تاریخ درج خبر : 1394/11/23
کد خبر : ۵۳۲۴۸۲
+ تغییر اندازه نوشته -
مهدی غفاری

به چه کسی رﺃی بدهم؟

CREATOR: gd-jpeg v1.0 (using IJG JPEG v62), quality = 100

سایت استان: مهدی غفاری

١. با سختگیریِ شورای نگهبان ( که البته تا حدّی قابل پیش بینی بود ) بسیاری از نامزدهای دو انتخابات اخیر ( به ویژه آن کسانی که می توانستند و می توانند اقبال عمومیِ مردم را به دست بیاورند و گره ای از کارِ فرو بسته یِ این سرزمین بگشایند ) یا خود به این عرصه وارد نشدند یا آمدند و رد شدند. در این زمینه سخن، بسیار و نقد، فراوان است. شاید یکی از بهترین جمع بندی ها را بتوان در نامه یِ استاد اقتصاد سیاسیِ ایران؛ محسن رنانی به شورای نگهبان دید و خواند. نامه ای کارشناسانه که از سرِ دلسوزی و میهن دوستی نوشته شده و بی تردید به خواندنش می ارزد و ای کاش گوش شنوایی می یافت ( و بیابد. )

او همه یِ مردم را علیرغم بسیاری از دلسردی ها و نومیدی ها باز هم به انتخابات فرا خوانده و قهر با صندوق ها را روا ندانسته است. با او موافقم.

٢. پیش از این در نوشته ای با عنوان ( درباره‌یِ غلامرضا تاجگردون؛ منتشر شده در سایت استان٭) گفته بودم که تحول خواهان و اصلاح طلبان را می توان به سه دسته تقسیم کرد؛

اصلاح طلبان سرخ که ناممکن اند.

اصلاح طلبان سبز که ( در صورت تعاملِ همراهِ با پافشاریِ دولتمردان ) شاید ممکن شوند.

و اصلاح طلبان زرد که از احتمال بیشتری برای ممکن شدن برخوردارند.

حالا ( و تا لحظه یِ نوشتن این مطلب ) حتی بسیاری از زردها هم ناممکن شده اند. با اینهمه با گذشتن افرادی از سدّ نظارت استصوابی، در برخی حوزه ها رقابتی سطح چندم به ویژه در انتخابات مجلس شکل گرفته که هرچند با آنچه می بایست فاصله یِ بسیار دارد، همه یِ آن چیزی ست که پیش روی ماست.

٣. من یک شهروندم. خواهان امنیت، رفاه و آبادانی ایران و ایرانیان. به تجربه دریافته ام که راهِ رسیدن به آرزوهایی از این دست پایبندی نظری و عملی به برنامه های توسعه یِ همه جانبه است. برنامه هایی که محصول خردورزیِ انتقادی و تجربه ی بشری اند، پاسدار آزادی و کرامت انسانی اند، هم در روش و هم در هدف عدالت محور اند و نتایج شان در ذهن و زندگی مردم به عینه قابل درک و مشاهده است.

از میان فعالین سیاسی گفتمان جمهوری اسلامی، برنامه های اصلاح طلبان ( آنجا که به انجام برنامه ها و تحقق شعارهایشان پایبند مانده و می مانند، با وجود انتقاداتی که بر آنها و عملکردشان رواست )، نزدیکترین راه برای رسیدن به چنین هدفی ست. در بررسی آماری شاخص های توسعه ( همه ی جنبه های آن یعنی توسعه ی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی ) هنوز هم بهترین میانگین ها از آنِ دولت اصلاحات است.

۴. چه باید کرد؟

در شرایطی دیگر یعنی با وجود انتخاباتی آزاد و رقابتی ( به عبارتی دیگر یعنی شرایطی که هم از حق آزاد انتخاب شدن و هم حق آزاد انتخاب کردن برخوردار بودم )، من بر آنچه می خواستم پا می فشردم یعنی یا خود به این عرصه می آمدم یا در پی انتخاب نماینده ای بودم که بتواند بیشترین ویژگی های مورد نظر برای تحقق خواسته های حداکثری ام یعنی توسعه یِ همه جانبه ( با محوریّت مردم سالاری و حقوق بشر ) را داشته باشد. امّا اینک و در شرایط اخیر، من مانده ام با آنچه که نمی خواهم ( با خواسته هایی حداقلی و نامزدهایی در همین حد و اندازه ) .

ما شهروندانی هستیم که هم می دانیم چه می خواهیم و هم می دانیم چه نمی خواهیم.

در تمرین دموکراسی محدودی که اینک پیش روی ماست، هنوز وقت آن نرسیده تا بر خواسته ها پای فشرد امّا شاید بتوان از بروز نخواسته ها جلوگیری کرد.

می دانیم که نه گفتن به راه و روش های نادرست، به خوبی بله گفتن به شیوه های درست نیست اما می تواند آغاز راه برای بهبود امور باشد. از تجربه ی دوم خرداد آنقدر نگذشته که فراموشش کرده باشیم.

امّا این به تنهایی کافی نیست.

 ما ( یعنی همه ی کسانی که دل در گروی توسعه ی سرزمین دارند و اصلاح طلبی را راهی در این راستا می دانند؛ چه منِ شهروند دموکراسی خواه و چه آنهایی که خود را در بدنه ی تصمیم گیری اصلاحات می بینند ) باید دست از ناسازگاری های درون گروهی برداریم و علیرغم اختلاف سلیقه ها، ضمن احترام به همدیگر، رﺃی برآمده از خرد جمعی شورای هماهنگی اصلاحات را بپذیریم.

