تاریخ درج خبر : 1394/09/17
کد خبر : ۵۲۶۳۹۷
+ تغییر اندازه نوشته -
محمود ذکاوت

دانشگاه، جامعه و جنبش دانشجویی

محمود ذکاوت

1) «جنبش دانشجوی» در تشکل های دانشجویی نمود یافته و تحرک تشکل­های دانشجویی نشان دهنده­ی زنده بودن و پویایی جنبش دانشجویی و مسأله داشتن آن است. «انقلاب اسلامی1357»، «دوم خرداد1376» و «سوم تیر1384»  سه عرصه­ی تبلور جنبش دانشجویی محسوب می­شود. چرا که در این سه رویداد کلان، دانشجویان و تشکل­های دانشجوی سهم مهمی در تنویر افکار عمومی و جلب نظر مردم در ایجاد کنش سیاسی-اجتماعی داشتند. در رخداد اول گروه­ها و طیف­های مختلف دانشجویی در کنار گروه­های مختلف اجتماعی ایفای نقش کردند. دوم خرداد را انجمن اسلامی و البته تحکیم وحدت هویت بخشید. سوم تیر اما حاصل آگاهی بخشیِ طیف­های مختلف بسیجی به طور خاص «جنبش عدالت­خواه دانشجویی» بود. با عنایت به توضیح بیان شده آنچه به عنوان نشانه­ی تحرک و تأثیرگذاریِ جنبش دانشجویی تلقی می شود، تحرک و اقدام سیاسی است. یا حداقل این موضوع بیشتر مطرح است. اکنون اما در چندمین سالِ رکود جنبش دانشجویی هستیم. نشانه این موضوع نیز عدم تأثیرگذاری اجتماعیِ-سیاسی جنبش دانشجویی است. مسأله چرایی این موضوع است.

2) این درحالی است که هر روزه شاهد برنامه­ها و رخدادهای مختلف فرهنگی-تفریحی و علمی در دانشگاه هستیم. بیشتر این فعالیت­ها نیز توسط تشکیلات دانشجویی و توسط دانشجویان سازمان­دهی می­شود. اگرچه فعالیت­های تشکیلاتی در دانشگاه بسیار زیاد و متنوع شده و جنبه­های گوناگون علمی و فرهنگی را در بر می­گیرد. اما این حرکت­های دانشجویی صرفاً محدود به دانشگاه است و از دیوار دانشگاه آن طرف­تر نمی­رود. کانون­های و انجمن­های فرهنگی و علمی از جمله مصادیق فعالیت­های تشکیلاتی در دانشگاه هستند. در مقابل  ضعف و خموشیِ تشکل­های مانند انجمن اسلامی، بسیج دانشجویی، جامعه اسلامی و تشکل های عدالت خواه مشاهده می­شود. بعضاً بخش زیادی از برنامه­ها و فعالیت های تشکل­هایی از این دست نیز تقلیدی از فعالیت­های کانون های فرهنگی دانشگاه است. چرا جنبش دانشجویی تأثیر سیاسی- اجتماعی پیشین را ندارد؟

3) پاسخ این موضوع در شناخت بهتر وضعیت جامعه و دانشگاه و جنبش دانشجویی است. در ادوار پیشین، یگانه قشر آگاهی بخش اجتماعی «دانشجو» بود. ابزار و شیوه­های آگاهی بخشی در دست­رس و به یک معنا در انحصار دانشجو بود. تشکل­های دانشجویی ارتباط آسانی با گروه­های سیاسی داشتند و از طرف دیگر با بدنه­ی اجتماعی در ارتباط بودند. بنابراین در ایجاد ارتباط بین سیاست و جامعه، مردم و سیاسیون نقشِ مهمی را ایفا می­کردند. از طرف دیگر در ادوار پیشین دانشجو بودن نشانه­ی «نخبگی» بود، چرا که دانشجویی تنوع و کثرت کنونی را نداشت. بدهی بود که تأثیر دانشجو چنان دیگر افراد طبقه­ی نخبه، تأثیر جدی­ای بود. اکنون اما تنوع و کثرت وسایل و ابزارهای ارتباط جمعی و رسانه­ای، فرایند آگاهی بخشی و اطلاع رسانی در جامعه را بسیار آسان کردنده­اند و دیگر چنان سابق نیازی به وجود قشری مانند تشکل­های دانشجویی برای ارتباط بدنه­ی اجتماعی با امر سیاسی نیست. مردم در آنی و کمتر از آنی می­توانند رای و نظر خود درباره­ی یک رخداد خاص سیاسی را به اطلاع هم­دیگر برسانند و یا دیدگاه شان درباره­ی فلان واقعه، قانون، و یا هرچیز دیگر را به منصه­ی ظهور برسانند. هم کیفیت و هم کمیت بدنه­ی اجتماعی در این ابزار­های رسانه­ای جدید قابل ملاحضه است. البته همواره این کیفیت و کمیت قابلیت شکنندگی دارد. از طرف دیگر  تنوع و کثرت دانشگاه و دانشجو، قشر دانشجوی و تشکل­های دانشجویی را از طبقه، قشر و گروه نخبه به قشر و گروهی عادی بدل کرده است. «دانشجویی» دیگر چنان سابق شأن و تأثیر اجتماعی­اش را ندارد چراکه به فراوان و متنوع و با هر کیفیتی قابل حصول است.

