تاریخ درج خبر : 1394/09/24
کد خبر : ۵۲۶۷۷۶
+ تغییر اندازه نوشته -
علیجان اسدپور

پاسخی به یادداشت آقای عبدالخالق پادیاب

aks-3-4copy

با سلام و عرض ادب و احترام به محضر آن بزرگوار و عرض ادب به مدیران لایق سایت استان کهگیلویه و بویراحمد .
جناب آقای پادیاب فرهیخته ی فرزانه !
هم من شما را و هم شما مرا مرا می شناسید ( اگر کم حافظه نباشید که من فکر کنم حافظه اتان خیلی قوی است.) برای اثبات این ادعا من شما را از ضرغام آباد تا سر چنار و دروهان می شناسم .لازم است به جوابیه ی منطقی من خرده نگیرید .
از اینکه از بزرگان مالخانی هستید و اکنون از سر غیرت مالخانی گری بویراحمدی از آقای تاجگردون که از مالخانی های ایل باوی و بویراحمدی الاصل است حمایت کرده اید غیرتتان را و قلمفرسایی خوبتان را می ستایم.
بنده از بلندگوداران دور قبل آقای تاجگردون بودم و حتی پیش از سخنرانی ایشان در پاره ای از محافل به حمایت از ایشان خیر مقدم گو بودم بنا به دلایل زیر به نقد ایشان و نفی نظرات جنابعالی می پردازم .
1- آسیاب به نوبت. اگرچه گوهرگانیها طایفه ای خوب و با فرهنگ و موجب افتخارما هستند ولی عده ای از این عزیزان قدرت را در شرقی ترین و کوچکترین طایفه ی ایل باوی یعنی طایفه ی محترم گوهرگانی که پدرمرحوم آقای تاجگردون هم افتخار خواهرزادگی آنها را دارد ، محبوس کرده اند و نزدیک به نیم قرن که از شخصیت میانسال انقلاب میگذرد بر اوضاع سیاسی منطقه چنبره زده اند و در این توسعه ی سیاسی مجال پیشرفت را برای خاندان خود و بستگان احتکار کرده اند، شایستگی آقای تاجگردون بر هیچ شخص منصفی پوشیده نیست اما اکنون زمان آن رسیده است که ایشان به حق و حقوق دیگران هم بیندیشد و پله های ترقی را برای آنان که نردبان شدند تا ترقی کند و فرادست شود خالی کند و خود بالاتر برود تا با توان خیره کننده ای که در جلب نظر بزرگان کشور دارد به وزارت و صدارت بیندیشد و یادی کند از نماینده ی محبوب دوره های قبل شهرستان ممسنی جناب آقای صمد شجاعی که یک دوره به عنوان نمایندگی برگزیده شد و دور بعد با شهامت کرسی بهارستان را به دیگری سپرد با این توجیه زیبا که من در تهران دستم به کاری می رسد بگذارید دیگری هم بیاید و انجام وظیفه کند.
2- با مطالعه ی درصد وزنی حضورها و همایش های چهار سال اخیر و رسم اوربیتال و نمودار حضور های اخیر نماینده ی محترم شهرستانهای گچساران و باشت و افراط در همایشهای تکراری ایشان در این برهه ی حساس و راه انداختن کاروانهایی که وسایل نقلیه و سوخت مصرفی اشان از اموال عمومی و دولتی و حق الناس تامین می شود، شاهد سهل انگاری در اجرای قاطع قانون ونادیده گرفتن حقوق حقه ی مردم هستیم. نماینده ی فعلی گچساران و باشت به گواهی امام جمعه ی محترم گچساران در حال مصرف بیت المال به نفع خویش است (خطبه های نماز جمعه ی گچساران 13 آذر 1394).
3- در بررسی اشتغالهای دیرهنگام و قولها و وعده و وعیدهای آغشته به شک و ابهام نماینده ی پرنوسان سیاسی که درمرزهای جغرافیایی مختلف کشور به رنگ عوض کردن سیاسی می پردازد و آنچنان مسیرهای اصلاح طلبی و اصولگرایی و اعتدالگرایی را با سرعت نور در می نوردد که سیاست ایشان را مانند کلاف سردرگمی ناگشودنی و مبهم کرده است این نتیجه حاصل میشود که ایشان در صدد است به هر قیمتی که شده است حتی به قیمت وعده های اشتغال چهار ماهه تا اخذ رای مردم بر راس هرم قدرت تکیه کند و اگر در قدرت ماند که شاید چاره اندیشی جدیدی برای به کار گماردنشان بکند و در صورت شکست در انتخابات این جوانان مظلومند که رای شان را داده اند و در ادامه ی شغل ناتوان و هاج و واج می مانند .صادقانه و رک عرض کنم جبهه ی سیاسی ایشان مشخص نیست و ما در صحنه ی رقابت سالم اصلاح طلب دیگری داریم .(دکتر کورش افشین پور )
