تاریخ درج خبر : 1394/12/17
کد خبر : ۵۳۶۷۲۱
+ تغییر اندازه نوشته -
سیدغلامعباس موسوی نژاد

«کالبد شکافی شکست اصلاح‌طلبان در کهگیلویه بزرگ»

mosavi.ab

سایت استان: سیدغلامعباس موسوی نژاد

این روزهای پس از شکست روزهای بسیار سختی هستند ،دردناک وطولانی ،گویی زمان با حوصله تر از همیشه گام بر میدارد وقصد گذر کردن ندارد تا کمی خاطر شکست خوردگان بیاساید. اینجانب به عنوان عضو کوچکی از جامعه اصلاح طلبان سالهاست دستی بر آتش دارم وعلیرغم شکست های متوالی اصلاح طلبان ،همیشه همراهشان بوده ام وهرگز به سویی وسمتی نرفتم ونخواهم رفت ،اگر چه سختی معیشت مجبورمان می کرد دایما به سویی دیگر تمایل داشته باشیم ،اما همچنان بر شیوه اصلاح طلبی پای خواهیم فشرد ،زیرا به عقیده بنده وطبق تعاریف بیان شده در سایر نوشته هایم ،تنها راه تحقق دموکراسی ومردمسالاری دینی وبهبود وضعیت جامعه شیوه وروش اصلاح طلبی است ،اصلاح طلبی یک روش برای اداره جامعه در جهت بهبود عملکرد مدیران وسازمانهاست .از بحث خارج نشویم .این روزها هرکسی دنبال مقصر می گردد تا زهر فرو ریخته در جانش را بیرون بریزد وکمی تسکین یابد .بنده هم با قرابتی که طی سالیان با اساتید گرانقدرم جناب لاهوتی ومنطقیان داشتم ،انتظار داشتم همچنان آنها استاد وبنده وامثالهم شاگرد باشیم ،زیرا به تبع بلوغ ما ،آنان کمال می یافتندوبه تعالی می رسیدند.به همین دلیل دوست تر دارم کمی مؤدبانه که موجب بی حرمتی به اساتیدم نشود ،علل شکست اصلاحات را در شهرستان کهگیلویه بررسی کنم .ظاهرا موفقیت اصلاح طلبان ماجرای شعر معروف است :نه کرسی فلک نهد اندیشه زیر پای ،تا بوسه بر رکاب امیر ارسلان زند.هرچند پدیده های اجتماعی مانند محاسبات ریاضی دقیق نیستند وقابل اندازه گیری ویا نمی توان ، برداشت یقینی از آنان ارایه داد ولی به هرحال دلایل تقریبا ملموس در این نوشتار بیان می شود وممکن است علل دیگری هم وجود داشته باشد که ازنگاه نگارنده مخفی شده باشند . شکست اصلاح طلبان دلایل متعددی داشته از جمله می توان دلایل زیر را بر شمرد .

۱-قدرت مالی رقبای اصلاح طلبان وعدم تمکن مالی اصلاح طلبان ونداشتن اسپانسر های سیاسی که تاثیر بسزایی در شکوه وقدرت آنها داشت .این روزها در کار سیاست ،زر بر سر فولاد نهی نرم شود .

۲-مردم کهگیلویه علیرغم استعدادهای بالقوه از سایر نقاط کشور ،مشکلات مالی بیشتری دارند وگرفتاری های مالی دامن آنان را رها نمی کند ،این در صورتی بود که حریفان اصلاح طلبان سالهاست در مساجد وحسینیه ها کارفرهنگی می کنند ودر جهت بهبود کسب وکار واشتغال که مهم ترین دغدغه مردم است ،گام برداشته اند.

۳-حریفان اصلاح طلبان به علت ارتباط با توده مردم ، راه ورسم نفوذ در اذهان توده را می دانستند ،این در حالی بود که اصلاح طلبان بیشتر با اقشار تحصیل کرده مرتبط بودندواز کسبه وکشاورزان وطبقه نوجوان وکهنسال غافل بودندویا رابطه کمتری داشتند.

۴-اصلاح طلبان تقریبا به قشر خاصی از جامعه تعلق دارند ودر هشت سال گذشته ،شیوه اصلاح طلبی در تضاد با حکومت باری به هر جهت وبی برنامه احمدی نژادی بود وشائبه ها واشکالات زیاد به اصلاح طلبی وارد شده بود وبی پاسخ مانده بود ،اصلاح طلبان فکر می کردند هنگامیکه به مردم می گویند ما اصلاح طلبیم ،همه اصول اصلاح طلبی را به خاطر دارند ،این در حالی بود که سالها از تریبون های همین مملکت اعلام شده بود اصلاح طلبی مرده است .

