تاریخ درج خبر : 1394/10/10
کد خبر : ۵۲۸۹۸۲
+ تغییر اندازه نوشته -
ایمان یعقوبی

«اصلاح طلب معتدل برآیند استحاله فکری و فرصت‌طلبی است»

یعقوبی

سایت استان: ایمان یعقوبی

مایلم همچون بسیاری دیگر انتخابات را مقوله‌ای اجتماعی بدانم بیش و پیش از آنکه صرفاً کنشی سیاسی باشد. مقوله‌ای مرکب از کنش سیاسی، بینش اجتماعی، ترتیبات نهادی قانونی به عنوان رویکردی از دموکراسی و خیزش عدالت طلبانه جمعی. اینها ریشه در روح سرگردان و ماجراجوی آزادی خواهی دارند.
در دموکراسی‌های مدرن، انتخابات، رکن رکینی است که منزلت و جایگاه مردم را با اقتدار و حاکمیت قانون در هم می‌تند. مرادم از دموکراسی های مدرن همان کشورهایی است که دشمنان قسم خورده این ملتند. همان هایی که فهمشان از آزادی و قانون متفاوت از ماست. البته مشکل از گمراهان غرب زده‌ی فتنه‌گر و مواجب بگیری است که عاشق خم زلف آزادی خواهی و عدالت طلبی‌اند و ناگفتمان ارعاب و حذف را بر نمی‌تابند. انتخاب خطرناک آن است که جامعه از میان جمعی معدود انتخابی هدایت شده داشته باشد. اینکه ما به چه کسی رأی می دهیم امری فردی و مربوط به خودمان است ولی پذیرش اینکه دیگران را مجبور کنیم به چه کسانی رأی دهند کمی سخت و دردآور است. این بار در مقابله با چنین پدیده خطرناکی نهضت ثبت نام بروز و ظهور یافت. حربه ای هر چند داری اشکال و لیکن تاحدی مؤثر در برابر رد صلاحیت های گسترده احتمالی اصلاح طلبان. حداقل آنکه در صورت ردصلاحیت گسترده نامزدهای اصلاح طلب در بعد کمی و فارغ از نگاه کیفی، نهضت می تواند تبعات و عواقبی را متوجه جناح تندرو نماید. با بسی تردید اندکی امید آن می رود شورای نگهبان مجبور باشد کمی دست به عصا راه برود. نهضت ثبت نام در استان کهگیلویه و بویراحمد تا حدی به رقص خیال توده ها انجامید. دلیلم بر این مدعا ثبت نام جمع قابل توجهی برای کاندیداتوری است.
جالب آن است که محافظه کاران در لبیک به این نهضت گوی سبقت را از بانیان ربودند. این اقدام آنها یا از سر لجاجتی کودکانه است و یا فهمی واژگونه. و حداقل به دو دلیل غیرضروری بود:
۱-این نهضت در محتوا و کارکرد، استراتژی اصلاح طلبان در برابر رد صلاحیت گسترده احتمالی و نهایتاً تشویق و تحریک مردم به حضور حداکثری به منظور تحصیل پیروزی است حال آنکه محافظه کاران حتی افرادی چون رسایی، زاکانی، کوچک زاده و … حتی در دیگر مناطق از رد صلاحیت، حداقل تا این لحظه مصونند و در سطح کلان کشوری پیروزی اینان در گرو مشارکت حداقلی است.
۲-این اقدام محافظه کاران به علنی شدن اختلافاتشان انجامید. هر چند سرانجام با سناریوی تکراری «دکتر بیا دکتر بیا» به شیخوخیت ختم خواهد شد اما سست و شکننده بودن این اجماع اظهر من الشمس است.
در ادامه به پدیده موازی گری به عنوان چالشی جدی، از دو منظر مجزا، بدون تشریح روند و فرآیند و با نگاه به نتایج احتمالی خواهم پرداخت.

باب نخست: موازی کاری فکری

اینکه اصلاح طلبان با محوریت سید «باقر موسوی» بعنوان نماد اصلاحات و همراهی تنی چند از جوانان و برخی گمنامان سیاسی به صحنه آمدند ناشی از موازی کاری گروههای همفکر و هم پیمان و دارای هدف مشترک از تهران تا یاسوج است. این امر نه در اثر اختلاف بنیادین ، بل بر اساس تفاوت دیدگاه در نحوه حضور و تحلیل مکانیسم حضور حداکثر – حداقل بر مبنای هزینه – فایده می باشد. اما گره زدن سرنوشت اصلاح طلبان در انتخابات آتی به حضور و تأیید صلاحیت مسلم شخص اول اصلاحات ریسک پذیری قابل توجهی در قفا دارد، مگر آنکه طرحی دیگر درانداخته باشند.
اگرچه بازگشت موسوی به صحنه سیاسی بارقه های امید را در میان اقشار مختلف زنده کرد اما پیروزی قطعی موسوی بعد از تأیید صلاحیت، در جامعه ای که بافتار اجتماعی اش بر اساس مراودات قومی و ساختار فکری حداقل بخشی از این جامعه خصوصاً گروههای سنی خاص نه بر پایه اندیشه سیاسی که بر مبنای علقه های شخصی و قومی است، علاوه بر فرهمندی شخصیتی و اقبال عمومی مردم به شخص موسوی، تلاش و برنامه ریزی منسجمی را می‌طلبد. چرا که اطمینان از پیروزی قطعی مقدمه شروع غفلت است و این پیروزی، به بازگشت عزتمندانه اصلاح‌طلبان به ساختار مدیریت استان کهگیلویه و بویراحمد می‌انجامد. این نوستالژی فتح است که عزت و نصرت اصلاحات را در سالهای نه چندان دور تداعی می کند.