3- در بررسی جغرافیایی فعالیتهای عمرانی به قول ایشان زیر بنایی اگر مطالعه ای همه جا نگر شود متوجه می شویم که شروع فعالیتهای زیر بنایی ایشان از زمینهای پدری ایشان در تلخاب شیرین تا پوزه ی سپاهی کشته در سرزمین مادری ایشان است و این دو پروژه یعنی بلوارکشی از تلخاب شیرین تا پوزه ی سپاهی کشته و پمپاژ آب از پاکوه به ماهورباشت و از آنجا تا تلخاب شیرین فعالترین پروژه ی شهرستان گچساران بوده است اگرچه حق و حقوق روستاهای خان احمد و سرابننیز هم در پروژه ی پمپاژ آب نادیده گرفته شده است و بازاخیرا برای جلب نظر و مطالبه رای مردم قولهایی برای تخصیص آب ، به خان احمدیها،کلاغ نشینی ها و سرابننیزی ها داده شده است که تاریخ انقضائ این قول ها تا اتمام فصل رای گیری است.
4- رد یا تایید صلاحیت ایشان وظیفه ی ما نیست و من دوست دارم که ایشان در صحنه انتخابات حضور داشته باشند تا پیروزی یا عدم پیروزی ایشان به دست مردم رقم بخورد ولی اعتقاد دارم که هیچ کس بدون دلیل محکمه پسند نمی تواند ایشان را رد کند زیرا ایشان تا کنون موجه جلوه گر شده اند.
5- در جایی از بزرگی و شایستگی آقای غلام تاجگردون فرموده اید باید عرض کنم ما منکر مقام ایشان نیستیم چون بار شخصیتی ایشان را ماها بودیم که زنبورسان از گلستان شهرستانهای گچساران و باشت جمع کردیم و به ایشان عزت و کرامت بخشیدیم و اکنون داریم به این علت ایشان را به چالش کشیده ایم که شهد گرده های جمع آوری شده ی گلستانهای گچساران و باشت را که عسل کرده اند، چرا در حلقوم عده ی قلیلی از مرفهین ریخته اند و غالب فقرا و متوسط ها را فراموش کرده اند.؟ چرا پس از پیروزی در انتخابات چاپلوسان را نورچشمی قرار داد ،به منازل مخالفان سرکشی کرد و نورچشمی های سابق را فراموش کرد.؟آیا اسطوره گریزی و روباه پروری تهدید نیست.؟آیا متمول پروری و ضعیف گریزی تهدید نیست.؟ منصفانه قضاوت فرمایید چون ایشان مردم را هزینه کردند تا فرادست شوند و به فرودستان پشت کردند و نگاه عاطفی و سیاسی و اقتصادی اشان را متوجه مرفهین کردند.
6- در جای دیگر فرموده اید به قدرت لابیگری و کسب بودجه و توسعه ی فیزیکی دارد.
برادر عزیزم مگر نماینده را برای چه چیز به مجلس می فرستند.؟
شهرهای ما خراب آوار نیستند ، درمان درد شهرهای ما سنگفرش و تزیین نیست ،شهر های ما بر سر جوانانی خراب شده که از فرط فقر به اعتیاد و شغلهای دون شخصیتشان روی آورده اند ، سنگفرش کردن خیابان شهر و روکش آسفالت مانند دمل چرکینی در صورت انسانی است که میکروبهای ویرانگری در آن دمل چرکین فعالیت میکنند ،آیا با کرم،پن کک و روکش چسب میتوان عفونت را روپوش و پلاستر کرد.؟آیا میکروبهای عفونت زا از درون بیداد نمی کنند .؟آیا روکش درمان است ؟ و آیا روکش رفوگری نیست.؟
نه دوست عزیزم !
سنگفرش ،پلاستر،رفوگری و منور کردن و رویه آرایی شهرها درد ها را درمان نمی کند هرچند ظاهر شهرها را زیبا جلوه دهد.(باید فکر نان کنیم که خربزه آب است.) و می توان گفت در اینگونه موارد رنگ رخساره از سر دون خبر نمی دهد زیرا ما میکروبهای عفونت زا را به درون جامعه فرو می بریم و منفذ خروجی چرک را مسدود میکنیم و درد به جان مپیچد زیرا میکروبها را از گزند آفتاب قضاوت عادلانه و سرمای بی مهری فصل رای گیری مردم نجات داده ایم و آنها را در جان بیمار پناه داد ه ایم.
در نتیجه نکته ای را گوشزد می کنم که به برادر محترم ایشان هم عرض کرده ام. در گذشته دور و در فصل سرد زمستان و برف کبکهای اسیر شده را در جای گرمی محبوس می کردند و دان می دادند و بعد سراغ کبکهای جدید می رفتند ایشان کبگهای گرفته شده را بدون تک دانه ای از نوازشهای معمول ایلی کنار اجاق گذاشت ،درب را نبست و برای گرفتن کبکهای جدید راهی مناطق نا آشنای سیاسی شد و کبگها پس از گرم شدن چون ذره ای دانه ی محبت نیافتند و در هم بسته نبود راه کوهساران اجدادی را در پیش گرفتند. این نا سپاسی ایشان را مردم در روز هفت اسفند پاسخ خواهند داد .