۵-در مدت هشت سال گذشته برداشت مردم از اصلاح طلبی مخدوش شده است وسالها طول می کشد تا توسط اندیشمندان بازسازی و اصلاح شود ،کاری که در اقتصاد ،سیاست ،عزت ورابطه کشور با دیگر ملت ها ،باید انجام شود .

۶-حجم زیادی از انرژی اصلاح طلبان ،برای همراهی طیف ها مصرف شد (بشخصه یک سال ونیم برای این موضوع وقت گذاشتم ، گفتم به گریه دلش مهربان کنم ، چون سخت بود در دل سنگش اثر نکرد .)

۷- اصلاح طلبان طیف های مختلف طی سالها ،همدیگر را خنثی می کردند،خصوصا که در یکسال گذشته طیفی نیرو می کاشت وطیفی فاقد ابزار لازم بود وفقط می توانست انتقاد کند ،در نتیجه هردوطیف ضعیف شدندو در بین مردم ، از اهمیت لازم بر خور دار نبودند .

۸- مردم از اختلاف طیف های اصلاح طلب شهرستان ورقابت پنهان آنها ،خسته شده بودند و دوست داشتند پدیده ای نوظهور را ، امتحان کنندچون اصلاح طلبان سالهای گذشته ،شکست خورده بودند و حجه السلام موحد نیز در دوره های قبل ، امتحان پس داده بود .

۹-اصلاح طلبان سالها بود ، که علل توسعه نیافتگی شهرستان را حجه السلام موحد اعلام کردند،در نتیجه نمی توانستند برای شکست رقیب تازه نفس با ایشان به توافق برسند ،زیرا از نظر احساسی فرصتی بیشتر لازم بود ،آنچه در مورد رابطه اصلاح طلبان وآیت الله هاشمی رفسنجانی اتفاق افتاد .

۱۰- اصلاح طلبان به خرمن آرای آقای موحد حمله بردند و بلعکس ،اما رقیب تازه وارد از این فرصت که نردبان خوبی هم بود ،سود جست وهنگامیکه رقیبانش گریبان همدیگر را گرفته بودند،او به سرعت بالا رفت وشاهد مقصود را ،در آغوش کشید.

۱۱-نه اصلاح طلبان و نه آقای موحد ، هیچکدام قدرت حریف را نمی دانستنداما آقای موحد ، قبل از اصلاح طلبان خطر را درک کرد وپیشنهاد همراهی وتوافق ارایه داد ،اما ، اصلاح طلبان نپذیرفتند.

۱۲- برنامه ذهنی هردوطیف با هم ناسازگار بود وگروهی مطمئن بودندکه برنده واقعی هستند چون مراحل اولیه را طی کرده بودندوشرایط را مهیا می دیدندوگروهی هم چشم انتظار همراهی دوستانشان بودند وفرصت کافی برای فعالیت نداشتند ،فی الواقع تعلل جناب منطقیان واعلام سکوت ایشان که دیر هنگام نیز بود، به قول رسانه ها تیر خلاصی بر پیکر نیمه جان اصلاحات بود ،زیرا بپذیریم یا نپذیریم ،جناب منطقیان می توانست شعله نیمه جان را مشتعل کند تا شکستی آبرومندانه تر را تجربه کنند.
۱۲-برنامه سخنرانی اصلاح طلبان کاملا اشتباه بود وتمرکز لازم صورت نمی گرفت وکاندیدای اصلاح طلبان در پاره ای موارد خودش را برای مردم معرفی می کرد،معرفی به معروف نبود بلکه کمتر کسی توجهش به دوره مشروطه جلب می شود وطبیعی است معرف باید مشهور تر وبه قول معروف اعرف از معرف باشد .
14-فرمایشات سخنرانان وکاندیدای اصلاح طلبان ، بر اساس نیاز سنجی مناطق نبود چون فرصت بررسی وهماهنگی ومهره چینی وجود نداشت واز طرفی امکانات لازم وجود نداشت در نتیجه شور لازم در بین مردم ، ایجاد نمی شد وانگیزه کافی داده نمی شد .

15- اصلاح طلبان بسیار دیرتر از حریفان شروع به فعالیت کردندوهنگامی به مردم مراجعه کردندکه مردم با دیگران پیمان دوستی بسته بودند و رایزنی های لازم صورت گرفته بود.
مردم بیش از آنکه به تحلیل ومفهوم اصلاح طلبی ونقد دولت گذشته ،نیاز داشته باشند ،به شغل ونیازهای اولیه نظر داشتندواصلاح طلبان ،طرحی برای اشتغال ارایه نکردند ،این در صورتی بود که رقیبان مدتها بصورت مستقیم وغیر مستقیم برای این موضوع راه حل پیدا کرده بودند. به فرمایش حافظ :

دیر آمدی ای نگار سرمست
زودت ندهیم دامن از دست
سودای لب شکر دهانان
بس توبه صالحان که بشکست

16-در سیاست ورزی استفاده از فرصت ها وایجاد موج وموج سواری ،کاری بدیهی است که اصلاح طلبان نتواستند از عهده اینکار برآیند .زیرا ،کاندیدا های اصلاح طلبان با تردید ثبت نام کردند وبا تردید ادامه دادند،و تا پایان مهلت اعتراضات ، منتظر کاندیداهای شاخص تر بوده ونمی توانستند فعالیت جدی داشته باشند.

