تاریخ درج خبر : 1394/10/19
کد خبر : ۵۲۹۷۰۷
+ تغییر اندازه نوشته -
فریدون هاشمی

شعر طنز انتخاباتی/سیدباقر موسوی

hashemi

شعر طنز انتخاباتی/سیدباقر موسوی

 

پیر اصلاحات کشور، موسوی

کرده دلها را مسخر موسوی

خاتمی باشد چو دریا – فی المثل

هست بی شک همچو بندر، موسوی

باقر است و ریش او ستار ی است

هست خوش بالا و منظر موسوی

کوچه نفتی” می رود، موهای خود

می زند پیش “غضنفر”، موسوی

می تواند چوب بازی هم کند

با صدای ساز و ‘مهتر’ موسوی

عشق می ورزد به مردم نیمه شب

چون ‘غضنفر به گل عنبر’، موسوی

بارها در خانه ی خود گفته که:

هست مرد و زن برابر”، موسوی

دوستش دارند و دیده بارها

عکس خود را پشت خاور، موسوی

روز و شب دنبال کار این و آن

رفته از اینور به آنور موسوی

جای خانه بهر دیدار همه

می نشیند توی دفتر موسوی

سالها جنگیده توی جبهه ها

با بسیجی ها، “برادر موسوی

اهل رزم است و تمام عمر را

جم نخورده توی سنگر موسوی

در نبرد حق و باطل سالهاست

می پرد مثل تکاور موسوی

بارها می گفت با مشت گره

مرگ بر صدام کافر’!، موسوی

زیر باران نیز باَزی کرده است

گاه، با چتر منور، موسوی

پیر اصلاحات هست و غیر از او

کس نباشد روی مصدر، موسوی

تا که حرف از مجلس شورا شود

در هوایش می زند پر، موسوی

گر که کاندیدا ببیند جز خودش

می زند در سینه خنجر، موسوی

داد استعفا ز مجلس، پس چرا

آمده اینبار، آخر موسوی؟

گرچه با پا رفت بیرون، می رود

سوی مجلس حال، با سر، موسوی

گر شود تایید، روی پشت بام

سر دهد الله اکبر موسوی

گر نشد تایید, ول کن نیست که!

ریشه اش باشد تناور، موسوی

سخت بر پیشانی اش زد، تا که خواند

نامه اش را بار دیگر، موسوی

محتسب او را نمی بخشد اگر

توبه فرماید مکرر، موسوی

می کند ‘امن یجیب …’ خود بلند

بسکه گردیده ست مضطر، موسوی

چند ساعت می شود غرق دعا

می رود با آسمان ور، موسوی

می زند فریاد هر شب تا سحر

گوش عالم می کند کر، موسوی

خوانده است از حفظ حتی، بارها

سوره توحید و کوثر موسوی

نیستم اهل بصیرت بنده، لیک

چیزهایی دیده ام در موسوی

بین بی دردان عالم بی گمان

می شود اول از آخر- موسوی!

می شود بی جانشین،بعد از “هجیر

کاش این را داشت باور، موسوی

سخت بی همراه و بی یاور شده

چون علی بعد از پیمبر، موسوی

دل به بهرامی دهد یا زارعی؟

اهل تزویر است یا زر، موسوی؟

بنده می ترسم که با این شعر طنز

خاطرش گردد مکدر موسوی

دق کند از دست بنده آنقدر

که شود بیمار و لاغر، موسوی

بعد هم کلا بدهکارم کند

بنده را در روز محشر، موسوی

گفتم: “از درد و غم آخر خویش را

می کشم من”، گفت: بهتر! … موسوی

می روم یکروز، گرچه کرده است

چرخ ما را نیز پنجر، موسوی

 

می کنم بدرود با اهل هنر

تا درود دیگری بر موسوی

 

*شعر طنز انتخاباتی/ زارعی

*شعر طنز انتخاباتی/ هدایتخواه

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ام دی اف برادران هاشمی می‌گه:

    سلام داداشی
    کارت درسته
    خسته نباشی

  • علی می‌گه:

    سلام فریدون باک انصار به امثال شما باید ببالد
    دوستت دارم داداش تامرادی با غیرت

  • مرداد می‌گه:

    شعر زیبایی بود جناب هاشمی
    اما نکته ای دیدم درون شعرتان
    که ارادت قلبی شما به موسوی را نشان می دهد
    چون در این شعر از نقد های تندی و زیبایی که بر هدایت خواه و زارعی داشتید استفاده نکردید و شعر شما هر چند زیبا بود و طنز گونه نوشته شده بود، اما محتوای طنز انتقادی نداشت.
    اعلام حمایت از موسیو با زبان طنز.
    دوست داشتیم با این سید اصلاحات هم شوخی می کردد اما انگار عشق دریایی کرانه نا پذیر که شود پیدا درون شعر پیر

