تاریخ درج خبر : 1394/11/10
کد خبر : ۵۳۰۹۳۵
+ تغییر اندازه نوشته -
ایمان اشکوه:

فاتحه کهگیلویه را بخوانید

iman ashkouh

سایت استان: ایمان اشکوه

کمتر از یک ماه دیگر انتخابات حساس مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی برگزار می شود، مردم سراسر کشور به پای صندوق های رای خواهند رفت تا با انتخابی مناسب شهر، شهرستان و کشورشان را سر و سامانی بخشند.

استان کهگیلویه وبویراحمد همیشه از مناطقی بوده که بهترین آمار شرکت در انتخابات را داشته است، هر چند که هیچ وقت جواب چنین حضور پر شوری را نگرفتند.

سرزمین چهار فصل ما با تمامی محرومیت و عدم توسعه یافتگی خود شهرستانی را در خود جای داده که بعد از انقلاب توسعه ای لاک پشت گونه داشته و همچنان در بن بست، فقر و محرومیت قرار دارد.

کهگیلویه بزرگ(لنده، کهگیلویه، چرام و بهمئی) به هیچ وجه نتوانست پا به پای دو شهرستان گچساران و بویراحمد پیشرفت کند و سال به سال بیشتر غرق سیاست زدگی، فقر، مواد مخدر و بیکاری شد.

کهگیلویه ای که دهه شصت پناهگاه امن آوراگان جنگ هشت سال دفاع مقدس بود از اواخر دهه هفتاد استارت تبدیل به متروکه شدن را زد و به سمت پس رفت گام محکمی برداشت.

عدم انتخاب نماینده های قوی، نبود مدیریت مناسب و عدم برون رفت از بن بست در این شهرستان از اصلی ترین علل پس رفت این شهرستان بوده اند و کار را برای مردم این شهرستان به حدی سخت کرده اند که چاره ای جز مهاجرت ندیده و نمی بینند.

انتخاب بد مردم کهگیلویه با « حسنعلی نجفی رهنانی» جوان ناشناخته، کار نابلد و غیر بومی شروع شد و تا هم اکنون ادامه یافته است و به نظر می رسد در انتخابات آینده هم ادامه داشته باشد. انتخابی که با توجه به رد صلاحیت گسترده اشخاص کارآمد کهگیلویه بزرگ و با شرایط کنونی راه به جایی نخواهد برد و مردم این شهرستان عقب مانده را قطعا راضی نخواهد کرد.

کهگیلویه بزرگ شهرستانی است که با جمعیت کم و عقب افتادگی فاجعه بار خود توانسته شخصیت های تاثیر گذاری تربیت کند تا جایی که 3 استاندار حال حاضر دولت تدبیر و امید از این خطه هستند و در رده ملی شخصیتی همچون سید کامل تقوی نژاد را پرورش داده است. اما هر چه می گذرد کهگیلویه  بیشتر غرق در فقر، بیکاری، مواد مخدر و تفکر پوسیده قومیتی می شود و هیچ کسی را یارای مقابله با این پسرفت های عمیق اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نیست.

شروع نگران کننده با نجفی رهنانی با انتخاب موحد ادامه یافت و در ادامه انتخاب سیدعلی محمد بزرگواری کار را برای مردم این شهرستان تمام کرد.

نجفی رهنانی که کلا اشتباهی به مجلس راه یافت هیچ وقت نتوانست در قامت یک نماینده برای کهگیلویه و گچساران باشد. محمد موحد هم با توجه به فرصت بسیار خوب و 16 ساله ای که در اختیار داشت جز مرید پروری و حضور در مراسمات فاتحه خوانی هیچ عملکرد مثبتی نداشت.

علی محمد بزرگواری با وجود داشتن فرصتی 8 ساله و در بازه زمانی که از لحاظ فکری به دیدگاه دولت اصولگرای احمدی نژاد نزدیک بود نتوانست به داد مردم درگیر در بن بست کهگیلویه برسد و به حدی در اتفاقات 88 و پس از آن ذوب شد که یادش رفت نماینده مردم یک شهرستان است نه فقط سخنگوی جبهه ای به نام پایداری.

