تاریخ درج خبر : 1394/11/24
کد خبر : ۵۳۲۵۵۰
+ تغییر اندازه نوشته -
سحر دانشور

باروت نم کشیده

– از اول دبیرستان راهی کلاس دوم بودم که از پدرم شنیدم چند دانشجوی دانشگاه تهرانی به شهرمان آمده اند، چند روز بعد هماهنگ کرد و چندتاییشان را به مدرسه مان آورد. توی روستاهای اطراف بودند و در کنار کارهایشان به سوالات ذهنی من و بقیه بچه ها دامن می زدند! آمدن یک عده دانشجوی تهرانی به دهدشت ما و روستاهای اطرافش که به قول آسیه-هم کلاسی آن روزهایم که در حال حاضر خانم دکتری است برای خودش- مثل یک جهان عجیب و غریب بود، جوری که ما ساکنین این جهان عجیب و غریب همه جا و همه کس را می دیدیم ولی هیچ کس و هیچ کجا ما را نمی دید به اندازه کافی عجیب بود. از آن روزها یک علامت سوال بزرگ در ذهنم مانده است و چهره دختر خانمی که در آن صبح خواب آلود تابستانی به کلاس ما آمده بود و فورمول های شیمی و فیزیک را به خورد موفقیت و مسیر زندگی داده بود تا معجون خوش آب رنگی برایمان درست کند.

-اولین تابستان دانشجویی اسم اردوی جهادی به گوشم خورد! سال بالایی ها می گفتند بچه ها ثبت نام می کنند و به روستاها و مناطق محروم می روند. ناخودآگاه چهره آن دختر دانشجو در آن صبح خواب آلود تابستانی توی ذهنم جان گرفت. جان گرفتن چهره دختر همان و باز شدن گره کور آن سوال کهنه همان: پس آنها به اردوی جهادی آمده بودند.

-اولین بار که به جهادی رفتم با فضایی مواجه شدم متفاوت از آنچه که در آن می زیستم. مردمی که در عین شبیه بودن به اطرافیانم، تفاوت های چشمگیری هم با آنها داشتند. در سفرهای بعد آن فضاهای متفاوت به پارچه خوش نقش و نگاری از فرهنگ، رفتار، آداب و رسوم، خلقیات و روحیات مختلف بدل شد. هر منطقه طرحی نو به آن پارچه پرنقش و نگار، شلوغ و در عین حال زیبا می افزود و نگاهم را نسبت به واقعیت کشورم نزدیک تر می کرد. حالا من با تصویری ورای تصویر کلی، شعاری و حتی بعضا دروغ رسانه ها از کشورم مواجه بودم.

-سال های نزدیک شدن به قلب جهادی و جهادگران واقعیت تلخ بی توجهی به این اتفاق مهم را برایم آشکار کرد. واقعیت این است که آن پارچه خوش نقش و نگار که حاصل حضور مستقیم جوانان مختلف سراسر کشور در مناطق مختلف است نه از سوی مسئولین جدی گرفته می شود و نه اطلاعات جمع آوری شده در بستر آن پارچه دسته بندی شده و به عملیات و برنامه ریزی نزدیک می شود. شعار کلی محرومیت زدایی در بستر اردوهای جهادی در عمل به ساخت و ساز چند مسجد و حسینیه و… محدود مانده است و این آغاز مسئله است.

-اردوهای جهادی بستر فوق العاده ای است برای خیلی چیزها؛ مثلا حضور جوانان در دوران دانشجویی و غرور در مناطق محروم و شکستن نفس، شناخت نسبتا دقیق محرومیت مناطق مختلف، آشنایی با جغرافیای محیطی کشور، آشنایی با فرهنگ، آداب و رسوم رنگ رنگ و گونه گون کشور، برخورد نزدیک با مردمی که غالبا از سوی رسانه ها به فراموشی سپرده شده اند، دوری از تصویر غالبی که از سوی رسانه ها به جامعه حقنه شده است و…! همه این موارد فرصتی است استثنایی برای جمع آوری اطلاعات مناسب برای شناخت بهتر کشور و در نتیجه برنامه ریزی مناسب؛ البته اگر این اطلاعات در محیط های دانشگاهی و مدیریتی به کار گرفته شوند!

-غالب اردوهای جهادی با هدف فعالیت های سخت افزاری و تعمیر و آبادانی مناطق محروم برگزار می شود، حال آنکه می توان با برنامه ریزی دقیق به اهداف دست بالاتری رسید. به طور مثال در کنار ساخت مسجد در فلان روستا می توان به شناخت علل محرومیت منطقه و برنامه ریزی برای رفع آنها پرداخت. این مسئله در گرو دسته بندی اطلاعات و ارتباط مستمر با جهادگران جوان است. هر جوان جهادی بعد از بازگشت از منطقه دارای اطلاعات فوق العاده ای است که با دسته بندی آنها می توان شناسنامه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مناسبی برای منطقه محروم تهیه کرد و با توجه به آن شناسنامه به برنامه ریزی برای رفع محرومیت پرداخت.

-حضور در مناطق مختلف زمینه آشنایی با فرهنگ کشور را فراهم می آورد. این شناخت در برنامه ریزی فرهنگی و رسانه ای به شدت موثر است، دریافت اطلاعات فرهنگی از جهادگران دانشجو و طبقه بندی آنها می تواند مسئولین و برنامه ریزان را به تصویر نسبتا دقیقی از وضعیت فرهنگی کشور برساند. در این صورت برنامه های رسانه ای سال های سال نوری با مردم ما فاصله نخواهد داشت  و برنامه ریزی های فرهنگی متکی به آنچیز که در کل کشور هست می شود، نه آنچیزی که تنها در تهران وجود دارد.

-می توان گفت هیچ مدیر، مسئول، برنامه ساز، محقق و چهره فرهنگی و… در تمام دوران مسئولیت خود امکان حضور در مناطق مختلف کشور را به شکل جهادگران ندارد، پس استفاده از این پتانسیل ویژه برای مسئولین هر منطقه و چهره های مختلف ضروری است. اما آیا ظرفیت اردوهای جهادی آنطور که باید شناخته شده است؟ پاسخ خیر است! اردوهای جهادی مانند بشکه باروتی هستند که می توانند بسیاری نقاط کور و تاریک را روشن کنند، اما این بشکه باروت در حال حاضر حسابی نم کشیده است.

برگرفته از ویژه‌نامه استانی روزنامه جوان

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208