تاریخ درج خبر : 1394/11/24
کد خبر : ۵۳۲۶۳۵
+ تغییر اندازه نوشته -

حسن غفاری:عکس باید جریان ساز باشند نه فصلی و مناسبتی

عکسهایش صریح و بی پرده ذهن مخاطب را به جایی می برد که خودش می خواهد.معتقد است عکاسی هنر بین رشته ای است.باید جایگاهش را پیدا کند و وارد همه علوم شود.

“ذات عکاسی مردم نگاری عینیت گراست .عکاس نظاره گر است دخل و تصرفی در عکس ندارد. عکاس قضاوت و غرض ورزی ندارد. و آخر عکسها را در اختیار جامعه شناسان و مردم شناسان قرار می دهد و از اینجا کاربرد عکسها پیدا می شود” این نظر حسن غفاری است که سالهامجهزترین ابزارهای عکاسی را در دست می گیرد پا به پای عشایر ایران کوچ می کند.
عکسهایش صریح و بی پرده ذهن مخاطب را به جایی می برد که خودش می خواهد.معتقد است عکاسی هنر بین رشته ای است.باید جایگاهش را پیدا کند و وارد همه علوم شود.برای اینکه بیشتر درباره حسن غفاری و عکاسی کاربردی بدانید گفتگوی زیر را بخوانید.

چطور برای خود یک پروژه را تعریف می کنید ؟
عکاس در یک پروژه باید برنامه هدف و زمان بندی داشته باشد. محدوده جغرافیایی را تعریف کند وباید بداند عکسها را می خواهد کجا ارایه دهد و قرار است چه تاثیری بر جامعه داشته داشته باشد و همه اینها نیاز به آگاهی و تسلط نسبت به موضوع دارد.

ایده اصلی برای عکاسی از کجا می آید؟
ما وقتی عکاس هستیم که آگاهی پشت دوربین داشته باشیم. در گذشته ، کسی عکاس بود که می توانست به لحاظ فنی دوربین را بشناسد و با آن کار کند اما الان عکاسی زبان بیان است .عکاسی پل و پیوند میان رشته ای است که علوم را به اجرایی شدن و تاثیر گذاشتن آن در جامعه پیوند می دهد.

علم پشت دوربین چیست؟
برای اینکه عکاسی کنید باید علم به پشت دوربین داشته باشیداین علم می تواند اقتصاد، روانشناسی ،اجتماع،سیاست وغیره باشد.

چگونه به سوژه های عکاسی ارتباط برقرار می کنید؟
من بایددرباره رفتارهای فرهنگی عکاسی کنم قرار است با موضوع انسان کار کنم وارد حریم شخصی آدمها شوم و این امر جز با گفتگو محقق نمی شود . فضای ارتباطی ایجاد شده با هدف گرفتن تک عکس و فاصله گرفتن از موضوع نیست هدف این است که در کنار موضوع باشیم و موضوع و موقعیت آن همچنین ارتباط موضوع با اطرافش را بررسی کنیم.ساده ترین موضوع برای عکاسی انسان است.چطورمی توان ازحیوانی عکس گرفت که زبان عکاس را نمی فهمد.

چه موقع ارتباط برقرار شده را موفق می دانید؟
وقتی عکسها خوب نشدند یعنی عکاس مردم نگاری احوالپرسی را خوب به جا نیاورده است.هم موضوع و هم عکاس باید نسبت به حضور هم آگاهی داشته باشند.
برای ارتباط با موضوع که اتفاقا هموطنم است باید با بزغاله ها ، مرغ ، جوجه و سگ این خانواده ارتباط برقرار کنم. بعد نوبت خودش است من توریست نیستم که سرسری یک عکس بگیرم و رد شوم. عکاسم و حق خودم می دانم عکاسی کنم.
پس شما نگاه تک عکسی را رد می کنید؟
در طول تاریخ یک سری عکاسان نگاه تک عکسی داشتند و هنوز هم عده ای همان نگاه را دارند ولی نگاه امروز تک عکس نیست.باید مجموعه کار کنیم.باید سلسله مراتب ایلی، اعتقادات و فرهنگ موضوع را بدانی. در واقع عکاس باید خود را متعلق به فضا بداند نباید حالت توریستی داشته باشد. اینگونه است که اعتماد جلب می شود و فرد اجازه ورود به حریم خانه اش را می دهد.

