تاریخ درج خبر : 1394/09/14
کد خبر : ۵۲۶۰۸۹
+ تغییر اندازه نوشته -
محسن خرامین

«توهم انتخابات»

mohsen

سایت استان: محسن خرامین

مقدمه اول:
مطالب مطرح شده در این نوشتار را بیشتر مردم بارها تجربه کرده اند و از نگاه فوکویی نگارنده چیز جدیدی برای کشف و ارایه ندارد.اصطلاح توهم انتخابات( delusion )هم زیاد به کار رفته است و مطالب و مقالات زیادی پیرامون آن نوشته شده است.دنبال تئوری پردازی نیستم که حداقل در کوتاه مدت هیچ تئوری ای از ناحیه ی هیچ کس جواب نمی دهد . با این وجود باید امیدوار بود این نوشتار تلنگری باشد بر ذهن و فکرمان تا به خود بیاییم و کمی از قدرت power) )این فضا که ناخواسته همه ی ما را از عامل(همه عاملش هستیم) تا منتقدش مرعوب خود می کند بکاهیم.

مقدمه دوم:
بالشخصه با وجود علاقه ی زیادی که پیشتر به فوتبال داشتم و از لیگ ایران تا لیگ های اروپایی و حتی آمریکای جنوبی را پیگیر بودم ولی هیچ گاه رغبتی برای تماشای بازی دربی پرسپولیس و استقلال نداشتم چرا که از درون دربی چیزی بیرون نمی آید.تماشای دربی هم سبب هدررفت زمان می شود و هم ممکن است استرس ناخواسته ای وارد کند. مشابه همین فرار از دربی و بی رغبتی به آن را نسبت به انتخابات مجلس در کهگیلویه و بویراحمد دارم چرا که باور دارم از دل انتخابات در اینجا نیز تاکنون چیزی بیرون نیامده است . هر چند اساسا انتخابات را به عنوان یکی از لوازم دموکراسی قبول دارم و خود نیز یک فرد رای بده بوده ام. در ادامه هم کسی پیدا شود که به قول بابک احمدی روشنفکر و مترجم ایرانی شرایط را یک اپسیلون جلو ببرد به او رای خواهم داد .

