تاریخ درج خبر : 1394/11/30
کد خبر : ۵۳۳۱۴۲
+ تغییر اندازه نوشته -
هجیر تشکری:

موحد: شر لازم/ اصلاح طلبان: چیزی بیش از فقط یک سیگار

images

سایت استان: هجیر تشکری
الف) «تا جایی که خاطره ی تاریخ یاد می کند، همواره بسیاری از دانشمندان، هنرمندان، رجال سیاسی و… گاه از خوف شقاوت و گاه به شوق سعادت، ترک دیار کرده اند. آنان که از سر خوف گریخته اند، غالباً مورد غضب امیران بوده اند و از تعصب و تعذیب آنان به مأمنی پناه برده اند تا ضمن تأمین امنیت، زمینه ی عرضه ی توانایی های آنان فراهم شود؛ اما آنان که به شوق می رفته اند طالب فرصت، حرمت، ثروت و شهرتی بیش از آن بوده اند که موطن مألوف آنان می توانسته در اختیار بگذارد….»
در این تاریخ پر از خطر و خاطره، روزی جلال الدین پیر بی قرار و باوقار ادب و عرفان ایران، بیمناک از آزردگی خوارزمشاه بلخ را ترک می گوید. دیگر روز نجم الدین رازی از بیم مغولان از ری می گریزد و به اربیل و دیاربکر و آسیای صغیر و قیصریه و ملطیه می رود. گاهی دیگر ناصرخسرو ناخرسندانه جلای وطن می کند تا آن قیمتی دُر لفظ دَری را در پای خوکان نریخته باشد. دیگرباره فرخی سیستانی با کاروان حله، با حله ای تنیده ز دل و بافته ز جان در پی نان از سیستان می کوچد، تا حافظ از تاریخ گلایه کند که: ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش / بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش؛ بار دیگر لسان الغیب دعای سلامت می کند برای آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست. کلیم کاشانی و صائب تبریزی و طالب آملی و نظیری نیشابوری هم از سر ضرورات و محذورات از ایران بار سفر بستند و در هند نشستند، هر چند قند پارسی را نیز به بنگاله بردند. در روزگاری دیگر غزالی طوس را ترک می گوید و در نظامیه ی بغداد و سپس شام رحل اقامت می افکنَد. در زمانی دیگر جعفر برمکی ایران را وامی نهد و رو به انیران (بغداد) می نهد. در بازه ای دیگر از تاریخ، ابوریحان بیرونی، بیرون از ایران را بر درون آن ترجیح می دهد و در غزنه و پنجاب و پیشاور و سند سکنی می گزیند. این قصه ی پرغصه البتّه سر دراز دارد، تا آنجا که سعدی سرود: نفس خروس بگرفت که نوبتی بخواند / همه بلبلان برفتند و نماند جز غرابی! و قرن ها بعد نیز شفیعی کدکنی با او هم آوا شد که: باغ را این تب روحی به کجا برد که باز / قمریان از همه سو خانه به دوش اند همه!
در این چهارراه حوادث (به تعبیر رنه گروسه) و تاریخ شگفت و پرحادثه، حکایت کوچ از سرزمین مادری و اقامت در دیاری غریب، عموماً یا از «بیم جان» بوده ست و یا به «امیّد نان»؛ و قدرمشترک بیشترینه ی این مهاجرت و هجران ها، قدرناشناسی ملتی بوده ست نخبگانشان را، زیرا به جای آن که آنان را (فارغ از گرایشات فکری و سیاسی) قدر نهند، بر صدر نشانند و خلعت دهند، آزرده و خلع ید کرده و طلاق خُلع داده اند!
«می گویند کانادا بی شماری مغز ایرانی جذب یا وارد کرده است و اصولاً یکی از کالاهای وارداتی کانادا مغز است. البته مغز خام نه، مغز پخته!» کانادایِ استان ما نیز بهبهان و شیراز و اصفهان و تهران است. سید محمد موحد را باید یکی از گلدسته های سیاسی و پتانسیل های موجود استان دانست که در اوج بلوغ و پختگی، خامانه فراری داده شد تا به جای استفاده ی ظریف از ظرفیت او در راه توسعه و رفاه استان، به ثمن بخس صدقه ی سیاسی داده شود. روشن است که نگارنده به ملزومات و مدلولات این ادعا پایبند و پایِ بند است! بر موحد البتّه حرجی نیست، چرا که مهاجرتش مقتضای ذات سنت ما بود: الفرار مما لایطاق من سنن المرسلین / گریختن از آنچه طاقت آن را ندارند، سنت پیامبران است.
در این زمانه ی وانفسا و روزگار عسرت و حسرت، نفسِ بازگشت این مهاجر سیاسی به استان را که نه از بیم جان رفته بود و نه به امیّد نان، می توان به فال نیک گرفت و نگریست، و از حضور همه ی نخبگان مهاجر استان استقبال کرد. هم از این رو من نیز اصلاح طلبانه خرسندی خود را از بازگشت این اصولگرای توانمند ابراز می کنم؛ و لذا برآنم که هر دو طیف سیاسی کهگیلویه می بایست با اقبال به اقتدار او، مهر خاتمتی بر سنت سیئه ی نخبه ستیزی و رماندن سرمایه های استان بزنند. دشت پر از زر دهدشت و مردم بلندهمت، خونگرم، کوشا و بسیار باهوش بلاد شاپور، می تواند الگوواره ای باشد برای مبارزه با نخبه ستیزی و پخمه پروری در استان، و قلمرویی پیشآهنگ در مبارزه با آفتِ پر مخافتِ مهاجرتِ اجباریِ نخبگان!
