تاریخ درج خبر : 1394/12/02
کد خبر : ۵۳۴۱۳۱
+ تغییر اندازه نوشته -
مهدی غفاری

آقای موسوی! سکوت خود را بشکنید

ghafari

سایت استان: مهدی غفاری

پیش از هر چیز بگویم که این آخرین نوشته یِ منطقه ای من درباره یِ انتخابات است.

نوشته ای که می کوشد تا بر روند انتخاب مردم در هفتم اسفند اثری ولو کوچک بگذارد اما افق نگاهش به روزگار پس از این انتخابات برمی گردد.

پیش از هر چیز باید به چند نکته اشاره کنم؛

بنا به معیارهای حداقلی موجود در تعریف جهانی دموکراسی، این انتخابات بیش از آنکه روحی در قالب داشته باشد از کالبدی نتراشیده برخوردار است. با اینهمه همینی ست که هست؛ تنها گزینه ی حال حاضر موجود برای علاقمندان به کنش سیاسی که در کنار هزینه ای به نسبت کم، منفعتی حداقلی و نه چندان قابل پیش بینی را با خود دارد.

از سوی دیگر به دلیل فقدان یک آزادی با ثبات در فضای سیاسی – اجتماعی و نبود احزاب راستین و عدم وجود رسانه های جمعیِ مستقل و آزاد، این انتخابات از عدم شفافیت رنج می برد. همه یِ نامزدها و هواداران از پاکدستی خود می گویند و آلودگیِ رقبا. خوب! هیچکس نمی گوید دوغ من ترش است. اما آیا کسی هم هست که واقع بینانه به این فضا بنگرد و فسادها را نبیند؟!

چه بسیار کیسه ها که دوخته شده.

چه بسیار شکم ها که صابون زده شده.

چه بسیار پول ها که معلوم نیست از کجا آورده شده و بی مهابا هزینه می شوند.

بد از بدتر اینکه نگاه ها از تلاش برای جستن راهی در توسعه ی سرزمین به کوشش برای توسعه ی خود و خودی ها بدل شده است. یکی در پیِ مدیر شدن است. یکی به دنبال کسب پیمان های پر آب و تاب. آن دیگری راهی می جوید برای نشستن بر قله یِ تصمیم سازی های قدرت بخش و ثروت آور.

شعارها هم همه دهن پر کن و پیشی گیرنده از همدیگر.

اما ( به عنوان نمونه ) آیا کسی هم هست که واضح و آشکار آنهم با عدد و رقم بگوید؛ چگونه می خواهد و می تواند از فرصت نمایندگی یعنی توانِ قانونگزاری و تحقیق و تفحص از ارکان نظام سیاسی بهره ببرَد تا بشود کمر غول بیکاری را در یک بازه زمانی معقول در هم شکست و زمینه را برای بهبود شاخص های توسعه فراهم کرد بی آنکه محیط زیست را بر باد داد و سرمایه های ملی – منطقه ای را هزینه کرد؟

و باز هم به عنوان نمونه آیا کسی هست که بگوید به عنوان یک نماینده چگونه می خواهد و می تواند برای درمان سرطان فسادی که خود را در ساختار جامعه نهادینه کرده و دیگر چیزی از خود برای ما باقی نگذاشته، راهی بیابد؟ آیا رشوه بیداد نمی کند؟ آیا نابرابری کفر همه را درنیاورده؟ آیا فقدان یک نظام آموزشی منطبق بر ارزش های جهانشمول که حق – محور و آزادیخواه و برابری طلب و پرسشگر باشد و این اخلاق را به همه بیاموزاند که ( زیر بار زور و فساد مرو ) باشید، فکرها را آزار نمی دهد؟ اگر آری، پس چرا صدایی از کسی درنمی آید؟!

آیا ما مردم پرسشگر نیستیم یا کنشگران سیاسی در این عرصه بازیگرند؟

آیا این ادعا درست است که ما چون قامت خمیده و ناجوری هستیم که تنها این قبای کهنه یِ پوسیده اما به ظاهر شیک بر تن مان می نشیند؟ حاشا اگر چنین باشد.

