تاریخ درج خبر : 1394/11/25
کد خبر : ۵۳۲۸۱۳
+ تغییر اندازه نوشته -
علی تفضلی

انتقاد و خیانت به آرمانهای انقلاب

tafazoli

سایت استان: علی تفضلی*

بعد ازحجم بالاوبی سابقه ی رد وعدم احرازصلاحیت نامزدهای نمایندگی مجلسین شورا و خبرگان، اذهان عمومی درباب چون و چرایی وپیامدهای این اقدام کنجکاو شده است.گواه این امرسخنان رییس جمهوراست که “مر” قانون ملاک است نه اعمال”سلیقه”گروهی.
افراد وابسته به جناح رقیب درواکنش به این دست انتقادها گفته اند :تضعیف شورای نگهبان “فتنه”ای دیگرو”خیانت”به آرمانهای انقلاب است و”کسانی که نهاد شورای نگهبان را تضعیف کنند،قانون ستیز ند”.
قصه تضعیف شورای نگهبان دست کم تا جایی که به اصلاح طلبان و جناح مشهور به خط امام مربوط است از مجلس چهارم تا کنون،با معنا و انگیزه ای متفاوت شدت یافته است.یعنی 24 سال است که مسئله ای با نام “تضعیف”شورای نگهبان دامن جامعه و ساختار سیاسی را گرفته است.اگر واقعا شورای نگهبان در معرض تضعیف است و اگر این روند،چنان که بیانه نویس جامعه مدرسین ادعا کرده “خیانت”به آرمانهای انقلاب است،تداوم 24 ساله آن چه معنایی دارد؟اگر چنین خطری وجود دارد چرا پس از یک ربع قرن هنوز راهی برای حل آن پیدا نشده است؟آیا اصحاب سیاست و صاحب نظران این مسئله را درک نمی کنند؟، یا نمی توانند راه حلی برای آن ارائه دهند؟ یا برای حل آن اراده لازم وجود ندارد؟چگونه است که ادعای حل مسایل جهان اسلام را داریم اما توان حل مسئله مزمن “ردصلاحیتهای داوطلبان خدمت” به مردم را نداریم؟درواقع سابقه 24 ساله مسئله نشانه فقدان اراده لازم برای حل آن است.دلیل عمده اش هم رانتی است که از قبل این معرکه گیری نصیب برخی گروهها می شود.
سئوال مهم این است که چه عواملی موجب تضعیف یک نهاد می شوند؟ اگر تضعیف نهادی از نهادهای نظام سیاسی را “خیانت” بدانیم و اگر حفظ آن نهاد را برای بقای نظم سیاسی ضروری بدانیم ،پس ضرورت دارد عوامل تضعیف کننده آن نهاد را بشناسیم. درغیر این صورت هرچه گفته شود چیزی جز پریشان گویی، خیال بافی وتشدید بدبینی وتضاد نیست.
ابتدا باید بدانیم که “نهاد” چیست که نباید تضعیف شود وسپس باید بدانیم “تضعیف” چیست که نباید دامن نهاد را بگیرد.پس از روشن شدن مفهوم “نهاد” و “تضعیف” معلوم می شود که تضعیف نهاد،چگونه چیزی است و چرا بد است؟پس ازاین مرحله است که می توانیم علل و عوامل تضعیف نهاد را احصا کنیم و اگر ،راستی راستی قصدمان ممانعت از تضعیف یک نهاد است، آن علل و عوامل را کنترل کنیم.
نهاد چیست؟
نهاد یعنی پاسخهای ماندگارمورد توافق اکثرجامعه به مسایل مهم وپایدار.پاسخ های ماندگارمورد توافق به شکل هنجار ها و قوانین تعریف وتدوین میشوند.بنابراین تعدادی هنجار یا قانون بهم مرتبط که مسایل مهم رارفع می کنند، نهاد نام دارد.نهادها براساس ماهیت مسایل به سیاسی،اقتصادی، اجتماعی تقسیم می شوند.بنابراین نهادهای سیاسی یعنی پاسخهای ماندگارمورد وفاق به مسایل اساسی سیاسی.نحوه مشارکت مردم در انتخاب سرنوشت شان یکی از مهم ترین مسایل عرصه سیاسی نظام های مردم سالار است.
با کمی دقت معلوم می شود که نهاد ها با افرادی که مجری قواعد نهادها هستند تفاوت دارد.افراد برکنار می شوند،بازنشسته می شوند ومی میرند، اما نهادها با مرگ مجریان ازمیان نمی رود.پس افرادی که نقشی در نهاد ایفا می کنند با نهاد تفاوت درند.
