تاریخ درج خبر : 1392/05/16
کد خبر : ۵۳۰۳۵
+ تغییر اندازه نوشته -

عمر کوتاه توده‌گرایی

سایت استان: سعید لیلاز
برای نویسنده این گفتار، انتقاد از مسوولان سابق یا آنها که خود از سوی حکومت زیر ضربه‌اند، هرگز فضیلتی نداشته است. تجربه هشت سال ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد، با نیک و بد آن و هرچه پیامدش برای اکنون و آینده به جا گذاشته است، اینک به بخشی از تاریخ ایران معاصر تبدیل می‌شود.راستی این است که ما ایرانیان، مانند بسیار بدهی‌های دیگری که به لحاظ تاریخی به این یا آن طبقه اجتماعی داشته‌ایم و بخشی را ادا کرده‌ایم و بخشی دیگر را هنوز نه، یک بدهی بزرگ هم به توده‌گرایی داشتیم که دیر یا زود باید آن را می‌پرداختیم، حال از طریق و به واسطه احمدی‌نژاد یا هر کس دیگر. در دور نخست ریاست جمهوری او تا آنجا که به مردم مربوط می‌شد، ریاست جمهوری احمدی‌نژاد محصول تلاقی پژواک دو رویداد بزرگ همزمان، یکی اقتصادی و دیگری دیپلماتیک در یکدیگر بود! از یک سو ظهور و گسترش نومحافظه‌کاری جرج دبلیو بوش در ایالات متحده و از سوی دیگر عبور درآمدهای نفتی ایران از مرزی که میل به خوردن آن به هیچ واسطه‌یی در مردم گریزناپذیر می‌کرد. او آمده بود تا برای نخستین بار – دست‌کم تا آنجا که حافظه نسل ما یاری می‌کند – بدون نیاز به علم کاستی‌ها را محو کند، بدون نیاز به کنترل نقدینگی از تورم بکاهد، بدون نیاز به سرمایه‌گذاری اشتغال ایجاد کند، بدون نیاز به کار ثروت بیافریند… و خلاصه بدون نیاز به درد، همه آلام بشری را درمان کند. اگر بی‌انصافی نکنیم، بودند در میان طبقات و گروه‌های اجتماعی بسیار کسان که این راه معجزه‌آسا برای حل همه مشکلات در یک شب را باور کردند و به آن دل بستند یا دست‌کم در برابر آن خاموشی گزیدند و گوشه‌یی امن اختیار کردند تا چه در صورت موفقیت و چه شکست او، در روز «شنبه»‌یی از کنج عافیت بیرون بپرند و فریاد برآورند که «وضع کنونی همان است که ما پیش‌بینی می‌کردیم.»چنین بود که تقریبا در همان آغازین ماه‌های ریاست جمهوری او در چشم به هم زدنی، دستگاه‌های نظارتی رسمی هر یک با ده‌ها میلیارد تومان بودجه سالانه مقدس‌ترین وظیفه خود را در مسابقه بر سر تمجید از شیرین‌کاری‌های دولت جدید که گویی قرار بود مانند تجربه راستین سوم هزار سال عمر کند تعریف کردند، در مجلس و به ویژه پس از سر کشیدن ته مانده لیوان آب رییس‌جمهوری به عنوان حرکتی نمادین، پارلمانتالیسم گویی برای دست‌کم تا پایان هشت سال دولت احمدی‌نژاد کمرنگ شد! ‌و اصولگرایان حاکم تمام قد و با توان خود در پی کسانی و سازمان‌هایی افتاد که به همه یا بخشی از روش‌ها و سیاست‌های به روشنی نادرست او اعتراض می‌کردند یا دلسوزانه درصدد تذکر و اصلاح آن برمی‌آمدند.به این ترتیب، می‌توان به روشنی داوری کرد که تا فروردین 1390 و اندکی بعدتر دست‌کم به مدت شش سال، یکدست‌ترین و پرانرژی‌ترین و باثبات‌ترین دولت ایران از شهریور 1320 به این سو پدید آمد و استقرار یافت و کار کرد.

