تاریخ درج خبر : 1394/09/30
کد خبر : ۵۲۷۷۰۲
+ تغییر اندازه نوشته -
سید محمدباقر موسوی شیرازی

اخبار چگونه وارد زندگی عامه مردم شد؟

سایت استان: سید محمد باقر موسوی شیرازی

چرا ماعلیرغم وجود 60 کتابخانه عمومی دراستان که به صورت رایگان به اشاعه اطلاعات مفید مشغولند رتبه بالایی در سرانه استفاده از وب سایت های عامه پسند وعدم استفاده مفید ازاینترنت داریم ؟

با رشد تکنولوژی وتعدد رسانه ها ، اخبار و اطلاعات در حجم وسیع قابل تولید ومخابره سریع است. اما این سیل ا

اخبار و اطلاعات گوناگون به چه دردی می‌خورد؟
گردش آزاد اطلاعات اگرچه لازمۀ دموکراسی است اما در برخی شرایط کار را برای برخی حکومت ها آسان می‌کند. امروزه دیگر مثل گذشته حکومت ها نیاز به سانسور ندارند بلکه با انتشار حجم وسیعی از اخبار سبب سردرگمی شهروندان خود می شوند.

آلن دو باتن نویسنده و فیسلوف سوئیسی درباره تاثیر انتشار سیل اخبار و اطلاعات در زندگی اجتماعی می نویسد :
((به درستی میتوان ادعا کرد که ما اولین نسلی هستیم که زیر بمباران اطلاعاتی /خبری ای قرار داریم که نه فقط هیچ تاثیری در زندگی مان نداشته وکمکی به آرامش روحی وروانیمان نمی کند بلعکس وقت گیر ،اظطراب آورودلیل نابسامانی های زیادی در زندگی شخصی واجتماعی مان هستند)) . در این رسانه ها زمان آنقدر مهم تلقی می‌شود که گویا ما مخاطبان اخبار وشبکه ها واقعاً افرادی تصمیم‌گیرنده هستیم. اگر آخرین ها را نشنیده وندیده باشیم، انگار غفلت بزرگی کرده، یا فرصت خاصی را از دست داده‌ایم.
وجود رسانه های مختلف ودستگاه های ارتباطی جدیدباعث شده ما به حجم وسیعی از اطلاعاتی دسترسی داشته باشیم که در واقع فقط مورد نیاز سیاستمداران و تصمیم گیران کلان ودولتی در یک کشور است . دراین بین کارکنان دولت وافراد شا غل در ادارات مختلف استان ما هم ( به مدد اینترنت دولتی رایگان وتبلیغ گسترده صاحبان وب سایت های خبری عامه پسند) که اصلی ترین مخاطبان این رسانه ها هستند جوری این مطالب وخبرها را دنبال می
کنند که انگاراگر یک روز به سایتی سر نزده باشند چیز بزرگی را از دست داده اند و دیگر به روز و مفید نیستند.غافل ازاینکه این سایت ها وحتی خبرگزاری‌ها تعهدی سازمانی دارند تا به مخاطبانشان بقبولانند که داشتن دریافتی بی‌پایه و ناقص، اما «به روز» از موضوعات بهتر از آن است که صبر کنیم تا در زمانی دیرترویا با مطالعه مفید به فهمی جامع و مطمئن دست یابیم .ناگفته پیداست این امر از دلایل اصلی عدم مراجعه به کتابخانه های عمومی استانی است که رتبه ای خوب درمیزان سرانه ی فضا و منابع در کشور دارد.