ب) توماس هابز در کتاب دوران ساز «لویاتان» دولت را شرّ لازم و ضرور می نامد. غایت هابز از این تسمیه بر اهلش پوشیده نیست. شرّی ضروری برای نیل و میل به خیری بزرگ. اصلاح طلبان و روشنفکران کهگیلویه در موقعیت ناخوشایندی قرار گرفته اند؛ و بالضروره به چنین شرّ و شراعی محتاج اند! درست همچون روشنفکران وین در اواخر قرن نوزدهم میلادی: «وین در آستانه ی قرن بیستم کلان شهری بود تابان، با حال و هوایی جهانی، پیشتاز در هنر و مخاطره جو در سیاست…. در یکی از کافه های وین… در سال 1895 زیگموند فروید سیگاری روشن کرد. همان طور که احتمالا از فروید انتظار می رفت این سیگار چیزی بیش از فقط یک سیگار بود…. در ماه مارس آن سال مردم وین یک ملی گرای افراطی به نام کارل لوئگر را به شهرداری انتخاب کرده بودند. لوئگر عقاید سیاسی زشت و خطرناکی داشت…. امپراتور فرانسیس یوزف اول به این نتیجه رسید که انتخاب شدن لوئگر تهدیدی برای آزادیهای مدنی وین است و در یک اقدام بی سابقه از تنفیذ حکم او سر باز زد. دیگر نهاد باستانی…. اتریش، یعنی کلیسای کاتولیک، از این تصمیم او حمایت کرد. روشنفکران وین که به طور سنتی با دستگاه سلطنت و کلیسا مخالف بودند، در موقعیت ناخوشایندی قرار گرفتند…. فروید می خواست در انظار عمومی تصمیم امپراتور را تحسین کند، و به همین دلیل آن سیگار را روشن کرد که نماد سنتّی تجلیل و جشن گرفتن است.» اصلاح طلبان کهگیلویه ناخرسند اند، امّا بی چاره نه؛ برای رهایی از بی چارگی می بایست در فکر چاره بود. موحد سیاستمداری راست کیش است، امّا اصلاح طلبان می توانند به درستی با او ائتلاف کنند. او با اصلاح طلبان رقیبانه سخن می گوید ولی به اصلاح طلبی حبیبانه می نگرد. نگاه او را می توان دریافت؛ و بنا بر ضرورت و عقلانیت سیاسی پا را فراتر از مرزهای دوآلیسم سیاسی موجود نهاد و بازی خود را تدارک دید. بدون این که دو طرف ماجرا مانعه الجمع باشند. عجالتاً چاره همین است. در گرهگاه ها و نقاط عزیمت می بایست از فرصت ها سود جست. سیاست را نیز هم در معنایی هنر یا علم استفاده از فرصت ها تعریف کرده اند. بدین ترتیب، اصلاح طلبان می توانند حول محور موحد گرد هم آیند و توان و ظرفیت اجتماعی و سیاسی خود را مدیریت کنند. لازمه اش تنها این است که اندکی به خود آیند. موحد هم بایاست کمی از خود دور شود! و علی القاعده نوع سیاست ورزی اش را با توجّه به همه ی رویدادهای مبتلابه او، به شکلی معنادار تعدیل کند. در این صورت، هر دو طرف ماجرا می توانند در این بازه ی زمانی دوستان خوبی برای هم باشند. پیشنهاد حمایت اصلاح طلبان از موحد، یک کنش سیاسی معنادار و مبتنی بر منطق موقعیت است نه کرنشی معرفتی در برابر فلسفه ی محافظه کاری! چنین معیاری می تواند به معماری جدیدی از سیاست در این استان بدل شود که در آن همه ی ظرفیت ها (فارغ از چپ مأبی یا راست کیشی) دست به دست هم دهند تا با اتکاء به نیروی شگفت انگیز دستهای به هم پیوسته، رشد و توسعه و رفاه استان بیش از پیش و به قدر مقدور میسور و میسر گردد. کافی ست در مقام فرض و مثال تصور کنیم نمایندگان این استان مثلثی بلندقد باشند! کاراکترهایی کارا، با اعتبار فکری و عملیاتی راهبردی، بدون سبکسری سیاسی و بی نیاز از ابتذال پراتیک!
ج) گزینه ی اجماع اصلاح طلبان کهگیلویه اگر شوخی و کاریکاتورال نباشد، جنسی دست دوم، نوعی گل به خودی و اشتباهی است استراتژیک. واضح است که فردی «میانه حال» (به بیان خواجه نظام الملک طوسی) کام اصلاح طلبان را شیرین نخواهد کرد. آری گله را چو روی واپس آرند / بی شبهه بز لنگ شود پیشروَش! بگذریم که با عضویت در شورای صنفی دانشگاه هم نمی توان سیاستمدار شد! لطفا کمی جدی باشیم.
باری، در مقام ماحصل سخن می توان گفت اصلاح طلبان برای «بازسازی» خود در کهگیلویه و ورود به بازی برد – برد، نیاز به «شالوده شکنی» و صورت بندی نوینی از ساحت سیاست دارند. موقعیت های دشوار گاه تصمیم های (به ظاهر) ناگوار می طلبد! اصلاح طلبان و روشنفکران کهگیلویه به چیزی بیش از فقط یک انتخاب؛ چیزی بیش از بزرگواری نیاز دارند.
من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست / تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • شكوهى می‌گه:

    درود بر دکتر تشکرى به خاطر این همه صراحت و شیوایى در قلم…

  • حلاج می‌گه:

    آراء موحد فقط از نظر کمیت بالاتر از دیگر کاندیداهاست.
    از نظر کیفی آراء کسب شده باید بر ده تقسیم بشن.
    به چیه موحد قسم؟
    یعنی ما هنوزم اینقد بدبختیم که موحد نمایندمون باشه؟

  • صبور می‌گه:

    درود بر تشکری اگر همه نخبگان اصلاحطلب توفیق حضور نیافته اند در این دوره با حضور خود درپای صندوق آرا از ورود افراط گرایانی که قصد دارند تریبون جبهه پایداری گردند به عرصه مجلس جلوگیری بعمل آوریم ولو با رای به یک اصولگرای معتدل.سپاس از قلم زیبای جناب دکتر…

  • زهرا می‌گه:

    بله بعضیا خوب بلدن حرف بزنن. …آقای تشکری میشه بفرمایید این آقای موحد شما16 سال چه بدبختی رو از سر این مردم کم کرده…. میشه بگید این همه جوون بیکار رو چه کسی باید جوابگو باشد…نکنه شما هم یکی از آن مرفهان بی درد هستید که با پول و پارتی بعضی آقایان به جایی رسیدن…. جوانان بیکار را دریاب…لطفا از کسی حرف بزن که به فکر مردم باشد….

  • مجتبی می‌گه:

    درود بر تشکری عزیز .

  • . می‌گه:

    نگاه قومیتی تشکری در این مطلب مشهود و محسوس است! فقط چون همسر دوم موحد از طایفه تامرادی است هجیر تشکری او را این همه تمجید کرده است!

