تاریخ درج خبر : 1394/09/30
کد خبر : ۵۲۷۷۱۵
+ تغییر اندازه نوشته -
غریب واحدی پور

«مگسان گرد شیرینی و گرگان باران دیده»

vahedi

سایت استان: غریب واحدی پور

ماجرای انصراف بزرگواری از کاندیداتوری در انتخابات دهم و اصرار طرفداران وفادارش جهت تجدید نظر در این تصمیم برای برگشتی مجدد به میدان رقابت او را مجبور کرد که نه نامه بلکه رنجنامه دوم خود را حتی با افشای آنچه که به زعم خود در صندوقچه دل سال ها حفظ کرده و اغلب رازی بین خود و خدایش بوده است در سکوت نیمه شبی نگاشته و بامدادانی هم منتشر کند.
صرفنظر ازمفاد این رنجنامه که بی شک از منظر نگارنده بند، بند آن مخاطبان خاص خود را داشته است. بنظرمی رسد که آخرین و صد البته نه کم اهمیت ترین بند یعنی آنجا که تجربه خود بعنوان نماینده دو دوره پارلمان نظام جمهوری اسلامی را بصورت توصیه ای به منتخب پس از خود بیان کرده است، شایسته تامل و تدبر بسیار است. آنجا که می فرماید، “… ازجفای دوستانی می نالم که در دوره هشت ساله بنده در پست بودند بعضی ها چندین پست عوض کردند و حالا دولت جدید با گرایش جدید آمد آن ها را کنار گذاشت و یا بازنشسته شده اند نمک نشناسی می کنند و اپوزیسیون مخالف تشکیل داده اند و در تاریکی روشنایی را نظاره گرند که سفره کی چرب تر است و این قبیل افراد که مگسانند دور شیرینی در همه طیف ها و گرایش ها و اطراف همه مسئولین و نمایندگان پیدا می شوند. ”
لذا، ناگفته هویدا است که اگر چه توصیه ای بسیار پسندیده و ضروری است، ولی با توجه به سوابق طولانی فعالیت سیاسی و حضور در عرصه های مختلف ، عقبه حمایت کننده، غیر قابل انعطاف بودن خود ووابسته گان فکری اش در مقابل غیر خودی هاو بالتبع وسواس خاص در گزینش مهره های کلیدی و از آن مهمتر به رخ کشیدن زیرکی و تیز بینی در مورد شناخت و مبارزه با دله دزدان، فتنه گران، بی بصیرتان، رهبر نشناسان و بسیاری موارد دیگر در سطح کلان چگونه ممکن است در سطح خرد نه مگس بلکه مگسان گرد شیرینی معتمد دو دوره مردم کهگلویه بزرگ را فریفته و گاه بیش از دو نوبت لابد پست های حساسی را هم تصاحب کرده باشند.
بگذارم و بگذرم که چون از چنین توصیه ای پسندیده تر تصمیم جناب بزرگواری را مبنی بر عدم شرکت در هماورد انتخابات دهم می دانم، در نتیجه بنا به دلایلی اکنون تحت هیچ شرایطی قصد نقد گذشته اش را ندارم.
لکن صادقانه بگویم،دشمن درجه یک انقلاب و نظام نه اجنبی و نه هم کسانی است که حاج آقا بزرگواری بخش عمده وقت خود در پارلمان را صرف مبارزه با آنها کرده است ، بلکه دشمن درجه یک و سم مهلک نظام و انقلابی که فهرستی از خدماتش برای دوام و بقای آن را در رنجنامه موصوف ذکرکرده اند، ظهور و افزایش چشمگیر فرصت طلبان و به اصطلاح همان مگسان گرد شیرینی است که اگر چه بسان قدرتمندان “چون نوشداری جان پس از مرگ سهراب” خیلی دیر ولی سرانجام از وجود آنان سخن گفته اند.
ازاینرو، جناب آقای بزرگواری باید بدانند که از جمله رموز آشکار آمارهای وسیع و فراگیر از اختلاس های آنچنانی در دوران حاکمیت دولت مدعی عنوان “پاک ترین دولت تاریخ” که از قضای روزگار ایشان هنوز هم بر طبل دفاع از عملکرد آن که بسیار سزاوار نقد است، می کوبند، قدرت گرفتن مگسان گرد شیرینی به هزینه محروم کردن نظام و انقلاب از به اصطلاح به قول ظریفی گرگان باران دیده بویژه در جناح اعتدال و اصلاح بوده است.
با این اوصاف و هنگامه ای که احتمال اثرگذاری برجسته تیغ ردصلاحیت در انتخابات آتی دور از ذهن نیست که متاسفانه گاه مباشران و عوامل محلی با پرونده سازی های تنگ نظرانه چون سوهان عمل کرده واین تیغ را برای حذف چهره های بی بدیلی که بالتبع همواره مانع ظهور و حضور مگسان گرد شیرینی بوده وهستند، تیزتر می کنند. بیش و پیش از نماینده منتخب مردم برای دوره دهم دانایان ، دلسوزان و معتمدانی که مسلما” بزرگواری اگر از آنان نباشد که هست، حداقل قادر به اثر گذاری برعملکرد آنان است، باید مراقب بوده تا زمینه ردصلاحیت گرگان باران دیده و سرد و گرم چشیده صادق و کاردان به منظور میدان داری فرصت طلبان مهیا نگردد.در غیر اینصورت نماینده بعدی هر کسی هم که باشد، بیم آن می رود که در بر همان پاشنه چرخیده و چهار و یا هشت سال بعد توصیه ای از جنس آنچه که امروز بزرگواری مطرح کرده اند برای جایگزین بعد از خود نیز داشته باشد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • سرچشمه طسی می‌گه:

    حاج غریب ماها همونایی هستیم که بودیم.موحدهادرحال رفت وآمدن هستن.بزرگواری ها نیز اومدن ورفتن .این چن روزه مجالس فاتحه خوانی بو مجلس گرفته و خوش بحال مردگان که چه بسیار برایشون حمد وسوره میخوان به قیمت یه برگ رای،راستی موحد وبزرگواری از آه سرد بچه های شکم خالی خبر دارن،خداکند تا چهار سال دیگر کسی نمیرد،ببینید این چهارسال بچه های لیدرها کجاها رفتن

  • فرزندایل می‌گه:

    جالب بود، گرگان باران دیده، مگسان دورشیرینی، سپاس

  • سعادت می‌گه:

    این گرگ باران دیده‌ی اصلاحات هیچ خدشه‌ای در کارنامه اش نیست

  • سید مصطفی عبدالهی می‌گه:

    هر سیستمی که یکدست باشد بیم تخلف و چشم پوشی از تخلفات وجود دارد . ای کاش دولت ها تاکید بر یکدست بودن قوای کشور به هم نداشته باشند و در کنار انجام امور سازمانی هر دستگاههی از مجلس تا قوای نظامی و نظارتی بصورت مستقل و واقعاً مستقل آنهم در جهت منافع ملی به وظایف خود عمل نمایند . و قانون تنها قدیس این کشور باشد.

  • بهزاد کاظمی می‌گه:

    این گرگان باران دیده خیلی جالبه چه الان چه آن موقع که دکتر بنام مطرحش کرد.
    آدم رو یاد گرگ های پیری میندازه که بارون خون روی پنجه هایشان را پاک کرده اما رد و اثر آن خون هنوز بر روی دندانهای شان برق ترسناکی می زند که پیام میدهد مبادا سرنوشت گله را از ترس مگس های بیچاره به این پیرهای خطرناک بسپارید…

    • شهروند می‌گه:

      گرگ باران دیده در ادبیات ایرانی مفهوم تجربه و کارکشتگی را می‌رساند لطفاً با پوتین وارد نشوید

200x208
200x208