تاریخ درج خبر : 1394/11/03
کد خبر : ۵۳۰۷۵۴
+ تغییر اندازه نوشته -
سیدعلی عباس محدث

«… نقطه سرخط …»

mohad

سایت استان: سیدعلی عباس محدث

انتخابات به روزهای آخر نزدیکتر می شود و خبرهای داغ از نشست ها و مجالس شبانه و حرکت های پوپولیستی مسبوق به سابقه ی کاندیداهای سیاسی استان، در مراسماتِ مختلفِ اموات و همچنین دیدارهای شفاعت طلبانه شان از برخی دیگر، سناریوی احساسی و غیر منطقی را، تبیین نموده است. آنچه بر فهم مردم دلسوز و فهیم کهگیلویه بزرگ، گَران آمده است، ثبت نام بسیاری از افرادی است که یا از فرصت قوم محوری و طایفه گرایی خود و یا هم از غیر عقلانی بودن شرایط ثبت نام برای کاندیداتوری، نهایت سوء استفاده را برده و علیرغم مطلع بودن از تأیید مبهم صلاحیت شان یا فَشَل بودن جو سیاسی شهرستان و چندین عامل مضحکه آمیز دیگر، خود را کاندیدای مجلس نمودند.
ساده انگاری بسیاری از مثلاً، دلسوزان مردم بر این بود که کثرت شرکت کنندگان کاندیداتوری، معنای دموکراسی است و نشان از بلوغ سیاسی این جماعت و افزایش جمعیت سیاسیونی است که هم دغدغه توسعه آن چهار شهرستان را دارند و هم مسیر رأی آوری را چیزی در حد و اندازه اشاره ابرو، باور کرده اند. بنابراین، چون اکثریتِ فضای انتخابات کهگیلویه را اصلاح طلبان پوشیده و حاج آقای بزرگواری هم انصراف قطعی خود را اعلام کرده است، اصطلاحاً «چوب زیر کُرک» اصلاح طلبان می کنم، شاید که دیگر خطای 24 سال گذشته(16 سال حاج آقای موحد و 8 سال حاج آقای بزرگواری) را نصب العین قرار دهند و اسب طمع ورزی و خوش خیالی دنیای سیاست را رها کنند. در تحلیل های گذشته« قند دو پهلوی اصلاح‌طلبی کهگیلویه باز هم مزه‌ای ندارد، نفس اصلاحات در آی سی یوی «یاران مانا»، گامر گوشتیل سی هیچ در کهگیلویه»، تلویحاً دلایل قدرت نمایی اصولگرایان و شکست قابل وضوح اصلاح طلبان را برشمردم. اکنون بی رودربایستی می خواهم توصیه ای دلسوزانه به سران اصلاحات کهگیلویه بزرگ کنم. حقاً، رجاء واثق دارم که این بزرگواران، ، خود از فرهیخته گان و عقلای کارزار سیاست و مسائل فرهنگی اجتماعی استان هستند و در مقابل آنان درس پس می دهم. ولی چون دیگر کارد به استخوان رسیده، باید فریاد کشید.
سروران عزیز؛
اولاً، آنقدر در برخوردهای اجتماعی مظلوم نمایی می کنید و نمایش مردم داری بازی می کنید، که عوام( هم مردم غیر سیاسی و فاقد تحصیلات دانشگاهی و هم دانشگاه رفته های مدرک دارِ عوام زده)، به این باور رسیده اند که شما خود حق مسلم اید. لذا این باورِ اشتباهِ عوام، از برخوردهای غلط انداز شما عزیزان، استنباط غلطی را در افکار شما منعکس نموده که جنابتان باور کرده اید که چون مردم، ایرادی را به وضوح نگفته اند، پس برحقید و رفتارهای سیاسی و منش های اجتماعی تان، نیازی به آسیب شناسی ندارد. یعنی هر وقت کسی از شما در مورد تفاهم و نشست های مشترک سؤال کرد، پاسخ شما هم این بود که ؛« بنده هیچ مشکلی با کسی ندارم و ایشان(طیف دیگر اصلاحات) یک قدم بردارد تا من ده قدم بدوم».
