تاریخ درج خبر : 1394/10/01
کد خبر : ۵۲۷۸۰۴
+ تغییر اندازه نوشته -
محمد زرین:

شهرداری که دکه ها را برداشت، شهرداری که دکه ها را گذاشت

هرچند حقیقتآ امید چندانی ندارم که نگارش این یادداشت اثری به حال نزار دهدشت داشته باشد، و برآنم که حل مشکل این شهر((ز دست بنده نخیزد، مگر خدا بکند)) اما چون اینگونه نوشتن ها دست کم برای نویسنده و خواننده گاهی تسلی بخش است، چند سطری قلمی می نمایم.
اول باید دانست که نگین له شده تمدن شهرستان و استان، که شهر جدید آنرا دربرگرفته است،دهدشت،تا همین صدسال پیش شهری بوده آباد و و متمدن.چندان پر رونق که برای اهل تجارت و شهر شناسان تحسین برانگیز بود.شهر قدیم دهدشت که جوان مرگ شد، خواستند اطراف آن شهری دیگر بناکنند، اینکه این شهر گریان فعلی با آن شهر خندان کهن چه میزان شباهت دارد را باید ناظران جدید نظر دهند.اما بعد.
از آغاز ساخت شهر جدید دهدشت در دهه چهل شمسی، این شهر شهرداران مختلفی بخود دیده است.بعضی از آنان واقعا چنان عمل کردند، که نام نیک شان تا دهه ها پس از دوره کاری شان ورد زبان ها بوده است.شاخص ترین چهره این نوع عمل گرایی ها بی شک زنده یاد سید عبدالجبار توفیقیان، می باشد.برخی ها هم چنان بدعمل کردند، که آثار سوءمدیریت شان تا سالها بلکه دهه ها گریبان شهر خواهد بود.در دوره های دیگر هم شهردارانی، گاه بنا به مصلحت و گاه از روی حکمت آمده اند اما قطعا سلسله اعمال و برنامه های مجموعه آنان در دهدشت، اثر شایسته ای بجای نگذارده است که وضع فعلی شهر اینچنین است.هر بیننده ای با دیدن نقشه فوق العاده شهر افسوس می خورد که چرا شهری با نقشه ای اینچنین آینده نگر، حال حاضر شایسته ای ندارد.
اما در این قسمت از نوشتار قصد دارم دوتن از شهرداران را تا حدی باهم قیاس کنم، از این جهت که چون هردو، به رغم دوره های پیش از77، منتخب شوراها ی شهر هستند، عملکردشان قابل توجه است. ((رستم عزیزی.و محمدرضا تخشاء)).
عزیزی، یک فرهنگی بود و بالتبع تجربه مدیریت شهری نداشت، با شرکت در انتخابات شورا منتخب اول مردم شد، از همان ابتدا مخالفان انتخاب وی با این عنوان که شهردار باید مهندس عمران یا معمار. ..باشد بر او تاختند، اما همین معلم، پس از انتخاب و انتصاب بسمت شهرداری با نگاهی توسعه محور اقداماتی انجام داد که بعضا قابل تقدیر و ماندگار هستند.