تاریخ درج خبر : 1394/09/25
کد خبر : ۵۲۶۹۳۷
+ تغییر اندازه نوشته -
سید غلامعباس موسوی نژاد

«مروری برجناح چپ و راست در ایران»

mosavi.ab

سایت استان: سید غلامعباس موسوی نژاد
طبق دانشنامه ویکی پیدیا ، چپ در اصطلاح سیاسی به مواضعی اطلاق می شود که خواهان تغییر رادیکال(ریشه ای ) ویا تدریجی برای برابری اجتماعی در توزیع ثروت وقدرت هستند ریشه این موضوع به انقلاب فرانسه باز می گردد که عده ای در سمت چپ پارلمان وعده ای در سمت راست پارلمان می نشستند سمت چپی های پارلمان فرانسه منتقد وضع موجود ومخالف سلسله مراتب سنتی قدرت بودندواز اصلاحات پشتیبانی میکردند وافرادی که در سمت راست پارلمان می نشستند از وضع موجود حمایت می کردند ومخالف اصلاحات بودند وبه تدریج هرکس ، مواضعش با اطرافیان همسو نبود به سمت مقابل می رفت وبلعکس وبدین ترتیب جناح چپ وجناح راست در دنیا مصطلح ورایج شد .
جناح چپ در ایران ویا چپی ها در ایران به فعالیت حزب توده در ایران بر می گردد (۱۳۲۰)که از آغاز فعالیتش در ایران با جذب روشنفکران وبزرگان اندیشه(۵۳ نفر) به وضع موجود معترض بودند ومدافع وموافق اصلاحات بصورت رادیکال وتغییر نظام از پادشاهی واستبدادی به نظامی مطابق با شوروی بود .بعدها شاخه های مختلفی از آن منشعب شد که اقدام به مبارزه مسلحانه علیه رژیم کردند ودولت بعد از ارتباط خوبی که با آمریکا بر قرار کرد، حزب توده را در ایران منحل کرد(۱۳۲۷) وبسیاری از اعضاء آنرا به زندان انداخت . شاعران چپ مانند شاملو ، اخوان ،سیاوش کسرایی ،و… بودند که بعضی ها دست از مبارزه برداشتند ونغمه نا امیدی سر دادند مانند اخوان که گفت : زمستان است سر ها در گریبان است ……وسیاوش کسرایی ،آرش کمانگیر را سرود که برف می بارد به روی خار وخارا سنگ (خسرو روزبه را اعدام کردند ودر این شعر اشاره شده که مباداتان دگر روزبهی در چشم )واحمد شاملو سرود بیابان را سراسر مه گرفته و….ادبیات یأس آمیز در ایران رواج پیدا کرد اما شاملو دوباره به امید برگشت وسرود : یک شاخه در سیاهی جنگل به سوی نور فریاد می کشد ….
در واقع ایجاد حزب توده در ایران برای جلو گیری از نفود آمریکا وایجاد سد دفاعی در ایران وجلوگیری از ایجاد تأسیسات نظامی آمریکا در ایران که برای شوروی خطر بزرگی محسوب می شد واز دیگر سو جلوگیری از سلطه امپریالیسم ونظام سرمایه داری در دنیا بود. دایما شعار احزاب چپ در ایران مخالفت با حضور آمریکا به عنوان امپریالیسم بود .اما آنان نادانسته سلطه شوروی را در ایران توسعه می دادند ودیوار دفاعی در مقابل حضور آمریکا می ساختند .ایرانی ها نیز به خاطر حضور اکثر اندیشمندان در حزب توده ووجود فرهنگ برابری در فرهنگ شیعه ، تمایل زیادی به حزب توده داشتند.وحتی کسانی مانند مرحوم شریعتی که شیعه ای متعصب بود ،ابوذرغفاری را سوسیالیستی خداپرست خواند ،دلیل اصلی تمایل ایرانیان به برابری سوسیالیستی ،اختلاف طبقاتی در ایران بود که بعضی از پرخوری می مردند وبعضی از کم خوری …….