از آنجایی که عادت، چشم ما را بر عجیب و غریب بودن پدیده اخباروشبکه های ماهواره ای مبلغ سبک زندگی خاص بسته است،نه فقط خود تعقیب کننده آنهاهستیم بلکه کسانی راکه علاقه ای به تعقیب این رسانه ها ندارند امی وعقب مانده فرض گرفته ودررویارویی باآنها خود را ویتگنشتاین ی در مقابل غضنفرمی پنداریم .
رسانه های فوق ماهرانه با جملات بریده بریده ،خلاصه وتیتروار مطالبی را عرضه میکنند که البته نیازی به تامل وتفکر جدی نداشته باشد. شبکه های ماهواره ای نیزمعمولا حاوی نگرش های آرمانی دوران گذارودر تضاد
با سبک زندگی ایرانی/ اسلامی است . به علاوه هر دوگروه شبکه هاوخبرگذاری های فوق حس خوانندگی ودانایی کاذب و به روز بودن را درما بوجود می آورند وبا گذشت اندک زمانی مارا از خواندن کتاب وشنیدن وعظ و خطابه و حتی دیدن فیلم ها و شبکه های مفید بی نیاز نشان میدهند.

در دوران جدید خبرگذاریها ووبسایت های عامه پسند (معمولا خبری) سیاستی را دنبال می کنند که به مخاطبان بقبولانند داشتن اطلاعاتی سطحی در حوزه های مختلف خیلی بهتر ازمطالعه منابع اصلی است وادعا میکنند تنها منبع پاسخ نیازهای اطلاعاتی وکنجکاوی ما هستند.
مشکل ما با واقعیات، در کمبود منابع قابل اعتماد نیست، مسئله اصلاً این نیست که از خبرگزاری‌ها واقعیت بیشتری مطالبه می‌کنیم،ویا مثلا از شبکه های تلوزیونی /ماهواره ای فیلم های نامناسب دیگر میخواهیم بلکه چالش این است که نمی‌دانیم با آنچه داریم چه کنیم و این آغاز دلزدگی از زندگی روزمره و سرآغاز بی نظمی اجتماعی ماست که معمولا در گفتار،پوشش،اخلاق وکلا سبک زندگی ما خودرانشان میدهند.
برای مثال ممکن است من کارمند فرهنگی به مدد اینترنت رایگان دولتی ساعت ها وقت وهزینه (که باید در راه اعتلای فرهنگ دراستان محرومم مصروف میداشتم) را صرف جمع آوری اطلاعات سطحی کرده باشم که حالا نمیدانم با آنها چکار میتوانم بکنم .
متاسفانه حتی در بسیاری از خبرگزاری‌ها ی بین المللی این تعصب وجود دارد که معتبرترین جنبه کار خبرنگاری، ارایهٔ بی‌طرفانه ،خلاصه و بی‌احساس واقعیت‌ها است؛ مثلاً شعار سی‌ان‌ان این است: «ارایهٔ واقعیت، نه تفسیرآن» و بی‌بی‌سی لاف می‌زند که «قابل اعتمادترین منبع واقعیات در جهان» است.
امروزه در جهان ما مدام این جمله را میشنویم که شهروندان حکمران واقعی سرزمین خودهستند، این تصور زیبا و مسحورکننده درکل حوزه سیاسی وفرهنگی جدید به چشم میخوردوشبکه ها وخبرگذاری های مختلف نقش مهمی درتحقق این وعده دارند.گرچه رسانه های واقعی امری لازم درحکومت های مردم سالاراست و به نوعی دموکراسی را بیمه میکند ولی باید پذیرفت با گسترش روزافزون شبکه ها و خبرگزاری های بدلی وتجاری که مدام اخبارواقعیات و فرهنگ خاصی را آنگونه که میخواهند تفسیروترویج میکنند .
حتی ما نیزدر این استان محروم در خطرسرگردانی ودلزدگی سیاسی وفرهنگی هستیم تا جایی که حتی قدرت انتخاب برای خود و خانواده مان را ازدست داده ایم واین سالها توانسته ایم شهرمان را بدون کتابفروشی های خوب وسینما وسالن مطالعه وکتابخانه های بزرگ و ….. بپذیریم ولی قطعا دیگر بدون وجود وبسایت های عامه پسند به اصطلاح خبری نه.
در دورانی که جوامع به پیچیدگی بی‌سابقه‌ای رسیدند،اگر دیکتاتوری در پی‌قدرت باشد،ایدئولوژی قصد غلبه بر حریفان را داشته باشد و یا مسئولان استانی بخواهند بر روی کم کاری خود در رفع بیکاری واعتیاد ، طلاق ومسکن و …… روپوش بگذارند دیگر تنها گزینه شان سانسور اخبار نیست، بلکه کافی است امکاناتی مهیا کنند که خبرگزاری‌ها وبنگا ه های تبلیغی که حالا به خودی وغیر خودی تقسیم شده اند جریانی از اطلاعات غیر مفید را در حجمی انبوه و با کمترین تفسیرو تشریح منتشر کنند.اخباری که مدام جای خود را به خبرهای جدیدی میدهند.اطلاعاتی سطحی که هیچگونه ربط منطقی باخبر قبلی ندارند. دراین بین همه نوع خبرها وجود دارند از خودکشی دسته جمعی نهنگها گرفته تا سلفی های جدید ستارگان سینما وبمب گزاری درکابل وانتصاب مدیری میان رده دراستان و……