دوماً، سرگروه هایی در پشت سر خود گماشته اید، که شاید رفتارهای افتراق آمیز شما در جریان اصلاح طلبی کهگیلویه، با یک کاسه آب طاهر شود، ولی آنها را نمی شود با اقیانوسی از آب زمزم شست. دسته بندی های گسترده، نظریه پردازی های وهن آمیز، خط و نشان های خصمانه و تبیین دنیای دیگری از اصلاحات، که البته این دایره محدود اصلاحات برای آنان دنیایی بی نهایت بوده که این تنها بخشی از مرزبندی های درون گروهی شان است.
سوماً، رؤیا پردازیهایی که مستمراً در ادوارِ مختلفِ این 24 سال داشته اید، تشخیص بین خوب و بد، باید و نباید، مشورت و منفعت و … را از شما گرفته بود. اینکه هر کدام می خواستید، «خود» در دولت آقای خاتمی شرف حضور داشته باشید و تئوریسین تفکر اصلاحات شوید یا در مجلس شورای اسلامی، عضو فراکسیون اصلاحات بوده و خط نگهدار این راه باشید، فرصت حقیقت بینی و واقعیت گرایی را ناجوانمردانه از شما گرفت. البته هنوز هم در آسمانها هستید. چون مردم هر روز به شما می گویند؛ «اگر تأیید می شدید، صد در صد قبول بودید». مشکل اینجاست که شما از خودتان نمی پرسید، مگر در سنوات گذشته تأیید نشدیم؟ مگر در دوره ای« اجماع واحد اصلاحات بر گزینه ای به نام آقای رستاد» وحدت رویه نداشتیم؟ پس چرا آن موقع ره به جایی نبردیم؟
با این مختصر توضیح، میخواهم صادقانه چند حقیقت را بگویم. امیدوارم نرنجید. ولو اینکه من رنجش خاطری ایجاد کنم، کمی تأمل کنید. به قول دکتر شریعتی،« به من بگو نگو، نمیگویم، اما نگو نفهم، که من نمی توانم نفهمم، من می فهمم. باورم این است که:
1- اول خداوند را به جده سادات قسم می دهم که هم بر آبرو و عزت سروران عزیزم آقای دکتر لاهوتی و آقای منطقیان بیافزاید و هم عمر پر خیر و برکتی به آنها عطا نماید، اما در این سالها و مخصوصاً در این چند ماه گذشته، درتمامی محافل سیاسی و رسمی که برای سرنوشت کهگیلویه بزرگ برگذار می شد، این ایده ام را می گفتم که؛ تا زمانی که در کهگیلویه بزرگ، نَفَس سیاسی اصلاحات در جسم این دو بزرگوار، دم و بازدم می شود، نه اجماعی بوجود خواهد آمد و نه از این رهگذر، گزینه اصلاحاتی به مجلس می رود.
2- شکست شما(عدم توفیق تان در انتخابات مجلس شورای اسلامی) همچنان حتمی خواهد بود. چرا که هم سخن از اجماع را به روزهای نزدیک به انتخابات موکول می کنید و هم اینکه اول خودتان، بدون از کمترین اثری از تعامل با طیف دیگر اصلاحات، ثبت نام کرده و بعد سرگروه های یقه چاکتان نام نویسی می کنند، آن وقت اجماع را نیز زمزمه می کنید. سؤال من این است، با این شرایط، شما بینش سیاسی ندارید یا دموکراسی قرن حاضر مسخره شده است؟ ایده اصلاح طلبی این همه تحقیر شده یا برداشت شما در همین حد است؟ به محبت مردم ناخنک میزنید یا ناخنک های مردم در این 24 سال اثر معکوس داشته است؟
3- همیشه شما عزیزان، صافی اصلاحات را آنچنان غیر قابل عبور فرض کرده اید تا جائی که کسی مثل آقای علی سینا برقک که«اولا،ً در حوزه سادات امامزاده علی(ع) و بخش های دیگرکهگیلویه، آقای حاج بهرام تاجگردون که نماد چپی های آن روز و اصلاحاتی های امروز بود را، به واسطه آقای برقک می شناختند. دوماً، هیچ یک از شما بزرگواران به اندازه آقای برقک برای جریان اصلاح طلبی، هزینه(در هر زمینه ای که باید می شد) نکرده اید. سوماً، یک هزارم ایشان در تریبون های مختلف نیاز سنجی اصلاحات نکرده اید. چهارماً، مثل ایشان، زبان دفاع از اصلاحاتی های رهانده از منفعت طلبی شما و مقهورتمامیت خواهی رقیب، نبوده اید»، نمی تواند عبور کند، دیگران که جای خود دارند.