باب دوم: موازی سازی عملی

این موضوع دغدغه خاطر خیلی هاست. پروژه موازی سازی عملی کاندیدایی خاص تحت عنوان اصلاح طلب معتدل با جریان اصیل اصلاحات و «موسوی» بعنوان نامزد اول، گاهی سهواً و عمداً از سوی برخی اصلاح طلبان صورت می گیرد. این یک موازی سازی و بهتر بگویم معادل سازی شخصیتی است. بی شک بجای این فرافکنی ها زمان باورمندی نه در شعار که در عمل، به جوانان فرا رسیده است و در بهترین زمان ممکن از این ذخیره های شایسته فکری و مدیریتی رونمایی شود تا در روزگار عسر و حرج ، این کادرسازی خلأ کنونی را در آینده پر نماید.
معتقدم ادعای بهرامی در کناره گیری از عرصه رقابت در صورت حضور «سید باقر»، نه آنچنان که برخی مدعی اند ناشی از ترس از شکست و نه بلوف، بلکه رندانه ای سیاسی می باشد. از آنجا که کلام سیاستمدار در عالم سیاست سندی معتبر است اگر شرایط فراهم باشد وی باید انصراف دهد. اما آیا این انصراف برای بهرامی شکست تلقی خواهد شد؟
لزوماً خیر. حداقل دستاورد این انصراف، قرار گرفتن نام بهرامی در جبهه اصلاحات بصورت رسمی به بهانه از خودگذشتگی سیاسی است. اما در صورت تغییر شرایط و حکم به نماندن سید آمدن، آنگاه بهرامی در پس سخنان روشنفکرانه و رفتارهای سیاسی خود به حمایت بخشی از اصلاح طلبان امیدوار خواهد بود و یحتمل مرادش حاصل خواهد شد و باز هم به اصلاح طلبان خواهد پیوست. این بازی در هر دو حالت برای بهرامی برد – برد خواهد بود. اشتباه اصلاح طلبان در مانور دادن بر این سخن بهرامی است. روی خطرناک این موازی سازیها قهرمان سازی است. در مورد متأخر تشبیه بهرامی به رستم پهلوان و قهرمان شاهنامه ((یادداشت حمید طاهری در پاسخ به مصاحبه قاسم یزدانی)) لاف گزافی است که از منظرهای متفاوت قابل نقد می باشد.
هر قدر ساحت اصلاحات بلند باشد دیوارش به همان اندازه کوتاه است. از این رو هر شخص در هر مقام و از هر قشری در این دایره است. اقرار به اصلاح طلبی در مجامع عمومی و فکری و عمل اصلاح طلبانه حداقل شروط لازم و کافی است. این دو لازم و ملزومند. منظورم از عمل اصلاح طلبانه آن دسته از اقدامات و فعالیتهای عملی و نه گفتاری در راستای گسترش و تحکیم آرمانهای اصلاح طلبی است که این سالها تاوان خاصی دارد. بنابراین حمایت فکری، معنوی، و عملی از ستار هدایتخواه و احمدی نژاد کافی است تا بهرامی از این حوزه برون بماند. بهرامی گام نخست را تا حدی برداشته است و برخی به همین اقرار راضی شده اند، ولی انصراف بهرامی نخستین گام عملی او بحساب خواهد آمد. تفاوت اساسی این نوع اصلاح طلبی در بیت نغز قابل تأمل است:
سلسله موی دوست حلقه دام بلاست ………………… هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست
قهرمان پروری از خصوصیات جوامع شرقی و ناشی از روح استبدادپذیری و توسعه نیافتگی فکری و در افتادن در وادی خیال و در عشق آزادی سوختن است. این خود به استبداد در فکر می انجامد و نتیجه اش خودکامگی در عمل و بی اخلاقی در کلام و گفتار است.
آنچه مرا به تشکیک بیشتر در اصلاح طلب بودن این طیف وامی دارد عمل آنها مطابق روشهای کیهان شریعتمداری است بگونه ای که اول موضوعی طرح و در جامعه نشر می شود سپس با تمام توان سعی دارند جامعه را در مسیری قرار دهند تا آن طرح را بپذیرند.
اصلاح طلب معتدل همچون برادرش اصلاح طلب اصولگرا ، واژه ای مجهول و مجعول و برآیند استحاله فکری و فرصت طلبی های بعد از وقایع ۸۸ می‌باشد. در ادامه راه پر فراز و نشیب تا انتخابات رمز موفقیت تنها اجماع اصلاح طلبان خواهد بود اما با توجه به حضور حداقلی و شکننده نامزدهای اصلاح طلب در کنار موازی سازی شخصیتی، ادامه چنین روندی شاید پایان تراژدیک اصلاحات در شهرستان های بویراحمد و دنا را رقم زند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • علی رضا می‌گه:

    اصلاح طلب معتدل و اصلا ح طلب اصولگرااین همون استحاله جریا ن اصلاحات بود که اقتدارگرایان سالهاست با بگیر وببندها ورد صلاحیت چهره های موجه ومتشخص اصلاحات به هدف غایی خود دارند نزدیک ونزدیکتر می شوند واصلاح طلبان هم در این بازی که اغلب برنده ان که همون جریان رقیب است ، فقط به بازی گرفته شده اند!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  • پاتوق محله می‌گه:

    حالت خوبه؟
    یعنی باید تخته گاز رفت نه؟؟؟؟؟؟؟؟
    آفرین پسر عاقل!!!

200x208
200x208