تاریخ درج خبر : 1394/12/03
کد خبر : ۵۳۴۲۸۱
+ تغییر اندازه نوشته -
نصراله نصرالهی

جوهر تئوریزه اصلاحات کمرنگ شده است

nasrolahi

سایت استان: نصراله نصرالهی

تو آن نه ای که دل از صحبت تو برگیرند
وگـر ملـول شوی صاحب دگـرگیرند
و گر به خشم بـرانی طریق رفتـن نیست
کـجا روند که یـار از تو خوبتر گیرند
به تیـغ اگـر بـزنی بی دریغ و بــرگردی
چو روی بـاز کنی دوستی ز سر گیرند

این غزل از زیباترین و دلنشین ترین غزل‌های شاعر پر آوازه و اندیشه ور ایران سعدی حکیم است و نشان از چیزهای ممدوح، بدیهی و مقبول جامعه دارد.

سعدی در این غزل گفته است حتی اگر با شمشیر به ما حمله کنی، با تیغ اگر بزنی و ما را زخمی کنی باز هم رابطه‌ی دوستی کم نخواهد شد. سخن از تسخیر دل و دلگشایی است باری حکایت نیک خواهان و فرهیختگان جامعه کنونی ما می‌باشد. آنها وضعیت کنونی جغرافیایی سیاسی، فکری و معرفتی ما را در حال حاضر نیک می‌دانند.

در جهان پر مخاطره امروزی انسان همواره می‌بایست هم نقطه‌ای را که در آن است بشناسد و هم نقطه‌ای را که مطلوب آن است و می‌خواهد به آن برسد، هر دو نیازمند به شناخت و آگاهی است. حرکت در مسیر هدف پس از شناخت میسر خواهد بود در این صورت است که می‌توان مسیر حرکت را از یکی به دیگری انتخاب و ترسیم کرد. همواره نقطه ایده آل به دلیل ایده بودنش شاید آسان‌تر و ساده‌تر از تعیین نقطه‌ای است که انسان در موقعیت آن قرار دارد. حکایت وضعیت کنونی پازل سیاسی جامعه کنونی به طور خاص بویراحمد و دنا است. بهتر آن است بگوییم ابعاد و طراحی نقشه‌ای است که جناح رقیب با جوهر و مداد خاص خود آنسان گونه که خواسته است برای ما منقش و زیبا صورت آفریده است. نیک می دانید طی 12 سال اخیر جریان موسوم به اصلاحات با معضل بزرگ انتخاب و ابهام در نقش در ساختار سیاسی مواجه بوده است و تا امروز پیوسته در حال چیدن پازلی است که خود در آن بی نقش بوده است. جدال و نزاع بر سر تئوری انتخاب چهره اصلاح طلبی است که در میان تنوع نقش طراحی شده توسط جناح رقیب مورد اقبال عموم قرار گرفته است تا شاید بتوان در این کارزار از نزدیک‌ترین چهره به جریان موصوف در فضای جامعه اصالت داد. در شگفتم که قافیه در حال باختن است ولیک ما همچنان دنبال نقش و نگارییم.

گاه می گویم فغانی برکشم
باز می‌بینم صدایم کوته است

روشنفکران، سیاسیون، و اصلاح طلبان شاید فراموش کرده‌اند که چه فردی را با چه فضایلی می‌خواهند انتخاب کنند و انتخاب را با جمیع جهات و فضائل شاید همان چیزی می‌دانند که عده‌ای عوام به نام دین خواهی و دیانت طلبی از مردم می‌طلبند لذا باید به این فکر باشند حال که نمی‌توان فردی که دارای طیف رنگی کامل و نقش و نگار برجسته متناسب با آرمانهای ذهنی خود را جویا شوند و طلب کنند چه سطحی از نقش و نگار و فضیلتی را باید از میان نقاشی آماده بطلبند و به ان اعتماد کنند. از این رو اصلاح طلبان باید تکلیفشان را با این حداکثر طلبی روشن کنند و به تحقق برخی فضائل که آن هم فضائل کمی نیست رضایت دهند ما محتاج باز اندیشی و باز خوانی تئوری اصلاحات هستیم چه آنکه بدون چنین چیزی اصلاحات ابتر خواهد ماند. از این رو اصلاحات باید گزینه خود را علتی دنبال کند نه دلیلی.

