تاریخ درج خبر : 1394/11/01
کد خبر : ۵۳۰۶۴۸
+ تغییر اندازه نوشته -
علیرضا کفایی:

مهندس مهدی بازرگان نگاه صادقانه به دین و جهان و جامعه

fc77309a-4142-48bd-8662-28560b0cbe26

مهمترین و شاید بارزترین رسالت روشنفکری درک زمانه و آگاهی از وضع جهان و جامعه است و باید در مسیری گام نهد تا با آگاهی یافتن و آگاهی دادن به دیگران حرکتی و یا حساسیتی پدید آورد تا در مقابل دردها و رنجهای جمعی و نابرابری و تبیعیض و فقر و انحطاط و استعمار و استثمار و …. ایستادگی شود و خود را مسئول رفع آنها بداند. این نتیجه حاصل نمی شود جز آنکه روشنفکر نگاهی صادقانه به جهان و جامعه خود داشته باشد. “…. زمانش را حس کند، مردم را بفهمد، بفهمد که اکنون چگونه باید بیندیشد، بفهمد که چگونه مسئولیتی را باید حس کند و بر اساس این مسئولیت فداکاری داشته باشد.” دکتر شریعتی مجموعه آثار 20ص100
علاوه بر این در جوامع دینی مانند ایران بحث از روشنفکری دینی به میان می آید و به دلیل تاثیر عمیق مذهب در اعتقاد و فرهنگ و سنتهای اجتماعی و باورهای مردم روشنفکر می بایست آگاهی و فراتر از آن اعتقاد و التزام به اصول و احکام دینی داشته باشد و در غیر اینصورت چنین روشنفکری از طرف جامعه و مردم پذیرفتنی نیست و به سرعت طرد میشود.
روشنفکری دینی به آغاز نهضت مشروطیت و حتی پیش از آن بر می گردد “در آن زمان تمامی روشنفکران ایرانی مجذوب مبانی اصلی مدرنیته یعنی عقل، علم و پیشرفت و سکولاریسم می شوند. در میان این روشنفکران آنان نیز که به اسلام تمایل نشان می دهند تلاش می کنند انگاره های اسلامی را در سازگاری با انگاره های اجتماعی و سیاسی چون مشارکت مردم، نمایندگی، برابری مبتنی بر حقوق شهروندی، رفتار عادلانه نسبت به همگان، دموکراسی، وجود یک مجلس و قانون اساسی تفسیر کنند.” مسعود پدرام، روشنفکری دینی و مدرنیته ص8
مهندس مهدی بازرگان از جمله روشنفکران دینی است که در دوران مشروطه بدنیا آمد و سیر تفکر و توجه او در مبارزات سیاسی متاثر از همین دوران است ولی تفاوت اساسی وی با دیگر روشنفکران در این است که وی در سطحی از درک دینی قرار می گیرد و اندیشه و مبارزات سیاسی خود را برای اصلاح جامعه و ایستادگی در برابر استبداد بسوی جمع گرایی و سازماندهی تشکیلاتی و منسجم و دارای برنامه هدایت می کند و نهضت آزادی ایران را بر پایه تفکر دینی و آزادیخواهانه برای همین منظور تاسیس می کند تا در قالب تشکیلاتی به رسالت روشنفکری خود عمل نماید. بازرگان در نهضت آزادی رویکردی انتقادی به سنت رایج در جامعه ارائه می دهد و در دو جبهه هم علیه استبداد و هم علیه سنتهای غلط و خرافی و مسخ شده مذهبی به روشنگری و مبارزه می پردازد.
مهندس بازرگان تشکیلات را بر پایه های اصول اعتقادی بنا می کند و نظر به آزادی دارد اما در درون نهضت برخی پیام را بدرستی دریافت نمی کنند و جنبه صرفاً آزادیخواهانه و دموکراتیک آن را پر رنگتر می بینند و کمتر توچهی به مذهب دارند اما آقای بازرگان در همه سالهای مبارزه هیچگاه نظری ارائه نداده و حرکتی در هیچ زمینه ای انجام نداده است که توجه به مبانی مذهبی در آن نباشد و یا مبارزه و رسالت خود را جدای از مذهب تعریف کرده باشد. ممکن است در برداشتها از اسلام با دیگران اختلاف داشته باشد و نگاه علمی وی غالب بر جنبه های دیگر باشد اما مذهب را عامل اصلی فعالیتهای اجتماعی و سیاسی و وظیفه روشنفکری خود می داند و به همین خاطر او فراتر از یک روشنفکر مسئول در شمار یک مصلح بزرگ دینی قلمداد می شود که در ذهن جامعه و مردم جایگاه ویژه ای یافته است و توانسته است جوشش و جنبش و حرکتی را ایجاد نماید.
روشنفکران، عالمان، افراد و اندیشمندان و صاحبنظرانی و مبارزانی هستند که علیه دیکتاتوری مجاهدتها کرده و در جامعه خود کوششهای فراوانی نموده اند اما موجب حرکت نشده اند و نتوانسته اند در باور توده ها جایی و مقبولیتی برای خود بیابند و در تئوری پردازیهای خود محاصره شده راهی عملی برای خلاصی جامعه و مردم نداشته اند ولی انسانهایی مانند دکتر شریعتی، شهید مطهری، مهندس بازرگان، توانسته اند در برهه ای هدایتگر و آگاهی دهنده باشند و رهبری نسل خود را بعهده بگیرند و در اذهان توده ها و در متن جامعه و در میان سایر روشنفکران و عالمان دینی و نخبگان برجسته شوند و شخصیت و آرای آنها مورد رجوع قرار گیرد و حتی حیات سیاسی، علمی، مذهبی و سابقه مبارزاتی اشان در نبودشان و پس از مرگ باعث حرکت و محل استناد قرار گیرد. آنها هم اشتباهات و برداشتهای ناصحیح داشته اند و خطا کرده اند اما همچنان مورد وثوق هستند و سیطره فکری و سیاسی دارند.