کهگیلویه سال هاست که کسی را ندارد جز مردمانش که عاشقانه دوستش دارند، اما سال هاست که کاملا می فهمند و درک می کنند که منطقه شان همراه با فرزندانش فراموش شده اند و شهر عزیزشان تبدیل به مخروبه ای متروک می شده است.

کافیست چند روز در شهر های دهدشت، لنده، چرام و بهمئی قدم بزنیم تا عمق فاجعه را در این شهرستان ها درک کنیم. جوانان بیکاری که شبانه روزشان را به فجیع ترین وضعیت ممکن می گذرانند و در بهترین بازه سنی بدون هیچ کارایی در کنار والدینی که سال ها زحمت تربیت آنها را کشیدند روز به روز افسرده تر می شوند.

همه مردم استان، کهگیلویه بزرگ را به عنوان منطقه ای نخبه پرور می شناختند، اما سال هاست که  نخبگان این شهر در دام اعتیاد می سوزند، دیگر نخبه ای در کار نیست و جوانان این شهرستان به دلیل بیکاری در پارک ها «ماری جوانا» دود می کنند تا لحظاتی هرچند کوتاه از فشار بیکاری، طعنه های خانواده و دیگر مسائلی که زنجیروار به هم مرتبط هستند لحظه ای دور شوند.

جوانان این شهرستان همه منتظر بودند که انتخابات 94  شروعی باشد برای رسیدن به جایگاهی که حق شان است اما با اعلام نتایج اولیه صلاحیت کاندیداهای این حوزه، تمامی امیدهایشان برای رفع بیکاری و خروج از بن بست تبدیل به یاس شد و با این شرایط باید برای همیشه فاتحه کهگیلویه و جوانانش را خواند. چرا که هیچ کدام از کاندیداهای تایید صلاحیت شده کهگیلویه قدرت آن را ندارند که این شهرستان را از وضعیت فاجعه بار حال حاضر بیرون بیاورند و کهگیلویه یا دچار معضل مرید پروری میشود یا در حالتی بهتر گرفتار یک کاندیدا بدون یک روز سابقه کار اجرایی یا حتی مدیریت، که بسیار بعید است جوانان نگون بختش را از بلاهایی مانند اعتیاد و بیکارینجات دهد.

اکنون در آستانه انتخاباتی حساس، مردم کهگیلویه سرخورده تر از همیشه به آینده تیره و تار منطقه خود می اندیشند و شاید بمثابه نگارنده این یادداشت امیدواری شان از بهبود شرایط به اپسیلون درصد رسیده باشد.

کهگیلویه با پتانسیل نیروی انسانی بسار قوی، فقیر ترین، عقب افتاده ترین و دارای بیشترین آمار تحصیل کرده ای بیکار استان، سال هاست که در سایه بی کفایتی نمایندگانش پسرفت می کند هرچند که مردم این شهرستان با انتخاب های بد خود کم مقصر نیستند. اما انتخابات پیش رو می توانست متفاوت باشد که شورای نگهبان این احتمال را منتفی کرد تا مردم این شهرستان همانند گذشته نه با تفکر و دیدگاه سیاسی  بلکه برای چندمین بار متوالی با دیدگاه قومی قبیله ای به پای صندوق های رای بروند و روند رو به عقب در این شهرستان همچنان ادامه داشته باشد

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • علی از دهدشت می‌گه:

    ای مردم کهگیلویه که عاشقانه دوسش دارن نه هموننین که تا دو قرش ایا داخل جیبشو ایرن یاسوج

  • رحیم بهرام نیا می‌گه:

    متاسفم برای خودمون که اینا ر و انتخاب کردیم

  • ناشناس می‌گه:

    حود کرده را تدبیر نیست…..نا آگاهی و پست پرستی و سود جویی شخصی و خانوادگی کهگیلویه را نابود کرده…..نماینده و وابسته ها جای خود دارد ولی این اهل علم و هستند که باید آگاهی دهنده و چاره ساز باشند البته اگر باشد ….دوره ی سوپر من ها به سر امده.