شاید نخستین و ضربتی ترین اقدام ایشان جمع آوری و سازماندهی دکه هایی بود که در دوره شهرداران پیشین،خصوصا دوره مهدی وفایی با اعمال نفوذ در شورای شهر و بدنه شهرداری مجوز گرفته و تمام قد زیبایی و عبور و مرور شهر ره هدف گرفته بودند، در تیرماه هشتادو شش با آغاز بکار مجموعه جدید مدیریت شهری به یکباره صدها دکه، از پیاده  روها جمع آوری و در گوشه ای تبدیل به بازارچه شد.اما دکه ها چه بود و چه کاربردی داشت؟
یک مکعب مربع گاهی سه متر در سه متر، در کمال نازیبایی، با پوشش ضد زنگ قرمز، که بدون داشتن هیچ امکاناتی گاه به فروش موادغذایی، گاه لباس و اسباب بازی می پرداختند.
توجیه کنندگان این بی نظمی اشتغال زایی را بهانه دادن مجوز اعلام می کردند.غافل از اینکه برخورداری از یک شهر زیبا و خوش ظاهر می تواند اسباب جذب گردشگر، یا دست کم مایه دلگرمی شهروندان همان شهر برای ماندن و ساختن وطن خود باشد.
همین خرده کاری ها بود که روی هم تل انبار شد و آخرسر اسباب مهاجرت هزاران نفر از کهگیلویه و دهدشت گردید.
باری، شهردار فعلی شهر از این جهت نسبت به سلف خود آقای عزیزی برتری داشت که اولا نیروی رسمی نهاد شهرداری با سابقه کار بالا بود، و ثانیا و مهم تر اینکه دانشجوی مقطع دکتری در رشته ای مرتبط با مدیریت شهری بود.همین دو جاذبه بود که حتی کارشناسان و اهل فن را به اشتباه انداخت.این را نه نگارنده این سطور می گوید و نه ریشه در حب و بغض دارد.که با ایشان سابقه دوستی هم دارم.این را در و دیوار شهر فریاد می زند که سوء مدیریت شهری بیداد می کند.
شورایی که بعضی منتقدان انحلال آنرا رسما در سایتها خو استار شده اند گویا خود باری بر این سوء مدیریت افزوده است.عملکردهای غیرشفاف شورا و شهرداری در زمینه اداری و مالی خون به دل شهروندان می ریزد.لذاست که از چنان شورایی چنین شهرداری هم دور از انتظار نیست.
به سایر زمینه ها اگر کاری نداشته باشیم، همین که پیاده روهای شهر که که در دوره توفیقیان ،به بهترین شکل و اندازه طراحی و در دوره عزیزی از وجود دکه ها پاک و عملیات سنگفرش آن به خوبی اجرا گردید، این بار در عصر دکتر تخشاء پذیرای دکه ها شده است حکایت از یک تخلف بزرگ، در حد قانون اساسی دارد، چرا که در اصل چهلم این قانون آمده است:
(هیچ کس نمی تواند اعمال حق خویش را وسیله اضرار به غیر یا تجاوز به منافع عمومی قرار دهد)
آقای شهردار! آقایان عضو و البته خانم عضو شورای شهر دهدشت! چنین مجوزهایی، با قانون اساسی و قوانین عادی کشور منافات دارد! دست بردارید!