با اینهمه کسانی که قصد مشارکت در انتخابات را دارند، هر کس به دلیل و با توجیهی این کار را می کند و به کسی رای می دهد.

دیروز دوست پزشکی را دیدم که می گفت:

اگر صنفی بخواهم رای دهم باید به نیکبخت رای بدهم.

اگر منطقه ای بخواهم باید به زارعی رای دهم.

اگر قوم و خویشی بخواهم باید به روشنفکر رای دهم. ( همسرش از آنهاست. )

اگر بخواهم کسی باشد که بتواند ما را از ترکش های همسایه! در امان بدارد، باید به هدایتخواه رای بدهم.

اگر بخواهم بنا به توصیه ی دوستان عمل کنم باید به رجایی نسب رای دهم.

اگر بخواهم سیاسی و اصلاحی رای بدهم باید به بهرامی رای دهم.

خرسندیان را هم می شناسم و می دانم که آدم رو راستی ست.

نمی دانم چه کنم؟ شاید بهتر است اصلا رای ندهم!

اینها همه گفتم تا بگویم که این دردها و نقدها هست و پرسش ها بیشمارند اما چه کنیم که همه یِ راه ها در این سرزمین از سیاست می گذرد و ای کاش چنین نبود.

و انتخابات یکی از تنها فرصت هاست برای اثرگذاری ولو به قدری اندک.

اصلاح طلبان در گچساران و کهگیلویه به جمع بندی قابل قبولی رسیدند اما در بویراحمد و از منظر اصلاحات، کار چنگی به دل نمی زند.

پس بهتر آن است که کاری کرد و هر آنکس که می تواند پا پیش بگذارد.

شاید دیر شده است اما هنوز هم می توان این قفل را گشود.

به نظر می رسد که کلید این قفل در دستان آقای موسوی ست. موسوی کوپنی دارد که بهتر است نقدش کند. نه برای امروز و این انتخابات بلکه برای فردای آن. نتیجه یِ این رقابت محدود شاید در جای خود مهم باشد اما مهم تر از آن زمینه چینی برای تشکیل یک حزب ملی – منطقه ایِ اصلاح طلب و توسعه گرا با حضور اثرگذار سید باقر و دیگر نخبگان منطقه است.

با داشتن استانی بسیار غنی و برخودار از منابع کمیاب طبیعی و انرژی و گردشگری، و با وجود نیروی انسانی نخبه و اندیشه ورز و خلاق، ما باید به روزهایی فکر کنیم که خواهان اداره یِ ایالتی – منطقه ای استان بر مبنای ضرورت ها و اولویت های بومی و منطبق بر باورهای فرهنگی و شاخص های زیست بوم خود باشیم.

اگر خواهان یک استان آباد در کشوری توسعه یافته هستیم راهی جز مشارکت حداکثری در اداره ی امور منطقه و کشور نداریم.

این همان نکته ایست که همه ی دوستان اصلاح طلب و نخبگان توسعه گرا بهتر است به آن توجه کنند و پیرامونش بیاندیشند.

من به عنوان یک شهروند و با یک چنین نگاهی پیشنهاد می کنم تا

شورای هماهنگی اصلاحات به خود بیاید.

همه یِ نامزدهای متمایل به اصلاحات و اعتدال گرد هم بیایند.

و سید باقر! سکوت خود را بشکند.

آیا چنین خواهد شد؟

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • محمود می‌گه:

    همیشه در دنیا قدرتهای استکباری هستند که بدنبال فشار روز افزون بر مردم ستمدیده هستند… چون ریشه خود را برتر از اصل و ریشه عموم تلقی میکنند و سعی دارند کنترل گروه خود را بر مردم بیشتر کنند تا بتونن برای مردم تکلیف تعیین کنند و در زمان لازم مقابل خواسته های مردم مظلوم بایستند…
    مردم فهیم و غیور استان استکبار همچنان استانمان را به عقب میراند…
    برای ظهور مهدی ع دعا کنیم،باشد که مانند آفتاب طلوع کند وحق مردم ستمدیده را بستاند…آمین