  • اصلاح طلب می‌گه:

    درود

  • ص می‌گه:

    احسنت

  • سید می‌گه:

    فقط سناتور موحد

  • امید می‌گه:

    برادر عزیز تحلیل شما به کل غلط است چرا که فارغ از بحث کلان کشوری بخش اعظم دورانی که شما از ان یاد می کنی قدرت اجرایی دست افرادی بود که شما ارزوی بازگشت انها را می نمایی

  • احمد می‌گه:

    بعد از مدتها یک نفر پیدا شد که واقعیت را در مورد کهگیلویه محروم بنویسد.

  • محم9 می‌گه:

    عالی بود

  • بهمئی می‌گه:

    بسیارزیبانوشتی ومصداق شعرناصرخسرو.زی تیرنگه کردوپرخویش براودید نالیدوبگفتاازماست که برماست….بله دوست عزیز.کهگیلویه وبهمئی ظروف یکبارمصرفی هستندبرای پرتاب دیگران به اوج.

  • حسن می‌گه:

    شما هم تحلیل آبکی داشتی وعقب ماندگیهای کهگیلویه را فقط ربط به نماینده دادی ونمیدانی خواستن توانستن است با این تحلیل نگفتی قوم گرایی و سیاست زدگی مردم در کجا قرار دارند نگفتی تحصل کرده ها چه نقشی باید ایفا کنند . نگفتی پیمانکار جاده سراری تمامی پولها را بلعید وهیچ کاری نکرد حالا هم میخواد نماینده بشه و……

  • M می‌گه:

    درودبراشکانی ایکاش ماحداقل دردواحساسات شما رادرک میکردیم جوانان جویای نامی که باهزاران امید وآرزو ن منتظر دست غیبی هستندتاازآستین شرف وکرامات انساتی بیرون آید.اما همواره امیداست.که انسان را دلگرم به زندگی میکند.وگرنه من وشما همه مقصریم کته فرهنگ پس رفتی را ندا میدهیم وهمچنان فرهنگ مسخ شده مان منتظر محمد موحد.وعلیمحدبزرگواری است. درود.وصددرود براشکانی عزیزآرزوی توفیق شمارادارم.آرام

  • دانشجو می‌گه:

    بعید میدونم این متن با این نظرها همخوانی داشته باشه
    اصلا جور درنمیاد
    طرفداری موحد و بزرگواری حتما چندتایی کامنت میزارن

  • بنی لو می‌گه:

    مخالفان موحد کاتولیک تر از پاپ

    آن وقت ها که جهل و بی سوادی چهره شهرستان را کریه دار کرده بود و موحد به هر دری زد تا مدرسه ای یا کلاس نهضتی را در آن منطقه فراهم کند ، شما کجا بودید ؟

    مخالفان موحد سر گشته از همه جا با بی شرمی تمام ، خشونت لفظی و کلامی را به زشت ترین و بی حیا ترین شکل ممکن به منصه ظهور رساندند و در یک اقدام هتاکانه که همگان از حیرت انگشت به دهان گرفتند و حتی من را شرم می آید از گفتن آن دست به یک قیاس سراسر اشکال و اشتباه زدند . متاسفانه در ادامه هجویات خود خادم دیارمان را به بدترین الفاظ مورد هتاکی قرار دادند. متاسفانه نوک پیکان سراسر زهرآلود خود را به بدترین واژه ها آغشته کردند و در این راه نه حرمت موی سفید او را نگه داشتند نه لباس مقدس او را ، نه خدمات او را ، نه حتی انصاف را ، نه حتی آداب و رسوم دیارمان را و حتی آداب مسلمانی را نیز از یاد بردند و همه این بداخلاقی ها را در پوششی به نام « نقد » که هیچ شباهتی به نقد نداشت بلکه « هجونامه – فحش نامه ای » انجام داده اند ؟ کسی شما را نه از نقد نهی کرده و نه از ابزار عقیده ؟ اما شما با کدام حق آبروی یک مومن را خدشه دار کرده اید ؟ تخطئه یک روحانی برای چه و با کدام هدف ؟ با کدام دلیل و مدرک حرف از فساد جریان رقیب خود می زنید ؟ چرا برای فرار از مشکلات خود فرافکنی می کنید ؟ « فرافکنی یعنی مکانیسم دفاعی فرد برای نسبت دادن اعمال و عیب های نامطلوب خود به دیگران » .

