تاریخ درج خبر : 1394/12/02
کد خبر : ۵۳۴۰۱۶
+ تغییر اندازه نوشته -
فریدون هاشمی:

چگونه می توان یک کاندیدا را فریب داد؟/دو راهی مشروعیت و مقبولیت

hashemi

(دوران پسا تایید!)

پس از آنکه سیدباقر موسوی با همه ی مولفه های پذیرش مردمی و شایستگی شخصیتی و پیشینه ی درخشان برای رهبری جریان اصلاحات شانس کارزار در انتخابات پیش رو را از دست داد اصلاحطلبان دچار سردرگمی غریبی شدند.
کنش شتاب زده ی شورای هماهنگی اصلاحطلبان در معرفی محمد بهرامی برای نمایندگی اصلاحات، بیشتر از آنکه راه برون رفت از این بلاتکلیفی باشد عامل درهم ریختگی و چندفضایی در میان هواداران اصلاحات شد تا جایی که فضا از تلاش برای پیروزی به دست و پا زدن برای شکست رقیب تغییر ماهیت داده است (و البته این دو کنش تفاوت ماهیتی دارند!).
این اتفاق یک پرسش بزرگ را پررنگ کرد:
چه کسی و با چه دلیلی می تواند گزینه ی اصلاح طلبان باشد؟

این پرسش در ساحت گسترده تری در مباحث فلسفه ی سیاست و حکومت از دیرباز مطرح شده است.
برخی ها سیاست را تلاش برای کسب قدرت می دانند و برای رسیدن به این هدف حاضرند حتی با مخالفان فکری و سیاسی خود ائتلاف کنند.
دیگرانی هم سیاست را تلاشی بر پایه ی مبانی اندیشه و باور تعریف شده ای می دانند که مصالحه ی حداکثری و ذبح آرمان هایشان را برای شکست رقیب قبول نمی کنند.

اکنون در حوزه بویراحمد و دنا، با موقعیت پیش آمده و مخالفت های صریح جدی ترین چهره های اصلاح طلب با معرفی محمد بهرامی به عنوان شاخص تفکر اصلاحطلبی و کاندیدای مورد حمایت؛ نام سایر رقبا مانند زارعی، روشنفکر و نیکبخت و رجایی نسب نیز برای تعیین بهترین گزینه برای اجماع اصلاح طلبان در برابر اصولگرایان تکرار شده است.
نوع نگاه به چگونگی این انتخاب و تاکید بر قدرت رای آوری (با کمرنگ شدن توانایی و شایستگی های شخصی که اصلی ترین و ذاتی ترین مولفه ی یک انتخاب صحیح و عاقلانه است) بدون تحلیل چرایی و چگونگی و دلایل این حجم از رای آوری؛ مهم ترین و البته پنهان ترین لایه ی آسیب زننده ای ست که هویت و چهارچوب فکری و اخلاقی و دینی ما را به چالش کشیده است.

با زبان مشخص و روشن تر می توان به واقعیت زیر اشاره نمود:

کمتر کسی بر مولفه های قدرتمند و بارز دکتر محمدرضا نیکبخت خرده می گیرد.
دانش، تخصص، تجربه ملی مدیریتی در سه دوره ریاست جمهوری مختلف و قدرت مدیریت و کار با همه ی سلایق فکری و سیاسی، سخنوری عالمانه، شجاعت و جسارت، تسلط بر چند زبان بین المللی و تجربه تحصیل و زندگی در گلاسکو بریتانیا و نوشتن بیش از 25 مقاله isi و سخنرانی در مجامع بین المللی مختلف و حتی شاخص هایی مانند چهره و قامت و پوشش و گویش و تایید باورهای فرهنگی و بومی و ادبی و هنری مردم بویراحمد و دنا از بارزترین مشخصه های پروفسور محمدرضا نیکبخت است که از او انسانی در طراز ملی و جهانی برای نمایندگی مردم ساخته است.

برغم همه ی توانایی ها؛ تنها نکته ای که در نقد ایشان به صورت جدی تکرار شده است ادعای عدم رای آوری ایشان نسبت به برخی رقبا است. ادعایی که در هیچ ترازوی منصفی نیز سنجیده نشده است. و تقصیر دکتر نیکبخت چیست اگر عیار زر او را مس نگاه دیگران به درستی نمی توانند سنجید؟ که فردوسی بزرگ نیز گفته است:
تو گر شاه بودی پدر بر پدر …. مرا تاج زر می نهادی به سر