  • امیر می‌گه:

    با سلام خدمت دکتر غفاری,انصافا من در عجبم که این مردم کی میخواهند واقعیت گرا باشند,چرا فکر میکنند نمی توانند خودشان باشند و خود همه آنهایی باشند که مبلغشان شده اند,من نمیخواهم شخصی و یا شخصیتی را زیر سوال ببرم ,طبیعی است که انسانهای توانمند در زمینهای مختلف فراوانند,اما یک ایراد بزرگ در منطقه ما حاکم شده که البته علت آن صداقت است نه حماقت و آن این است که با تبلیغ تاثیر پذیریم غافل از حق تحقیق,اگر چند نفر در چند نوبت چیزی ,کسی,را تعریف کنیم حال چه از خوبی و مرغوبیت چه از بدی و منفوریت بدون از تحقیق میپزیریم و مبلغ غیابی میشویم و در این بین سبب میشویم که حق به حقدار نرسد,این صحبتم را در صنف خود پزشکان مثال میزنم,کافی است چند نفر بگویند فلان پزشک کارش حرف نداره ویا بلعکس ببین چه غوغایی به راه خواهد افتاد,پس میطلبد هرشخص خود چشم بازکند تا چاله را چاه نبیند ,چاه را چاله نبیند,کاه راکوه نسازد,کوه را تپه نبیند../

  • ناشناس می‌گه:

    همی گویم و گفته ام بارها…
    اصلاح طلبان به اندازه اصول گرایان شم سیاسی نداردند و برای سلایق سیاسی خود ارزش و احترام قائل نیستند. این امر باعث شده تا پشتیبان بزرگان خود نبوده و به رای آنها تمکین نکنند و بدنبال آن، این عدم اتحاد و یک صدایی باعث شده است تا با وجود اینکه جمعیت آنها چند برابر اصول گرایان است از قدرت و نفوذ بسیار کمتری نسبت به آنان برخوردار باشند…همه ما می دانیم که تمام کسانی که خود را اصول گرا می دانند نه تنها از آقای هدایت خواه حمایت می کنند بلکه با تمام وجود برای پیروزی ایشان بطور شبانه روزی تلاش می کنند…

  • تلنگر می‌گه:

    آقای موسوی مثل خیلی های دیگر بدون برنامه وارد کارزار ……… انتخابات شد و خوشحال است که عده ای برایش بشکن می زنند و نمی خواهد پس از رد صلاحیت این اقبال عمومی را دو دستی به پیشگاه کسی تقدیم کند. چون منافع فردی بر منافع عمومی ارجحیت دارد. از طرفی متقاضی اقبال عمومی هم در حد این اقبال خودش را بالا نکشیده است. اکنون قضیه دیگر انتخاب میان بد و بدتر نیست! بلکه انتخاب میان بی برنامه هاست.

    • سجاد می‌گه:

      آقای موسوی بنا بر وظیفه و اعتمادی که مردم به ایشان دارند ترجیح میدهد سکوت کند چون در برابر مردم احساس مسولیت میکند…
      چطور میتوان از میان گزینه های مورد تایید کمتر از 50 نفر برای 700000نفر جمعیت استان گزینه مناسب معرفی کرد؟.!

  • تلنگر می‌گه:

    2. تا کنون مردم رای داده اند تا وظیفه ای شهروندی خود را به انجام برسانند و انتخابات برگزار می شود تا مردم در پله بیسیتی دیگر فرایند قدرت را تایید نمایند و مجلس مکانی برای حراست و نگهبانی از قدرت است و اصلاحات فرصتی برای فرصت طلبان در حاشیه قدرت شده است.
    طبقه ی متوسط عملکرد می خواهند و اصلاح طلب. اصلاحات می خواهند نه کاندید اصلاح طلب. اصول گرا باش و فرایند فاسد را اصلاح کن. امروز خواست عمومی به چنین تعریفی نزدیک شده است و در مسیر این رشد اصلاحات در این سرزمین به تاریخ خواهد پیوست.