    شاید فرافکنی را همچون مرهمی برای درمان دردهایی بدانید که به آن دچارید ، اما این مرهم ، مرهمی برای گذار از بحران و خاموش کردن صدای مخالف شاید در کوتاه مدت باشد و تسکین کننده درد ، اما اثر بلند مدت آن تشدید بیماری و تخفیف و نهایتا محو عمر سیاسی شماست .

    آن وقت که موحد با « لندکروز » زوار در رفته تمام شهرستان را می پیمود تا بتواند از نزدیک فقر و محرومیت را لمس کند شما کجا بودید ؟

    آن وقت که موحد روزهای بارانی هم از کار نمی نشست و در بسیاری از مواقع به سان همان کودکان دبستانی او هم با مانعی به نام آب رودخانه مواجه می شد شما کجا بودید ؟ کجا بودید وقتی جلوگیری می کرد از تراژدی گاودانه ها متعدد با ساختن پل ها متعدد ؟

    آن وقت که تلیفون و تلگراف رویای پدران من و شما بود با تلاش چه کسی موبایل و اینترنت به دیارمان آمد؟

    آن وقت که موحد مدیر یا مسئولی را برای اینکه مجاب کند تا مشکل راه فلان روستا را حل کند آن هم با پای پیاده در جاده های صعب العبور طی طریق می کرد شما کجا بودید ؟

    آن وقت که موحد که خیلی از شب ها را در جاده تهران به دهدشت آن هم با پاترول به صبح می رسانید شما کجا بودید ؟

    مثل الان نبود که پرنده هوایی شما و یارانتان را جا به جا کند و شما از پشت شیشه چشم انداز شهر و روستا را نگاه می کنید و خمیازه شادی می کشید و نمی دانید که موحد چه خون دلها خورد و چه زجرها خورد تا امکاناتی برای دیارمان فراهم کند ، آن روزها شما کجا بودید ؟

    آن وقت ها که جهل و بی سوادی چهره شهرستان را کریه دار کرده بود و موحد به هر دری زد تا مدرسه ای یا کلاس نهضتی را در آن منطقه فراهم کند ، شما کجا بودید ؟

    آن وقت ها که با پیگیری موحد بسیاری از مدارس کپری دیارمان به حافظه تاریخی سپرده شد شما کجا بودید ؟

    شاید شما هم یکی از همان دانش آموزان کپری بودید و اینک گذشته را از یاد برده اید و حتی جانب اخلاق را فراموش کرده اید و مطالبی شرم آور را مشق می کنید ؟ آن وقت ها که مشق شب من و شما زیر لاله موشی ها نوشته می شد و بخاری من و شما هیزم بود چه کسی برای برق و گاز تلاش کرد ؟ حالا این روزها در زیر همان برق که برایش استخوان ها خرد شده و در کنار شعله آبی همان گاز بی خبر از همه جا به لجن پراکنی به همان شخص مشغول هستی ؟

    آن روزها که درمانگاه کعبه آمال ما بود چه کسی بیمارستان را با تمام تجهیزات آورد و پدر و پدر بزرگ ، مادر و مادر بزرگ من و شما در آن درمان شدند و خواهند شد ، شما و یارانتان کجا بودید ؟ سهم شما کجای این قصه بود یا است ؟

    چه کسی خاطره تلخ زنان با مشک بر پشت و بچه در بغل را برای اندک آب نه چندان سالم که در کنار رودخانه ها و کوره چشمه ها پرسه می زدند با آب لوله کشی سالم به فراموشی سپرد ؟ اگر چه این خدمات در پرتو نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران حاصل شد اما بر کسی پوشیده نیست تلاش های پیگیر و مجدانه موحد این روند را تسریع کرد .