جهان مدرن به ما آموخته است که هنوز روش‌هایی موذیانه‌ و شرورانه‌تری از سانسور وجود دارد که می‌تواند مردم را از ارادۀ تغییرسیاسی وفرهنگی شان محروم کند، روش‌هایی مثل مغشوش کردن، خسته یا منحرف کردن مردم از سیاست و فرهنگ با ارایۀ وقایع به شیوه‌ای نامنظم، تکه پاره و شکسته تا در نتیجه بیشتر مخاطبان نتوانند موضوعات مهم را در طول زمان دنبال کنند ودر پی مطالبات بیشتر برایند.

بی تردید راه‌حل این مسئله، وادار کردن مردم به مصرف اخبار جدی‌تر نیست؛ بلکه باید این داده‌های به اصطلاح جدی و مهم در قالبی ارایه شود که مخاطب را درگیر کند. گفتن اینکه مسائل جدّی، خسته‌کننده هستند و باید باشند، دردی را دوا نمی‌کند؛ زیرا به هر حال باید از این دو راهی چالشی عبور کرد: رسانه‌هایی که مطالب تأمل‌برانگیز اما کسالت‌بار منتشر می‌کنند و رسانه‌هایی که مطالب جنجالی ولی فاقد هر گونه احساس مسئولیتی ارایه می‌دهند .متاسفانه در استان ما دولت مردان هردوره بیشتر از قبل (ازاستانداری گرفته تا جزء ترین مسئولان ) بخشی ازبودجه خود رابه رسانه های گروه دوم اختصاص داده اند که نه خوب سخن گفته و نه سخن خوب میگویند وماهرانه با زدن خبرهای افتتاح وکلنگ زنی ویا انتصاب وجابجایی وفلانی گفت،صاحبان آنها در اندک زمانی به تاجرانی موفق تبدیل شده اند .
از نگاه هابرماس، سرشت همه جایی و همه شمول رسانه‌ها، هیچ راهی برای شکل گیری و بالیدن تفکر انتقادی یا کنش انتقادی برای افراد باز نمی‌گذارد. وقتی قدرت برخورد انتقادی و سازندهٔ افراد با دانش و اطلاعاتی که از بالا دریافت می‌کنند به یغما می‌رود، آنان به صورتی منفعل و منزوی در زیست‌جهان به سر می‌برند و روال‌های مکرر روزمره را بدون تفکر می‌پذیرند و ان را صرفاً ً طبیعتی ثانوی به شمار می‌آورند..

((برپایه نوشتارهایی ازهابرماس وآلن دوباتن ))

در پایان حقیر به نوبه خود ازمدیر محترم سایت استان به خاطر انتشار مطالب تامل برانگیز در حوزه های مختلف وانعکاس دغدغه های قشرآگاه جامعه صمیمانه تشکر میکنم .

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208