تاریخ درج خبر : 1394/09/29
کد خبر : ۵۲۷۶۱۰
+ تغییر اندازه نوشته -
بهنام اندیک

به نقد بکشیم مسئولانی که خود مسئول توسعه نایافتگی استانمان هستند

335104_313512521993352_493180040_o-e1440067635359-180x130

به نقد بکشیم مسئولانی را که خود مسئول توسعه نایافتگی استانمان هستند.

صرف برگزاری همایش در دانشگاه محل تحصیل و از قضا داشتن کلاس در آن عصر سب شد بعد از کلاس به بهانه دیدن جمعی از دوستان نیز که شده به تالار فردوسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران بروم. تالاری که مشاهیر زیادی را در عمر چند ده ساله خود پذیرا بوده است و حال میزبان هم تباران استان محروم من بود.
دیدگاه انتقادیم به مسایل همیشه سبب شده که به اغلب نشست های این چنینی به دیده شک و تردید نگاه کنم. نشست هایی که برای من و شاید برخی دیگر جز تازه کردن دیداری با هم استانی ها و هم زبانانم دستاورد دیگری نداشته باشد. بی شک نگاه سیاه و سفید یا به اصطلاح باینری به رخدادها، مسایل و مشکلات ره به جایی نخواهد برد و من نیز چنین نگاهی را مضمون و ناپسند می شمارم. اما می خواهم از دید یک دانشجو به مسایل بپردازم فلذا سمت و سوی انتقادم نیز به هم تباران خودم است. روحیه پرسگری اگر از المان های اصلی وجود من و شمای دانشجو است پس نه سنایی می کند و نه تقدیری. به جلسه دیروز اگر برگردم نقدی نبود بر مسیولین استان جز تک موردی اما …. . مسولینی که یا از آنها دعوت نشده بود یا اگر شده بود خود را ملزم به پاسخگویی نمی دیدند. اگر بپذیریم که توسعه نیافته ایم و در بند محرومیت های اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی هستیم آیا نباید دلیلی داشته باشد؟
دلیلش از دیدگاه من ناتوانی و ضعف همین مدیرانی است که تقدیرشان می کنیم و سنایشان را می گوییم. مگر نه این که از کارون خروشان برای کرمان سالانه 250 ملیون متر مکعب آب انتقال داده می شود پس چگونه است که ما حق استفاده از آبهای پشت سدهای واقع در استان خودمان را هم نداشتیم. ضعف آیا از مسئولین استانی است یا من دانشجو که ثنایشان را می گویم؟ در وهله اول ضعف از مسئولینی است که حاضر به پاسخگویی نیستند. ضعف از نسلی است که یا ساختار مسئولیتی استان را به بوته نقد نمی کشاند و اگر می کشد تمام تلاشش را می کند که به تریج قبای هیچ کسی برنخورد.
از قضا من با نقد سازنده موافق نیستم که نقد باید تخریب گر شرایط موجود باشد. شرایطی که بدتر از آن دیگر موجود نیست که خود در اذعان توسعه نیافتگی استان همه یک نظر و متفق القولیم.
در بررسی شاخص های توسعه اجتماعی که در فصلنامه علمی ـ پژوهشی رفاه اجتماعی منتشر شده است تا سال 1390 استان های کشور از نظر شاخص های بهداشتی و سلامت به چهار دسته برخوردار، نسبتا برخوردار، نسبتا محروم و محروم تقسیم می شوند. بر مبنای شاخص توسعه انسانی یا DHI که توسط سازمان ملل برای درجه بندی کشورها از لحـاظ توسـعه انسانی ارایه شده است ما و استان چهار فصلمان جز کدام گروه باشیم مناسب و زیبنده تشکر از مسئولین استان هستیم؟
در این رتبه بندی جایگاهی بهتر از استانی محروم از نظر سلامت را نتوانسته ایم کسب کنیم و این یعنی بدترین شرایط موجود. (1) جالب است بدانیم سال 92 نیز در پژوهشی دانشگاهی که در دانشگاه شهید بهشتی تهران به معرفی محروم ترین و توسعه یافته ترین استان ها از نظر شاخص های بهداشتی پرداخته است، جایگاهی بهتر از 27ام در بین استان های کشور نتوانسته ایم کسب کنیم.(3)
