تاریخ درج خبر : 1394/09/25
کد خبر : ۵۲۶۹۴۰
+ تغییر اندازه نوشته -
فریدون هاشمی

«انتخابات و آسیبی بنام طایفه گرایی»

hashemi

سایت استان: فریدون هاشمی

(با تاکید بر فرهنگ و هنر این سرزمین)

دنیای مدرن امروز چهار نعل مثل اسبی گریزپا با یال آشفته در باد روزگار به پیش می تازد. با زخم هایی بر پیکر جوانش و ضجه هایی مبهم در شیهه ی نازکش.
دنیای آدم ها به گونه ی غریبی در هم ریخته است.آزادی و اسارت، دانش و نادانی، پیشرفت و پسرفت، اندیشه و دیوانگی، جنگ و صلح، لبخند و اشک و خون و عرق درهم پیچیده و بهم آمیخته است.
از این رهگذر آدم های اندیشمند و آگاه در تلاشی دوچندان برآنند که دنیایی مهربان تر و زیباتر بر پایه ارزش های درونی و اخلاقی با گریز به باورهای آسمانی و انسانی بسازند. دنیایی که در آن کودکان، سرگردان خیابانهای کار نیستند و جسد زخمی فرزندان گمشده ی هیچ مادری در ناگزیر فرار و پناهندگی، خون خود را بر صخره های لجوج خشمگین نمی پاشد.
دنیایی که انسان ها در آن آزادانه تر بخندند و رفاه و آرامش و آسایش سهم بیشتری در جهان داشته باشد و قلم ها خنجری بر گرده ی دروغ و فریب و دزدی و خیانت و گستاخی باشد. جهانی گسترده و سرشار از عشق و دوستی و ایمان و مهربانی.
انتخابات خود در ماهیت و مفهوم خویش سرشار از آزادی و خوبی و گذشت و احترام و باورهای مقدس انسانی و بشری ست و راهکاری ست که برابری در اظهار نظر و مدیریت سرزمین و حفظ داشته های فکری و عاطفی و سرمایه های اجتماعی و انسانی و باورهای دیرینه و فرهنگی را امکان پذیر ساخته است.
ما در کنشی پیشرفته و مترقی می پذیریم که باهم برابریم. زن و مرد و جوان و پیر، بی سواد و درس خوانده، دارا و ندار، رییس و کارمند، کارگر و وزیر و همه در ترازوی انتخابات هیچ سنگینی و برتری بر یکدیگر نداریم.
در این بازی عادلانه و مبتنی بر کرامت انسان، طایفه پرستی و قشری گری کم رنگ می شود و نژاد و قومیت گم می شود. و این فرصتی ست تا همدیگر را انسانی تر و مهربانانه تر در کنار هم حس کنیم و جامعه خود را بر پایه عقل و دانش و عشق و دوستی بسازیم.

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نماینده های مجلس فارغ از مکان و ولایتی که انتخاب شده اند، نماینده همه مردم و پاسخگوی تمامی آنها بوده و در برابر تمام ملت مسؤل هستند. آنها سوگند می خورند که به آزادی و باورهای مردم سرزمین شان پایبند باشند و تا آخرین توان از حقوق مردم و مصالح آنان دفاع کنند.
استان ما از همیشه ی تاریخ بر پایه ایلی و طایفه ای استوار بوده و غیرت ها و شجاعت ها در تقویم عمر این مردم از دریچه ی خانواده و فامیل دیده شده و بسیاری از باورها و دانسته ها و رفتار و پندارها از این منظر تکرار شده و مانده است.
اما خداوند در کتاب خود تنها یک دلیل را برای قومیت و طایفه ای بودن مردم آورده است و آنهم این بوده که: تا همدیگر را بهتر بشناسید!
فرهنگ مردم ما سرشار از وفاداری و قدرشناسی و نوع دوستی و احترام به همسایگان و اقوام و طوایف و خانواده ها بوده است. مردم یکدیگر را می شناسند و موجودیت همدیگر را قبول دارند و به خوبی با هم کنار آمده اند.
با ساختارمند شدن نظام حکومتی و رواج مولفه های زندگی مدرن و تاکید بر آموزه های اخلاقی و دینی و باورهای انسانی، امروزه دیگر جایی برای طایفه گرایی در مفهوم سنتی و قدیمی آن باقی نمانده و تعصبات کور و منطقه گرایی بی دلیل و غیرعاقلانه جز آسیب بر پیکره ی اجتماع و برگرداندن ما به کنش های بی بنیان و ویران کننده سرانجامی نخواهد داشت.