با آرزوی توفیق

علیجان اسدپور مدرس دانشگاه و عضو هیات علمی وزارت جهاد کشاورزی

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    سلام …اقای پادیاب از طایفه جوزار میباشد

  • مالخانی می‌گه:

    سلام جناب مرد بیراحمی به شناسنامه آقای پادیاب مراجعه نموده وببینید چکاره است ایشان خود مردبزرگی است وقطعا به مالخانی بودنش افتخار مینمایند

  • ناشناس می‌گه:

    درود برادر درست فرمودی

  • همشهری می‌گه:

    بسیار عالی و پر محتوا بود جناب اسدپور…

  • پاتاوه.دلشاد می‌گه:

    پاسختون بد نبود ولی اگه از احساسات طایفه گری کمتر استقاده میکردی بهتر بود

    • دانشگاهی می‌گه:

      وای از کم فرهنگی …نویسنده چی خواسته ما دنبال چی هستیم !!!نگاه نویسنده فراجناحی ٫فرا تراز استان در سطح کلان ؛از ظرفیت موجود حداکثر استفاده را بردن …اما متاسفم ما هنوز اندر خم پس کوچه ایم …بااین نگرش واین طرز تفکر استانما هیچگاه درسطح ملی جایگاهی نخواهد داشت …فقط متاسفم برای همه…

  • مهدی می‌گه:

    کجا گوهرگان کمترین طایفه است تو اومدی شماردی گوهرگان بالای سه هزار نفر رای داره غیر از نبینمت

  • در پاسخ به آزاد می‌گه:

    آزاد محترم
    آقای اسدپور از چهره های علمی،مخترع و نخبه ی ملی است ایشان بنیانگذار مهاجرت معکوس در کشور و استان است آدمی است با صراحت لهجه و بی باک و احساسی صحبت نکرده ولی مگر میشود آزموده را دوباره آزمود ،گوشهای شریفتان شنیده که “آزموده را دوباره آزمودن خطاست”ولی مگر همیشه باید پیرو بود حتی اگر پیروی شونده راه را به خطا برود.؟اگرچه من وارد عرصه ی سیاست شدن آقای اسدپور را به صحنه ی سیاسی آلوده به دروغ استان خطا میدانم و به ایشان هم گفتم . ایشان از شاگردان ممتاز دانشگاههای تهران و تربیت مدرسند ولی چون بسیار با صداقت است به درد سیاست نمی خورد . معلم دوره ی ابتدایی ایشان هستم .