تضعیف نهاد یعنی چه؟
تضعیف نهاد یعنی کاهش اعتماد و اعتبار نهاد.کاهش اعتماد به نهاد یعنی چه ؟وقتی که نتایج اجرای قانون در نهاد با انتظارمردم از قانون درتضاد باشد، اعتمادشان به نهاد کاهش می یابد.یعنی مردم درقبال نهادی که پاسخی در خور به مسئله اساسی ندهد،اراده و خواست خود را تحت اراده مجریان آن قرار نمی دهند.
کاهش اعتبار نهاد یعنی چه؟یعنی نهاد در عمل معیار و ملاک معتبری از خود نشان نمی دهد.آنچه درعمل سنجیده می شودبا آن چه ادعا می شود متفاوت و حتی متضاد است.مانند نظام مدرک دهی دانشگاه که طبق قانون فردی مدرک قبولی دریافت می کند که در رشته تحصیلی دانش و علم کسب کرده باشد.اما سئوالات ارائه شده یادگیری را نمی سنجد،بنابراین چون ارزیابی ها یادگیری را نمی سنجند. پاسخ درست به آنها ملاک صلاحیت افراد نیست.ازاین رو داشتن مدرک علمی بیانگر عالم بودن دارنده مدرک نیست.نتیجه این می شود که مدرک داران بی کفایت رو به فزونی است.لذا اعتبار نهاد دانشگاه کم شده و چنین است که تضیف می شود یعنی نهاد دانشگاه و نهاد علم نمی تواند برای مسایل مهم جامعه پاسخ های ماندگارو معتبرعلمی و کاربردی ارائه دهد.و می شود آنچه نباید بشود.
حال که معلوم شد نهاد چیست و تضعیف نهاد یعنی چه. این پرسش را پیش می کشیم که علل تضعیف نهاد چیست؟
دریک نگاه عام عوامل موثر بر یک نهاد شامل دودسته درونی و بیرونی است.
از میان عوامل درونی،اعمال نظر مجریان یک نهاد در راستای منافع فردی و گروهی مهم ترین عامل تضعیف کننده نهادهاست.در همه نهادها مجریان تا حدودی نفع فردی یا گروهی خویش را تعقیب می کنند.اما اگر از حدی بگذرد و نفع جمعی و عمومی از اولویت خارج شود، اعتماد به نهاد و اعتبار آن مخدوش می شود.نهادها را می توان به بادکنک تشبیه کرد اگر بیش از حد ظرفیت هوا درآن بریزید احتمال ترکیدنش زیاد می شود.منافع فردی یا گروهی مجریان نهادهای ملی و عمومی همانند هوای درون بادکنک است که اگر از حدی گذشت، کار از کار درمی گذرد.در باورهای عمومی ضرب المثلی داریم که”حرمت امام زاده با متولی آن است”.این اصل درباره همه جوامع و همه نهادها صادق است.یعنی عنصر اساسی بقا یا زوال یک جامعه یا نهاد بیش از هر چیزعنصری درونی است.این اصل در قران هم آمده است که سرنوشت اقوام بدست خود آنها تغییر(مثبت/منفی) می کند.
میزان اعتبار واعتماد هرنهادی تابع میزان سازگاری آن با محیط بیرونی آن است.همان طور که آمد هرنهادی باید پاسخی ماندگار و معتبر به مسایل مهم باشد.مسایل یعنی نیازها که اگر رفع شوند موجب خوشحالی و امید و اگر رفع نشوند موجب رنج و الم احاد جامعه است. مانندخانواده که برای ارضای نیازهای عاطفی و جنسی افراد وضع شده است.وقتی نیازهای عاطفی فرزندان در این نهاد ارضا نشود، یعنی فرزندان در خانواده درد و رنج احساس کنند،انها ترجیح می دهند خانواده را ترک کنند.زن و شوهر نیز همین وضع را دارند.
-رابطه با نهادهای دیگر از جمله عوامل بیرونی است که موجب کاهش اعتبار و اعتماد نهاد شوند. برای نمونه قبل از تاسیس مجمع تشخیص مصلحت،نهاد مجلس در راستای اهداف خود قوانینی تصویب می کرد که اجرای انها برای اداره جامعه ضروری بود.اما شورای نگهبان انها را خلاف شرع می دانست و به تصویب نمی رسیدند.در نتیجه اجرای آنها معلق می ماند.با تاسیس مجمع تشخیص مصلحت این مسئله رفع شد وبه این ترتیب عامل تضعیف شورای نگهبان و مجلس ازمیان برداشته شد.
