تاریخ درج خبر : 1394/11/25
کد خبر : ۵۳۲۷۸۹
+ تغییر اندازه نوشته -
فرزانه میرفردی:

جنبش دانشجویی و چالش ها

photo_2016-02-14_15-21-54

از بعد از سقوط رضاشاه و شکل گیری حزب توده و تشکیل شاخه دانشجویی آن در دانشگاه جنبش دانشجویی همواره نقش مهمی در تحولات سیاسی اجتماعی ایران داشته است.
با شکل گیری طیف های اسلامگرا در کنار طیف های چپ این جنبش قدرتی بیشتری یافته و نفوذ بیشتری در لایه های جامعه داشته است.
اما همواره یک خطر جنبش دانشجویی را تهدید میکرد؛ نفوذ و جهت دهی افراد و احزاب خاص برای سواستفاده از قدرت جنبش دانشجویی.
اینکه دانشجویان از بزرگان و باتجربگان فعال سیاسی و اجتماعی کمک و مشاوره بخواهد حرفی ست و سلطه افراد و احزاب سیاسی بر دانشجویان حرف دیگری است.
همگان نیک میدانند که دانشجویان به دلیل استقلال و آزادی که نسبت به منابع قدرت دارند ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺩﺭ ﺳﻨﯿﻦ ﺟﻮﺍﻧﯽ، ﺭﻭﺣﯿﻪ ﭘﺮﺳﺸﮕﺮﯼ ﻭ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ، ﺩﻏﺪﻏﻪ ﻣﺎﻟﯽ ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﮔﯽ ﮐﻤﺘﺮ، ﻭ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻓﺮﺍﻏﺖ ﻧﺴﺒﺘﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﺗﺎ ﺣﻀﻮﺭ ﺟﺪﯼ ﺗﺮﯼ ﺩﺭ ﺗﺤﻮﻻﺕ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨد و پایگاه خوبی برای نقد و اصلاح قدرت باشند اما احزاب سیاسی که برای رسیدن به قدرت شکل گرفته اند مسلما اهداف دیگری دارند.
انتخابات عرصه مهمی برای رسیدن احزاب و افراد سیاسی به اهداف خاص طراحی شده هستند اما برای دانشجویان قضیه برقرار دیگری است.
انتخابات برای دانشجویان عرصه تبلیغات و دفاع نیست دانشجویان موظفند کاندیدهای انتخاباتی را به چالش بکشند از برنامه های آنها بپرسند دانشجویی که خود را فعال جنبش دانشجویی میداند نباید متاثر از احزاب و شوراهای سیاسی خاصی باشد و خود را به کاندیدی نزدیک بداند.
طیف انجمن اسلامی و سایر تشکل های منتقد شکل گرفته در دانشگاه های ایران بعداز انقلاب همواره فعالیت نهادهایی مانند بسیج را در دانشگاه ها به چالش میکشد آنهم تنها بخاطر وابستگی این نهاد به حاکمیت و سکوت آن در مقابل اقدامات حاکمیت.
اکنون سوال اینجاست طیفی که همواره جبهه مقابل خود را به چالش میکشد چقدر از این عیوب مبراست؟
اگر طیف مورد حمایت این بخش از جنبش دانشجویی(اصلاح طلبان) بخش اعظم حاکمیت را دست داشته باشند جنبش دانشجویی به آرمان خود رسیده است؟
بخش قابل توجهی از آرمان های جنبش دانشجویی در سالهای اخیر به دست فراموشی سپرده شده است و فعالیت احزاب و فعالین سیاسی مثل جذب دانشجویان در احزاب و سلطه بر آنها به این فراموشی دامن زده است.
بی هویتی و یا چند هویته شدن دانشجویان در عرصه فعالیت اجتماعی سیاسی با شرکت در احزاب شدت میابد و موجب میشود دانشجویان هویت خود را در جنبش دانشجویی از دست بدهند.
جنبش دانشجویی بیش از آنکه سیاسی باشد اجتماعی است و جنبش های اجتماعی همواره در برابر یک مخالفت عمومی قرار دارند که اگر این جنبش ماهیت صرف سیاسی پیدا کند این مخالفت ها در عرصه هایی کمرنگ شده و پویایی خود را از دست خواهد داد.
ﺍﺷﺘﺮﺍﮎ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﺑﻌﺪ ﻃﺒﻘﺎﺗﯽ-ﺣﺮﻓﻪ ﺍﯼ ﯾﺎ ﮔﺮﺍﯾﺶ ﺧﺎﺹ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺑﻠﮑﻪ ﭘﯿﻮﻧﺪﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻋﻠﻢ ﻭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ. و این پیوند میتواند نیروی محرکه فعالیت آنان باشد. در جامعه ای که امکان فعالیت سیاسی و اجتماعی و رشد پیشرفته احزاب امکان ندارد جنبش دانشجویی میتواند تبدیل به یک منتقد و فعال سیاسی نظام حاکم شود.
اما حضور و وابستگی اعضای جنبش دانشجویی در احزاب منفعل از وقوع این امکان جلوگیری خواهد کرد.
انتخابات برای احزاب فصلی متفاوت است اما این جو نباید تاثیری بر روحیه جنبش دانشجویی داشته باشد دانشجویان نباید در احزاب و شوراهای تصمیم گیری جناح های سیاسی حضور داشته باشند چرا که این حضور فعالیت و تاثیر گذاری آنان را دستخوش تغییر و سازش میکند.
احزاب اگر خواهان پویایی جنبش دانشجویی هستند موظفند ازپذیرش دانشجویان فعال خودداری کنند.
حضور دانشجویان در احزاب و شوراهای تصمیم گیری جناح های سیاسی تیر خلاصی بر پیکر نیمه جان جنبش دانشجویی ست.
افت سطح مطالبات و آرمان های دانشجویان و نسل جوان و دخالت و سهم خواهی احزاب و افراد مختلف و تصمیم گیری سایرین برای فعالیت آینده روشنی را پیش روی این جنبش قرار نمیدهد.
نوشتن بیانیه و اعلام حمایت از کاندیدهای مختلف و سر و دست شکستن برای حضور در شوراهای تصمیم گیری جناح های سیاسی وظیفه جنبش دانشجویی نیست و چنین اعمالی جز آبروی بزرگی جنبش دانشجویی را ریختن ثمره ی دیگری در پی نخواهد داشت