امسال انتخابات مجلس شورای اسلامی اگر چه ماه ها تا آغاز زمان تبلیغات و رقابت رسمی آن مانده است با گرمی و شور ویژه ای دنبال شده و مردم از همین روزها در جریان ورود کاندیداها و سنجش توانایی های آنها قرار گرفته اند.
این مساله می تواند نوید بخش شوری دیگرگونه و مشارکتی بر مبنای شعور و عقلانیت و بر پایه دوراندیشی و مصلحت جامعه و سرزمین مان باشد. تلاشی که پیامدش می تواند آبادانی و رفاه و خوشبختی این مملکت باشد.
استفاده از چهره های متخصص و دانشمند با گستره ی توانایی های کلان و قدرت و نگرش جهانی و ملی و عملگرایی منطقی و بدون غرض بی آنکه در دام گروه ها و جناح های سیاسی و فکری یکسویه گرفتار شویم می تواند گامی استوار در راه آبادانی باشد.
متاسفانه گاهی می بینیم که عده ای به نام انتخابات و در اصل برای منافع شخصی و گروهی و یا بر اساس اشتباه و تحلیل نادرست و نداشتن دیدگاه مناسب و انسانی به مسایل قومی و طایفه ای دامن می زنند. اینها احساس پاک جوان ها را تحریک می کنند تا طرفداران بیشتری دست و پا کنند.
گرچه عملکرد نمایندگان پیشتر و مدیران سالهای دور و نزدیک گاه آنچنان یکسویه و بر پایه همین نگاه قومی و طایفه ای و جناحی و فامیلی بوده است که واکنش های قومی و منطقه ای را برانگیخته است اما اینها باید زنگ خطر بزرگتری شده تا مسؤلان مختلف اجتماعی و امنیتی و سیاسی هوشیارانه تر به فکر برخورد با این مسایل و مدیریت علمی تر و کارشناسانه تر فضاهای اداری و اجتماعی باشند.
ما فرهنگی داریم با مولفه های برجسته و روشن که در زبان، آیین ها، پوشش، گویش، رسم ها، قصه ها، متل ها و شعر و ضرب المثل ها و آوازها و لالایی ها و شروه ها و سرودهایمان تکرار می شود. ما مردمی داریم با باورهای انسانی و اخلاقی شگرف که از دالان هزارپیچ تاریخ گذشته و در رفتار و پندار و کردار این مردم تجلی یافته است. مردمی که صبح و پسین خود را با شکرگزاری و توکل می گذرانند و فرهنگ کار و تلاش و امید و شادی و سرسختی و شجاعت و بخشش و جوانمردی را به ارث برده اند.
بی جا نیست اگر یاداور شویم که وظیفه دینی و قانونی و انسانی همه ماست که به این میراث های بزرگ احترام بگذاریم و برای حفظ و ماندگاری شان از جان مایه بگذاریم.
ما مجبوریم اگر برای فرهنگ و گذشته خود ارزش قایلیم دست یاری به همدیگر بدهیم و کسانی را بپذیریم که ابتدا به مولفه های زندگی اجتماعی ما باور دارند و آنها را می شناسند و با مغز استخوان حس می کنند و سپس بر این پیمان وفادار و استوار می مانند که از نگاه و باور این مردم به مسایل بنگرند و با جان و روح خود برای حفظ و گسترش این فرهنگ تلاش کنند.
مساله امروز مردم ما تنها شغل و راه و نان و وام و آموزش و مسکن و ازدواج و … نیست. مساله اصلی و برجسته ی ما حفظ اصالت و فرهنگ و داشته ها و دانسته های ماست. احترام به اعتقادات و نگاه و نظرات مردم ماست. شناخت و اعتقاد به مولفه های بومی زندگی ماست. که اگر اینگونه باشد دیگر نیازها در این بستر به خوبی و در تناسب با باورها و داشته هایمان آسانتر و اصولی تر قابل حل است.
در پایان پیشنهاد می کنم با آگاهی و دانش و بر پایه اندیشه از طایفه گرایی و تعصبات خانمانسوز و بی سرانجام پرهیز کنیم و در بستر فضایی عاقلانه مصالح سرزمین و مردم خود را در نظر گرفته و با متانت و بزرگی آنچنان که وجدان مان آسوده و روح مان آرام باشد کنشی درست و توام با عقلانیت داشته باشیم.
با آرزوی روزهایی روشن تر و سرزمینی شادتر و خوشبخت تر و مردمی رها و آزاده و سرافراز و پیروز.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • سهرابی می‌گه:

    درود بر شیوایی قلم و عمق نگاه. هاشمی بنا به جایگاه هنری و احساس سرشاری که دارد از دریچه ظریفی به انتخابات نگاه کرده است و خوشحالیم که ایشان فرهنگ را در حوزه های مختلف سیاسی و اجتماعی نیز تشریح کرده و حداقل نظر و نگاه خودش را در این حوزه ها بیان می کند.