از سوی دیگر دلیل مطرح نمودن برخی دیگر از رقبا (برغم انتقاد جدی بر توانایی شخصی، پیشینه ی عملکرد، قدرت دفاع از هویت و شان بویراحمد در مجلس و …) تعداد رای موجود آنها بیان شده است.
این گفته بیشتر از آنکه صحت و سقم ش مهم باشد ماهیت خطرناک و دردآور و مفهوم غیرانسانی و ناشایست آن زجر دهنده و قابل تامل و تفکر است.
با این منطق ما می پذیریم که شایستگی و حقانیت و مشروعیت را فدای خیال پیروزی در انتخابات کنیم و پیروزی مقبولیت بر مشروعیت را آگاهانه یا ناآگاهانه بپذیریم.
شاید همین نگاه باعث می شود که پیروزی و کسب رای با هر قیمتی، در این استان شیوه ی معمول افراد شود. تا جایی که بزرگان سیاست و دیانت و روحانیون و دلسوزان اهل اندیشه و اخلاق و تفکر فریاد برآورند که رای دادن با انگیزه ی طایفه ای و منافع شخصی و بدتر از همه ی اینها خرید و فروش رای و پیش فروش مناصب دولتی و موقعیت های شغلی و امکانات عمومی و … کاری نادرست و غیراخلاقی و غیرشرعی و مخالف با روح قانون است.
من نخواسته ام از دکتر نیکبخت به عنوان یک چهره ی مسلط و بی نقص دفاع کنم و تنها برخی واگویه ها در مورد ایشان را بهانه ی این نوشته قرار دادم تا خود و همه ی اندیشه ورزان همولایتی و همخون را به اندکی تفکر (از جنسی دیگر) دعوت کنم.
این انتخابات هم مانند گذشته تمام خواهد شد و عده ای بیهوده خوشحال و عده ای بیخودی ناراحت خواهند ماند تا دوره ای دیگر و تکرار دوباره ی همین مسایل و آنچه نابود می شود فرهنگ و اخلاق و تفکر و اندیشه ی ماست.
آیا باید افراد شایسته را کنار گذاشت و طرفدار فرد پیروز شد؟ آیا این امر همان رفتار حق کشی نیست که در طول تاریخ بزرگان و فرهیختگان را به مسلخ کشانده و زور و زر و تزویر را بر منصب قدرت و حکومت آورده است؟

مخاطب من اهالی سیاست نیستند که به هر حال بازی خود را ادامه خواهند داد. مخاطب من فرهیختگان، هنرمندان، اهالی اندیشه و آزاده مردان و زنان سرزمینم هستند.
انتخابات یک کنش مدرن و مترقی ست که در یک جامعه ی آزاد و ژرف اندیش با زیرساخت ها و بنیان های قوی فکری و فرهنگ انسانی و اخلاقی نمودی کامل و صحیح پیدا می کند والا رای دادن (و نه انتخاب کردن) به راحتی کارکردی بر ضد فلسفه ی وجودی انتخابات پیدا کرده و خودش آزادی و اندیشه را به مسلخ خواهد برد.
انتخابات ماهیتا آزادی آور است چون هرکسی می تواند فارغ از هر جبری شایسته ترین فرد را با نگاه خود انتخاب کند و سلیقه و خواسته هایش را در بستر جامعه باسازی نموده و برای تحقق آن کنشی اجتماعی داشته باشد.
انتخابات ضد دروغ و زور و استبداد و تسلط ناحق پولداران و حکومت قدرتمندان است.
انتخابات مبلغ اندیشه و مهربانی و مردم داری و تلاش برای رضایت همنوعان و همراهی با مردم و کسب رضایت فقرا و زنها و جوانان و هنرمندان و ورزشکاران و … است.

آیا در این چنین میدانی باید هدف کسب قدرت با هر قیمت باشد؟
آیا نباید نماینده ای شایسته و فرهیخته و شجاع و با دانش را انتخاب کرد؟
آیا باید تسلیم زور و زر و تزویر شد؟
آیا باید بازی سیاه را پذیرفت ؟
باید حقیقت و شایستگی را قربانی واقعیت کرد؟
باید مشروعیت را فدای مقبولیت نمود؟

آیا این رفتار از منظر روانشناختی همان ترس از شکست و شوق به پیروزی کودکانه نیست؟

اینها و بیشتر از اینها پرسش های سهمگینی است که وجدان، اندیشه، اخلاق، آگاهی و فکر و احساس ما را به چالش خواهد کشید و هر انسان آزاده ای بایست در عمیق ترین گوشه ی وجدان و عاطفه و تفکر خود پاسخی برای آن بیابد.