    نه اینکه گله آن موقع را از شما می کنم ، بلکه دل هر انسان آزاده ای از اخلاق امروز شما به درد می آید که همه قانون های نوشته و نانوشته شده را زیر پا می گذارید . شما که امروز پایبندی به هیچ قانون ، عرف ، آداب و سنن ندارید ، فردا چطور می خواهید وکیل ملتی باشید ؟

    اشکالی که این نگاه شما ایجاد می کند این است که این تصور را القاء می کند که هرگاه به پشت سر خود نگاه می کنیم چنین می نماید که هیچ یک از پیشینیان نمره قبولی نگرفته اند ، افرادی که محبوب مردم دیارمان بودند را مطرود معرفی کنید و چنین القاء می کنید که واجد هیچ سرمایه تاریخی نیستیم و مردم را وعده سر خرمن می دهید و با تمام توان طشت موجود را از بام تاریخ واژگون می کنید که در این راه چیزی جز خسارت نصیب مردم دیارمان نمی کنید .

    اگر چه ما به این « نق زدن های» سراسر غرض شما عادت کرده ایم ، اما کجاست آن منتقد منصف که دست او را به گرمی بفشاریم و او را پاس بداریم ؟ آن روزها که ما طی طریق در مسیر دهدشت – یاسوج برایمان صعب بود و سخت چه کسی پای جوانان ما را به مسیر تهران – کرج با ایران خودرو اش باز کرد ؟ چه کسی پای جوانان ما را به مناطق نفتی و گازی عسلویه ، ماهشهر و …. باز کرد ؟ چه کسی حامی و یاور جوانان ما برای پست های کلان کشور بود ؟ البته هیچ گاه غافل از ایجاد اشتغال در درون شهر و دیارمان نبوده و نیست و نخواهد بود . اما کو انصاف ؟ کجا انصاف ؟ و دریغ از ذره ای از انصاف ؟ سخن این است چرا وقتی « پویش دعوت از موحد » را در بطن جامعه می بینید و موجی فراگیر در حمایت از ایشان به پا خواسته این چنین عنان از کف داده اید؟

    شما را چه شده است چنین گستاخانه انواع و اقسام تهمت ها را که انسان را شرم می آید از گفتنشان روانه جریان رقیب خود می کنید ؟ به چه علت و با کدام نیت سعی در ملتهب کردن فضا دارید؟ چرا دست به ایجاد تنش در سطح اجتماع می زنید ؟ آیا مگر جز این است که اسلام ناب محمدی ( ص ) همه را به رعایت اخلاق و عدالت و تقوی توصیه می کند ؟ چرا نباید به اصول و توصیه های دین پایبند باشیم و دین خود را فدای دنیا کنیم ؟ چرا فرموده حضرت ابا عبدالله حسین را سرمشق خود قرا نمی دهید که فرمودند « اگر دین ندارید لاقل آزاد مرد باشید » .

    همه ما باید به قواعد رقابت سالم ملتزم بمانیم نه اینکه کاتولیک تر از پاپ شوید و برای جریان رقیب نسخه پیچی کنید . دنبال راهکاری برای ساختمان اتوپیایی خود باشید تا قبل از اینکه آن اتوپیای خیالی شما به ویرانه ای با آواز جغد تبدیل شود .

