تاریخ درج خبر : 1394/11/25
کد خبر : ۵۳۲۷۷۰
+ تغییر اندازه نوشته -
داریوش شریفیان

اجماع در کهگیلویه به چه قیمتی؟

aram

رد صلاحیت گسترده‌ی نیروهای شاخص اصلاح طلب در کل کشور و بویژه در کهگیلویه اگر چه سبب ناامیدی اصلاح طلبان گردید اما اراده‌ی رهبران این جریان در کشور و تاکید آنان بر حضور حداکثری برای بر هم زدن بازی رقیب می‌طلبد که نیروهای دلسوز این جریان با ارایه لیستی از نیروهای تایید صلاحیت شده و معرفی انان به مردم «امید» را در کشور زنده نگه دارند.
البته این استراتژی نباید سبب بروز اشتباهات بزرگ‌تر از جمله ایجاد اختلاف میان نیروهای اصلاح طلب و یا معرفی نیروهای بی‌اعتقاد به اصلاحات گرددد.
واقعیت آن است نیروهای شاخص و در جه یک اصلاحات در تمامی حوزه‌ها رد صلاحیت شده‌اند بنابراین انتخاب و معرفی یک نیروی جدید که اولا و مهم‌تر از هر چیز شاخص‌های اصلاح طلبی را داشته باشد کار بسیار دشواری است و از طرف دیگر این نیرو باید از حداقل رای اوری برخوردار باشد چرا که رای این گزینه به پای اصلاحات نوشته خواهد شد.
پس تعیین شاخص برای گزینه اجماع یک ضرورت اجتناب ناپذیر است و شاخص‌ها هم نیازی به بازتعریف ندارند و مردم به خوبی می‌دانند که وقتی به کسی اصلاح طلب گفته می‌شود مراد چیست و کیست.
سلطه نگرش‌های قومیتی بر تصمیم گیرندگان سیاسی در کهگیلویه در کنار مشکلات موجود شرایط اجماع را در کهگیلویه دشوار‌تر کرده است و مدام اخباری بر لج بازی و نادیده گرفتنن شاخص‌های اصلاح طلبی به گوش می‌رسد. این در حالی است که در جناح رقیب با تبلیغات سنگین و هم چنین به کارگیری پول‌های کثیف در حال فعالیت شبانه روزی و خرید رای مردم هستند.
سال هاست همین لج بازی‌ها و قوم سالاری‌ها در کهگیلویه سبب شده است اصلاح طلبان توفیقی حاصل نکنند و مدام دومینوی شکست برای انان تکرار شود. شکسیتی که دود ان اینک به چشم جوانان می‌رود و جوانان علاقه‌مند این جریان و حتی مردم دوست دارند یک گزینه واحد و توانمند در صحنه داشته باشند تا تمام قد از او حمایت نمایند.
البته هستند کسانی که ارتباطاتی با اصلاحات دارند ولی امروزه از تشدید این اختلافات بدشان نمی‌آید تا با این بهانه خود را به کاندیدهای رقیب وصل کنند و از خوان بی‌دریغ آن‌ها بهره‌مند گردند.
فرصت بسیار کوتاه است و تا همین جا هم زمان به اندازه‌ی کافی از دست رفته است ولی با این وجود تجربه سال ۸۶ و معرفی لطیف رستاد به عنوان گزینه نیم بند اجماع و حمایت بسیار خوبی که مردم از وی در یک بازه زمانی کوتاه به عمل آوردند نشان می‌دهد که در همین مدت کوتاه می‌توان موج بزرگی به راه انداخت البته به شرطی: که اولاً: خروجی اجماع اصلاح طلب باشد و در کنار اصلاح طلبی سابقه کار اجرایی و ارتباطات سیاسی و اجتماعی را نیز داشته باشد.
هرگز نمی‌توان کسی را که در دولت احمدی‌نژاد مدیر بوده است اصلاح طلب خواند و معرفی چنین نیرویی جز یک ننگ ابدی نتیجه دیگری نخواهد داشت و انوقت این حرکت یک بازی دو سر باخت خواهد بود که شکست اصلاحات در دوره‌های بعد را نیزدر پی خواهد داشت. در کنار این اشتباه سیاسی که برخی نیروهای ناسیاسی در پی تحمیل برخی گزینه‌های اینچنینی هستند اسیب دیگری نیز وجود دارد و ان هم لج بازی و تشدید اختلافات است چیزی که به نظر می‌رسد جناح رقیب بر ان حساب ویژه‌ای باز کرده است پس باید امیدوار بود و البته فشار آورد که رهبران جریان در کهگیلویه دست به کار شوند و بیش از این اصلاحات را نابود نکنند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • اصلاح طلب طرفدار منطقیان می‌گه:

    آقای وفایی یک اصولگرای اصلاح طلب است برای همین با منطقیان رابطه خوبی دارد.

    افکار آقای وفایی شبیه قالیباف و شمخانی است که همانطور که اصولگرا هستند اما رابطه خوبی با اصلاح طلبان و بخصوص آقای سید محمد خاتمی رئیس دولت اصلاحات داشتند.

    وفایی در سال 88 طرفدار احمدی نژاد نبود بیشتر نزدیک به محسن رضایی بود.تا حدودی رابطه خوبی با احمدی نژادی ها هم داشت.
    بیخودی به امثال آقای وفایی و شمخانی و قالیباف توهین نکنید اینها همشون اصولگرای اصلاح طلب هستند و رابطه خوبی با اصلاح طلبان دارند.
    وفایی در ذاتش اصلاح طلبی نهفته است.

200x208
200x208