تشیع پرشکوه در تاریخ ایران زمین نام برده میشود.

ضایعه ناگوار وجبران ناپذیری که سبب تالم خاطر رهبر انقلاب آیت الله خامنه ای را نیز فراهم ساخت وپیام تسلیت حزن انگیز را به رشته تحریر درآورد وروسای جمهور ورییس مجلس خبرگان ورییس مجلس و……… بسیاری دیگر از مسولان کشوی ولشگری را به عرض تسلیت واداشت وخیل عظیمی از رجال سیاسی وکشوری ولشگری را برای شرکت در مراسم تشیع پیکر آن فقید سعید وعرض تسلیت به خاندان معزز ومکرم ملک حسینی به یاسوج گسیل داشت.

دنیا به عزای تو یتیمانه گریست
هر مرد و زن و عاقل و دیوانه گریست
من کودک معصوم یتیمی دیدم
آنروز چه مظلوم و غریبانه گریست …

 

میلاد زندی ـ جامعه شناس

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208