در مطالعه ای دیگر از نظر توسعه کشاورزی در سال 92 نیز استان ما ، که به اذعان آمار و دانسته ها می تواند یکی از پتانسیل های توسعه استان باشد، جایگاهی بهتر از استانی فاقد پایداری را کسب نکرده است. (3) ارجاعتان می دهم به مطالعه ی دیگر که کهگیلویه و بویراحمد را در کنار استان های خشکی چون قم و یزد دارای پایداری پایین در رشد کشاورزی قرار می دهد و جالب است بدانیم از نظر شاخص های توسعه کشاورزی از آخر دوم شده ایم آن هم بعد از برهوت قم. (4)
حقیقتش از جستجو برای دیگر شاخص های توسعه خسته شده ام. مشت نمونه خروار؛ صنعتمان که بهتر از کشاورزیمان نیست، سطح رفاه اجتماعیمان که طعنه به فارس و اصفهان نمی زند که من بخواهم شاخص رفاه پیدا کنم! حال رسالت دانشجو آیا نه این است که به نقد بکشد، نقدی سرشار از مطالبه و خواستن. نقدی نه که در پس زمینه، نیات خودمان را بر آن مستولی بداریم. نقدی جهت توسعه استانمان. نه برای توسعه شرایط انفرادی خودمان.
بگذارید به پارسال برگردم سالی که هر از چند گاهی همایش های این چنین با حضور دانشجوان، مسئولین و سایر هم استانی های دغدغه مند توسعه استان در تهران و یاسوج برگزار می شد و راهکارهای توسعه ای را هر کدام از دیگاه خود بیان می داشتند. من نمی دانم واطلاع ندارم رهیافت آن نشست ها با آن هزینه های چند ده ملیون تومانی چه بوده است. شاید بر من خرده بگیرید که اغراق میکنم در ارایه عدد چند ده ملیونی اما مایلم دوستان برگزاری شفاف اعلام کنند هزینه ی پرواز های تهران به یاسوج و بالعکس، هزینه اجاره سالن های مجلل در تهران چگونه بوده است. همین را بگویم که اجاره سالنی در دانشگاه تهران برای زمانی کمتر از 4 ساعت حدود 5 ملیون تومان است. امیدوارم هم تبارانم دیروز از حضور معاونت وزیر علوم نهایت استفاده را برده باشند و حداقل این یک قلم هزینه را نپرداخته باشند.
برای نوشتن این مرقومه به وبسایتی که برای همین منظور یعنی جمع نخبگان استان دایر شده مراجعه می کنم (5)اما مسدود است. نمی دانم مصوبات آن کارگروهها به کجا رسیده است اما امیدوارم که ره به جایی برده باشد.
الغرض نیت فقط سوزنی است به خود در ابتدا و جوال دوزی به مسولین استانمان. درد مشخص است مسئول درمان درد نیز عیان. اگر ره به جایی نمیبریم، یا دردمند نیستیم یا از مسول درمان درد نخواستیم که پاسخگویی بی درمانی دردمان باشد. باید در پاسخ خواستنمان آنچنان بی پرده باشیم و ملاحضه ی هیچ چیزی را نکنیم تا شاید حداقل حرکتی کوچک از سوی آنان که باید دست به کاری برند صورت گیرد. تا دیگر نشست نداشته باشیم که هیچ یک از مسئولین استانیمان در آن شرکت نکرده باشند که حرف ما را فقط بشنوند و توضیح واضحات ندهند. بگذارند یک بار هم که شده فقط و فقط شنونده و پاسخگوی ما باشند نه که ما را مستمعینی خوش گوش بپندارند.
نباید از نیت خیر برخی دوستان نیز ناانگاشته گذشت که هستند کسانی که درد محرومیت و توسعه نایافتگی را از عمق جان لمس کرده اند و حال در حال تلاشند که حداقل بیانش کنند.

1-http://fa.journals.sid.ir/ViewPaper.aspx?id=154045
2- http://www.khabaronline.ir/detail/320719/society/health
3-http://profdoc.um.ac.ir/paper-abstract-1037843.html
4-http://www.ensani.ir/storage/Files/20151125175216-9438-186.pdf
5- http://www.farhikhte

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208