تاریخ درج خبر : 1394/11/03
کد خبر : ۵۳۰۷۵۰
+ تغییر اندازه نوشته -
سیدمحمود رادمنش

«روانشناسی یک پزشک متخصص»

685

سایت استان: سیدمحمود رادمنش

آنچه در این نوشتار آمده است بر پایه مکالمه ایست که میان من و یکی از پزشکان متخصص شهر یاسوج صورت پذیرفت. تعمیم این نوشتار به کل جامعه پزشکی به دور از قضاوتی عادلانه و عاقلانه است. چه بسا در میان جامعه طبیبان، عده کثیری از ایشان بر سوگند خویش استوار مانده اند و هدف خود را بجای “تجارت” بر مبنای حل مشکل انسان ها و کمک به نیازمندان و تلاش در جهت درمان دردمندان بنا نهاده اند. از آن سو طبیبانی هم هستند که در لابلای شلوغی رنگ های دنیای مادی غرق می شوند و اهداف متعالی خویش را از یاد می برند. اینان به طبابت بعنوان “تجارت” می نگرند و انگیزه اصلی آنان از ورود به این مسیر از آغاز همین بوده است.

بخش اول:

بسیار گله مند و شاکی بود. پرسیدم چه چیزی شما را اینگونه ناراحت کرده است؟ گفت: تعداد متخصصین روز به روز در حال افزایش است و هر روز مطب جدید و تابلوی جدید یک فارغ التحصیل ظاهر می شود. گفتم: البته موضوع مبارکی است، هر چقدر جامعه پزشکی ما غنی تر و متخصص تر باشد منفعت آن عاید مردم ما می شود. اما با ناراحتی ادامه داد: “بازار” اشباع شده است و حضور متخصصین بیشتر درآمد دیگران را کم می کند. او گفت: تا همین اواخر درآمد نسبتا مناسبی داشتم اما اخیرا درآمد ما خیلی پایین آمده. پرسیدم: با توجه به شناخت ما و یک محاسبه ساده در حال حاضر درآمد شما بالاتر از 70 میلیون تومان در ماه است. گفت: بله، ولی اصلا قانع کننده نیست. این درآمد متناسب با آن همه زحمتی نیست که من در راه تحصیل وگرفتن مدرکم متحمل شدم.
گفتم: آقای دکتر، درست است شما زحمت زیادی کشیده اید، اما یک فارغ التحصیل PHD در رشته های مثلا ریاضیات شاید زحماتی بیشتر از شما متحمل شده و وقت بیشتری را از عمرش در مسیر تحصیلش گذرانده، اما او نهایتا عضو هیأت علمی یک دانشگاه با حقوق ماهیانه 5 میلیون تومان شود.
گفت: اینجا هم بی عدالتی زیاد است، ما پزشکانی داریم در ماه بالای سیصد میلیون تومان درآمد دارند.
گفتم: درست می فرمایید، اما آن سوی ماجرا را هم ببینید! بیشتر از 85 درصد پرسنل دانشگاه علوم پزشکی و مجموعه خدمات درمانی درآمدی زیر یک میلیون در ماه دارند.
در همین لحظه یکی از پرسنل اداری شاغل در دانشگاه علوم پزشکی با لبخندی آکنده از شرم پرسید: آقای دکتر! برای من سوال است شما که از کم بودن درآمد گله می کنید، همین درآمدی را که در ماه بدست می آورید چگونه مصرف می کنید؟ او ادامه داد: من در ماه با سابقه بالای کاریم نهایتا دو و نیم دریافت می کنم و ازین بابت خدا را شاکرم و حتی قسمتی از درآمدم را انفاق می کنم و باز هم با آرامش زندگی می کنم.
دکتر پاسخی نداد و گویی بحث کردن با ما را بدون نتیجه می دانست و موضوع بحث را تغییر داد.