-اشخاص و گروههای سیاسی و اجتماعی نیز از جمله عوامل محیطی موثربر نهاد ها هستند.در سپهر سیاسی گروههای سیاسی، اقتصادی، اقشار و…می توانند نهاد های سیاسی را تضعیف کنند.اما نکته مهم این است که مهم تراز گروههای سیاسی مخالف، گروههایی بیشترین اثر تضعیف کننده را دارند که منافع خویش را از طریق این نهاد تعقیب می کنند.بطوری که با جلب اعتمادبرخی از مجریان نهاد،هم از رانت ها بهره می برند و هم در پوشش های شبه قانونی وغیرقانونی راه را بر رقبای خود می بندند.به این ترتیب تبعیض،بی عدالتی،نقض حقوق دیگران امری نیست که مردم نسبت به آن بی تفاوت باشند.این اقدامات درعمل به حساب آن نهاد گذاشته می شود.
بنابراین انتقاد به نهادهای سیاسی نیست که موجب تضعیف آنها می شود،بلکه عملکرد مجریان این نهادهاست که سهم عمده و تعیین کننده را دراین زمین بازی می کند.
-نکته دیگراین است که اگرعملکرد شورای نگهبان افکار عمومی را قانع نکند،واگراین باور شکل بگیرد که تصمیمات مجریان دراین نهاد جانبدارنه است،واگراین باور بیان شود، چرا بایدآن را “خیانت به آرمانهای انقلاب”تلقی کرد.آیا راهی جز این وجود دارد که اعتماد و اعتبار یک نهاد را براساس عملکردش پایش کرد؟درواقع اعتماد و اعتبار هرنهادی در جامعه تابعی است از عملکرد آن نهاد.از این روست که جابجایی مجریان این نهادها یکی از راههای حفظ و افزایش اعتبار و اعتماد به آنها است.
وانگهی اگر انتقاد براساس عملکرد نهادهای سیاسی”خیانت به آرمانهای” انقلاب است،نهاد دولت یکی از نهادهای نظام سیاسی است، پس با کدام منطق به نهاد دولت انتقاد می شود.محافظه کاران در مقابل دولت، نه تنها انتقاد که افترا را پیشه خویش نموده ودر مواردی تیشه کینه وزی و ودشنه لجاجت به دولت می زنند. افترا و توهین به دولت خیانت به آرمانهای انقلاب نیست اما انتقاد به نهاد شورای نگهبان “خیانت”به آرمانهای انقلاب است؟آیا این تناقضات عیار سیاست ورزی محافظه کاران را نشان نمی دهد؟
مهم ترازهمه اینها،آرمانهای انقلاب چه هستند که نقد نهادها سیاسی، خیانت به آنها قلمداد می شود.درهمه انقلاب ها و از جمله انقلاب اسلامی مهم ترین و اساسی ترین آرمان “تحقق ارده و خواست ملت “است. تحقق آرمانها دیگر انقلاب تابع حفظ این ارمان است.انقلابها همه درواکنش به موانع ایجاد شده دربرابر “خواست ملت” شکل گرفته اند.محمدرضا پهلوی،نیز مانند دیگر حاکمان رژیم های پیش از انقلاب،خود را مالک و صاحب بلامنازع ایران تلقی می کرد و اعلام کرده بود هرکس می خواهد درایران فعالیت سیاسی انجام دهد عضو حزب من شود وهرکس عضو حزب من نشود کشور را ترک کند.بنابراین مهمترین عامل تضعیف نهادهای سیاسی،ایجاد مانع بر سر راه تحقق خواست ملت است.وایجاد مانع و انسداد مسیر تحقق اراده ملت،مهمترین خیانت به آرمانهای انقلاب است.

*پژوهشگر علوم اجتماعی

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ساعد می‌گه:

    تحلیل عمیق و واقعبینانه و زیبایی بود با کسب أجازه از بعضی قسمت هاش در جواب همان کسانی که بی اعتمادی را در جامعه ترویج داد ند استفاده میکنم

  • ناشناس می‌گه:

    باسلام وتشکر از تجزیه وتحلیل اساسی شما از مسایل موجود درجامعه ،.بدون تعارف بگویم هانیازمند اینگونه نوشته های عمیق هستیم .متاسفانه ما بیشتر به فرع قضایا میپردازیم

200x208
200x208