    اگر چه بر اساس گفتاری از ولتر به روسو با این مضمون که « اگر چه هیچ یک از سخنانت را قبول ندارم با این حال حاضرم جانم را فدا کنم تا تو بتوانی حرفت را بزنی »البته پر واضح است شنیدن حرف مخالف تا زمانی می تواند محلی از اعراب داشته باشد که نه تخریب ، نه توهین ، نه تخطئه ، نه ناسزا و ….. در آن به کار نرفته باشد ، اما متاسفانه نوشتار اخیر دوستان سراسر توهین و تحقیر بود و این که دوستان همچنان تیر تحقیر می افکنن و نه تیر تحلیل .

    به قول استاد نازنین دکتر شفیع کدکنی « آنچه می بینم نمی خواهم و آنچه می خواهم نمی بینم » . آشکار تر بگویم مخالفان موحد جرات رویایی با فکر و رای مخالف را ندارند و این بی جراتی را در لفافی از انگیزه خوانی ها ، تخفیف و تمسخرها ، طعن و کنایه ، شماتت ها و ملامت ها ، حرمت شکنی ها و فرافکنی ها می پوشانند و در این میدان چنان گرد و خاکی به پا می کنند که چشم خودشان را هم نابینا می کنند .

    این گونه سخن گفتن هر اسم و صفتی داشته باشد نقد منصفانه و عالمانه نیست ، تخریب و تخفیف و اهانت و بی انصافی است ، بد سرمشقی است برای جوانانی که بدین ویرانگری ها نظر می کنند و اثر می پذیرند و باعث می شوند جوانان ما نه از باب گفتگو بلکه از باب مجادله تیغ برکشند و آیین گفتگو و مصالحه را از یاد ببرند و در نهایت گره ای از کار خلق وا نشود . وفا کنیم ملامت کشیم و خوش باشیم / که در طریقت ما کافریست رنجیدن.

    • ناشناس می‌گه:

      پس بگویید موحد خود خداست ما که همچین کارهای ندیدیم لابد کلاس های کپری سیستان را هم موحد جمع. اوری کرده

      • بهزاد کاظمی می‌گه:

        جناب پرهیز و ذکاوت چنین کامنت طولانی با چه روشی یکجا ارسال شده است؟
        لطفن توضیح بدهید ما هم یاد بگیریم.
        از جناب بنی لو با این تحلیل عمیق و قلم بلند بالا بعید است که مثل بوقچیهای فوتبال شعار بدهند فقط سناتور؟
        شاید دوستان نمیدانند سناتور صفت منفی است در ایران که برای نمایندگان انتصابی و مادام العمر بدون رای مردم بکارمی رود و کنایه مخالفانت آقای موحد بوده به ایشان برای طعنه به آرای مشکوک ایشان از نظر مخالفانش؟
        دم خروس را باور کنیم جناب پرهیز یا قسم حضرت عباس روستان سناتور را؟….

  • بنی لو می‌گه:

    فقط سناتور موحد

  • mehrbanoo می‌گه:

    سلام…دست مریزاد.خوب گفتید.همه میدانیم ک ب کهگیلویه ظلم شد.وازقدیم گفتن؛تا مظلومی نباشد ظالمی پیدا نمیشود….ما خودمون ب کهگیلویه ظلم کردیم؛با انتخابهای احساسای؛ سکانداران کرسی های مجلسمون..
    کاش و ای کاش روزی بیاید ؛ک کهگیلویه از این بن بست خارج شود…بواسطه مردمانش

  • غیرت می‌گه:

    احسنت،بسیار بجا و جالب بود

  • هادی می‌گه:

    با امدن دکتر ابید همه چی درست میشه

  • فرخنده پس رش می‌گه:

    واقعا دمت گرم اقا
    از دل تمام این شهرستان گفتید
    بیشتر از مسایل و مشکلات شهر قلعه رییسی و روستای پسرش چاروسا هم بگید با تشکر

    • فرخنده پسرش می‌گه:

      سلام ما کاری به افراد انتخابات نداریم
      ما خواستار رفع مشکلات شهرستان مان و روستامان هستیم

  • از چرام می‌گه:

    بسیار عالی نوشتید

200x208
200x208