تاریخ درج خبر : 1394/12/11
کد خبر : ۵۳۶۲۳۲
+ تغییر اندازه نوشته -
مولود افرایی

انگشت تحقیر

r2u2bwpyt9n9j2054x78

چندی از آن فاجعه ی شرم آور نگذشته است،همان فاجعه ای که در آن وقت فروشان واژه ها را به سکه فروختند. فاجعه ای که انگشت تحقیر را بر ما دراز کرد.
و ما چه کردیم جز سکوتی تلخ؟
اینک فاجعه ای بدتر رخ داده است.
آنانکه بر انبار های پول نشسته اند اندیشه های مردم نیازمند این استان را با پول خریدند.
چقدر تلخ است دستان پینه بسته ی پدری را نه از سرمهر که با فریب فشردن.
اینجا کرکس ها نه تنها از بفریب فشردن دستان پینه ای ابایی نداشتند،که بر اندیشه هایشان خندیدند و برحرمتشان کود شیمیایی ریختند..
آری ازفاجعه ای حرف میزنیم که به حق وحقوقمان سونامی زدند.
چه شرافت ها که آوار شد!چه برج های باور وایمانی که فرو ریخت!
اینک بادلی سرشار از درد و دریغ در اندوه از دست رفتن شرافت وعزتمان توسط پولداران به سوگ نشسته ایم.
کو آنکه مارا تسلی دهد؟کو آنکه باورهایمان را به ما برگرداند؟
کدام برگ تاریخ این لکه ننگ را درخود جای خواهد داد؟!
چه بیهوده مدرسه رفته ایم واز زیبایی های صداقت،حق،عدل،و زشتی دزدی،ستم و نابرابری خواندیم،وقتی مسئولی در مقامی که مردم بر او بخشیده اند،با عمل زشت رای دزدی به حق انتخاب مردم خیانت می کند.
در این چند روز شاهد عجایبی بودیم درشهرمان که کوچکترین آنها وجود اراء 6 هزار نفری در روستایی بود که تعداد جمعیت آن بسیار بسیار کمتراز تعداد آرا بود..
وبنده بعنوان نوجوانی آرمان گرا که چیزی جز حسرت واندوه را در چشم اطرافیانم نمیدیدم به درستی انتخابات مشکوکم.
وشما به درست بودن حرف های من ذره ای شک ندارید.
چرا که نه افترا بسته ام،نه دروغ و نه بی منطق گفته ام.
اینبار دراین فاجعه،سکوت کردن خیانت به آن کودک به حسرت نشسته ایست که نگاه ملسش را به انگشتان دوخته،و امیدهایش را از او می طلبد که دزدی را لمس کرده.
کو آنکه انگشتان خائن به آرمان انقلاب،رهبر ومردم را قطع کند؟
چرا که نه انقلاب ما این شیوه از رای ریزی را میپذیرد و نه رهبرمان.
کو آنکه باور من وهمشهریانم را دوباره به کتابهایمان،سوادمان،عزتمان و آینده مان وصل کند؟؟

مولود افرایی
16ساله
(نویسنده ی کتاب دختر حوا)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • میلاد افراییان می‌گه:

    احسنت
    به امید فردایی روشن .فردایی که با طلوع ان هیچ سخنی از دروغ و تهمت نباشد و روز تهذیب نفس باشد
    به امید حق

  • ناشناس می‌گه:

    احسنت آفرین نوشته خوبی بود کی که به حرف ما جوانان گوش کنه

  • رضا رودشتیان می‌گه:

    احسنت.به امید روزی که بار دیگر به گذشته پر از فتح و افتخار بویر احمد بازگردیم.گذشته ای که همیشه به ان می بالیم.این محقق نخواهد شد مگر اینکه ما دروغ و ریا را کنار گذاشته و مثل گذشته گانمان با صداقت و پاک دلی زندگی کنیم.به راستی که…

  • منتخب می‌گه:

    احسنت احسنت احسنت

  • عرفان1999 می‌گه:

    بسیار نوشته جذابی بود . اینده ااستان رو ما نوجوانان باید تغییر یدیم. گرچه در این سرزمین گونی ارد و گندم بیشتر از اندیشه و تفکر رای جمع می کند. گونی ارد می دهند و گونی رای می برند

  • همتی می‌گه:

    http://khabareghtesadi.com/fa/news/73784
    اینم از تلاش دوستان برای انتشار هرچه بیشتر این مطلب

  • ناشناس می‌گه:

    احسنت افرین همه ماها صحبتهای توراقبول داریم فقط کاش اسم روستا راهم میگفتی تارسوایی اینها اشکارتر میشد.

  • ناشناس می‌گه:

    احسنت مطمعن باش خدا جای حق نشسته

200x208
200x208