  • ناشناس می‌گه:

    و البته این آخرین کامنتی است که بر این نوشته شما (که آخرین نوشته تان در انتخابات است) می نویسم.
    امیدوارم چنان اجماعی رخ بدهد. به نتیجه آن خوشبین نیستم. به اینکه آقای بهرامی همانی باشد که از نظر اندیشه اصلاح طلبی باید باشد خوشبین نیستم. به اینکه نماینده ما زورش برسد گامی در جهت بوم و فرهنگ و رفاه مردم بردارد تردیدها دارم. اما به اینگه درک جمعی ما حدی برسد که بتوانیم سوی و جهت منافع فردی را با خیر جمعی همراستا کنیم امیدوارم و جای خوشحالی دارد. برای شما و تمام شهروندان شهرم آرزوی رفاه و آرامش دارم. شاد باشید.

  • تلنگر می‌گه:

    1. به نظر می رسد که در حوزه ی سیاسی ناگزیر به باز تعریف برخی از اصطلاحات هستیم.
    رای : مقدمه ای برای حق مشارکت سیاسی نه یک تکلیف اجتماعی یا وظیفه ی شهروندی
    انتخابات : روشی برای جمع بندی حق مشارکت همگانی به گونه ای که این حق مشارکت از اصل برابری و ازادی به دور نماند
    مجلس : مکانی برای تحدید مداوم و مستمر حدود قدرت و توسعه ی ازادی های فردی
    اصلاحات یا رفورم : روشی برای کاهش کاستی ها و اشتباهات و توسعه ی پایدار قدرت سیاسی بدون آنکه چارچوب کلی قدرت تغییر نماید.

  • ناشناس می‌گه:

    شما از قول دوست محترمتان فرموده اید آقای خورسندیان آدم روراستی است. اگر ایشان واقعا آدم روراستی باشند، این وظیفه شورای اصلاحات استان بود که از آقای خورسندیان هم دعوت نمایند. شما در تمام این شهر بگردید اگر توانستید به عدد انگشت های دست آدم روراست پیدا کنید. و آنوقت یکی از این آدمهای روراست کاندیدا شده است و از طرف نگرش اصلاح طلبی نادیده گرفته می شود؟! خب البته ایشان کاندید منتخب اصول گرایان هم نیستند. بله! شاید هم جرم همینست: روراست بودن. اینها را بنا به گفته همکار گرامی شما عرض نمودم.

  • ناشناس می‌گه:

    بنده به عنوان یک شهروند هنوز قانع نشده ام که چرا باید به آقای بهرامی رای بدهم. حتی اگر ایشان از سوی شورای اصلاح طلبان انتخاب شده باشند. این قانع کننده نیست که شورای اصلاحات تحت هر شرایطی مجبور باشد یکی زا از میان دیگران انتخاب کند. انتظار می رفت اصلاح طلبان با نیروهای بیشتری از افراد سطح ۱ و ۲ و ۳ خود به میدان می آمدند تا لازم نباشد با انتخاب یک کاندید مستقل که هویت سیاسی نامشخصی دارد، میان هواداران چند دستگی ایجاد کنند. متاسفانه غرور حاکم بر ستاد آقای موسوی این مصلحت اندیشی را در زمان مناسب خود از میان برد و اکنون کار را برای همه دشوار کرده است.

  • ناشناس می‌گه:

    یک چالش در پیشنهاد نویسنده محترم به آقای موسوی اینست که در صورت وقوع چنان گردهمایی و به نتیجه رسیدن آن و حتی برنده شدن کاندید اصلاحات، پیروز انتخابات بیش از اینکه خود را مدیون رای دهندگان بداند موقعیت خود را مدیون آقای موسوی خواهد دانست. خیلی زود این وامداری به نزدیکان و دوستان آقای موسوی نیز سرایت پیدا می کند و در نهایت ما با شکل گیری طبقه ای در استان مواجه می شویم که معروف می شوند به اینکه با حمایتشان کاندیداها به مجلس میروند و از منافعش برخوردار می شوند. خب، از فردا نمایندگان به جای جلب رضایت مردم به دنبال کسب حمایت موسوی و دوستان ایشان خواهند شد. این مساله جالب نیست و نباید آنطور بشود.