  • دانشجوی حقوق می‌گه:

    دل به بهرامی دهد یا زارعی
    خوب بود

  • فریدون هاشمی می‌گه:

    سپاسگزارم از همه دوستان و هم تبارانم. خوبان این سرزمین که اندیشمند و فرهیخته هستند و فرهنگ و هنر و شاعران تان را دوست دارید. من کمترین هستم از میان شاعرهای بزرگ و اهل دل و توانمندی که دلهایشان را می سرایند. امیدوارم همه مون شاعرها و هنرمندهامونو دوست داشته باشیم. باهم بودن را بیاموزیم. فرهنگ و تاریخ و گذشته مان را به فرزندانمان یاداوری کنیم و سرزمین مان را دوست داشته باشیم. ایران بزرگ را آباد سازیم. ایران بزرگ دوستداشتنی را.

  • رحمان می‌گه:

    برای حفظ فضای شعر است . درست است که شعر بیانیه صادر نکرده اما در ایجاد فضایی طنز آلود هم موفقیت چشم گیری ندارد . شاید یکی از علت های آن در محاق بودن این سالهای موسوی و همفکرانش بوده تا شاعر نتواند خیلی سلیس و واضح او را بکاود و همان تصویر کلی از سالهای دور را دستآویز شعرش نماید . وجه دیگر اینکه کجای سید باقر قرار است دستمایه طنز شود ،عمل سیاسی اش ، در محاق بودنش ، معلق بودنش یا بالعکس فضای کمیک محیط پیرامونش . بیوگرافی و زندگی آدمهای سیاسی به نظر من نمی تواند کمیک باشد عمل آنها در برخورد محیط و جامعه ، طنز را بوجود میآورد ..
    تشکر از نوشتنت بازم بنویس و بنویس ….موفق باشی

    • فریدون هاشمی می‌گه:

      سپاس فراوان از نقد خوب تان. خواستنی و خواندنی و درست. سپاس دوباره

  • رحمان می‌گه:

    خسته نباشی فریدون . فضای انتخاباتی این حسن را دارد تا از آزادی نیم بندش بشود چند بندی شعر گفت .در این کار به نظر میآد که شعر سه قسمت شده:قسمت اول که سعی شده تا زبان و اندیشه ارتقا یابند و عمر کوتاهی دارند واین سه بیت مشخصه ی قوی تری دارند: خاتمی باشد چو دریا _فی المثل_ هست بی شک همچو بندر موسوی
    زیر باران نیز بازی کرده است گاه با چتر منور موسوی
    محتسب او را نمی بخشد اگر توبه فرماید مکرر موسوی
    قسمت بعدی که شامل بیشترین ابیات میشود حول معرفی کاراکتر و گذشته و حال و آینده احتمالی اش میچرخد که همین دغدغه باعث شده از قسمت اول عقب بیافتد و و قسمت آخر که جدال شاعر برای حفظ …

  • حمید هرمزی می‌گه:

    این شعر زیرکانه تر از شعر هدایتخواه است. شعر هدایتخواه توی ژانر ترسناک بود!! شعر زارع هم خوب بود. شعر بهرامی را با هزل! بنویس. چون اصلاحات را هزل آلود کرده!

  • دانشجوی حقوق می‌گه:

    اوففففف
    عجب بیتهای جریانییییی
    بقول دوستمون : لا من دلا “زر چویی” ایجمنی

  • ج.ا .(نیمچه طناز) می‌گه:

    جناب هاشمی این یکی شعر زیباتر وخوش ساخت وخوش ترکیب است اما درپایان لازم بود که توصیه ای برای سید باقر هم مینگاشتی مبنی براینکه :
    عزیزم موسوی گر بار دیگر عبور از آن سد سکندر
    برایت شد هم نامیسر غم مخور ،مشو مکدر
    مبادا تو شوی خونین جگر مبادا آق ریش گردی و دغسر

  • سونیا می‌گه:

    کار بر روی موضوعات مشخص مانند یک نفر خاص برای ایجاد طنز سخت و دشوار است. مشکل می توان شعر طنزی نوشت که هم لوث نشود هم خنده اور و نشاط اور باشد. این سری شعر از آقای هاشمی که چهره مقبول و محترمی در شعر طنز کشور هم هست و کمتر از خود علاقه ای برای حضور در نشریات و رسانه ها نشان داده ، بسیار خواندنی و خوب است.

