تاریخ درج خبر : 1394/11/23
کد خبر : ۵۳۲۴۷۰
+ تغییر اندازه نوشته -
اکرم قبادی

«قهرمان سیاسی»

سایت استان: اکرم قبادی*

یکی از ویژگی‌های برجسته‌ی استان کهگیلویه و بویراحمد علی‌رغم کوچک بودن مساحت، کمبود امکانات فرهنگی و اجتماعی، مشارکت همگانی و توجه و دقت مردم این استان به مسئله‌ی انتخابات به ویژه انتخابات مجلس شورای اسلامی و جانبداری و حمایت از کاندیدای محبوبشان می‌باشد، به گونه‌ای که جناح سیاسی اشخاص با نام کاندیدای انتخابیشان شناخته می‌شود، ویژگی که در سایر مناطق برای مثال کلان‌شهر تهران که من ساکن آن هستم کمتر دیده می‌شود. در شهرهای بزرگ عامه‌ی مردم شناختی به این دقت و روشنی از نمایندگان شهر خود ندارند. بسیار کم پیش می‌آید که افراد برای کارهای شخصیشان به نمایندگان شهر خود مراجعه کنند. نمایندگان در چارچوب وظایف تعریف شده‌ی قانونی عمل می‌کنند. کمتر نماینده‌ای مستقیماً کارگزاران دولتی استان مانند استاندار، فرماندار و … را انتخاب می‌کند. نظرات نمایندگان در این راستا در حد یک پیشنهاد یا مشاوره آن‌هم در صورتی که نماینده‌ی پر نفوذی باشند، می‌باشد. نمایندگان بیشتر در مسائل سیاسی و قانون‌گذاری انجام وظیفه می‌کنند تا کارهای اجریی.
به دلیل فعالیت در انجمن اسلامی دانشگاه و علاقه به مسائل سیاسی و اجتماعی، ویژگی‌ها و رفتار سیاسی عامه‌ی مردم همواره توجهم را به خود جلب کرده است. در طول دو سال اقامت در شهر یاسوج به دلیل ادامه‌ی تحصیل مشاهده کردم که وظایف نمایندگان استان کهگیلویه و بویراحمد و انتظارات مردم از آن‌ها بسیار متفاوت و فراتر از وظایف معمول یک نماینده‌ی مجلس می‌باشد. مردم این استان هنوز فاصله‌ی زیادی از عرف، سنت و قوم‌گرایی گذشته نگرفته‌اند. به دلیل جمعیت کم، توسعه‌نیافتگی، نبودن چهره‌های شناخته شده و قدرتمند در سطح ملی و حاکمیت و شکل نگرفتن نهادهای حزبی کارآمد، مردم هنوز نتوانسته‌اند در قالب نهادهای مدنی و با توجه به قدرت جمعی و گروهی فشاری در جهت احقاق حقوق خود اعمال نمایند. به همین دلایل مردم خواستار یک حامی قدرتمند و در واقع یک قهرمان استانی می-باشند، هر چند این قهرمان قدرت و نفوذ کافی نداشته باشد و یا با وجود تأثیر تعصبات قومی و جناحی بر روند انتخابات و محقق نشدن خواسته‌های مردم، همان انتظارات از نمایندگان به قوت خود پابرجاست. در میان نمایندگان دوره‌های مختلف مجلس اشخاصی مانند بهرام تاجگردون (نماینده‌ی دوره‌ی اول و سوم)، سید محمد موحد (نماینده‌ی دوره‌ی چهارم تا هفتم) و سید باقر موسوی (نماینده‌ی دوره‌ی پنجم و ششم) به دلیل هماهنگی با دولت‌های وقت نقش بیشتری نسبت به یک نماینده‌ی مجلس ایفا کردند، هر چند بیشتر قدرت خود را به جای توسعه‌ی حوضه‌ی انتخابی خود صرف مسائل سیاسی کردند.
اکثر فعالان سیاسی در عرصه‌ی انتخابات و رای‌دهندگان از دو حوضه‌ی باشت و گچساران بر این باورند که انتخاب نمایندگان نه چندان قدرتمند از این دو حوضه مسئله‌ای حساب شده و تعمدی می‌باشد. استدلال آن‌ها بر این ادعا تأمین درصد بالایی از هزینه‌های اقتصادی کشور از درآمد نفت و گاز گچساران است، پس می‌توان به این موضوع که نمی‌خواهند این دو شهرستان وکیل قدرتمند و زبردستی در مجلس داشته باشد ایمان داشت. مردم به خصوص جوانان به دلیل سرخوردگی و با توجه به شناختی که از نخبگان سیاسی خود داشتند از ظهور قهرمان حداقل در آینده‌ای نزدیک کاملاً مأیوس بودند. در این میان اما قصه-ی دکتر تاجگردون حکایت دیگریست.
