تاریخ درج خبر : 1394/09/11
کد خبر : ۵۲۵۷۷۱
+ تغییر اندازه نوشته -
ایمان یعقوبی

«نقد تئوریک خشونت»

یعقوبی

سایت استان: ایمان یعقوبی
گر طالب بزرگ شدنی سر به آستان اندیشه بسای ، مقامت بلند شود گر اندیشه ات بلند باشد . مدادت را به تراش بردگی و خودکامگی نتراش .
نگاشتی نامتوازن از نظر و دیده گذشت . هدف را نیافتم ولیکن غرض بسیار نمایان بود و قلمی که عاریت قدرت طلبان است حقیقت را قلب نگاشته بود . ملال انگیز امروز آن است که رضایت خاطر دوستان شفیق بر حقیقت پوزخندی تلخ می زند . اگر ردیه ای بر خشونت نگاریم ، تکفیر می شویم و افراطیون فریاد واسلاما و انقلابا سر می دهند که اجانب برکارند و اگر سکوت کنیم انگی دیگر است فعل ما را .
هدف آن نیست مجادله ای بیافرینم که بر آن پایانی متصور نیستم این جدل از آنرو خطاست که سخن از منطق گفتن با غیر اهلش خطاست پس سخنی به اجمال گویم تا میانبر ره باشد .
باب کلام را به اشتباه استراتژیکی می گشایم که به آن گرفتاریم . شایسته آن است از چرایی خشونت بگوییم نه از چگونگی اش ، که آنچه ریشه الم روزگار ماست در اولی مستور است .
خوانش افراطیون از خشونت ،عین خشونت است . همه از مفهوم خشونت آگاهیم ، اگر در ذهن کسی به نسیان رفته است چنین بازگویمش : هر آن اقدام به قوه قهر در به کرسی نشاندن عقیده ولو ناصواب حتی اگر خلاف میل طرف مقابل باشد .
برخی کاوشگران عالم روان خشونت را ذاتی دانند . به حکم عقل و تجربه آمران و فاعلان حادثه یاسوج را از هم سوا می کنم از قضا همه ی فاعلان را افراطی نمی دانم چراکه فاعل پیاده نظام است و معتقدم در واکاوی خشونت علاوه بر امر ذاتی تأثیر محیط فرهنگی و اجتماعی بر میزان آن چشم ناپوشیدنی است . به نقل از “سروش دباغ” خشونت برساخته اجتماعیست و در طول تاریخ متغیر و متأثر از شرایط است . پس آمران و برخی فاعلان خشونت آن روز خشونت شان آگاهانه ، عریان و هدایت شده بود و برخی متأثر از وضع موجود خشونتی نمادین و ناآگاهانه داشتند . بر دومی ها حرجی نیست چراکه طبع جوانیست سری پر شور داشتن ، هرچند توجیه نامتعارفی است . این فعل از دید افراطیون انقلابی گری است که البته سطحی و کورکورانه است چراکه خشونت بعضاً ذیل انقلاب می آید و ابزار تحقق هدف انقلابی است ، لیکن در ابعاد محدود هدف خشونت ، مستقل و یکتاست (( در واقعه یاسوج با توجه به کوچکی ابعاد دیگر موضوع انقلاب مطرح نیست و هدف نهایی اخلال و بر هم زدن شرایط و نظم و تحقیر و تسلیم طرف مقابل به بهانه انقلابی گری است )). برای جاری شدن خشونت بستر یاید فراهم باشد . بیداری و رشد اژدهای خشونت محصول بوسه اهریمن بر اکتاف ضحاکیان می باشد شبیه آنچه امروز سوریه و عراق و خاورمیانه مظلوم بدان گرفتار است . باری انفعال جامعه و امثال ما زمینه ساز رشد فزونتر خشونت است . ابراز خشونت ، ابزار خشن می طلبد و واضح است ماهیت ابزار خشونت خود نیز خشن است . کنش خشن واکنش خشن در پی دارد این ذات خشونت است . مصداق عینی این مدعا وقایع دانشگاه آزاد یاسوج است .