از طرفی برابری سوسیالیستی با برابری وبرادری فرهنگ اسلامی نسبت نزدیکی داشت ومردم دوست داشتند ثروتمندان هرچه دارند با فقرا تقسیم کنند ،این فرهنگ هنوز در ایران طرفداران زیادی دارد ،حتی یکی از مهمترین دلایل قبولی احمدی نژاد ،همین تفکر بود ،رواج مسکن مهر ،هماهنگی وایجاد لباس های فرم یک دست ومخالفت با اشرافی گری ورواج فرهنگ ساده زیستی وپوشیدن کاپشن معروف وتمیز کردن جدول در زمان شهرداری تهران ویکسان سازی های اقتصادی همه ریشه در همین فرهنگ دارد .در واقع بصورت ناخواسته ونادانسته احمدی نژاد با چپ ها در موارد زیر همسو وهم نظر شد مانند : مخالفت با هاشمی رفسنجانی وجناح محافظه کار وراست سنتی که( به قول احمدی نژاد دیواری دور قدرت کشیده بودند ) وبیشترین نفوذ وقدرت را در بازار داشتند ومخالفت با اشرافی گری وتوزیع ثروت وقدرت جزء ریشه ای ترین افکار احمدی نژاد است ……
در ابتدای انقلاب میر حسین موسوی به عنوان نخست وزیر وطرفدارانش به عنوان چپ ها ،برای توزیع ثروت وقدرت وبرابری تلاش می کردند وتا زمان حیات امام خمینی در قدرت بودند ورویه خود را ادامه می دادند هرچند جناح راست سنتی ومحافظه کاران وبازار مخالف نظریات موسوی بودند .اما مهمترین کار میر حسین جلوگیری از واردات کالا برای تقویت صنایع داخلی بودوتلاش می کرد خودکفایی را رواج دهد ورونق ببخشد ولی این موضوع در زمان احمدی نژاد با ورود بی رویه کالا های خارجی باعث ورشکستگی بسیاری از صنایع داخلی شد ……
بعد از رحلت حضرت امام وریاست جمهوری هاشمی ورواج فرهنگ مالکیت وایجاد شکوه وقدرت دولت که منجر به ایجاد شکاف طبقاتی شد ، تقریبا چپ ها قدرتی در طبقات بالای جامعه نداشتند. روحانیون که بعضی پیرو خط امام بودند وبا شیوه حکومت هاشمی مخالف بودند مانند هادی خامنه ای ، کروبی ودیگران خود را از پیروان خط رهبری جدا کردند ودر واقع بگونه ای غیر محسوس با وضع موجودوتمامیت خواهی هاشمی در قدرت مخالف بودند وسعی داشتند تغییراتی بوجود بیاورند …..
افرادی که تفکر چپی داشتند شروع کردند به مبارزه با اشرافی گری وتجمل گرایی وفریاد برابری سردادند ،تخریب ومخالفت با هاشمی رفسنجانی را سرلوحه کار خود قرار دادند ،اکبر گنجی ،حجاریان ،اشکوری و…در مخالفت با هاشمی سنگ تمام گذاشتند وبه گونه ای اورا از قدرت مطلقه وهمه کاره نظام به زیر کشیدند ،بگونه ای که در انتخابات شهر تهران نفر آخر شد ….
بعداز کاندیداتوری خاتمی وشعار توسعه سیاسی وقبولی در ۲خرداد ۷۶ شیوه مخالفت چپ ها از فیلتر خاتمی گذشت وکمی ملایم شد وبه جای تخریب رنگ نقد منصفانه گرفت وچپ ها با شور وشوق وصف ناپذیری از خاتمی حمایت کردند وراست سنتی ومحافظه کاران هرچه تلاش کردند توانستند ناطق نوری را از صندوق انتخابات بیرون بیاورند واز طرف دیگر ،بعد از پیروزی نتوانستند، از نظر اقتصادی دولت خاتمی را به زانو در آورند .آن روزها ،توقف تورم وثبات قیمت ها در اقتصاد ایران خودنمایی می کرد .ارتباط خوب خاتمی با رهبری وتواضع ایشان وارتباط با دیگر کشورهای منطقه ،جایگاه ایران را در نظام بین الملل بهبود بخشید وبا نظریه گفتگوی تمدنها در مقابل جنگ تمدنهای ساموئل هانتیگتون باعث اعتبار جهانی ایشان ودولت جمهوری اسلامی شد .بعد از دولت خاتمی به خاطر ناهماهنگی طرفداران خاتمی وناتوانی خاتمی از ژنرال سازی وتخریب هاشمی رفسنجانی توسط چپی ها ،اصلاح طلبان وهاشمی رفسنجانی ، از احمدی نژاد عقب ماندند وپدیده هزاره سوم میلادی گام به عرصه سیاست گذاشت .احمدی نژاد با تمام توان دولتش اقدام به تخریب دولت های قبل وشکستن تابو های اجتماعی کرد .