  • فرزندایل می‌گه:

    من متن رونخوندم اماای کاش هرگزموحدبه دهدشت نمی آمد، ای کاش………..

  • مریم می‌گه:

    دیر نوشتید دوست گرامی. به نظر میاد مردم کهگیلویه در این دوره انتخاب خوبی دارند. لااقل گزینه ای بهتر از کاندیدای مثلا اصلاح طلب بویراحمد.

    جناب تشکری هر چند شما رو نمیشناسم اما میدانم:
    گر اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی.

  • omid می‌گه:

    چرا سایت به روز نمیشه؟
    من ظهر نظر گذاشتم ولی هنوز در دست بررسی‍‍‍‍ه

  • omid می‌گه:

    جناب آقای نویسنده محترم
    متن جالبی نوشتید و معلومه آدم با سوادی هستید و الحق خوب بلدید با کلمات بازی کنید
    خدمتتون عرض کنم این موحدی که شما از اون کوه ساختید و اونو بعنوان فرار مغزها خواندید چهار دوره نماینده همین مردم بود
    این مرهم 16 سال رو زخم مردم این دیار بود و متاسفانه نه تنها درد این مردمو دوا نکرد بلکه زخم این مردمو عمیق تر هم کرده خودتون هم اینو به خوبی می دونید
    البته موحد موقعی برگشت که بعد هشت سال کاندیداتوری شخصی مانند بزرگواری که نه تنها بهتر از موحد نبوده بلکه به مراتب ظعیف تر از اون هم بوده…
    کاش کارنامه 16 ساله وی را برای مردم رو می کردید تا مردم خودشون قضاوت کنند و انتخاب کنند..

  • حمید می‌گه:

    احسنت برجناب تشکری همین مدل درانتخابات 92 جواب داد. حتی کاندید اصلاح طلب دهدشت بدلیل اینکه موحد اصولگرا ی معتدل است میبایست به نفع ایشان انصراف دهد . ماجمعی از جوانان اصلاح طلب دناوبویراحمد باتوجه به اینکه کاندید ای اصلاح طلب بویر احمد تایید صلاحیت نشدند باحمایت ازدکتر روشنفکر مطالبات اصلاح‌طلبانه خود را پیگیری ومحقق خواهیم ساخت

  • دکتر می‌گه:

    سلام.متن شما از نظر ادبی بسیار بسیار زیبا بود اما!!فقط از نظر ادبی و نوشتاری نه چیز دیگه.اصلاح طلب اگه بمیره بهتره از اینه که زیر بیرق موحد باشه..یه سیاست باز حرفه ای که میدونه کی و کجا خودش رو تو جبهه های مختلف جا بزنه!!تو شرایط کنونی گزینه های ما بد و بدتره..ما ترجیح میدیم بد رو انتخاب کنیم.شما عملا به ما توصیه میکنید برا زنده موندن باید جام زهر رو سر بکشیم!!!!شاید اطلاعات و ادبیات شما خوب باشه اما از سیاست فاصله دارین……

  • دوست می‌گه:

    من هم از روی …. خواندم چنان که تو دانی

    با این حساب نظر مبارک در مورد دکتر هدایت خواه هم صادق است

    در کافه ای خواهم نشست.

    اخرین جمعه ی بهمن شد و اسفند رسید
    قصد کردم که برای همگی دود کنم

    مثل بهمن که به امید وصال شب عید
    دود کردم که به اسفند مگر دود کنم.

    • سعادت می‌گه:

      اولا هدایت خواه دکترا نداره دوما هدایت خواه اصلا به اصلاحات اعتقاد نداره وایشان افراطی میباشند بنابراین نمی تونه مورد حمایت اصلاح طلبان قرار بگیره

  • شاهين می‌گه:

    تشکری جان، نچسبید.

  • افرين می‌گه:

    بسیار زیبا بود احسنت

  • ف.آ می‌گه:

    درود بر جناب دکتر تشکری
    بسیار زیبا نوشتید، در لیاقت و توانمندی آقای موحد شکی نیست ولی اتحاد جماعت اصلاح طلب و اصولگرا در کهگیلویه بعید به نظر می رسد.

  • محمدحسین اصغرپور می‌گه:

    نظر خود را وارد نمایید…موحد مردی والامقام.نمیدونم بعضیها با چه اندیشه ای به موحد حرف میزنند .موحد انسانی بزرگ وتکرا نشدنیه .من اهل گچسارانم ولی افتخار میکنم یکی مثل ایشون تو استانمونه.