  • شبليز می‌گه:

    سانسور حاکم است

  • همشهری می‌گه:

    موافق

  • شیخ می‌گه:

    در این که تاجگردون فرصت برای مانور خودش فراهم کرد شکی نیست. در این که با انتصاب مدیران نا کارآمد تهدیدی برای استان هست هم شکی نیست. نمونه اش ………….. استان بویژه شهرستانها که عتیقه گذاشته اند

  • آزاد می‌گه:

    با عرض سلام و ادب خدمت آقای اسدپور

    یادداشت های شما و جناب پادیاب را با حوصله خواندم
    لازم دانستم چندنکته ای را نسبت به یادداشت شما دوست عزیز ذکر کنم
    1 در اینکه شاید شما واقعیت ها را ذکر کرده باشید شکی نیست، ولی باید توجه داشت، شایدجناب پادیاب نقاط ضعف و کاستی ها را ذکر نکرده باشند ولی محوریت سخنان ایشان استفاده از فرصتها و و نقاط قوت بوده
    2کلام جناب پادیاب کلی و بیشتر در سطح استانی و کشوری بوده ولی شما آن را بسیار خرد کرده و به طایفه ها و حتی خرده طایفه ها رسانیده اید
    3در هردو یادداشت سخن از احساسات رانده شده، آیا این احساس نیست که در یک دوره بلندگوی او ودر دوره ای دیگر بلندگویی در مقابل او!

    • شهروند می‌گه:

      درود بر شرف و شجاعت شما اقای اسد پور ! متاسفانه تملق و چاپلوسی امری رایج و مصطلح شده است ! نماد عملکرد اقای تاجگردون مدیران استانی هستند که مردم شریف استان می بینند و میشنوند!!!!!!!!!!!آموزش و پرورش که جای خود دارد

    • بیطرف می‌گه:

      دوست خوبم جناب شهروند ضمن سلام وعرض ادب نویسنده محترم جناب دکتر پادیاب از هیچ شخصی ویا مدیری درسطح استان حتی آموزش وپرورش که مورد انتقاد شما واکثر خوانندگان است حمایت نکرده , ایشان جایگاه فعلی تاجگردون را مورد خطاب قرار داده که باید همه ما دست به دست هم دهیم وازاین فرصت جهت آبادانی شهر ودیارمان تلاش کنیم وتخریب گری ونخبه کشی را کنار بگذاریم ….

  • مرد بیراحمی می‌گه:

    برادر گرامی اولا که جناب آقای دکتر پادیاب از بزرگان طایفه جوزاری هستن نه مالخانی…ثانیا انتظار داری آقای دکتر تاجگردون از یه بلندگو دار کجا استفاده کنه..نهایتا امسال بتونه بهت بگه بری کنارش وایسی تا اون صحبت کنه و بلندگو رو بدی یکی دیگه..ثالثا عنوان متن قبلی تهدید یا فرصت بود..ن معرفی ب عنوان فرصت

  • کارمند جهاد کشاورزی می‌گه:

    ضمن سلام وادای احترام….باعرض پوزش مطلب دکتر پادیاب علمی ومنطقی تاجگردون را مورد بحث قرار داده ویه نگاه فرااستانی وملی داشته وخاسته بگه از فرصت موجود باید نهایت استفاده رو کرد… اما شما برادربزگوار از روی ناکامی وگله مندی وایلی وقبیله ای سخن گفته اید ؛امیدوارم روزی دراستان ما اینگونه فکر نکنیم ؛مخصوصا چهره های آکادمیک وعلمی!!!!!

  • جوانان بیچاره استان می‌گه:

    جناب اقای علیجان صحبتهای جنابعالی نشان از درد و ناراحتی شخصی ترد شده و رانده شده از حزبهاو گروها بعلتهای مختلف را بیان میکند و گر نه مدرس دانشگاه حداقل به صحبتهای دکتر پادیاب توجه و سپس اظهار نظر میکرد.چون ایشان در صحبتهایشان از استفاده استان از فرصتها و شخصهافرمودند نه از طایفه یا تیره.بهر حال خدا به داد ما جوانان استان برسد با مدرسهای همچون شما.