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • reza می‌گه:

    دو متن نوشتید.اولی رو خوندم.اینو نمیخونم.متن قبلی نظرمو دادم. سیاست بازی برای حزب های کشور که هیچ کدوم راستگو نیستن حق و مشکل و اعتقاد مردم براشون اهمیتی نداره اگر نفع حزب وسط باشه چه توجیهی داره برای جوونا؟اصلاح طلب واصولگرا شعارهای قشنگی دارن.ولی این دو حزب خوبی و بدی دارن. حتی تو اصل کامل نیستن.هر دو حزب هم به قدرت رسیدن بدی و خوبی داشتن اما وقتی کار میکنن برای نفع خودشون به اصول ناقص حزب خودشون هم عمل نمیکنن و دروغ میگن.جوون باید سیاست رو بفهمه و رای بده دخالت کنه ولی نباید حزبی و سیاست باز بشه مثل شما.چرا؟جز برای ادعا و شهرت.جوون نباید گول حزبها رو بخوره مثل شما.منتشر کنید توهین نکردم

    • ناشناس می‌گه:

      فازت چیه؟ شما اصلا نمیدونی چی نوشتی اصلا هدفت از این کامنت چیه اتفاقا خیلی هم خوب نوشته. مشکل مملکت ما اون زمانی شروع شد که هرکه از راه رسید فکر میکنه علامه دهره اونکه این وسط نمیدونه سیاست چیه شخص خودتی

  • محمدسعیدمیرزایی می‌گه:

    بسیار نیک

  • :-) می‌گه:

    آفرین

  • فقط نور آباد ممسنی می‌گه:

    خیلی عالی بود خانم میرفردی
    شما افتخار ممسنی هستی
    همیشه از این مقالات خوب بنویسید

  • رضا می‌گه:

    آفرین خانم میرفردی فوق العاده نوشتی

200x208
200x208