تاریخ درج خبر : 1394/10/12
کد خبر : ۵۲۹۲۰۱
+ تغییر اندازه نوشته -
ذبیح اله مکی پور

به کجا می رویم

_DSC0676 - Copy - Copyاسید پاشی در دهدشت ، قتل دختری در یاسوج ، خوکشی پسری در یاسوج ، خودسوزی زنی در شهر دهدشت، اقدام به خودکشی مردی 57 ساله در هدشت ، اقدام به خودکشی دختری در گچسارن ، خودکشی دختر دانشجو در یاسوج و ساعاتی بعد خود کشی پسری که از هجران میسوخت ، خودکشی با طناب دار در بلهزار ، خودکش چوپانی در گچساران با تفنگ ، قتل دو کودک توسط مادرشان در شهر گچسارن و ….

این ها گزیده ای از وقایع ناگوار بود که در طی چند ماهه سپری شده از این سال به ذهنم خطور کرد که بی شک بخاطر حافظه کوتاه مدت ما ایرانی های موارد فوق الذکر تنها مشتی از خروار بوده و با اندکی تعمق میتوان موارد مشابه بیشتری را به فهرست بالا افزود.

مسایلی که روز به روز برایمان عادی تر میشود و دقیقا مساله همین است، که چرا باید خبر خودکشی و قتل و خودسوزی به یکی از اخبار روزمره و عادی زندگی ما بدل شود ؟ چرا باید در استانی که محبت و عطوفت انسانی در آن شهره است شاهد بروز چنین حوادث ناگواری باشیم؟ مسولان امر در این باب چه تمهیداتی اندیشیده اند؟

نوشتار حاضر درخصوص ریشه های خودکشی و قتل به بحث نمی پردازد چرا که انگیزه های متفاوتی در بروز این مساله نقش آافرین است، از مسایل اقتصادی ، بحران هویت و افسردگی گرفته تا مسایل روانی و عاطفی و تضاد عمیق میان سنت و مدرنیته و عدم ارضای نیازهای روحی و سرکوب های محیطی و … بلکه این نوشتار پیش از هر چیز تلاشی است برای به صدا آوردن زنگ های خطر در همهمه بوق و کرناهای تبلیغاتی کاندیداهایی که داعیه احقاق حقوق حقه مردم این دیار را دارند.

همواره در حل مسایل دو راه به ذهن میرسد ، راه حل اول ساده ترین و راحت ترین راه است و آن   پاک کردن صورت مساله است اما الزاما راحت ترین راه منطقی ترین راه نیست، و راه حل دوم جستجو در مورد علل و عوامل ریشه های بروز مسایل است. تجربه جوامع مختلف نشان داده است که اگر مسایل مختلف جوامع از جمله مسایل اخلاقی و اجتماعی و سیاسی و … به طور ریشه ای پیگیری و حل نشود وقوع بحران های اخلاقی و فروافتادن در یک دور برگشت ناپذیر قریب الوقوع خواهد بود.

نگاهی بر تاریخچه استان نشانگر آن است که جوانان این دیار که همواره به رافت و مرحمت زبانزد بوده اند اکنون در میان موج گسترده ای از ناامیدی و افسردگی و به دلایل و مشکلات متفاوت دست به اقدامات و تصمیم هایی میزنند که هم وصله ناجوری بر قامت تاریخ این دیار بوده و هم تضاد بسیاری با آموزه های دین مبین اسلام دارد و متاسفانه روز به روز بر این آمار به صورت زاید الوصفی افزوده می گردد و هراندازه موج بحث های راجع به مسایل فوق گسترده تر میشود این مسایل در ابعاد جدید و با انگیزه های نوینی بر این دیار دامن پهن میکند و گوش و چشم مسولان در این خصوص کرتر و کورتر می گردد. مسایلی که بی شک می تواند نام استان را در اذهان مردم سایر استان های این کشور با بار منفی ای همراه سازد .

کنکاشی در مساله قتل و خوکشی و بالا رفتن شمار جرایم در این دیار در سال های اخیر ما را به تحقیق بیشتری در باب مفهوم سرمایه اجتماعی رهنمون میسازد ، مفهوم سرمایه اجتماعی در بر گیرنده مفاهیمی چون اعتماد، همکاری، همیاری بین اعضای یک گروه یا جامعه است که نظام هدف مندی را شکل می دهد و آنها را به سوی دست یابی به هدفی ارزشمند هدایت می نماید. تعمق در باب این مفهوم   و به خصوص در این برهه زمانی از دو جنبه و در قالب دو تضاد آشکار قابل بررسی است از یک سو بالاترین حجم مشارکت در انتخابات در استان ما ( قریب به 98 درصد مشارکت در انتخابات ) که علاوه بر شور سیاسی مردم این دیار به شعور سیاسی و بینش مردم در نقش آفرینی خود برای آینده جامعه حکایت دارد ، و از سویی دیگر تدبر در باب مثال هایی از قتل و خودکشی و … در سال جاری که نشان از افول سرمایه اجتماعی در این میان دارد که بی شک اگر تعصبات قومی و قبیله ای و جغرافیایی و سایر مسایل را در این قضیه دخیل نماییم وضع موصوف بسیار تیره تر جلوه می نماید.