بخش دوم

«روانشناسی یک شخصیت»
همه تمرکز این شخص بر روی آموزه هایش در قامت یک طبیب، کسب درآمد حداکثری و تجارتی پرسود است. اگر چه درآمدش در نگاه بیش از نود درصد جامعه کم درآمد ایران، درآمدی رویایی است اما احساس شکست وجودش را فراگرفته است. او خود را با چیزهایی که هنوز در خیالش بدست نیاورده می سنجد. اعتقادی به وجهه آسمانی یک طبیب در گفتار او مشاهده نمی شود. او یک تاجر است نه یک طبیب. البته تاجری که دچار “حرص” شده است. در چنین شرایطی کالای این تجارت که چیزی نیست جز امراض بیشتر وبیماران زیادتر،
ارقام چرتکه حسابداریش را ایجاد می کنند. پس کالای تجاری این تاجر، بیماری و بیمار است. وقتی نگاه کاملا بر ارقام مکتسبه از این کالا متمرکز شود، ذبح اخلاق بعید به نظر نمی رسد. تا جاییکه بعید نیست مثلا پیرزنی از اقوام همین شخص که فقیر است و نیازمند به وی رجوع کند و او از مبلغ ناچیز حق ویزیتش نگذرد. صفت “حرص و طمع” آرام آرام در وجود این شخص رشد می کند و به صفتی غالب در شخصیتش مبدل می شود.
اما ریشه “حرص، آز وطمع ورزی” چیست؟
بسیاری از روان شناسان معتقدند قسمت قابل توجهی از شخصیت یک فرد در هفت سال ابتدای زندگی وتحت تاثیر محیط که عموما تربیت والدین است شکل می گیرد.
کودکی را در نظر بگیرید که اتاقی مملو از اسباب بازی دارد اما با این وجود حاضر نیست هیچکدام از اسباب بازی هایش را به هم سن و سال های خودش حتی برای بازی بدهد. شخصیت”حریص” در کودک شکل گرفته است ودر صورت تایید ضمنی یا آشکار والدین بعنوان مربیان این کودک این شخصیت در وی تثبیت خواهد شد. بنابراین نگاه تایید گرانه والدین چنین کودکی شخصیت وی را شکل می دهد. این کودک وقتی رفتار خودش را در حرص ورزیدن مورد تایید والدینش می بیند تبدیل به شخصیتی حریص و طمع ورز در آینده خواهد شد که ابعاد مختلف این شخصیت در این نوشتار کوتاه قابل طرح نیست.
در مقابل این کودک، کودکی را در نظر بگیرید، بخشنده و ایثارگر. هر چه دارد با دیگران تقسیم می کند و البته والدینش رفتار او را تایید می کنند. شخصیت باگذشت این کودک در وی تثبیت می شود.
بنابراین نقش محیط و تربیت در شکل گیری شخصیت “حریص” بیش از عوامل ژنتیکی اثبات شده اند.فرد “حریص” اشتهایی سیری ناپذیر دارد. هر چه بدست آورد بیشتر می خواهد. عدم قناعت باعث بروز آشفتگی های روانی در این فرد می شود. وی با وجود داشته های زیاد باز هم خود را با طبقات بالاتر مقایسه می کند و رقابتی توام با رفتارهای زننده در وجودش شکل می گیرد. یادآور می شویم شخصیت “حریص” مختص طبقات “دارا” در اجتماع نیست و حتی طبقات “ندار” را هم شامل می شود.
“خساست” یکی از تبعات طمع ورزی و حرص است. فرد حریص از بخشیدن امتناع می کند و تمرکز اصلی اش بر روی مقوله پس انداز و جمع کردن است.این شخصیت در شرایط حادتر ممکن است برای خاموش کردن آتش حرص اش به رفتارهای ناهنجار اجتماعی همچون حذف رقبا به هر قیمتی دست بزند. او همیشه در یک “ترس” زندگی می کند. ترس از دست دادن داشته هایش.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208