نقل شده است که حضرت آیت اله ملک حسینی فرموده اند: اگر کسی به طمع کسب رای شما (از طریق ناصحیح)چیزی به شما داد بگیرید اما به او رای ندهید (به فرد شایسته رای دهید!).
این گفته می تواند بسط داده شده و بدین صوت نیز تفسیر به رای! شود که: می توان ظواهر مناسبات طایفه ای و حزبی و گروهی را نیز رعایت نمود و در نهایت نیز رای خود را به اصلح و شایسته ترین فرد داد!
به نظر من این تاکتیک می تواند افراد سودجو و بد نیت را تنبیه نموده، بساط ناخوشایند موجود را بهم ریخته و ساختار فاسد و انحرافی را در عرصه ی انتخابات به گونه ی صحیح و سالم خود برگردانده و بهبود بخشد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • سعيد می‌گه:

    درود برشما
    زیبا و منطقی بود

  • فریدون هاشمی می‌گه:

    سپاس از همه کسانی که نظر خود را نوشتند. دوست داشتم بیشتر به محتوی این مطلب پرداخته می شد و نظرتان را نسبت به انچه گفته بودم میدیدم. متاسفانه انگار هنوز جا نیافتاده که نگاه و تحلیل و برداشتمان را نسبت به چیزی که می بینیم و می خوانیم بنویسیم. امیدوارم این روحیه در همه نا تقویت شد و بجای تشویق تنها، نقد ی هم داشته باشیم.

    سپاس دوباره.

  • ناشناس می‌گه:

    هر کس باید به کاری بپردازد که در ان تجربه دارد
    به همان اندازه که یک نماینده میتواند دکتر خوبی باشد یک دکتر میتواند نماینده خوبی باشد
    عصر امروز عصر تخصص گرایی است

  • فرخنده کیانی می‌گه:

    همه دارند برای چپ و راست و صولگرا و اصلاحطلب فریاد می زنند و اینجا یک نفر نگاه فرهنگی خوبی را دارد برای ما هدیه می آورد. با هر هدفی که این ها را نوشته باشی من منطق و افکر درون این نوشته را خیلی می پسندم. انتخابات می گذرد اما ما باید به آرمانهایمان وفادار باشیم. ما به عقلانیت و دانش و تخصص و فرهنگ رای می دهیم.

  • سردار می‌گه:

    دکتر نیکبخت را حتما انتخاب می کنم.سی را که فریدون شاعر بپسندد من هم قبول دارم!!!

  • کائید می‌گه:

    درود بر مهندس فریدون هاشمی…..بسیار زیبا و خوب…و درود بر پروفسور محمدرضا نیکبخت..ب امید موفقیت ایشان..ان شاالله ک مردم فهیم تصمیمی درست و منطقی و عقلانی بگیرند

  • ایت می‌گه:

    جناب ناشناس اگر به اقوام و آشنا گرایی بود جناب هاشمی کاندید دیگه ای رو که واقعا اقوامشون هستند براشون بقول شما قلم فرسایی میکرد. دگم

  • ابراهیم می‌گه:

    درود بر فریدون عزیز…

  • خردمند می‌گه:

    جناب استاد هاشمی

    به نظر شما چرا دکتر نیکبخت با اینهمه توانایی و ویژگیهای خوب کاندیدای یکی از دو گروه اصلی نشد؟

    • فریدون هاشمی می‌گه:

      دکتر نیکبخت گزینه مورد توجه هر دو گروه اصلی سیاسی بوده است. نه بخاطر گرایش خاص سیاسی شان بلکه بخاطر شخصیت کاریزما و توان شخصیتی و اجرایی و مدیریتی و ویژگیهای منحصر به فرد علمی و قدرت سخنوری و شجاعت و جسارت شان نسبت به گزینه های موجود.

      به نظر من مقداری جسارت و تصمیمی مردانه و انقلابی لازم است تا مردم برای سرنوشت شان گزینه ای معقول و قوی را انتخاب کنند.

  • محراب جعفری می‌گه:

    سلام بر دوست و استاد گرامی جناب آقای هاشمی ، واقعا تجزیه و تحلیل شما از روند انتخاب و انتخابات که بیانگر پیشی گرفتن سلایق قبیله ای و کشمکش های حاصله که نتیجه آن دور راندن انتخابی بر مبنای علم و عمل قابل تحسین است .

  • ناشناس می‌گه:

    چون با ایشون نسبت خانوادگی داری در رثایش قلم فرسایی نموده ای -فقط

  • شریفی می‌گه:

    تحلیل بس سنجیده و گویا بوده و قابل تفکر میباشد. درود بر هاشمی با بیان دیدگاه کاملا منتقی

  • خاتمی می‌گه:

    تحلیل اخلاقی و خیلی خوبی بود . در بلبشوی انتخابات چنین نگاه فرهنگی جای تقدیر دارد.
    آدم این چیزها را می خواند امیدوار می شود به انسانیت

  • محسن می‌گه:

    احسنت به این دیدگاه آرمان گرانه. ولی حیف و صد حیف فرصت ها در حال از دست رفتن هست

200x208
200x208