این مساله از آن جهت به ذهن نگارنده مهم جلوه نمود که متاسفانه در های و هوی انتخابات پیش رو از مسایل اجتماعی غافل مانده ایم و بستر بروز اینگونه حوادث روز به روز مساعد تر و استعدادها در این خصوص شکوفاتر می گردد ؛ از منظری دیگر تضاد عمیق میان نرخ بالای مشارکت درانتخابات از یک سو و بروز مسایل اجتماعی از سوی دیگر که یکی نشان از میزان بالای سرمایه اجتماعی در جامعه و دیگری نشان از افول اخلاق و بالطبع و به تبع کاهش سرمایه اجتماعی در استان است ما را به این نکته رهنمون میسازد که متاسفانه پرداختن بیش از حد به مسایل سیاسی موجبات غفلت ما را از مسایل اجتماعی را مسبب شده است و متاسفانه مسولان ما در این خصوص کمتر به تدبر پرداخته اند و در دوراهه انتخاب در حل مسایل اجتماعی راه اول که ساده ترین راه بوده را انتخاب نموده اند و صورت مساله را پاک کرده اند و تنها به تخصیص بودجه ای اندک که بی شک در نحوه خرج آن شک های کثیری وجود خواهد داشت مبادرت نموده اند.

در این نوشتار برآن بوده ام تا وظیفه اخلاقی خودم را به عنوان یک شهروند ایفا نموده و ضمن تسلیت به بازماندگان حوادث فوق الذکر مسولان را به تفکر بیشتر در این باب دعوت نمایم و غبار از زنگی بزدایم که متاسفانه طنین صدایش عادی شده است پنبه از گوش ها و عینک از چشم ها بردارم و بر این عقیده ام که بروز این مسایل با روح موجود در مناطق ما ناسازگار بوده و به عنوان یک معلم اقتصاد و شهروندی نگران از مردم دیارم بخواهم که در های و هوی مسایل سیاسی اخلاق را پاس بداریم و دیگر به دیده عادت بر این مسایل نظاره نکنیم و از خود بپرسیم که به راستی ما به کجا می رویم؟

و من الله التوفیق و علیه التکان

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • محمد ق می‌گه:

    با سلام خدمت استاد گرامی جناب آقای مکی پور شما عین واقعیت را نوشتید. ضمنا یه مشکل اساسی در بحث انتخاب که واقعا استان ما را از هر لحاظ عقب انداخته بحث طایفه گری هست متاسفانه ما فقط به این مسئله توجه داریم که اگر یه کاندید از اقوام ما بود به همون رای میدهین بدون در نظر گرفتن حرفه و سوابق ایشان…..

  • سید محمد حسین سبحانی می‌گه:

    شعور اجتماعی و احساس مسئولیت مدنی جنابعالی کاملا مشهود و قابل ستایش است، ضمن تشکر خالصانه، آرزوی توفیق روزافزون شما در این راه را دارم، باشد که با افزایش اینچنین روحیه هایی شاهد کاهش اینگونه ناهنجاری ها در جامعه عزیزمان باشیم./
    و من الله توفیق
    1394/10/17

  • محمد زینتی می‌گه:

    تا الان کجا بودی؟
    این مطالب بیست بار تا الان کپی پیست شده!
    مدیران محترم رسیدگی لطفا.

    • ذبیح مکی پور می‌گه:

      سلام. اگر داعیه شما مبنی بر کپی بودن مطلب صحت دارد که شرم بر من واگر مساله تکراری بودن موضوع است که امید است چنین باشد باز هم چیزی را از دست نداده ایم. تا الان هم به رسالت خودم در دانشگاه پایبند بودم. جایی ندارم که برم

  • علی الماسی می‌گه:

    درود بر شهر من یاسوج
    امیدوارم هچنان پاینده و زیبا باقی بمانی

  • ارش می‌گه:

    افزایش میزان رای دهندگان دریک جامعه نشان عقب افتادگی ان جامعه ست.ریشه مشکلات اساسی ما در اندیشه کسانی است که باوجود دگماتیسمی محض نماینده وتصمیم گیراصلی قانون کشور اند.خانه از پای بست ویران است…

    • ذبیح اله مکی پور می‌گه:

      با سلام. به طور قطع نمی توان این مساله را به شکلی که فرمودید طرح نمود. اما انچه مسلم است ارتباط میان سیاست زدگی و عدم توسعه غیرقابل انکار است ، به همین جهت در جوامعی که اقتصاد و معیشت مردم کمتر با سیاست گره خورده مشارکت کمتری به چشم میخورد، از طرفی وقتی مشارکت 98 درصدی در جامعه ای تایید می شود و ما به عنوان یک شهروند این جامعه در چنین آماری شک میکنیم پس قطعا یا آمار اشتباه است یا شناسنامه هایی به کرات مهمور شده و مجددا پاک شده اند ، هر چند در سال های پیش از زنده شدن مردگان ( به معنی استفاده از شناسنامه مردگان ) در ایام انتخابات توسط مسولین همین استان هم ذکر شده بود.

