تاریخ درج خبر : 1394/09/14
کد خبر : ۵۲۵۹۷۰
+ تغییر اندازه نوشته -

رقابت نمایندگان کهگیلویه و بویراحمد برای استاندار شدن

در آستانه انتخابات مجلس و تصمیم گیری مردم برای انتخاب نمایندگان بنظر می رسد رای دهندگان قبل از هر گونه اقدامی ابتدا باید به شناخت حوزه های کاری نمایندگان، قدرت مانور نمایندگان مجلس و به تبع آن مطالبات شخصی خود به انتخاب بپردازند.

طبق قانون اساسی وظیفه نمایندگان «قانون گذاری» و «نظارت بر اجرای قانون» است که مورد اول در مجلس با ارئه طرح ها و لوایح صورت می گیرد و رای هر نماینده به تنهایی نیز می تواند تاثیر داشته باشد و مورد بعدی نیز از طریق دیوان محاسبات که زیر نظر مجلس شورای اسلامی است صورت می پذیرد.

در استان های محروم تر و مناطق کمتر توسعه یافته خواسته به حق مردم مطالبات عمومی و امکانات زیرساختی است که در این میان از نمایندگان هم برای تسریع در انجام امورات کمک خواستi می شود در حالیکه می توان مدعی شد نمایندگان تهران و کلانشهرها تقریبا وقتی برای اموراتی بجز قانونگذاری و نظارت بر اجرای آن نمی گذارند و حتی مراجعه مردمی نیز ندارند.

در استان کهگیلویه و بویراحمد با توجه به محرومیت تاریخی، نمایندگان پای کار می آیند تا به روند محرومیت زدایی شتاب دهند و با همراهی تیم اجرایی و مکاتبه با وزرا بتوانند سهمی در اجرای پروژه ها داشته باشند.

اما بعضا مشاهده می شود، نمایندگان با قدرت تمام و کمال اقدامات دستگاههای اجرایی را به نام خود تمام می کنند و البته بخاطر اهمال مدیران و وابستگی آنان به نمایندگان نقش دستگاههای دولتی در به ثمر رسیدن پروژه ها نادیده گرفته می شود.

پر رنگ شدن نقش نمایندگان در پروژه های عمرانی در سال های متمادی میدان تبلیغاتی خوبی را برای آنان فراهم کرده است و سکوت مدیران نیز باعث شده تا عملا توان اجرایی دستگاههای دولتی به پای نمایندگان نوشته شود و کمتر کسی از دولت به عنوان خدمات دهنده یاد کند.

از سوی دیگر شاید بتوان یکی از ریشه های محرومیت های تاریخی را در همین نکته جستجو کرد که نمایندگان وظایف خود را رها کرده و وظایف مدیران دولتی را بر عهده گرفته اند.

در باب این بدعت که به محرومیت استان بیش از پیش استان منجر خواهد شد ذکر چند نکته ضروریست:

– اگر قرار باشد نمایندگان کار مدیران و دستگاههای دولتی را انجام دهند، پس مدیران عملا بیکار می شوند و از طرفی نقش قانون گذاری و نظارت های قانونی نمایندگان کمتر می شود که اینها دو عامل برای عقب ماندگی استان خواهند شد.

– بواسطه اینکه این حوزه کاری محل مناسبی برای جمع آوری رای هست نمایندگان با اشتهای بیشتری به آن ورود می کنند و هر چند تا حدودی در تسریع پروژه ها نقش داشته باشند اما همه آن را به نام خود می دانند و در این میان نیز دولتی بواسطه وابستگی ها و راحتی کار در زمان کلنگ زنی ها و افتتاحیه ها بیشتر نظاره گر هستند. یکی از عواقب این مسیر، تاثیر غیر مستقیم در روند انتخابات است که ممکن از به حذف ناخواسته ی نخبگان خارج از گود و یا تداوم نمایندگی ناتوان برخی از افراد شود.

به عبارت بهتر هر کدام از نمایندگان سعی می کند تا نقش استاندار را بازی کند و در این راه نیز با هم رقابت می کنند و این در حالی است که کسی نقش نماینده را بازی نمی کند!