بعضی فقط در میان نخبگان و یا دانشجویان مطرح هستند، بعضی فقط نظریه پرداز هستند، بعضی فقط منتقد هستند، بعضی همیشه معترض هستند اما مردم به آنها توجهی ندارند و از آنها خط و مشی نمی گیرند ولی روشنفکر کسی است که بتواند هدایتگر باشد و در باور مردم بنشیند و مردم از او راه رهایی و روش مبارزه و ایستادگی را بیاموزند. هستند کسانی که نه عالم دینی اند و نه روشنفکر اما ژست عالمانه و پز روشنفکری می دهند و در حقیقت فقط منتقد و معترضند.
دکتر سروش یک روشنفکر دینی و نظریه پرداز و فیلسوف بزرگی است و می تواند هدایتگر نخبگان جامعه و دانشجویان و صاحبان اندیشه باشد ولی نتوانسته است در بین آحاد مردم نفوذ کند و حرکتی ایجاد نماید. انسانی بزرگ با اندیشه های ژرف که باید اعتراف کرد در زمانه کنونی مانند وی کمتر داریم و توانسته است سیطره فکری و حتی سیاسی بر بخشی از نخبگان داشته باشد و رسالت وی هم در همین تعریف می شود که طبقه آگاه و نخبه را هادی باشد تا این طبقه با الهام از آن اندیشه سترگ به هدایت دیگران مبادرت ورزند. و داریم افرادی را که به زعم خود در زمره عالمان دین و روشنفکران هستند و خود را صاحب اندیشه می پندارند اما در واقعیت اینگونه نیست و فقط توضیح دهنده نظرات دیگران هستند و بیشتر به ویرایش و رتوش اندیشه های دیگر می پردازند. افرادی مانند آقای کدیور انباشتی از معلومات و اندیشه ها و سوایق سیر و تطور اندیشه را با خود حمل می کند ولی نتوانسته است بواسطه فکر و اندیشه سیاسی،اجتماعی و حتی مذهبی خود نفوذی و تاثیری داشته باشد و بیشتر یک منتقد اجتماعی است که در همان نقش انتقادی هم مدام معترض است و برای اعتراض خود هم نظر صائبی ندارد بلکه نظر دیگران را پر طمطراق بازگو می کند. این دو نمونه از آن رو ذکر شد که به نقش بی بدیل اندیشمندان و روشنفکرانی مانند مهندس بازرگان و دکتر شریعتی و مرحوم مطهری در ایفای وظیفه و رسالت روشنگری پی برده شود که چگونه این بزرگان توانستند در اعماق جامعه خود تاثیر گذارند.
مهندس بازرگان را می توان همانطور که دکتر سروش می گوید شخصیتی میان دکتر شریعتی و استاد مطهری دانست. ” بازرگان میان این دو چهره جای می گیرد، وی کسی است که هم در حفظ اصالت دین و هم در توانا کردن آن سهم دارد، ولی در توانا کردن، چون شریعتی بی پروا نیست و در حفظ خلوص، از نظر جامعه دینی، چون مطهری محتاط نیست …. به این لحاظ کار او در هر دو زمینه (خلوص و توانایی) هم ضعفش کمتر است و هم قوتش … ” سروش عبدالکریم، رازدانی و روشنفکری و دینداری
او غرب ستیز نبود بلکه با خودباختگی در برابر غرب مبارزه می کرد و بازگشت به خویشتن را به شکل جدی و روشن معتقد بود و به ترسیم افق های روشن با الهام از مذهب می پرداخت.
اعتماد و باور به مردم و نسل جوان و دانشگاهی و امیدواری به حرکت مردم و اتکای به قدرت لایزال الهی و توجه به مبداء و معاد و سرودن ترانه توحید و تمسک به آیات الهی و اصرار بر ایدئولوژی مبتنی بر دین و تشکیل حکومت بر اساس دستورات الهی پیامبر اکرم و تاسی به احکام دینی و پیروی از امیرالمومنین و امامان معصوم و اعتقاد به جماعت و سازمان دهی تشکیلات از وجوه بارز اندیشه و شخصیت مهندس بازرگان و مقبولیت وی در جامعه است و این ویژگیها او را در ردیف شخصیتهای آگاه و روشنفکر در برد جهانی قرار داده است.
دقت در برخی نظرات مرحوم مهندس بازرگان اثبات کننده ادعای فوق است. این نظرات نمی تواند آنی و یا برای انتفاع خود باشد. “هیچ فردی، ولو در پست ترین درجات اجتماع باشد کوچک نیست و هیچ عملی که از او سر بزند ولو جزئی و گذران، بی اثر نیست و بنابراین خالی از اهمیت نمی تواند باشد.” مجموعه آثار / بینهایت کوچک ها صفحه ١۴٢
“تنها به خود نیندیشیم و نخواهیم گلیم خویش را از آب درآوریم بلکه سرمایه ها، علاقه ها و فعالیتهای خود را اجتماعی نموده در هر حوزه و صنفی که هستیم انجمنها، اتحادیه ها، شرکتها و جمعیتها تشکیل دهیم” مجموعه آثار / کار در اسلام صفحه ١