  • پروانه می‌گه:

    در تمام دشت نیست یک فریاد ، ای خداوندان ظلمت شاد / از بهشت گندتان ما را جاودانه بی نصیبی باد.
    (احمدشاملو)

  • مهدی م می‌گه:

    با سلام و تشکر خدمت دوست عزیزم جناب آقای مکی پور
    به مطلب مهمی اشاره فرمودین و الحق که سرمایه اجتماعی این مرزو بوم در حال دگرگونی و در واقع افول بوده و باید برای آن چاره ای اندیشید تا بتوان راه را براین حوادث تلخ و اسفناک بست.

    • ذبیح اله مکی پور می‌گه:

      سپاس از وقتی که بابت مطالعه این متن صرف کردید
      گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من…. البته آنچه به جایی نرسد فریاد است

  • پروانه می‌گه:

    در تمام دشت نیست یک فریاد ، ای خداوندان ظلمت شاد / از بهشت گندتان جاودانه ما را بی نصیبی باد.
    (احمدشاملو)

  • ناشناس می‌گه:

    درا ین هیاهوی انتخابات بفکر این مشکلات بوده ای احسنت برشما .یکی ازعلایم عدم توسعه استان ما افراط وغرق شدن بیش از حد در یک قضیه است .بعضی ها ربش سفیدان وتعصب طایفه ایرا بسیار تحقیرمیکنند اما موقع انتخابات خودشان چنان دچار تعصب جناحی وباندی میشوند که ریش سفیدان به گردشان هم نمیرسندو باید برایشان لنگ بیاندازند. از همه چیز بد تر همبرخورد شخصی با هم دارند وهیچ برنامه وتذ کاری ارایه نمیدهندوخرشان که از پل گذشت بجز اطرافیان بقیه باید بروند غاز بچرانند

    • ذبیح مکی پور می‌گه:

      به هر حال وظیفه شهروندی ایجاب میکرد چنین مطلبی را در چنین برهه ای بنویسم. اگر حق مطلب ادا نشده بضاعت سواد بوده. یادمان باشد که ما مامور به وظیفه ایم. امید که نتیجه نیز خوب باشد.

  • نوید می‌گه:

    بردار فک کردین نماینده که رفت مجلس چکار میکنه.به تنه چیزی که فک نمیکنه مردم هستن.با لیدر وهم حزبیاشون جلسه میزارن ؛چنتا مدیر کل و ریس اداره عوض میکنن چنتا از بچه های لیدر کارمند میشن.بعضی ها هم اه سرد میکشن واینور وانور میرن تا چهارسال بعد بعضیا هم به قول شما از بیکاری وفقر وحسرت میرن گوشه قبرستون ونماینده همچنان پشت تریبون به من وماوشما میخنده و ازنمایندگیش لذت میبره

    • ذبیح مکی پور می‌گه:

      من بر این عقیده ام که تازمانی که مردم ما با این دیدگاه پای صندوق میروند که فقط فلانی نره هیچ پیشرفتی در جامعه حاصل نخواهد شد. متاسفانه گوهر اخلاق در جامعه رو به فراموشی است. امیدوارم.در انتخابات پیش رو با این بینش پای صندوق برویم که فقط فلانی بره مجلس…. در ضمن یکی از اصلی ترین مشکلات ما اینه که متاسفانه وظیفه نماینده مجلس رو نمیشناسیم و دلیل این مساله هم خود نمایندگان بودند که در همه مسایل جامعه دخالت ها بیجا کرده اند. به امید بهروزی و سپاس بابت وقتی که صرف مطالعه متن کردید

  • پیام دوستداران سید باقرموسوی به همه مردم می‌گه:

    1-ما ملتزم به قانون اساسی و معتقد به ولایت فقیه و طرفدار داوری شورای نگهبان هستیم.
    2-ما همیشه از وحدت و پایبندی به قانون دفاع کرده و همه را به اتحاد حول اصول انقلاب دعوت میکنیم.
    3-ما دوستداران سید باقر موسوی هیچ وقت نه به کسی اهانت میکنیم و نه اعتقادی به تخریب رقیب داریم.
    4-آقای زارعی و هدایتخواه و نیکبخت و روشنفکر و دیگر اصولگرایان همانقدر محترمند که سید باقر موسوی و بهرامی و دیگر اصلاح طلبان محترمند.
    پس کسی حق ندارد به اسم یک اصلاح طلب یا اصولگرا به هیچکس توهین کند و گرنه از ما مردم نیست.
    5-نقد عملکرد بکنید اما تخریب و توهین کاری ناجوانمردانه است.

    درود بر سید باقر موسوی یار امام و رهبری

200x208
200x208