  • ناشناس می‌گه:

    نظر خود را وارد نمایید…همین اقای هاشمی کهذاینجابرای ظاهرنمایی سخن ازردقوم گرایی میزند,به روح امام حسین قسم خودشون برای تشکیل حزب اعتمادملی وندای ایرانیان ودیگرتشکیلات درکهگیلویه واستان تنهاازبستگان خودشون واقوام وطوایف وابسته ب خودوبخصپص سادات استفاده نمودند.منتظرپاسخ ایشونیم.

    • فریدون هاشمی می‌گه:

      برادر یا خواهر عزیز. نیازی ندارد که برای بیان ادعای خود “به روح امام حسین” قسم یاد کنیم. خیلی راحت می شد اینها را نوشت. ولی چند نکته را برای اطلاع شما عرض کنم: اول اینکه حزب اعتماد ملی و ندای ایرانیان مگر در استان ما تشکیل شده است؟ اینها که ربطی به استان ما ندارند و توسط افراد سرشناس با اساسنامه و ساختار مشخص در تهران تشکیل شده اند! دوم: نازنین خوبم! من مگه سیدم و مگر از طایفه ی ساداتم؟ اینطور نیست. سوم: احتمالا شما کلا من را نمی شناسید و با دیگری اشتباه گرفته اید! من تابحال در هیچ برنامه حزبی و جناحی نبوده ام. چهارم: مطالعه چیز بدی نیست. به پرورش فکر و منطق کمک می کند.

  • طاهرمرام می‌گه:

    خوشحالم بسیار از اینکه جوانترهای ایرانی و بویراحمدی به فرهنگ و هنر پدران و نیاکان خود توجه می کنند و به فکر افتاده اند که آنها را از نمایندگان مجلس مطالبه کنند.

  • گودرزی می‌گه:

    دنیای مدرن امروز چهار نعل مثل اسبی گریزپا با یال آشفته در باد روزگار به پیش می تازد. با زخم هایی بر پیکر جوانش و ضجه هایی مبهم در شیهه ی نازکش….. شعری ست برای خودش!

  • محمد می‌گه:

    پر رنگ کردن مسایل طایفه ای کاری خلاف مصلحت و امنیت جامعه است. در مناطقی که مسایل طایفه ای وجود دارد مراجه امنیتی بایست با حساسیت روی این موارد نظارت و تسلط داشته باشند و آن را مدیریت کنند .
    انتخابات یک کار مدرن است و طایفه گرایی عملی کاملا سنتی و متحجرانه! جالبه که چطور میشه در یک کنش مدرن بر مبنای نگرشی متحجرانه عمل کرد!

    آقای هاشمی با رندی این مساله را دیده و تذکرشان کاملا بجا و بموقع و منطقی است.

  • حامد می‌گه:

    با سلام . نگارش خوب و ادبی و زیبا و خردمندانه ای ست. با دغدغه های فرهنگی که کمتر دیده شده و متاسفانه حتی ندیده ام مسولان فرهنگی استان ما هم تا کنون درباره فرهنگ مردم چیزی نوشته باشند. اصولا انگار در این استان قلم به دست گرفتن و نوشتن هنوز جزو مولفه های موثر و مهم در معرفی شخصیت افراد نشده است.
    جای تشکر و قدرشناسی دارد که یک نفر در این استان دارد به آسیبهای فرهنگی و اجتماعی وقایع مختلف می پردازد. سپاس برادر هاشمی

  • زرین می‌گه:

    حداقل انتخابات شورای 92 در حوزه دهدشت آب پاکی را بر دست همه ریخت، کی طی آن تقریبا چهار پنجم اعضا منتخب از یک طیف قبیله ای بودند و نتیجه اش هم همین آش شوری است که شوری هر روز برای شهر می پزد
    با سپاس از دوست اهل دل فریدون فرخ

    • سید مصطفی عبدالهی می‌گه:

      کرو خان شهر مال ای طایفه است. اگر یه روز سرکار نیایند همه ادارات و بازار و …. کلا شهر تعطیل می شود. کور شود هر آنکه نتواند دید.

  • ناشناس می‌گه:

    احسنت بر آقای هاشمی چهرهء برجستهء فرهنگ وهنر استان ، مطلبتان بسیار با مفهوم و به موقع میباشد انشاالله که اول مسئولین وسیاست مداران استانمان آنرا آویزه ء گوش خود قرار دهند وبعد عموم مردم دیارمان . کرم پرماه

200x208
200x208