از لحاظ دیرپایی شش ساله، حتی دولت‌های دهه دوم حکومت پهلوی اول نیز از چنین خیال راحتی برای پیشبرد مقاصد خود بهره‌مند نبوده‌اند. برای گرفتن نتیجه به صورت هر چه بهتر و کامل‌تر نیز نظام رسانه‌یی خود جا زد تا دیگر مانعی برای رسیدن به مقصود در میان نباشد. نویسنده این گفتار فراموش نمی‌کند مراسم روز جوانی کارگر را در استادیوم آزادی تهران در اردیبهشت 1385 که احمدی‌نژاد خطاب به کارگران در تقابل منافع آنان با اقتصاددانان غرب‌گرای وطنی گفت او علم اقتصاد را که رشد نقدینگی را از جنبه تورم‌زا بودن زیانبار می‌داند، اصلا قبول ندارد و بر حقوق کارگران خواهد افزود تا معلوم شود که اینها علم نیست، اگر این اظهارات بر حاضران که خاطره گئومات مغ شورشی را در اذهان زنده می‌کرد، خود مثال زدنی است.احمدی‌نژاد،‌ البته در حرف درجا نزد و عمل را نیز در جهت اثبات نظر خویش با تمام قوا به صحنه آورد.

فقط در حوزه اقتصاد، مدیران همه بانک‌های دولتی در یک شب برکنار شدند و البته جانشینان جدید نیز از این روند برکنار نماندند. در سیاست خارجی وضع حتی شگفت‌انگیزتر بود و همه کارهایی که به مدت 30 سال از ممنوعه‌ترین خطوط قرمز نظام شمرده می‌شد، به راحتی در دستور کار قرار گرفت و اجرا شد. اما واقعیت دیگر شاید بسی تلخ‌تر از واقعیت بدهی تاریخی ما به توده‌گرایی که دومین دور ریاست جمهوری احمدی‌نژاد رخ نمود آن است که توده‌گرایی گرچه همواره «بسیار پرقدرت» است، اما «عمر کوتاهی» هم دارد. در نتیجه بسیار پیش از آنکه تشدید تحریمی در کار باشد در کورانی از سیلاب بی‌سابقه درآمدهای نفتی همراه با شش سال ثبات بی‌سابقه‌ترین قدرت سیاسی در یکدستی آن، مشکلات یکی پس از دیگری هر چه بزرگ‌تر، ساختاریی‌تر و درمان‌ناپذیرتر خود را نشان دادند. تحریم‌های یکجانبه امریکا علیه برنامه هسته‌یی ایران، در نیمه سال 1391 آغاز شد، اما رشد اقتصادی کشور که بر اثر سرمایه‌گذاری‌های هنگفت دولت اصلاحات تا اواخر سال 1386 افتان و خیزان تداوم یافت، از اوایل سال 1387 رو به کاهش گذاشت و در همان سال یعنی چهار سال قبل از شروع دور جدید تحریم‌ها، تورم از مرز 30 درصد گذشت. در اثر این سیاست‌ها، ما اکنون دیرپاترین و ژرف‌ترین رکود اقتصادی تاریخ ایران را در شرایطی سپری می‌کنیم که اولا این سال‌ها پردرآمدترین دوره تاریخ اقتصاد ایران نیز هست، و ثانیا هیچ چشم‌انداز روشنی برای خروج از این مشکلات وجود ندارد.احتمالا بزرگ‌ترین درس دوران ریاست جمهوری احمدی‌نژاد تجربیات هزار بار تکرار شده اقتصادی او با نتایجی که هر یک از ما به سادگی قادر به پیش‌بینی و تشخیص آن بودیم، بلکه عبرت‌آموزی از رفتار حامیان اوست که در نهایت فرصت‌طلبی هم شریک کامیابی‌های او در تضییع منابع اقتصاد ایران بودند و هم‌اکنون، در صف نخست منتقدان او ایستاده‌اند. اگر نیاموزیم که همین حالا و بی‌هیچ مصلحت‌اندیشی این گرایش سه هزار ساله جامعه ایران را بشناسیم و افشاء کنیم، حتما به تکرار تجربه آن، گیریم در شکلی دیگر اما نه الزاما کمتر ناخوشایند ناگزیر خواهیم بود.

*اقتصاددان

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208