در این حادثه از آنجا که بستر فکری و اجتماعی ظهور خشونت آماده بود عاملان بدنبال متهمی به عنوان هدف فیزیکی بودند که در پی طرح ذهنی خشونت به عنوان محرک روانی و ایدئولوژیک می بایست می آمد تا پازل خشونت تکمیل شود . هدف جوانان حامی فتنه!!! و سران فتنه!!! که این خود حجت شرعی و ایدئولوژیک را بر خشونت طلبان تمام کرد .” والتر بنیامین” خشونت حافظ و واضع قانون را باز می شناساند که آن نوع حافظ قانون تداومش بنای قانون گذار را همی سست کند آن هم از راه سرکوب مخالفان . بعد سوم ، خشونت االهی ، نه حافظ است نه واضع چونکه برمی اندازد و به زیر می کشد و این خطرناک ترین ابهام است . حال تو خود بخوان ازین مجمل حدیث مفصل را
سرآغاز نوشته ای تحت عنوان صبح بخیر آقای فرماندار در راستای نقد فوق قابل ارزیابی است تا ضعف نگارنده در استدلال را بپوشاند . رسم سخن پراکندن در هدایت ذهن به مسیری معین ناشیانه بکار میرود . بر موج فتنه به رسم افراطیون فتنه گری می کند و از جام نفوذ شراب فتح می نوشد و سرمست از این باده گساریست . فرماندار را به دامن زدن به ناامنی و بی تدبیری و ناامن نمودن فضا متهم می نماید و مدعیست با عقل سلیم ناسازگار نیست مگر نیمه ای مخفی داشته باشد . آری چنین است اینها با عقل سلیم سازگار نیست چون زایده عقلی علیل و ذلیل است و شاید به جرأت بتوان گفت روح افراطی گری از اندیشه و تعقل بدور است. در ادامه سخن هدف نه نقد شورای تأمین که تخطئه و تخریب رئیس شوراست . نگارنده محترم در مقام مدعی است پس لزوم ارائه اسناد ضروریست شاید ما ناآگاهان و شب زدگان را چراغ هدایتی بیفروزد و هدایت شویم اجر این روشنگری برای وی عندالله باشد .
مشکل نه آذر منصوری و اصلاح طلبان ، بلکه تفکری مخالف و منتقد افراطیون است . و آنجاکه نویسنده پیشنهاد استفاده از معتدلین اصلاح طلب را طرح میکند طرح زعامت زمامدازی بر افکار و اندیشه همگان را در سر می پروراند. براستی علت حمله به علی مطهری ، علی لاریجانی ، و بر هم زدن سخنرانی حجت الاسلام حسن خمینی و … چیست ؟
آشفتگی فکری آنجا هویداست که در بند نخستین گروههای مخالف را عاری از هر خطا و افراط و تندروی می داند و در بند پایانی نگارنده مدعیست در صورت انجام سخنرانی دوم زمینه برای بروز آشوب و ناامنی گروههای مخالف مهیا می شد . نخست آنکه عاری بودن اشاره به امر مطلق دارد و مطلق در دام نسبی گرایی نمی افتد و دوم آن که این دو اساساً تضاد ماهوی دارند . اعوجاج و تشویش فکری نویسنده حجت بر همگان تمام کرد و خود پرده از حقیقت برداشت .
چندی پیش در یادداشتی تحت عنوان من محکوم میکنم به صراحت سیاست و ترفند پیش روی محافظه کاران را در آبسنتیسم برشمردم و مدعی شدم این آپاچی های سپهر سیاست ایران دیر یا زود دست به آپاتی خواهند زد .( ایجاد زمینه برای عدم مشارکت و دوری گزینی مردم در اجتماع از جمله انتخابات و …) این اقدامات امروز اثبات آن نظر را نزدیک کرده است اما این روش دیگر از حیز انتفاع ساقط است .

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208