این درسی ست که از انتخابات ٩٢ گرفته ایم.

برای پاسداری از نهال نازک آرای دموکراسی ( هرچند شکلی محدود و در تنگنا از آن ) ما به هر دوی این درس ها و یادآوری هر دو تجربه نیازمندیم.

۵. هر جریان سیاسی افراد شاخصی دارد که نام و نشان آنها برای آن جریان اعتبار می آورد. این افراد یا در سطح ملی مطرح اند یا در سطح استانی و منطقه ای.

در سطح ملی تجربه ی انتخابات ٩٢ باز هم برای ما راهگشاست. هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی هر دو از افراد شاخص ملی برای دو جریان اعتدال و اصلاح اند. حمایت به هنگام آن دو، از حسن روحانی ( شیخ دیپلمات ) یک رییس جمهور ساخت. او البته یک اصلاح طلب تمام عیار نیست اما ( در حد انتظاراتی که می شد داشت ) کارنامه ی قابل قبولی از خود ارایه کرده است. ( بخش دیپلمات دولت او برجام را به فرجام رساند. وعده ی تازه ی او تحقق برجام داخلی ست. همانچه که از دو بخش تکنوکرات و امنیتی – سیاسی دولتش انتظار می رود و هنوز محقق نشده است. )

این تجربه باید فرا روی نخبگان منطقه ای اصلاحات – اعتدال قرار بگیرد.

به عنوان نمونه در بویراحمد، این افراد را می توان نام برد. سید باقر موسوی و دکتر مندنی پور، دو تن از این چهره هایند. البته افراد بیشتری را می توان فهرست کرد. وقتش رسیده که همگی آشکار و شفاف پا پیش بگذارند و اعلام موضع کنند. سکوت بر ابهام ها می افزاید و چند دستگی را رقم می زند. اعلام موضع دیرهنگام نیز فرصت ها را بر باد می دهد.

در مشق دموکراسی، سیاست ورزی ( حتی اگر نه برای تحقق خواسته ها بلکه برای جلوگیری از نخواسته ها باشد) جز این نیست.

۶. بهتر است نامزد برآمده از شورای هماهنگی اصلاحات میثاقی منتشر کند برای آگاهی عموم مردم از تعهداتی که می پذیرد برای رونق بخشیدن به روند توسعه ِی ملی – منطقه ای. باشد که این میثاق عهدی باشد میان او و مردم. تا فردا روزی، اگر بر کرسی نمایندگی نشست، با به یاد آوردن این میثاق همه بدانند بر سر رﺃیی که داده اند چه آمده و منتخب شان تا کجا به عهدی که با آنها بسته پایبند مانده است.

٧. کوتاه سخن؛

به عنوان یک شهروند، من به لیست اصلاحات رﺃی می دهم.

تفاوتی نمی کند که در روز رﺃی گیری کجا باشم. اگر تهران باشم یا شیراز یا هر یک از شهرهای استان.

البته من از کم و کیف آنچه در جلسات شوراهای هماهنگی اصلاحات می گذرد، بی خبرم. به بسیاری از راه و روش های اصلاح طلبان هم انتقاداتی جدی دارم. اما یک رﺃی من ( که می دانم شمرده خواهد شد ) باز هم به نامزدی تعلق خواهد گرفت که آنها معرفی کرده اند. به این امید که کمکی باشد برای پیشگیری از خطراتی که در کمین آینده ی این سرزمین نشسته اند.

……………………………………………………………………………………………………………………………………

پی نویس؛

 ٭ بی مناسبت نیست اگر دوستان سایت آنرا باز نشر کنند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • شهروند می‌گه:

    تعجب می کنم از این صحبت دکتر هدایت خواه که فرمودند “آسفالت در زمستان توهین به شعور مردم است ، هرساله در کل کشور شاهد آسفالت کردن خیابان ها هستیم از قرار معلوم این همه توهین به شعور آدمها رو کی باید جواب بده !!!!

  • دادمهر می‌گه:

    به قول دکتر هدایت خواه ؛ اسفالت زمستانه توهین به شعور همه ی مردم است و البته مردم شریف و همیشه در صحنه هم اسفالت زمستانه می خواهند. رای دادن یعنی حق مشارکت در چارچوب بندی قدرت سیاسی و اگر این مشارکت به معنای چارچوب بندی نوینی در قدرت سیاسی محسوب میشود پس این حرف درست است. ولی اسفالت و جدول کشی در راس امور است. اصلاح طلبان بروند بوق بزنند.

  • ناشناس می‌گه:

    نظرنویسنده محترم که خودیکی ازفرهیختگان بنام وشاخص استان هستندکاملا متین،منطقی،جامع وکامل
    میباشد،اماانچه که بعنوان نکته ضعف اساسی طیف وسیع اصلاح طلبان استان بلاخص شهرستان
    بویراحمداست،تکیه صرف به نمادواسطوره سازی واصلاح طلبان مرکزنشین وبهاندادن به نیروهای
    بالقوه ،خلاق،متفکروپویای منطقه است.که نتیجه ان سردرگمی وهدررفتن انرژی وپتانسیل موجود
    بدنه اصلاحات ومیدان به رقیبانی که باتجربه ترین وپیشکسوتانشان ازلحاظ استعدادوبهره هوشی
    درسطح یک فردنمیباشد،واگذارشود.مشکل بعدی نبودانسجام وعدم ساماندهی وضعف تشکیلات
    وحالت انفعالی جبهه ی اصلاحات باوجوداحزاب پراکنده.ل

200x208
200x208