4) در شرایط کنونی آنچه برای  جنبش دانشجویی اهمیت دارد، امر فرهنگی، علمی و اقتصادی است. مقوله­ی سیاست در درجه­ی بعد قرار می­گیرد. حالا همگان به این امر اذعان دارند که اقدام فرهنگی، هم جذابیت و هم ماندگاری بیشتری دارد. تشکل­های دانشجویی به این آگاهی رسیده­اند که فعالیت سیاسی به معنای مرسوم و مورد نظر، جز افتادن در دام احزاب نیست. بنابراین آنان سیاست را از منظر دیگر رصد و بررسی می­کنند.

5) اگر تا پیش از دوران اخیر جنبش دانشجویی پیش­رو جامعه بود و گروه­های اجتماعی در پی آن بودند. اکنون این جنبش دانشجویی است که خوشه چینِ جریان­های اجتماعی و نه جریان­های سیاسی است. در سال 1392 در جریان موسوم به اعتدال و تدبیر کم­ترین گروه دخیل در این رخداد اجتماعی  تشکل­های دانشجویی بودند. همچنین در جریان اعتراض به نتیجه مذاکرات ایران با 1+5، جنبش عدالت­خواه، پیرو خانواده­های شهدا و ایثارگران در تحصن جلوی مجلس شورای اسلامی شرکت کردند. با وجود این جنبش دانشجویی خاموش نیست. آنچه رخ داده است تغییر رویکرد و شرایطِ بروز و ظهور جنبش دانشجویی است. دیگر دوره و زمانه­ی فعالیت­های و برنامه­های سیاسی-انتخاباتی تشکل­های دانشجویی به سر آمده و از این ره­گذر جز شکست و آلت دست دیگران شدن چیزی نسیب دانشجویان نشده است. گو اینکه عده­ای از این مسیر ره صدساله را یک شبه رفتند و به تعبیری بار خود را بستند. اکنون جامعه پیشروتر از جنش­های دانشجویی تغییرات اجتماعی را رقم می­زند. جنبش دانشجویی برای آن که از قافله ­ی جامعه عقب نماند مطالبات اجتماعی، فرهنکی، اقتصادی و زیستی مردم را در دستور کار قرار داده است. لذا سیاست مصطلح به حاشیه رفته است.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • قاسم می‌گه:

    درود بر دکتر
    من فکر میکنم وقتی که کلمه جنبش را با دانشجویان جمع ببندند طبیعتا محیط دانشگاه و کارکردهای آن بیشتر جنبه ی سیاسی می گیرند و سایر کارکردهای دانشگاه یعنی علمی، فرهنگی و اجتماعی که در واقع همین ها کارکرد های اصلی و آشکار دانشگاه و دانشجویان می باشد خودآگاه یا ناخودآگاه به کارکردهای فرعی تبدیل می شوند و بنابراین دانشگاه از رسالت اصلی خود دور می شود.. پس با توجه به تحلیل شما باید خوشحال بود که دانشگاه به مسیرهای اصلی خودش بازگشته … ولی من نهایتا فکر میکنم که با این عناوینی مانند جنبش دانشجویی و از این دسته و همچنین سخنرانی ها و تبلیغات زیاد در این جهت، باز به همان کارکرد سیاسی دامن

  • حمید-هرمزگان می‌گه:

    دکتر به خدا درد دانشگاه همینه

200x208
200x208