متأسفانه جوهر تئوریریزه کردن شرایط کنونی در بین اصلاح طلبان کمرنگ خواهد بود وقتی عنصر تئوریک ضعیف باشد قطعاً مغلوب روش‌های شر و نادرست رقیبان خواهیم شد لذا هرگاه احساس شود آن‌ها دستشان از تئوری انتخاب خالیست در عمل نیز دچار لغزش در موفقیت خواهند شد بدین سبب چیزی که رقیب پیوسته دنبال می‌کرده است همانا غایت مغلوب اصلاح طلبان است که این اتفاق ممکن خواهد بود اگر مصلحت‌های مطلوب جمعی بلند مدت را بر منافع خاص فردی، قومی و زود گذر ترجیح دهند.

لذا دعوت من به عموم دوستان گران قدر، دانا، صاحب فکر، دانشجویان، هنرمندان، ورزشکاران، عالمان، آگاهان، بازاریان، فرهیختگان و دردمندان این است در این امر به جد بیاندیشند و اگر مشتاق‌اند در سرزمین پایتخت طبیعت فضایی لطیف‌تر، عادلانه‌تر، ازادنه تر، آگاهانه‌تر، و انسان نواز تر نسبت به گذشته بر پا شود بدانند که این جز در سایه اجماع اصلاح طلبان و مشی پذیری آنان صورت نخواهد پذیرفت و آزموده را دوباره آزمودن خطاست و اشتباه گذشته را دوباره تکرار نکنند و فقط با انگیزه‌ها و علل عمل کنند و نقش معرفت و دلیل را به پای تعصب و قومیت قربانی نکنند که اگر این شود خود قربانی آن خواهند شد بدین سبب بر همه اصلاح طلبان است که با انتخاب استراتژی دقیق گرد یک محور به نام اصلاحات چون روش که همه مرادش به سوگ نشاندن استبداد نظری، حذف رویکرد قومی در ساختار سیاسی، تفطن داشتن رفع موانع توسعه، پیگیری مطالبات مدنی مردم، توجه به اندیشمندان و روشن بینان، پشت پا زدن به انقیاد و ارادت طلبی، لغو منشور تملق و سرگشتگی، ساخت نردبان ترقی و توسعه، گله از بی ثباتی و عدم توجه به قانون، توجه به شایستگی تخصصی، پرهیز از اقوال دروغین، تکیه بر اعتماد اجتماعی به عنوان مهمترین سرمایه، پرهیز از ستایشگری و مدح، دفع دروغ و سعایت و غیبت، بی اعتنایی به قبیله گرایی و قوم اندیشی، اهتمام در تثبت قانون و به‌طورکلی حرکت در مسیر توسعه است جمع شده و راه را برای فردایی بهتر ترسیم کنند که اگر جز این است برای باختن هر کجای مستطیل سبز باشند تفاوت نخواهد کرد.
هین بگو نک روز من پیروز شد آن چه فردا خواست شد امروز شد

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • امیر می‌گه:

    بنام خدا.با سلام خدمت جناب آقای نصرالهی,ایراد کار در خوشبینی متفکران به اصطلاح روشنفکر جامعه بلا خص مردم دیارمان کهگیلویه وبویر احمد است که هنوز ملاک موفقیتشان را در پیروی از جناه ها که در راس آن اصلاحات واصولگراست میدانند غافل از آن که همه این جناهها از یک ریشه اند ,یک درخت که نمیتوان ریشه متفاوت برای رشد داشته باشد,پس بدانیم که نه اصلاحات معجزه گرست نه اصولگرا غیب گو این من و تو ما وشما ییم که باید آن چیزی که حقمان است ولیاقتش را داریم بخواهیم و مخالفان خواسته مان را نگذاریم که مانع اخذ آرامش ,آسایش,امنیت,………از روزگار وزندگی شوند

200x208
200x208