مقدمه سوم:
نمایندگی مجلس یک کار سیاسی است و مجلس یک جایگاه کاملا سیاسی می باشد و نیاز به رجل سیاسی دارد. کسی یک شبه رجل سیاسی نمی شود بلکه باید روزها وشب های بسیاری بگذرد تا سال شود و سال ها بگذرد تا دهه شود و بعد از یک و گاهی دو دهه فردی در عالم سیاست به بلوغ سیاسی برسد . در مسیر سیاست و انتخابات مطالعه ،ارتباطات، مدیریت، و… پارامترهای لازمند ولی کافی نیستند و هیچ کدام به تنهایی نیز جواب نمی دهد(بعضی حتی یک مورد را هم ندارند) . برخی با مراقبه(meditation)و مطالعه پائولو کوئلیو می خواهند به مجلس بروند. برخی به اتکای رای قومی و فاتحه خوانی رفتن دنبال نمایندگی اند . برخی ها هم با انلاین بودن بیست چهار ساعته در فضاهای مجازی رویای بهارستان را در ذهن می پرورانند . بخشی از این توهمات و بازتکثیر ان نتیجه سیاست مبتذلی است که در جامعه جریان دارد.
از خِلل بی هویتی سیاست در اینجا بعضی از یک سو با روش های ملوک الطوایفی به جایگاه رسیده اند و یا هنوز هم دنبال فتح سنگر به سنگر مناصب هستند. در سوی دیگر برخی نیز با توهمات پلی استیشنی( playstation) می خواهند یک شبه این مسیر پر سنگلاخ را طی طریق نمایند . نتیجه این وضعیت ، وضع فعلی است (بهتر است بگوییم هیچ وضعی نیست) .
این مقدمات از آن روی آورده شد تا به یک متن تقریبا کوتاه برسیم و حال و روز این روزهای انتخاباتی استان را بررسی کنیم . انتخابات مجلس(شورا که اصلا جای بحث و اصطلاحا گفتن ندارد) که نزدیک می شود افراد سیاسی تر می شوند ، گروه و دستک راه می اندازند(این دوره فعالیت های مجازی و گروه های واتس اپی ( WhatsApp ) و تلگرامی (telegram)هم اضافه شده است) و هر کسی به اتکای هر نوع داشته ای بویژه تمکن مالی و به قول رحمانی فضلی وزیر کشور پول های کثیف ادعای کاندیداتوری می کنند . رفتارهای انتخاباتی در این دوره از دوره های قبلی مفتضح تر است . هر چه جلوتر میرویم بر تعداد نامزدها افزوده می گردد و تن دادن به قواعد غیر سیاسی منحصرا «اینجایی» بیشتر میشود . بنا ندارم مقایسه ای داشته باشم و یا مطابق تعاریف علم سیاست این وضعیت را تحلیل کنم و تنها به ذکر دو نکته برای تبیین وضعیت فعلی در یک نگاه حداقلی می پردازم :
-1 در کشورهای توسعه یافته احزاب تعیین کننده هستند و رهبران و شورای تصمیم گیرنده حزب مطابق با سابقه ی فعالیتی فرد وتوانمندی و تخصص او و یا بر اساس نظر سنجی ها از نیروهایشان دعوت می کنند که به عنوان نامزد انهم با تعهد حزبی و اعتقاد به برنامه های مشخص به عنوان نامزد ثبت نام کنند .اما در اینجا این روزها بعضی ها به دیگران زنگ می زنند و ادعا می کنند « مردم از من خواسته اند نامزد شوم »،«خود نیز به جمع بندی رسیده ام که بیایم» ،«فضا را مناسب می بینم »،«دیگر نامزدها این کاره نیستند» ،«احساس وظیفه میکنم »، «برای خدمت امده ام» و بافته های ذهنی دیگری از این دست . این گزاره های وهمی وجه مشترک خیلی ها می باشد و خیلی ها کاندید شدن خود را به خواست اکثریت مردم نسبت می دهند.
در کشور های توسعه یافته و دمکراتیک شرایط فرق می کند به طور مثال در فرانسه در انتخابات ریاست جمهوری قبلی تنها 16 نفر ثبت نام کردند ولی در انتخابات قبلی ریاست جمهوری در ایران حدود 1000 نفر نام نویسی کردند . جالب انکه در فرانسه هیچ محدودیت و نظارتی برای ثبت نام نیست و حتی در چند دوره قبل یک دلقک ثبت نام کرده بود و شرایط خوبی برای پیروزی داشت ولی در اینجا همه جدی و بالفطره این کاره هستند .
2 – انتخابات یک پروسه ی پیچیده و زمان بر است و عقل حکم می کند فرد علاقه مند و مستعد در یک بازه زمانی طولانی فعالیت سیاسی(نه صرفا انتخاباتی) داشته باشد. در مورد فرانسوا میتران رئیس جمهور فرانسه بین سال های 1981 تا 1995می گویند او از نوزده سالگی وارد حزب سوسیالیست شد و با پخش اعلامیه های حزب شروع کرد و بعد از بیست سال فعالیت سیاسی و کار حزبی رئیس جمهور شد. اما در اینجا افراد یک شبه تصمیم می گیرند کاندید شوند و هر چه جلوتر می رویم به عوض آن که برخی بواسطه رصد شرایط کناره گیری کنند بر تعداد کاندیدها افزوده می شود(برخی برای این گونه رفتارها دشواری مرحله بررسی صلاحیت ها را توجیه می اورند) .
نمی توان در این بحران فرهنگی و اجتماعی نقش بقیه مردم و برخی مدیران اصطلاحا« با همه» و برخی اهالی رسانه را نادیده گرفت که به انباشت توهم کمک میکنند . آنها به همه قول همراهی می دهند و گاهی برای بیشترشان ضیافت میگیرند و این رفتار را به مثابه زیرکی میدانند.
سیاسیونِ خلق الساعه ی این روزهای بازار انتخابات ویژگی های خاص و خارج از فهم سیاست بسیاری دارند که بین شان مشترک است .این جماعت با همه مهربان می شوند ، به همه فاتحه خوانی ها می روند ( این مورد ابدا برای مزاح نیست و یک واقعیت است) و هم چنین اقدام به سفارش و ترتیب دادن یک مصاحبه بی یال و دم و اشکم با سایت های محلی با پیش شرط کنترل کامنت ها می کنند .
خروجی این «هِلَل هِشوی» سیاسی هرگز چیز به (درد بخوری) نخواهد بود . تداوم این وضعیت ناجور سیاسی که قوم گرایی و قوم محوری چه به صورت ذهنی و چه عینی همراه آن است سبب فرستادن نمایندگانی به مجلس می شود که جز دو سه و مورد بقیه این کاره نبودند . مجلسِ برامده از این نوع نمایندگان نیز نتیجه اش مجمعی است که برای مثال در موضوع مهمی چون برجام هیچ وقعی به آن گذاشته نمی شود .
قوم گرایی در اینجا خود نیز حدیث مفصلی است که بر فرهنگ ،سیاست،اجتماع و …. مقدم است و بر هر کنشی اولویت دارد .