  • دبیر می‌گه:

    سلام دچاراحساسات شده اید.جناب دکتر پادیاب یاداوری کرده بودند که تخریب گری فرهنگ شده وقتی کسی مدرس دانشگاه استز روی احساس دور قبل بلندگوی اوبوده و الان باز از روی احساس مخالف اوست وای به حال دانسجو و افراد عادی.

  • اصلاح طلب می‌گه:

    خیلی عالی گفتی ،جواب قاطعی به جناب پادیاب بود،اگر کسی بخواهد از این ضعفها دفاع کند خیانت هست ،این ضعفها ناشی از حمایت تاجگردون هست ،تاج میخواهد مثل موحد قهرمان باشد این کپی برداری جواب نمیدهد.

  • فرهنگی می‌گه:

    با سلام خدمت جنابعالی.از روی احساس و نه تعقل حرف زده اید.از یه مدرس دانشگاه بعید است که رو به طایفه گری بیاورد .و اذعان کند که چون به گوهرگانی ها توجه شده(گوهر گانی مدیرجهاد کشاورزی استان) و به ایشان که بلند گوی دور قبل تاجگردون بوده توجه نشده پس باید دچار احساسات شده و تخریب نمایید از کجا معلوم که فردا با دیگری هم اینکار را نکند.

  • محمدی می‌گه:

    سپاس از مطالب مصداقی شما ،مدیرانی که منصوب کرده عامل عقب ماندگی وبدنامی اصلاحات هست. مدیران ضعیف بویژه در آموزش وپرورش شهرستانها که با چراغ سبز تاجگردون بوده

  • دلیر می‌گه:

    آموزش وپرورش استان نماد مدیریت جناب تاجگردون است ،آیا همه فرهنگیان عزبز نمیدانند چه ضعفی حاکم هست؟مقایسه مدیران سابق وفعلی را در صحنه عمل ارزیابی کنید ،چه کسانی امروزه سکان تعلیم وتربیت را به دست گرفته اند که اصلا اطلاعی از مدیریت نداشته وندارند ،چه رفتارهای از خودشان در برخورد با فرهنگیان از خویش نشان میدهند،آیا در شان آموزش وپرورش هست که به معلم دستمال کاغذی پرتاب کنی،اینها مدیران تاجگردون هستند.

  • گپ تاریخی می‌گه:

    “از سر غیرت مالخانی گری بویراحمدی از آقای تاجگردون که از مالخانی های ایل باوی و بویراحمدی الاصل است حمایت کرده اید غیرتتان را و قلمفرسایی خوبتان را می ستایم”

    • کاظمی می‌گه:

      طایفه عمله یا مال خانی
      حدود ۱۵۰ سال پیش توسط مرتضی قلی خان قشقایی، ایل بیگی قشقایی ها، بوجود آمد.

      بدین ترتیب که از میان ۶۰ هزار خانوار قشقایی، دو هزار خانوار را که از نظر مالی بالاتر از دیگران بودند انتخاب کرده و آنها را عمله نامید و از این دو هزار خانوار ۲۰۰۰ نفر مسلح، زبده و آماده تدارک دید که گارد جاویدان قشقایی نام داشت [۱].

      طایفه عمله برای رسیدگی به امورات جاری ایل نظیر جمع آوری حق مالکانه، رسیدگی به امور کشاورزی، گله داری و تنظیم امور ایلی از تیره های مختلف ایل قشقایی و سران آنها تشکیل گردید. در دوران اقتدار صولت‌الدوله، رؤسای برخی از طوایف، بسیار مقتدر و ثروتمند بودند و از

  • چاسخار می‌گه:

    احسن طیب آله. خیلی عالی نوشتی.حقیقت را بیان کردی.

  • ناشناس می‌گه:

    احسنت بر نوشته شجاعانه و غیرچاپلوسانه
    جوابیه خوبی بود

200x208
200x208