تاریخ درج خبر : 1394/12/10
کد خبر : ۵۳۶۰۱۷
+ تغییر اندازه نوشته -
داود خاضعی نسب:

توسعه از راه انتخابات و معضل قومیت گرایی

a064d682-3217-488c-87d3-431e0e3e86bb

توسعه سیاسی به عنوان رکن اساسی نظام های دموکراتیک در جوامع در حال توسعه به لحاظ فضاسازی های لازم برای رشد و بلوغ فکری و حاکمیت امنیت و قانون در جامعه به نوعی زیربنای یک توسعه پایدار و همه جانبه اعم از اقتصادی ،فرهنگی و اجتماعی در جامعه تلقی می شود..
انتخابات و مشارکت سیاسی به عنوان یک مولفه اساسی در توسعه سیاسی همواره یک فرصت تاثیر گذار برای مردم به منظور ایفای نقش و حضور موثر در تعیین سیاست های خرد و کلان جامعه می باشد انتخاباتی که شرکت هدفمند با اهمیت به سیاست ها و برنامه های کارا و مطابق با معیارهای توسعه ملی می تواند جامعه را در طی مسیر توسعه پایدار و همه جانبه سرعت بخشد.
گاهی نیز با نگاهی سطحی و نااگاهانه به مقوله انتخابات و یا بی توجهی به تاثیر مشارکت سیاسی در تعیین اینده و سرنوشت‌ جامعه ممکن است جامعه علاوه بر باز ماندن از طی مسیر توسعه به رکود و سکونی تهدید کننده مبتلا شود
بنابراین علاوه بر اهمیت حضور و مشارکت در انتخابات چرایی و انگیزه حضور نیز مهم تلقی می شود چرا که نهایتا نمود انتخاب ناشی از این انگیزه بر همه ابعاد توسعه در آن جامعه تاثیرگذار خواهد بود.
در یک جامعه توسعه یافته و یا توسعه خواه انگیزه حضور در انتخابات احقاق حقوق شهروندی و رای به برنامه ها و سیاست های اصولی و مطابق با معیارهای توسعه و نهایتا حاکمیت شایسته سالاری و عقلانیت برای رشد وپیشرفت در جامعه تفسیر می شود. انتخابی که با توجه به انگیزه حضور در آن نتیجه روشن و مثمر ثمری را برای جامعه می توان انتظار داشت…
اما گاه این چرایی و انگیزه حضور با عوامل و معیارهایی بدور از معیارهای توسعه یافتگی آمیخته می شود عوامل که در کشورهای جهان سوم و یا در حال توسعه به وضوح می توان مشاهده کرد.
جامعه ما هم به نوعی از این امر مستثنا نیست گاه احساسات و عواطف کاذب جای عقلانیت و تفکر را در معیارهایمان برای انتخاب هایمان می گیرند در بحث انتخابات نیز معضلی که امروزه با آن مواجهیم نگاه پوپولیستی و نااگاهانه در معیار های انتخاب و اتخاذ تصمیم هایمان هست از این روست ک سالهاست در طی مسیر گذار به جامعه ای توسعه یافته مانده ایم
یکی از رویکردهای معمول در جوامع توسعه نیافته و سنتی در مقوله انتخابات معضل طایفه گرایی و تعلق خاطر قومیتی می باشد
تعلق خاطری که گرچه با گذر زمان و پدیده جهانی شدن و به تبع آن کم رنگ تر شدن مرز های فرهنگی و فکری درجامعه انتظار به افول رفتن آن می رود اما هنوزم به لحاظ وجود و تعدد خرده فرهنگ های ارزشی هویت بخش در یک جامعه سنتی و برخورد میان آن ها و تشدید حساسیت های مربوط به این ارزش ها و اقتدارگرایی خاصی که این خرده فرهنگ ها برای اثبات صلاحیت و قدرت هویت خود دنبال می کنند شاهد تاثیرگزاری این پدیده حتی در تعیین سیاست های کلان جامعه هستیم.
در حالی که در عصر حاضر به لحاظ پیچیدگی روابط و معادلات سیاسی اجتماعی جامعه ،فائق آمدن بر مشکلات مسیر توسعه نیازمند انتخابی با پشتوانه تخصص و دانش می باشد در این حوامع ماهیت انتخاب تعلق خاطر و روابط قومیتی خواهد بود ک نهایتا با محرومیت جامعه از یک انتخاب کارامد و گزینه شایسته، بن بست در مسیر توسعه عاید آن جامعه خواهد شد در این انتخاب معیارهایی همچون روابط ،طایفه گرایی ، منافغ شخصی و قومی بر تخصص و شایسته سالاری و منافع جمعی و جامعه ارجحیت پیدا می کند معیارهایی که بعدا در عملکرد گزینه انتخاب شده نیز نمود پیدا خواهد چرا که مطمئنا وقتی انتخاب و تصمیم گیری ها با معیارهای مبنتی بر اصول توسعه و پیشرفت تناقضی داشته باشد عملکرد و نتیجه حاصل از این انتخاب نیز همسویی با مسیر توسعه نخواهد داشت و‌ با جامعه ای رو به رو خواهیم بود که انتصابات سیاستگذاران و مسولین و اتخاذ سیاست ها و تصمیم ها نیز با نکاهی متاثر از معضل طایفه گرایی و بدور از عقلانیت و تخصص خواهد بود و نهایتا جامعه ای در رکود و سکون و بازمانده از رشد و پیشرفت در تمامی عرصه ها خواهیم داشت….

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208