تاریخ درج خبر : 1394/08/21
کد خبر : ۵۲۳۸۱۵
+ تغییر اندازه نوشته -
عارف نگین تاجی:

از خودکشى سرشار.. جویبار جوان مرگى ها جاریست!!

photo_2015-11-12_10-26-59

این روزها خبرش از هرسو به گوش میرسد ، برگ سبزِ زندگى جوانى به دست خودش بر زمین مى افتد !! گویى که فصل خزان طبیعت با خزان زندگانى جوانان مقارن شده است.

یادداشت نه تاریخچه ى “خودکشى” است و نه تعریف و روش ها و نه آمار آن نسبت به مدت مشابه سال گذشته !! آنچه مهم است خود ِ “خودکشى” است.
اغلب از یأس که علت آن اختلالات روانى مانند افسردگى ، اسکیزوفرنى ، سوء مصرف مواد مخدر و… میباشد به عنوان دلیل اصلى خودکشى نام برده مى شود ولى جامعه ى ما اکنون تنها “یأس” را دلیل خودکشى نمیداند.
جامعه ى ما در دوره ى گذار از “سنت ” به “مدرنیته “و “پست مدرنیته” است ، در این میان نسلى قرار دارد که از سنت روى گردانده و بعضا از مدرنیته و حتما از پست مدرنیسم سرکوب شده است، که این خود از بدترین مراحل ِ دوره ى گذار است !

جامعه ى سنتى در دایره ى خود دایره ى کوچکترى دارد که آن را حقیقت محض مى پندارد، هیچ تغییرى در آن را بر نمی تابد و سنت سلاحى میشود براى جلوگیرى از پرواز ها و تابو شکنى ها و سرکوبِ خواسته ها و تفکرات فرزندانى که طالب تغییرند ؛ جوانانى که با سنت بزرگ شده اند و اکنون گرفتار مدرنیته اند از یک سو حرمت موى سپید آموخته اند و سوی دگر دل باخته اند به عصر خویش!! .نیازهاى جوان مورد توجه قرار نمى گیرد و خواسته ى او با ترازوى دیروز اندازه گرفته مى شود که این باعث سرخوردگى و طغیان است ، سنت پایگاه خوبى براى ایجاد جامعه ى مستحکم بوده و هست ولى واکنش سنت به مدرنیته به این شکل قربانى میگیرد؛

اُفت یا تغییر ارزش ها؛ ارزش هاى دینى و ملى به تدریج کم رنگ شده و ارزش هاى اجتماعى در حال تغییر است ، این کم رنگى ها و تغییرات نه به صورت صحیح که با ورود اندیشه ها از طریق فیلم ، بازى ، شبکه هاى مجازى و… در حال شکل گیرى است و در مقابل دست اندر کارانِ امر نه تنها اهتمامى به آگاهى بخشى و هدایت درست این جریان نورزیده اند بلکه سعى در جلوگیرى از راه هاى ورود وسایل دارند که در دنیاى ارتباطات کارى است بیهوده و نتیجه اى نخواهد داشت ؛ عادى شدن و گاهى زیبا نشان دادن خودکشى از طریق فیلم ها، داستان ها ، شعر ها ، اخبارها و .. به صورت بسیار جدى در تابو شکنى و عادى سازى این عمل نقش داشته است . بنیان خانواده و هویت ملى مذهبى در خطر است و ما هنوز اندرخم کوچه ى چه کنم نشسته ایم ، سنت گرایانه از نظرات صاحب نظران دانشگاهى و متخصصان استفاده نمیکنیم و اگر هم نظرى داده میشود به مرحله ى اجرا نمى رسد. بدیهى است افتادن در باتلاق بى ارزشى ها و دست روى دست گذاشتن ها نیز قربانى میگیرد؛