بد نیست قبل از انکه نوبت به نظارت شورای نگهبان برسد افراد کمی در درون خود به بررسی صلاحیت و توانمندی شان بپردازند و فرض را بر رفتن به مجلس بگذارند و اینکه آیا این کاره اند یا خیر؟ سناتورهای جعلی حتی راه مجلس را بلد نیستند چه رسد به وظایف نمایندگی .
امید به تاثیرگذاری مقالاتی از این دست بسیار پایین است و هر کدام از مدعیان در خلوتشان خود را مبرا از این ایرادات می دانند و دیگران را این گونه می بیند .
به عنوان موخره باید اشاره کنم که در نگاه خوشبینانه نیز نمیتوان پایان روشنی برای این وضعیت متصور بود ولی سکوت هم نمیتوان کرد و باید گفت، نوشت و نقد کرد تا شاید تغییری هر چند جزیی در ذهن و رفتارمان اتفاق افتد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • بهنام می‌گه:

    تمام این کارها رامحمدموحدباب کرد،کاش،یک قسمتی رابه مرغ محلی اختصاص می دادکا موحد باب کرد وحالاهرکس بخواهدنماینده رادعوت کند،بایدحتما بامرغ محلی ازش پذیرای کند،

  • فتاحی می‌گه:

    باسلام به نویسنده محترم،اگریکمی روانترمطلب منوشتی بهترمی توانستیم ازان بهره ببریم،مبهم ،مطلب طوری بنویسید،که همه قشرجامعه بتواننداستفاده کنند،متشکر

  • بهزاد کاظمی می‌گه:

    بابک احمدی اش خیلی جالب بود جناب خرامین؟
    باید دید این جناب احمدی و دوستان، یاران و شاگردانش چقدر در وضعیت فعلی اندیشه و بالطبع خود جامعه ما دخالت داشته اند و البته تا چه حد مقصر وضع فعلی اندیشه سیاسی جامعه ما؟
    و سوال بعد مصداق صحیح چه کسی یا کسانی هستند؟ باتوجه به اینکه طرح مصداق غلط حاشیه های بسیاری خواهد د اشت.
    و حرف آخر اگر این سوزن جوالدوز را به شخص خود بزنید حاصل چنین نقدی چه خواهد شد؟
    و بقول شاعر رنگ رخساره بعد از بمیان آمدن محک عمل و تجربه چگونه خواهد بود؟
    سیاه یا سپید؟
    شاد و پیروز و برقرار و در اندیشه باشید هماره.

  • عبدرضاارجمند می‌گه:

    درودبرمحسن خرامین که واقعیت امروزی جامعه سنتی کهگیلویه رابرای مخاطبان روشن کرد

200x208
200x208