  • تقویان می‌گه:

    و باز هم قلم توانای دکتر تشکری که حضورش بسی لازم است در عرصه مطبوعات کشور و بالاخص استان،،تا دوستان قلم به دست بیاموزند که نوشتن فقط سطحی نگری و ساده انگاری نیست و میشود سیاست را با این ادبیات منسجم و شیرین نوشت ، باشد که ذائقه ما خوانندگان با خواندن اینگونه متون سیاسی اندکی دستخوش تغییر شود ،در ضمن برای بزرگی همچون تشکری شان ،جایگاه ،هوش سرشار و توان والای موحد بزگ قابل درک است.

  • ناشناس می‌گه:

    موحد اصولگرای استحاله شده است.

  • راه وشهرسازی می‌گه:

    ماشالله تشکری پکهسوم تا مطلبتون را خوندم از بس در اما واگر ویرگول ونقطه ویرگول قرارمون دادی حسابی گیرپاژ کردیم ولی جدا مرسی

  • ناشناس می‌گه:

    ترکیب منطق نوشتاری و ادبیا ت ناب ، ستودنی است

  • yaser می‌گه:

    جالب بود…

  • yaser می‌گه:

    جالب بود

  • رضا می‌گه:

    متاسفم برای اینهمه تمجید!!!! بازگشت موحد قدرت طلب را چطور نشون میدین بعضیا؟؟؟؟؟!!!!!!!!!! موحدی اینهمه سال نماینده بود چه گلی به سر مردم بیچاره و بدبخت دهدشت زد!!

  • عباس امیدی از کهگیلویه بزرگ می‌گه:

    بدینوسیله از نویسنده فهیم،ادیب و حساس نسبت به سرنوشت استان و کهگیلویه بزرگ بسیار سپاسگذارم و از داشتن چنین هم استانی هایی جدا به خود می بالم و آرزوی سلامت ،تندرستی و موفقیت بیش از پیش برای ایشان و همه فرزندان صادق و فداکار این استان خواستارم.ان شاء الله

  • ناشناس می‌گه:

    قلمت زیبا است اما رد صلاحیت شده جناب موحد

  • دلسوز می‌گه:

    متاسفم برای تفکری که همچنان پس از سالها بدبختی و بیچارگی، موحد را برای درمان درد کهنه کهگیلویه نسخه میکند. آن هم به نام اصلاحات. بس است دیگر. تفکرتان را ارزان نفروشید.

  • اصلاحات بهمئی می‌گه:

    اگه اصلاحات کهگیلویه حتی نصف اصولگراها باشن ولی پای کاندیدشون وایسن ومرد باشن،با اختلاف قبوله،ویا اگر همه برادران بهمئی کامرانی از سردسیر تا گرمسیرغیرت همیشگیشونو نشون بدن و پشتشو خالی نکنن مطمئن باشید هیچ کدوم از کاندیدای حاضر نمیتونن بیشتر از کامرانی رای بیارن،.

  • طهورا می‌گه:

    گل هفت زرده که آمخت تلکدون وابی
    شوپر کور یه پا مرغ غزلخون وابی
    درود بر روان پاک شما جناب تشکری ،
    درسته گاهی یک انتخاب ،ورای از جناح و دسته،چیزی بیش از یک انتخابه.
    شجاعت،جسارت وشهامت موحد می ارزه به ادعای روشنفکری خیلی از مدعیان.

  • ناشناس می‌گه:

    ؟؟؟؟؟تشکری از شما بعیده

  • ناشناس می‌گه:

    سایت استان :تشکری اهل کجاست ؟ اکارش چیه ؟ تحصیلاتش چیه؟

    • غزل می‌گه:

      اول دس مریضاد ب مستر تشکری ک همیشه دست ب قلمشون عاالی بووده و هس,
      دووم اینکه جناب ناشناس شما هنوز خود ناشناخته ای چ طور دم از شناخت دیگری میزنی؟؟؟
      سووم جناب موحد اگه گلی ب سر دهدشت نزده صدرصد مث بقیه فرهنگشو با بی سوادیشون زیر سوال نبرده

200x208
200x208