تاریخ درج خبر : 1394/12/04
کد خبر : ۵۳۴۲۶۸
+ تغییر اندازه نوشته -
علی عابدی

پاسخی به مطلب «موحد شر لازم»

movahed3

سایت استان: علی عابدی

در پاسخ به آن مطلب که نماینده اصلاح طلبان را به چیزی تشبیه کرد.

قبلا چند تا از نوشته های نویسنده “موحد شر لازم” را خوانده بودم. قلم شیرین و جذابی دارد اما به تصور من این نویسنده عزیز همیشه در دوسه متری خودش همه چیز را خوب می بیند، بیش از آن نه. زیادند کسانی که مستعدند ولی متاسفانه چوبین سوارند و دن کیشوت وار در خیال خویش قله های بلند را فتح می کنند. این را هم بگویم وقتی یک فرد سیاسی از زاویه تاریخ به مسائل می نگرد می تواند به راحتی موضوعی امروزین را با ارائه شواهد و مدارک به شکل دلخواه توجیه کند این توجیه گری به دلیل ثروتمند بودن تاریخ در فراوانی تجربه است نه قدرت تحلیل نویسنده . به دلیل روحیه مخاطبان سایت های خبری درازگویی نمی کنم. در چند سال اخیر آنقدر مردم دنبال موضوعات سطحی ومبتذل زندگی رفته اند که کسی حوصله خواندن مطالب من و آقای تشکری را ندارد. لازم است نکاتی را به این برادر عزیز یادآور شوم:

واژه تعریف در زبان شناسی به این معنی است که تعریف؛ ویژگی های شی، پدیده یا واژه انگونه که هست. وقتی می خواهیم از کسی تعریف کنیم و او را در ظرف تاریخ بگذاریم حیف است این همه سرمایه های معنوی وتجربه شاعران ایران را به پای کسی بگذاریم که اگر ملاحظات عموم نبود حرفهایی درباره نامزد ستایش شونده می زدم که ملت از شرم دست بر سر و روی خود می گذاشتند و پنبه در گوش خود می کردند.

و همچنین وقتی می خواهیم کسی را از جایی پایین بیاوریم دستش را می گیریم و آرام آرام جای او را نشانش می دهیم نه اینکه فردی را که گروهی از عقلا روی او اجماع کردند بز لنگ خطاب کنیم و او را ازبلندی پرتاب کنیم. او نماینده گروهی از عقلا است و در زبان سیاسی یک آریستو کرات است.

نویسنده محترم حتما می داند

فرار نخبگان در تاریخ ایران به دلیل استبداد لخت و بی رحمانه حاکمان این سرزمین بود و امروز برای فرار از آن استبداد تاریخی که دیگر در این مملکت انگار ارثی شده است می بایست میوه های تلخ بخوریم و به روی خود نیاوریم. مثنوی از عمل لقمان چنین یاد می کند که با گروهی از مریدان به باغی که با صاحبش دوستی دیرینه داشت وارد شدند. باغبان خربزه ای را پیش آورد، مریدان از تلخی بسیار خربزه دست کشیدند ولی لقمان تا آخر همه را میل کرد. از او پرسیدند که خوردن خربزه تلخ به چه سبب بود گفت به سبب رابطه دیرینه شرمم آمد که تلخی آن را نشان دهم چون سالها از دست او میوه شیرین خوردم

گفت من ار دست نعمت بخش او
خورده ام چندان که شرمم باد از او
گر یکی تلخی کنم فریاد و داد
خاک و صد ره بر سر اجزام باد

اینک برای فرار از استبداد لازم است میوه تلخ خورد، خیلی ها از قبای اصلاحات برای خود ردایی دوختند حال وقت آن رسیده که دیگران هزینه کنند.

نهایت اینکه ما عادت کردیم به رفتارهای دغل کارانه هر کسی که سیم و زر بیشتری داشته باشد و به قول عوام نور از رویش ببارد و کاریزما باشد و قهرمان آرزوهای ما، به همین دلیل او را به بزرگی یاد می کنیم و بر مسند می نشانیم، ولی هر که صورتش نورانی نباشد و گفته های آن چنانی نکند نازش نمی کشیم و بارش نمی بریم انگار این عادت پلشت جماعت منفعت طلب، کامرانی را نمی خواهد. بلی دوست عزیز همین بس که کامرانی صادق است، همین بس که جنس اولی که تو می خواهی نیست و خوشبختانه جنس دوم موردنظر شما نیز نیست. با همه تلخی اش با او هستیم که شرممان از اصلاحات نباشد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    آفرین

  • خواننده می‌گه:

    قلم خوبی بود
    هم به لحاظ شکلی و هم به لحاظ ماهویی قوی و گیرا بود و به خوبی پاسخ نویسنده قبل را داده است.
    همچنین اشکالات نگرش وی را به خوبی تبیین کرده.

  • زهرا می‌گه:

    امثال موحد حمایت کنندگانشم همانند خودش می باشند….16 سال عقب ماندگی برا کهگیلویه تاسف بار است….فساد، بیکاری…..موحد یعنی زخم کهنه . متشکرم آقای عابدی…حرف دل ما رو بسی خوب بیان کردی

200x208
200x208