مگر مرزهای اصلاحات با انگشت اشاره شما تعیین می شود که خود را سنگ محک اصلاحات فرض کرده اید؟ این دنیا آنقدر کوچک است که هیچ فرضی بر اصلاحات مورد نظر شما در باور مردم نیست. اصلاحات به داشتن برداشتی متقن از جریانات متعدد سیاسی – اجتماعی و ایمان به ایدئولوژی برتری انسان بر اومانسیم و تمامی مانیفست های کمونیسم، نیهیلیسم، پوپولیسم و … که به انسان فهم ارزشهای انسانی را ارزانی می دارد تا دنیای خود را خوب بفهمند، تعریف می شود. آن وقت شما خود را عقل غالب باور نموده و دیگران را هلهله گوی نبرد بی اثرتان می پندارید؟
4- حال که بزرگانِ خردمندِ اصولگرا، مثل آیت الله هاشمی رفسنجانی و حجه الاسلام ناطق نوری در سطح کلان، به عنوان قدیسان اصلاحات و یا حقوقدان فرزانه ی اصولگرای سنتی مثل دکتر روحانی به عنوان رئیس دولت اصلاحات قلمداد می شود، به شما عزیزان توصیه می کنم، چنانچه حاج آقای موحد انتقال حوزه دادند و در تأیید صلاحیت مجدد، سربلند بودند، به آغوش ایشان بپیوندید که ایشان معنای واقعی اصلاحات هستند. ولی چنانچه نیامدند، همانطور که قابل پیش بینی هم بود، دست بیعت به سوی دکتر مصطفی تقوی(نجفی) دراز کنید که هم در شرایط فعلی پیروزی ایشان حتمی است و هم استمرار جریان موحدیسم بوده و می تواند نسخه شفا بخش شما باشد.
5- اگر این نکته را بپذیرید که ثبت نام اتوبوسی شما برای کاندیداتوری مجلس شورای اسلامی و حرکت های چراغ خاموش و البته فردی تان برای جلب نظر مردم و همچنین ادعاهای از سرمعده ای که به عنوان اجماع در آینده، می دادید، خود تأییدی بر سرنوشت نکبت بار اصلاحات کهگیلویه بوده است، انتظار می رود که همین روزها به آسیب شناسی 24 سال گذشته تن دهید. در غیر اینصورت مردم می دانند که اصلاحات همیشه در اول بازی، یک به صفر از حریف عقب بوده و وقت و توان خود را صرف امر باطل نمی کنند.
درست است که شما ادیب و نام آورید، اما این پند مولوی هم می تواند در بیان مطلب کمکم کند که می فرماید؛
«از کسی پرسیدند: چند سال داری ؟ گفت: هجده، هفده، شاید شانزده، احتمالا پانزده. رندی گفت: از عمر چرا می دزدی ؟ این طور که تو پس پس می روی، به شکم مادرت باز می گردی.
و اکنون به توصیه شما معلمان ارزشمند برمی گردیم به سرِ سطر و دوباره می نویسیم، اصلاحات یعنی دکتر لاهوتی و آقای منطقیان اِلا یوم القیامه …..
مستدام باشید.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208