“حتما که دست خدا، دست نیرومند خدا، دستیار جماعات است، جماعاتی که هماهنگ، همراه و همکار باشند.” مجموعه آثار / احتیاج روز صفحه ٢
مهندس مهدی بازرگان دینداری و توجه به عنصر مذهب را در مبارزات سیاسی و انقلابی و همچنین در زندگی شخصی و خانوادگی و در ارتباط با دیگران وجهه همت خود قرار داده بود و تهاجم علیه دین و دینداری را بر نمی تافت و در برابر کسانی که به هر نحوی علیه دین سخن و یا عملی انجام می دادند بسرعت واکنش نشان می داد. مقابله با مارکسیسم و مردود دانستن آن از نظر علمی و نوشتن کتاب و تحلیل دقیق و موشکافانه بر رد علمی مارکسیسم نشان می دهد که در دفاع از کیان دین جدی است و در هر شرایطی خود را موظف به دفاع از دین می دانست.
مرحوم مهندس بازرگان در باب حکومت اسلامی و سیاست نظریاتی از خود بجای گذاشته که موافقان و مخالفان آن نظریات موضعگیریهای خاصی دارند و کمتر به تبیین آن اندیشه پرداخته شده است زیرا نظر مرحوم بازرگان مجمل و کلی بیان شده و فرصتی نیافت که توضیح و یا منهاجی بر آنها بنویسد از جمله اینکه حکومت اسلامی را اینگونه بیان می کند ” حکومتی است مردمی، ملی، ارشادی، آزاد، انتخابی، شورایی و الهی، ضمن آنکه حائز امتیازات حکومت های خلقی، لیبرال و دموکراتیک است و منطبق با هیچ یک از آنها نمی باشد….. با آن حکومت اسلامی مخالفم که خواسته باشد به نام اسلام و به خیال اسلام، تحمیل اسلام نماید و خود را موظف و مسئول دین و ایمان مردم و اجرای احکام اسلام در ایران و دنیا بداند” و یا نظر وی در باره سیاست ” سیاست هرگز نباید در دین مداخله کند چرا که منجر به شرک می شود. دین اهداف و اصول حکومت را تعیین می کند در حالی که سیاستمداران هرگز نباید برای پیگیری اهداف دنیوی ، دین را تحریف کنند.” بازرگان مهدی، آخرت و خدا هدف بعثت انبیا
تردیدی نیست که مهندس بازرگان حاشیه نشین حادثه ها نبود و منتظر نمی ماند تا واقعه ای رخ دهد بلکه در لحظه ها و صحنه ها تنفس می کرد با جامعه همرا و آشنا بود و دغدغه دین داشت به همین دلیل مدام در حال شدن بود و درحصارهای ذهن گرایانه محض متوقف نمی شد رو به کمال داشت و هویت و موجودیت او ملهم از دین و مذهب بود. همانطور که در بخشی از وصیتنامه خود توصیه هایی می کند :
“با اقرار به وحدانیت خالق رحمان و با درود بر همه پیامبران علی الخصوص خاتم آنها محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و بر اهل بیت طهارت و امامت، اولین و مهمترین آرزو و توصیه ام به خانواده و خویشان و دوستان این است که رفتن من برایشان عبرت بوده، به زندگی همیشگی خیلی بزرگتری که در پیش دارند بیشتر از دو روزه دنیای گذران بیندیشند و تدارک ببینند. زندگی بی مرگ و انتها که خبرش را فرستادگان خدا داده، ما را بر حذر از آتش و عذاب و امیدوار به رستگاری و رضوانش کرده اند. به فرض کسی یقین به وقوع آن نداشته باشد، دلیل قطعی هم به دروغ بودن و عدم آن ندارد، حال که بنا به خبرها و هشدارهای شخصی چون محمد مصطفی (ص) و کتابی چون قرآن، شدت و مدت عذاب چنان وحشتناک و غیر قابل تحمل است که احتمال وقوعش را هر قدر کم و کوچک بگیریم، مصلحت و منفعت ما ایجاب می نماید که با توجه به عظمت واقعه و بینهایت بودن مصیبت آن را به حساب آوریم و راه احتیاط هم که شده باشد در پیش گیریم.
وصیت من این است که نه آخرت و قیامت را نفی و فراموش کنید و نه روزی رسان و آفریننده خودتان را که برای جهان غیر او صاحب و گرداننده ای قابل تصور نبوده، اگر خود ما و جهان دروغ و خیال نباشیم، او هم دروغ و خیال نمی تواند باشد.
اینک که دنیا و زندگی در مجموعه و متوسط، ناخشنودی و ناراحتی و زیانکاری است و جریان تاریخ بشریت در جهت افزایش گرفتاری ها و سختی ها با توسعه ظلم و فشارهاست، باید سعی کنیم در عوض آخرتمان در اثر تحمل و تلاش و با صبر و مرحمت آباد و خشنود کننده باشد. …. ”
رحمت خداوند بر او که صادقانه زیست و در تعالی کلمه حق از پای ننشست و راستی و درستی و دینداری و خداجویی و حق طلبی و تحمل و صبر بر جفاها و ناملایمات را برای پاک اندیشان به یادگار گذاشت. روحش شاد و با اولیاء محشور باد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • باور ازدهدشت می‌گه:

    (((دکترحاجتی ترحم پور چهره بزرگ اصلاحات ازمنظر دلاورمندان کهگیلویه بزرگ)))
    کهکیلویه ، پیوسته خواهان ترحم پورند
    لب تشنه ودل خسته ،خواهان ترحم پورند
    ای ابربهار برسرباغ ببار
    گلهای زبان بسته خواهان ترحم پورند.
    کهکیلویه ، پیوسته خواهان ترحم پورند
    لب تشنه ودل خسته ،خواهان ترحم پورند
    ای ابربهار برسرباغ ببار
    گلهای زبان بسته خواهان ترحم پورند.
    کهکیلویه ، پیوسته خواهان ترحم پورند
    لب تشنه ودل خسته ،خواهان ترحم پورند
    ای ابربهار برسرباغ ببار
    گلهای زبان بسته خواهان ترحم پورند.
    کهکیلویه ، پیوسته خواهان ترحم پورند
    لب تشنه ودل خسته ،خواهان ترحم پورند
    ای ابربهار برسرباغ ببار
    گلهای زبان بسته خواهان ترحم پورند.
    کهکیلویه ، پیوسته خواهان ترحم پورند
    لب تشنه ودل خسته ،خواهان ترحم پورند
    ای ابربهار برسرباغ ببار
    گلهای زبان بسته خواهان ترحم پورند.
    کهکیلویه ، پیوسته خواهان ترحم پورند
    لب تشنه ودل خسته ،خواهان ترحم پورند
    ای ابربهار برسرباغ ببار
    گلهای زبان بسته خواهان ترحم پورند.

  • بئاتریس می‌گه:

    احسنت جناب کفایی.بازرگان انسان بزرگ و اندیشمند برجسته ای بود.در حق او جفای بسیار کردند.یادش بخیر باد

200x208
200x208