تاریخ درج خبر : 1394/09/14
کد خبر : ۵۲۵۹۶۳
+ تغییر اندازه نوشته -
میلاد محمدی:

آقای حجتی: درک فضای ذهنی شما برای ماها کمی دشوار شده است

photo_2015-12-04_13-39-05-600x337

جناب حجتی سلام
بنده اهل بویراحمد نیستم و شناختم از شما محدود میشه به همین دو مرقومه ی اخیرتان،امروز عصر به همراه جمعی از دوستان که اتفاقا آقا داریوش ارجمند هم یکی از اونها بود از دهدشت برمیگشتیم،کمی بعد از غروب خورشید رسیدیم گچساران و سایر دوستان هم عازم یاسوج شدند،پس از کمی استراحت و متصل کردن گوشی تلفن همراه به شبکه ی اینترنت،طبق معمول انبوهی از پیامهای شبکه های مجازی رو دریافت کردم و شروع به مطالعه کردم،اتفاقا در یک گروه بحث این مرقومه ی اخیرتان خطاب به جناب ارجمند داغ بود و از سرکنجکاوی متن نامه را خواندم،واقعا کمی عصبانی شدم و ناراحت،و اتفاقا جناب ارجمند هم آنلاین بود و داشت متن را میخواند،حدسم این بود که ایشون باید به مراتب از من عصبانی تر بوده باشه،ولی دیدم در همون گروه که یک گروه خبری هم بود لینک یک خبر دیگر رو ارسال فرمود که اصلا به این موضوع ربطی نداشته،حدود نیم ساعت بعد هم در گروه ادبستان یه فایل صوتی ارسال کرد که شعر تازه ی شهرام رودشتیان عزیز رو دکلمه کرده بود،با یک آرامش و صدای دلنشین دکلمه میکرد:

یکی انگاروسیزن لومه دوهته
یه صغدی سخت وربتمه گروهته
عروسی مانه ایشاکورکردیت
ودهسی درفله ریشورکردیت
الخترزیت باموشو ده نومیت
ده نوبت مارسی من دو دنومیت
ده کمترهی بگیم ایکاره شوکه
ی دهسی اومه پامونه پخوکه
وو چو سختی زه نرمی چفته باغه
خمونل بی گروهتیمودیاغه
موکوگم پی کمرل جامه بهسوم
منه ویچودراریتو هفهسوم
هفهسوم بسکه نی یوم ری چراغه
ودیر اشنفتمه هی وصف باغه

درک فضای ذهنی شما برای ماها کمی دشوار شده،ارزش هامون کلا با هم متفاوته،شاید باور نکنید ولی در زمانی که شما داشتید به دنبال کلماتی آنچنان هتاکانه برای آن متن بی ادبانه میشدید،ما و آداروش ارجمندها داشتیم به سفارش شهرام رودشتیان برای مصرع “چه خشه تو بگروم امما نمیروم”یه مصراع تکمیل کننده پیدا میکردیم.
آره
میدونم تصورش براتون غیر ممکنه ولی ماها کلا با هم متفاوتیم،کلا نظام ارزش دهیمون با هم تفاوت پیدا کرده،ما تصوری از دنیای کیهانی شما نداریم،ما با حمله به یک مجلس سخنرانی بیگانه ایم،ما به جای چاقو،قلم به دست میگیریم،ما ،آره واقعا ما،ما شده ایم،با هم یکی شده ایم ،امیدوارم شما هم ….

به هرصورت نمیدونم چه کسانی باعث این گسست های فرهنگی و عقلی در جامعه شدن و دیوانی چون شما رو بر صدر نشوندن ولی ..

نخل را کنده بید می‌کارند
بید مجنون کجا ثمر بدهد
ای که بر روی ماه چنگ زدی
باش تا صبح دولتت بدمد

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • سانسورش نکن می‌گه:

    جناب میلاد خان!
    میشه یه یکی از این اسامی که نام بردی تو متن که به جهت حفظ آبرو از بردن نامش معذورم،
    بفرمایید …………………………………………… رو زودی درک خواهد کرد.

  • پسر می‌گه:

    ادبیات تو که زننده تره…. به هرصورت نمیدونم چه کسانی باعث این گسست های فرهنگی و عقلی در جامعه شدن و دیوانی چون شما رو بر صدر نشوندن ولی …. حرف نزن.

  • شناس می‌گه:

    بقول ما بویراحمی یل رو کم ببف و کم بیری که تو دیکه جه صیغه بعدتر از زریری

  • پسر بویر احمد می‌گه:

    شما نامرد ها بخت ایل بویراحمد را به سیاهی کشاندید. آبروی ما را برده اید . یه مشت ….. بی بند وبار رو فرستادید تو مجلس ما .چاقو کشی کردند . چماق زدند به غیرتمان سیلی زدند حیف این ………….. که روی اینا گذاشتند. میخوام وازه ………… رو برات معنی کنم. یعنی غیرت یعنی فرهنگ . مثل همون مرد بزرگ شهید کرامت ایزد پناه .

  • مخاطب می‌گه:

    شما هم باش تا صبح دولتت بدمد ، همون بهتر که به ادامه شعر چه خشه تو بگروم امما نمیروم بپردازی

200x208
200x208