او رئیس جمهوری بود که خود به دیدار مردم می رفت ودر بعضی موارد دست مردم را می بوسید وبه شدت تحت تأثیر افکار برابری در مالکیت وتوزیع ثروت بین فقرا قرار داشت .قیافه چروکیده احمدی نژاد ، نوعی همزاد پنداری در طبقه پایین جامعه ،ایجاد کرد . احمدی نژاد با ساده زیستی سعی می کرد ، دل عامه مردم ایران را که هنوز هم از فقر رنج می برند بدست آورد .آهسته آهسته طعم قدرت به مذاق احمدی نژاد خوشآیند آمد وخودش هم شروع کرد به ایجاد حلقه حکومتی وبه قول مطبوعاتی ها حکومتی که فقط در یک اتوبوس جا می شد وهرکسی انتقاد وحتی پیشنهادی می داد (به استثنای مشایی که به جادوی عقرب دلش را ربوده بود وحتی در مقابل رهبری در دفاع از مشایی قد علم کرد )از دایره قدرت خارج می شد .بتدریج ،برابری جای خودش را به حکومت تیمی وشخصی سازی داد حتی به زاکانی گفت من رأی آوردم واصولگرایان اگر رأی داشتند ناطق را قبول می کردند .بسیاری از وزیران مانند اژه ای ،لنکرانی ،متکی ،وحید دستجردی ،مصلحی و….را برکنار کرد وحتی خودش از قیافه قدیم خودش هم خشنود نبود و با تزریق ژل وبوتاکس قیافه اش را از حالت فقیرانه به قیافه یک سیاست مدار باکلاس تغییر داد ،هرچند گفتارش هرگز، به یک سیاستمدار باکلاس تغییر نکرد …..
اما از بحث خارج نشویم چپ ها در ایران از زمان حضور خاتمی ،خود را اصلاح طلب معرفی کردند ودست از افراط کاری برداشتند وروی به رفرمیسیم واصلاحات تدریجی آوردند وگفتند ما اهل گفتگو هستیم ( تغییری که حضور خاتمی ومنش ونزاکتش باعث آن بود )ودر واقع از حالت تندروی خارج شدند وبیان کردند که ما منتقد وضع موجود هستیم ولی معتقد به براندازی ویا ایجاد انقلاب جدید برای تغییر نیستیم .
در گذر زمان ، اصلاحات تدریجی ،اجرای اصول معوقه یا فراموش شده قانون اساسی ،برابری همه افراد در برابر قانو ن ،رعایت کرامت انسانی ،فراهم کردن آزادی های سیاسی در چارچوب قانون به مهمترین درخواست های اصلاح طلبان تبدیل شد .
اصلاح طلبان در انتخابات ۸۸ نیز با کم تدبیری سیاسیون ،نتوانستند اجماع کنند وفرصت پیروزی را از دست دادند وبعد با سادگی سیاسی که داشتند ،عمله دست رقیب شدند وبا لشکر کشی در مقابل پوپولیست ها ، فضای سیاسی کشور را مغشوش وآشفته کردند وناگهان توسط رسانه های همسو با جریان احمدی نژاد ،همه مشکلات اقتصادی ورفتارهای ناپخته احمدی نژاد وضعف سیاست خارجی دولت ،واردات پورشه ومواد آرایشی وبادکنک وکفش وقطعات خودروو…همه وهمه فراموش شد وانرژی مردم به عوض تلاش وتوجه به مشکلات ورفع آنها ، به جبهه گیری در مقابل اصلاحاتی ها(فتنه گران )شد وکاسبی عده زیادی در این میانه رونق گرفت وبازار اندیشه ونقد ،کساد شد ودولت با رفتارهای پیش بینی نشده وواکنشی ، اقتصاد مملکت را به سمت تعطیلی کارخانجات وبالا رفتن قیمت کالا ها بصورت دقیقه ای ، سوق داد .
اصلاح طلبان که چپ های دیروز بودند ، در واقع مخالف وضع موجود ودر طلب اصلاح بودند ،اما به چوب تکفیر رانده شدند وجناح رقیب که خود به لشکر کشی های سیاسی دامن می زد ومخالفین را خار وخاشاک قلمداد می کرد ،در میدان سیاست پیروز شد ،این در حالی بود که اصلاح طلبان نادانسته نقشه رقیب را اجرا می کردند .
امروزه جریان اصلاح طلبی ، می بایست ،نقد منصفانه همراه با پیشنهاد عملی وقابل اجرا را، سرلوحه کار خود قرار بدهد واز بازی کردن نقشی که رقیب می خواهد، دست بردارد، تا بتواند ،مجددا اطمینان عامه مردم را جذب وجلب کند وشبهه های ایجاد شده توسط پوپولیست ها را بر طرف نماید تا مردم جامعه به فضیلت اصلاح تدریجی بدون براندازی وبا رعایت قانون اساسی ،ایمان بیاورند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208