    • محمود می‌گه:

      آقای موسوی اعتبار عموم را از آنجا بدست آورد که در زمان گذشته از موقعیت خود استفاده شخصی نکرد… حالا چه دلیلی داره که تو موقعیت کنونی این کار رو انجام بده.؟!ظاهرا شما نظرات حد اکثر مردم رو در مورد ایشان نادیده گرفتید.

  • ناشناس می‌گه:

    وقتی شورای اصلاح طلبان آقای بهرامی را بعنوان کاندیدای اصلاح طلب معرفی می کنند و آقای موسوی این مساله را نمی پذیرد، دست کم سه نتیجه گیری اولیه استنباط می شود. ۱- شورای مرکزی اصلاح طلبان فرد مناسبی را انتخاب نکرده است. ۲- آقای موسوی قایل به احترام برای انتخابات و فرایند های دموکراتیک نیست. ۳- هم این و هم آن!
    در چنین شرایطی اصلاح طلبان بویراحمد باید
    ۱- از موسوی عبور کنند.
    ۲- در انتخاب بهرامی تجدید نظر کنند.
    ۳- با صدور بیانیه ای ضمن اعلام عبور از هر دو، انتخاب را به مردم واگذار کنند.

  • ناشناس می‌گه:

    فرض کنید سید باقر سکوت خود را نشکند. فرض کنید بهرامی دیگران را متقاعد نکند. فرض کنید رجایی نسب همچنان خوب بماند. فرض کنید زارع درست روز آخر تمام جاده های بویراحمد را دوباره آسفالت کند. فرض کنید این ها طرفداران اصلاحات را پراکنده کنند و هدایتخواه برود به مجلس. آنوقت چه اتفاقی می افتد؟ اولا تاریخ مصرف کوپن این آقا و شانس یک شبه ره صد ساله رفتن آن یکی آقا به پایان می رسد. ثانیا مردم بویراحمد می روند دست آن آقای تاجگردون را می گیرند و می گویند، فلانی! بیا همینجا. این هم یک دسته صدتایی کوپن. بگذار توی هر جیبت که دوست داشتی!

  • ناشناس می‌گه:

    آقای دکتر! وقتی شما بعنوان یک کاندیدا به جیبتان نگاه می کنید و می بینید یک کوپن دارید و می خواهید از آن استفاده کنید، کار سخت می شود. اما وقتی به این فکر کنید که این کوپن را مردم به شما داده اند، وقتی سرنوشت این مردم در خطر باشد برای استفاده از آن کوپن دریغ نخواهید کرد.
    البته آدم زورش می آید این کوپن را برای کسی خرج کند که معلوم نیست از کدام راه آمده و به کدام راه خواهد رفت. من این را درک می کنم که خرج کردن گوپن آقای موسوی برای آقای بهرامی سخت است. شما روزی روزگاری اگر از این کوپن ها پیدا کردید همانجا بیندازیدش دور!!! دردسرهای اینطور کوپن ها کم نیست. آدم در تنگنا قرار می گیرد.

  • ناشناس می‌گه:

    رقابت میان کاندیداهای مجلس در استان کهگیلویه و بویراحمد (و بسیاری دیگر شهرستان ها) رقابتی عمدتا اقتصادی است. بر این اساس حضور پیمانکاران و افراد جویای موقعیت های شغلی و اقتصادی در این عرصه حضوری منطقی است. متاسفانه پرداختن به عرصه فرهنگ و ارزش های انسانی در این کارزار، کاری بیهوده و بی نتیجه به نظر می رسد. کدام کاندیدایی حاضر است بنا به هدفی انسانی و همگانی به سود رقیب دیگر کنار برود؟ و از خود برای هدفی عمومی مایه بگذارد؟ مگر اینکه میان خودشان و گروه پیمانکاران وابسته شان مجموعه ای از توافقات و تعهدات اقتصادی به انجام رسیده باشد. در این مورد فرق چندانی میان بهرامی و موسوی و زارع وجود ندارد.

200x208
200x208