photo_2015-12-22_08-54-42

photo_2015-12-22_08-54-39

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • حوضه ثلاث می‌گه:

    کاش شهرداری دهدشت کار جمع آوری زباله شهر را خوب انجام میداد و در مای مناسب دفن میکرد

  • ناشناس دوره فقط دوره عزیزی می‌گه:

    دوره فقط دوره عزیزی

    دوره فقط دوره عزیزی

  • ناشناس می‌گه:

    واقعا دوره عزیزی خوب بود

  • سید می‌گه:

    خان عزیز اسم گذاری خیابانهای شهر چی شد؟؟؟؟

  • ناشناس می‌گه:

    نظر خود را وارد نمایید…واقعا شرم آوره این اقدام شهردار و شورای شهر

  • دهدشتی می‌گه:

    احس برآقای زرین که نیم نگاهی به واقعیتهای موجود داشته ای به قول شاعر شیرین سخن: حاکمان شهری که مرغابی بود برسرآن شهررسوایی بود

  • مهدی می‌گه:

    احسنت آقای زرین.روزی را میبینیم که هیچ فضای شهری رونداریم البته تا زمانی که آقای تخشا و اکثریت شورا سرجاشون هستند.اعضا شورا و شهردار محترم مردم گناه دارند چرا مجموعه شهرداری را دستخوش افکار مادی شخصیتان کردید.آقای تخشا حداقل جلوی نقلیه را بازسازی کنید و فضای سبز شما که این همه ماشین الات دارید.فضای شبز نمیخوایم خار و خاشاکها رو جمع کنید.پیاده رو ها رو سرو سامان بدید. میوه فروشی های روبروی شهرداری را سامان بدید که انگار پیاده رو ارث پدریشونه.عابرپیاده کجاراه بره؟بعدادعای مدیریت شهری دارید.کدوم یک از خیابونهای دهدشت آسفالت درستی دارند؟ جای بسی تاسف داره به خدا قسم.شرم کنید.وجدانتان را بیدارکنید

  • موسوی شیرازی می‌گه:

    زیبا نوشتیٰ دوست عزیز.یادم چند سال پیش یکی از دوستانم را از شهر بابل در ایام عید به شهر دهدشت دعوت کردم .من چون خانه پدریم چرام بود اول چند روزی اونها را بردم چشمه بلقیس وطرف تنگ دیل وشاه بهرام باشت.دو روز اخر خواستم اونها را ببرم شهر دهدشت.از مسیر چرام به شهر دهدشتٰ متاسفانه در ورودی شهر دهدشت خیلی اذیت می کرد.به طوری که مهمان من متوجه این بوی بسیار بد شد.من هم به شوخی گفتم این بوی گوگرد چشمه اب معدنی این اطرافه ودوست من هم اصرار می کرد بیا بریم تو این چشمه کمی شنا کنیم.خلاصه این که متا سفانه چهره شهر دهدشت به خصوص ورودیهای شهر بسیار بی روح وازاردهنده است .

  • ناشناس می‌گه:

    دکه راهنمایی رانندگی سر فلکه هم جای بدیه.هم پیاده رو بسته شده.هم جای خطرناکیه مجبوری نزدیک یه پیچ که ماشینا تند هم میان بری تو خیابون

  • ناشناس می‌گه:

    تنها دوره ای که مردم اومدن و تو پارکها نشستن دوره آقای عزیزی بود.اگه شهربازی تو دوره آقای تخشا بود خدا میدونه تا از هر خونواده چندتا کشته نمیداد دستور به تعطیلش نمیداد.البته که میدونید به چه دلیل میگم.
    هرروز دارن این پارک وسط شهر رو چمن و گل میزنن و میکنن.بعدشم کلی کثیفی وسط شهر درست میکنن.
    نوبر اینا هم ا.ر هست اومده آبی که زیر پاساژ قلندر بوده رو به اسم خودش ثبت کرده.مثلا برا آبیاری و…
    خوبه ما هم بریم آب زیر زمینی بقیه پاساژا رو به اسم خودمون ثبت کنیم؟ آیا این اجازه به ما هم داده میشه؟
    هزار ساله این مردم این نظر رو داشتن.این کار نخبگی نیست آقای ر.اگه میرفتی دنبال همون اختراعاتت حداقل الان یه صفری دوست بودی.
    یک میلیون و…. دادن به چراغ کشیدن دور فلکه وسط شهر.انگار اتوبوسای ببخشید امبولانسهای بیمارستان نمازی ک هر شب از شهر بطرف شیراز حرکت میکنن.ولی یک ماه کار نکردن
    نمیدونم تا حالا جلو مدرسه صدیقه کبری تا بعد از اداره برق حرکت کردن که ببینن پیاده رو نزدیک به وسط شهر چه وضعی داره.
    هرروزم یه دکه به جلو امور آب روستایی اضافه میشه
    پیاده روها انگار شب ساعت دوازده به بعد چهارراه زند
    خداکنه یه روز شهردار تو پیاده رو رد بشه پاش بخوره به وسایل یه دست فروش.تا چنان با چماق بزنش که بدونه ما چی میشکشیم.
    مرغ محلی هم فراوونه دم انتخابات برا بعضی کاندیدا

200x208
200x208