  • حاتم سادات می‌گه:

    کوچه نفتی و غضنفر خیلی با حال بود

  • پاییز می‌گه:

    سلامی گررررررررم به مهندس هاشمی عزیز
    بازم مث همیشه بیست بودی
    واقعا زیبا و قشنگ بود
    گر شود تایید روی پشت بام
    سر دهد اله اکبر موسوی
    اینجا همه به همراه موسوی بانگ اله اکبر سر میدن….

  • فعال می‌گه:

    درود بر آقا فریدون شاعر نامی ایران زمین – احسنت چقدر زیبا و استادانه شعر سرودی – امیدوارم شعرهای طنز شما همچنان ادامه داشته باشد – یه شعر هم در مورد کلید حسن و وعده 100 روز بنویس

  • مدبرمقدم می‌گه:

    سلام.خیلی زیبا بود جناب فریدونی . احسنت …

  • ناشناس می‌گه:

    احسنت که نداره یه مشت حرف ول

  • حسنوند می‌گه:

    اون بیت بهرامی و زارعی (تزویر و زر) شاه بیتش بود.

  • حاجی می‌گه:

    آقای هاشمی واقعاً قشنگ نوشتی اون شعر هدایتخواه خیلی اغراق امیز بود ولی این خیلی قشنگه.به داشتن دومادی مثل شما افتحار میکنیم

  • حمید بهادر می‌گه:

    احسنت برعبید زاکانی تامرادی ، هرچند فکری تری ، تاقومیتی تر. اما مهلی شوق وفیس ککامه ایکنم ، هم ایخندونی هم زیرچوبی ایزنی ..

  • فاطيما می‌گه:

    اممم/
    لطیفه ای بمیان آر و خوش بخندانش / به نکته ای که دلش را بدان رضا باشد

  • محمدسعیدمیرزایی می‌گه:

    مگه نگفتم مزنش تا بعد از سه شنبه ؟ خیلی خوب و رندانه بود، بیت غضنفر و کوچه نفتی خیلی جالبه، اون بیتی رو هم که خودت می دونی گفتم میارش آخرش آوردیش…آقای موسوی باید ظرفیت خیلی بالاتری داشته باشند و قطعا پذیرای طنز بوده اند و می باشند…
    گر شود تایید، روی پشت بام
    سر دهد الله اکبر، موسوی
    بیت خوبیه البته اگر منظور خود موسوی باشد که الله اکبر را سر دهد، ولی باید میذاشتیش برا بعد از سه شنبه…

  • کائید تامرادی می‌گه:

    درود درود درود….بسیار زیبا…احسنت

  • عین القضات می‌گه:

    دست مریزاد فریدون هاشمی نازنین. استان ما به صدای متفاوتی چون شما نیازمند است. . صدای طنازی که رندانه، صریح و صادقانه در عین حفظ حرمت سوژه ی شعر، مشفقانه و نقادانه حرف دل مردم را فریاد میزند. خاموشیت مباد که فریاد میهنی….

  • محراب جعفری می‌گه:

    سلام بر شاعر گرانقدر جناب آقای هاشمی ، واقعا لذت بردم ، طنز شما آنقدر عمیق است که خداییش توان اعلام نظر ندارم و فقط می توانم بگویم عالیست.

  • شریفی می‌گه:

    درود بر شاعر توانمند ودوست داشتنی استان وکشور. بیان واقعیت ها با زبان طنز. عالی

  • ناشناس می‌گه:

    درود بر فریدون!

  • حمید رضا..الف می‌گه:

    شعرتون بسیار زیباست مهندس..دست مریزاد
    ولی ی طورایی خواننده حس میکنه هوای سید باقر رو داشتی..اگه بیشتر میزدی تو پرش حالت طنزی بهتر حس میشد

    • فریدون هاشمی می‌گه:

      فکر کنم این حس برای اینه که مقایسه می شه با شعرپیشین. اون یکی خود سوژه ش حساسیت برانگیز بود!! یه نیش که وجود داشت گزندگی ش بیشتر حس میشد. ولی بنده خدا سیدباقر هرچی بهش بگیم چیزی ش نمی شه! چون حساسیتی نداره که اگه بهش تجاوز بشه به چشم بیاد.
      با این حال نقدتون را کاملا وارد میدانم. سپاسگزارم از رندی و نگاه زیرکانه تان. استفاده می کنم.

  • محمدر حیم حیدری می‌گه:

    ای خدا !!!! مردم از خنده! خیلی خوبه. انصافا باحالی هاشمی.

  • همتی می‌گه:

    الان مسابقه شعر طنزه ؟

200x208
200x208