این “اتفاق سرد” در مناطق عشیره اى به دلیل محکم بودن روابط فردى و اجتماعى همواره در پایین ترین سطح قرار داشت اما چندیست روزانه خبرهاى تلخى از گوشه و کنار استانى عشیره اى قلب هر انسانى را به درد مى آورد ، جوانانى که اغلب بسیار کمتر از ٣٠ بهار از زندگى را دیده اند شرنگ مرگ در جام خود میریزند ، دلایل آن را میتوان در موارد بالا جستجو کرد ، ترس از برچسب خوردن و از دست دادن ، نادیده گرفتن بیمارى ها هرچند خفیف و کوتاه مدت ، بى انگیزگى ها ، مشکلات عدیده ى اقتصادى فرهنگى اجتماعى و…
در این میان نمیتوان از نقش مهاجرت هاى بى رویه از روستا به شهر و ورود ناگهانى به جامعه اى بزرگتر و پر خطر گذر کرد ، در جایى که مشکلات بیشتر است و توان سازگارى با شرایط را نخواهند داشت ؛
مردم منطقه شاید براى نخستین بار است که با خودکشى جوانان شان با این وسعت و تعداد روبرو شده اند ، عدم آگاهى از بیمارى ها و نحوه ى برخورد با آن ها ، عدم درک متقابل در خانواده ها ، مشکلات معیشتى و اقتصادى، اختلالات فرهنگى ، شرایط سخت زندگى ، این ها همه خطراتى است که تیر به سوى خانواده ها نشانه رفته است و ثمره اش را در حال مشاهده هستیم.

راهکار چیست ؟
اگر از نظرات متخصصان استفاده شود که این دوره ى گذار را به صورت صحیح طى کنیم ، اگر در سیاست گذارى هاى فرهنگى و اجتماعى کلان و منطقه اى آزادى بیشترى در نظر بگیریم ، اگر از طریق رسانه ها و برنامه ها به مردم آموزش و آگاهى تزریق کنیم ، اگر در وضعیت اقتصادى گره هى بگشاییم ، اگر قبول کنیم که جوان امروز مى تواند عقاید دیروز را نداشته باشد و این مبارزه با عقاید سنتى نیست ، اگر فکرى به حال ِ نقش جدید افراد در مهاجرت به شهرها و هنجار شکنى هاى مهاجران کنیم ، اگر نگاه مان واقع بینانه باشد و قبول کنیم دنیا در حال تغییر است ..
میتوان امیدى داشت که این پدیده ى شوم کمرنگ تر شود و درصد امید به زندگى در بین مردم افزایش یابد.
اگرچه هریک از دلایل و راهکارها جاى ساعت ها و روزها بحث دارد ولى فرصت آن در این نوشتار نیست ، اگر سرى به بیمارستان هاى شهر بزنیم هجوم افرادى که خودشکى ناموفق داشته اند را خواهیم دید و به عمق فاجعه بیشتر پى خواهید برد ، خودکشى براى پزشکان و پرستاران بیمارستان عادى شده است ، کاش نرسد روزى که براى سایر مردم نیز عادى شود !! ما از شهرى شدن تنها پول دراوردنش را یاد گرفته ایم و خودمان سعى در تغییر نداشتیم و جوان هایمان با معنى نادرست تغییر را تعریف کرده اند. تغییرى که ارزش ها را عوض کرده و بى ارزشى ها را افزایش داده است، تغییرى که همه ى گذشته را رد مى کند ، تغییرى که سقوط است. امیدوارم نوش دارویى پس از مرگ سهراب نباشیم و امروز را دریابیم.

در پایان باید گفت زندگى آبستن حوادث گوناگون است و باید در تندباد مشکلات مجهز بود ، مجهز به امید !
شعرى به گویش محلى (لرى) از استاد احمد انصارى نیز خواندنش خالى از لطف نیست:

نه بشینى که یه ایلى تیٓشون تیتِ وٓ دیر / گِله هم اگر وٓتابو سٓرِ پا ویس وُ بمیر

ننشین که یک ایل از دور نگاهت میکنند(امیدشان به توست ) “” گلوله هم اگر خوردى بایست و بمیر( تسلیم نشو)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208