چرا شما ایلات و عشایر ایران را برای عکاسی انتخاب کردید؟
من بزرگ شده فضای عشایری هستم با ساختار ایلات و عشایر آشنا هستم و در مسیر زندگی ارتباطم را با عشایر و گذشته قطع نکردم و در نهایت سعی کردم عکاسی را به خدمت دانسته های خودم بگیرم.ابتدا حوزه عکاسی من فقط کهگیلویه وبویر احمد بود اما بعد از اینکه کارهایی از ارایه دادم یکی از استادانم گفت مگر پزشک خودش و علمش را صرف قوم خودش می کند و این تلنگری شد که هدفم را گسترده تر کنم و هدف من کل اقوام ایران شد.

نقش حسن غفاری عکاس کجا تمام می شود؟
من بی وقفه عکاسی کردم و حالا باید آن ها را جمع کنم.در واقع در روند عکاسی ، من عکاس فقط نظاره گر جریان فرهنگی بودم و مردم ، آیین و فعالیت های روزانه را عکاسی کردم.همانگونه که همه ما دچار دوران گذار هستیم من نیز دچار تغییر رفتار شدم . به این نتیجه رسیدم باید این عکسها در جامعه بازتاب داده شود.
در واقع با این کار خودمان را در برابر خودمان قرارمی دهیم. نمایشگاهی را برگزار کردم عکسهایی را منتشر کردم ولی باز قانع کننده نبود و جوابی را که می خواستم نمی گرفتم.

شما دقیقا دنبال چه جوابی بودید؟
ببینید حال که همه دوربین به دست شدیم سواد بصری و شعور بصری ما رشد کرده و عکس زبان مشترک شده آیا زمان آن نرسیده که از قدرت تصویر برای یک آسیب شناسی بزرگ استفاده کنیم.

چه نوع آسیب شناسی مد نظرتان است؟
این روزها پرتره های بازیگران و هنرمندان و ورزشکاران را می بینیم. از آن طرف برخی از این عکسها ما را به خرید کالاهای تجاری و لوازم زندگی دعوت می کنند.ضمن آنکه در کنار این استفاده های تبلیغاتی عکسهایی مناسبتی و فصلی رانیز داریم . وقتی استفاده در این حد فراگیرمی شود پس می توان در همه زمینه های از آن بهره برد حال آنکه می بینیم بودجه ومنابع ملت را اغلب صرف نمایشگاه های مناسبتی و موردی می کنیم که اغلب جریان ساز و فرهنگ ساز هم نیستند و خروجی خاصی هم ندارند.صرفا عکسهایی ارزان قیمت برای آرشیوها تولید می شود.
معتقدم باید از عکاسی و مفهوم آن برای آسیبهای اجتماعی استفاده کنیم وجریان ساز باشیم. در جامعه این حلقه گمشده “عکاسی کاربردی” است .عکاسی هنری و مستند البته به جز بخش عکاسی خبری اش بازار خود را دارد اما عکاسی کاربردی هنوز جایگاه خود را نیافته است.عکاسی کاربردی در پژوهشهای علمی و اجتماعی استفاده نمی شود و جای آن خالی است.

جایگاه عکاسی کاربردی را الان چگونه ارزیابی می کنید؟
دوربین هم سرعت عمل و هم دقت نظر دارد و هم انعکاسسش سریعتر است .همه اساتید برای تبیین مفاهیم مورد نظرشان عکسهایی استفاده می کنند که فاقد آن بخش زیبایی شناسانه است . ایراد کار این است که آن اندازه ای که در علوم اجتماعی از دوربین استفاده می کنند عکاسان اطلاعات مربوط به حوزه های علوم اجتماعی را ندارند.عکسها هویت و شناسنامه دارند و می توان در مقاطع مختلف زمانی از آن استفاده کرد. باید بین دانشگاه علوم اجتماعی و هنر ارتباط برقرار شود یا رشته های علوم اجتماعی واحدهای درسی تولید و ارایه اثر هنری را بیاموزند.

خبرآنلاین-فاطمه رشیدی

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208