– مهمترین پیامد بد این بدعت در استان کهگیلویه و بویراحمد را باید غفلت نمایندگان از قانونگذاری دانست بطوریکه هیچگاه شاهد نبوده ایم که نمایندگان با صرف وقت خود در مجلس به ارئه ی طرحی بپردازند که به افزایش بودجه و یا روند محرومیت زدایی استان منجر شود و امتیاز ویژه ای برای این استان و سایر استان های محروم در پی داشته باشد. قطعا اگر نمایندگان استان های کمتر توسعه یافته با لابیگری و اتحاد قانونی تصویب می کردند که بصورت ویژه به استان هایشان رسیدگی می شد روند خدمات رسانی نیز متحول می شد.

نماینده خود ناظر بر اجرای قانون است اما در بیشتر موارد نمایندگان استان موجب عدم اجرای قانون می شوند، به طور مثال دخالت در استخدام ها یا مناقصات و … که با دخالت نماینده فردی که از نظر قانون شرایط ندارد به استخدام دراید یا مدیر شود و یا برنده مناقصه شود و …

– عدم توسعه منابع انسانی توسط نمایندگان در مرکز کشور یکی از نقدهای جدی است که بر نمایندگان ادوار کهگیلویه و بویراحمد وارد است. پرورش و رشد نیروهای بومی در استان و مرکز کشور می توانست که به افزایش قدرت مدیران و افزایش توان مدیران منجر شود که متاسفانه در حاشیه کلنگ زنی های نمایندگان مغفول ماند تا نمایندگان مجبور باشند بقول خودشان کفش آهنی پا کنند و در تهران به دنبال پیگیری کارها باشند.

کوچک کردن زمین بازی توسط نمایندگان استان و به جان هم انداختن مردم و نخبگان در این بازی صدمات جبران ناپذیری را به توسعه استان زده است و امروز نمایندگان این استان هیچ عملکردی در حمایت از فرزندان این استان برای رسیدن به مدیریت های ملی نداشته و ندارند و این جای بسی تعجب است! و اگر هم کسی در سطح ملی رشد کرده نتیجه تلاش و توانمندی خود بوده و نه رایزی نمایندگان.

با نگاهی کوتاه به عملکرد نمایندگان این استان در سال های اخیر می توان این نکته را بخوبی جستجو کرد که نمایندگان هیچگاه به دنبال توسعه انسانی نبوده اند چرا که ان را رقیب تراشی برای خود می پنداشتند.

– یکی دیگر از آسیب های موازی کاری نمایندگان با دستگاههای دولتی در کهگیلویه و بویراحمد را باید نگاههای تمامیت خواهی و منطقه ای در اجرای پروژه ها دانست که مزید بر علت شده تا استان توسعه نیافته تر بماند. به عنوان مثال ممکن است طرحی برای یک منطقه (سردسیر یا گرمسیر) مناسب باشد ولی نمایندگان بخاطر بهره برداری سیاسی – و متاسفانه مطالبه ی غلط مردمی! – تلاش می کنند تا آن طرح را در منطقه خود اجرا کنند که بارها پیش آمده بخاطر این نوع نگاه بسیاری از طرح ها در مرحله طرح موضوع ناکام بمانند.

با همه این تفاسیر می توان گفت اگر نمایندگان کار خود را اجرا کنند و قانونی را به سرانجام برسانند که به تقویت استان منجر شود و مدیران دولتی نیز کار خود را انجام دهند، رشد و توسعه ای بیشتری را در پی خواهد داشت که می طلبد مدیران و در راس آنها استاندار جلوی این موازی کاری ها و بعضا بهره برداری های تبلیغاتی را بگیرد.

منبع: بویرنیوز

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • مجید می‌گه:

    بنده خدا آگه مثلا نماینده قدری مثل تاجگردون نباشه دولت استان ما رو تحویل می گیره آخر ما وزیر داریم تو کشور معاون وزیر داریم کارشناس هم تو تهران نداری که کاری کنه

200x208
200x208