پیروزی دکتر تاجگردون در انتخابات دوره‌ی نهم مجلس همزمان با سال‌های آخر دولت محمود احمدی‌نژاد بود. بنابراین این پیروزی در انتخابات برای حامیان اصلاحات که در سال‌های گذشته طعم تلخ شکست کامشان را آزرده بود تنها کمی تسکین‌دهنده و امیدبخش بود. اما به لحاظ سهیم بودن در سطح مدیریت کلان و تصمیم‌گیری‌های مهم کشوری، نفوذ در سیستم اداری و حل مشکلات اقتصادی، تغییر در شرایط زندگی مردم و اشتغال‌زایی تغییر محسوسی دیده نمی‌شد. با پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری دوره‌ی یازدهم اوضاع به یکباره تغییر یافت و آنچه بیشتر به چشم آمد پیروزی غلامرضا تاجگردون بود. روحانی هنوز درگیر انجام مقدمات و انتخاب اعضا و تنظیم هیئت دولت بود اما تاجگردون که در دوره‌ی کوتاه نمایندگیش تجربه‌ی لازم را در سیستم قانون‌گذاری قوه‌ی مقننه به‌دست آورده بود جلوتر از حسن روحانی رئیس جمهور میوه‌ی انتخابات 92 را چید. تاجگردون با تمهیداتی که از پیش اندیشیده بود و گفتمان و تعاملاتی که با نمایندگان پرنفوذ مجلس انجام داد وزرای پیشنهادی دولت را از سد مخالفین سرسخت در مجلس عبور داد و با استفاده از تخصص و تجربه‌ی اجرایی که از جوانی به دست آورده بود به ریاست کمیسیون برنامه و بودجه مجلس رسید تا بهترین اهرم برای به‌دست آوردن حقوق احقاق نشده‌ی مردم حوزه‌ی انتخابیه‌اش در طی سال‌های متمادی را به‌دست آورد. شرایطی که دکتر تاجگردون نمایندگی شهرستان گچساران و باشت را به عهده گرفت اقتصاد کشور بحران طولانی مدت خود را ادامه می‌داد، بعضی از طرح‌های عمرانی از لیست هزینه‌های دولت خارج شده بود، دولت حتی برای پرداخت یارانه‌های نقدی با مشکل مواجه شده و در صدد حذف عده‌ای از یارانه بگیران بود. در این شرایط تاجگردون به خوبی به نقش حیاتی و مؤثر بودجه پی برده و شاهرگ اقتصادی کشور را به‌دست گرفت.
تاجگردون به خوبی رابطه‌ی قدرت و خدمت را درک کرده و می‌داند برای انجام خدمت و ایجاد تغییر در ساختار سخت و بتونی عقب‌مانده‌ی استان به خصوص حوضه‌ی نمایندگی‌اش راهی جز افزودن قدرت و نفوذ خود در سیستم کلان کشوری ندارد و با امید داشتن به دیگران جز سکه‌ای در کاسه‌ای مسی نصیب نمی‌شود. انجام تغییرات سریع و اثربخش در مدیریت استانی و تسریع کارهای عمرانی نظیر جاده‌سازی، برق و آب‌رسانی به روستاها و آبادی‌های کم جمعیت و دور افتاده، طرح تغییر بافت فرسوده و بدون ساخت مهندسی شهر، ایجاد طرح‌های اشتغال‌زایی درازمدت و از همه مهمتر بالارفتن سطح انتظارات و امید در جوانان از دست‌آوردهای مهم دوره‌ی نمایندگی دکتر تاجگردون می‌باشد. بدین‌گونه بود که نگارنده‌ی این متن باوجود مخالف بودن با قهرمان‌سازی سیاسی متقاعد شدم که نه تنها مردم استان کهگیلویه و بویراحمد بلکه تمام استان‌های محروم جنوبی کشور به شخصی قدرتمند، با تخصص و تجربه‌ی مدیریتی و هوش اقتصادی و سیاسی بالا نیا دارند تا به عنوان نماینده و یا با عهده‌گرفتن پست‌های مهم مدیریتی در سطح کشور و با توجه به امتیازات بالقوه‌ی مناطق جنوبی کشور همچون نفت، گاز و دریای استراتژیک عمان و خلیج فارس بتواند جنوب را به توسعه‌ای که بالقوه شایستگی آن را دارد برساند. بنابراین نمی‌توان از واقعیت‌ها فاصله گرفت و نقش قهرمان را تنها با تکیه بر باورهای ذهنی و عقاید سیاسی و مقایسه با ساختار اجتماعی شهرهای بزرگ صنعتی در این استان نادیده گرفت.

* دانشجوی ارشد روانشناسی تربیتی و عضو انجمن اسلامی دانشگاه یاسوج

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208