17-افراد شاخص اصلاح طلب ،بصورت تمام عیار در خدمت کاندیدای مجمع نبودند،این در حالی بود که خودشان بنیانگذارمجمع بودندودر ظاهر امر ،خروجی مجمع را با هر شرایطی قبول داشتند.

18-جریان اصلاح طلبی فاقد برنامه کادر سازی ومعرفی افراد توانمند به مردم بود وبگونه ای که بسیاری از تلاش های این دوره انتخاباتی ، معطوف به معرفی کاندیدای مجمع وروش کار مجمع واختلافات در مورد مجمع ، به مردم بود ،حتی کاندیدای مجمع خودش گاهی ،به معرفی خودش می پرداخت ،در صورتیکه معرفی می بایست قبلا صورت می گرفت ودر چند روز تبلیغات باید برنامه ها ارایه می شد .

19-سخنرانان تبلیغات ومحتوای سخنرانی ها ،تناسب لازم را با مکان جغرافیایی واجتماعی نداشت ،به عنوان مثال ارایه بحث آکادمیک در بین مردم رنج دیده دیشموک کاری نادرست بود ،زیرا شرایط فیزیکی وتوسعه ومشکلات اقتصادی در آن منطقه بیش از بخش مرکزی بود وآنان شنوندگان خوبی برای بحث های آکادمیک وموضوع مشروطه خواهی نبودند .

20-طیف های اصلاح طلبی دایما همدیگر را خنثی می کردند وطبیعی بود در صورت همراهی هر دوطیف هم ، مردم اطمینان کافی را پیدا نمی کردند ، زیرا آنها همدیگر را ضعیف کرده بودندواز پیوستن دو بخش ضعیف امکان بوجود آمدن یک نیروی متمرکز قوی وجود نداشت ،این در حالی بود که جریانهای رقیب تمرکز لازم را ایجاد کرده بودندوتمام توجه به شخص رهبر جریان معطوف بود .

21- اصلاح طلبان ،بستر وابزار لازم را فراهم نکرده بودند،زیرا مدتها طول می کشد تا بتوان ،تشکیک وشائبه های وارد شده به اصلاح طلبان را ترمیم کرد ،ولی طی چند سال گذشته سایت های مختلف از حضور رقبای اصلاح طلبان ، در کوچکترین مراسمات یا پروژه ها رونمایی می کردندواین موضوع به جذب آرأی های سرگردان منجر شده وتخریب های صورت گرفته علیه اصلاح طلبان فقط در گذر زمان ،قابل ترمیم هستند .

22- در میان اصلاح طلبان دیوار رابطه ها ، طی سالها ویران شده بود وامکان ترمیم رابطه ها کمتر وجود داشت ،هرچند جناب لاهوتی آماده پذیرش مصالحه بودند،اما زخم عمیق تر از آن بود که به این سرعت بهبود یابد .وقتی شخصی دلش را از کینه خالی می کند ،فکر می کند دیگران هم مانند او ،گذشته را فراموش کردند،اما دیگران شاید نتوانند موضوع را هضم کنند و نتوانند پا به پای کسی بیایند که دلش را از کینه های ، گذشته جارو کرده وبه آینده خوشبین است .تقلید از سید باقر موسوی ،کاری نادرست وبی فایده بود ،همانگونه که سید باقر هم رفتاری غیر سیاسی را ،برگزیده بود وانتظار داشت که باسکوتش هم مجمع اصلاح طلبان را نادیده گرفت هم نردبان صعود رقیبان را تراشید .آنچه اصلاح طلبان کهگیلویه آموختند ،این بود که راهی جز وفاق وهمدلی ندارند وراه وفاق اکنون هموار شده است .فرصتی فراهم شده که رنج مایه آن سالها تنهایی وهزینه های مادی ومعنوی است .

رنجور عشق دوست چنانم که هرکه دید
رحمت کند مگر دل نامهربان دوست .

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • اهمش می‌گه:

    آقای موسوی یک سال 365 روز است وچهار سال 1460 روز اصلاح طلبان 1400 روزهمدیگر را تخریب می کنند45 روز به دنبال تاییدی می گردند این یکی میگه هرکدام از ما تایید شدبا هم اجماع می کنیم ( ؟ ) آن یکی میگه هرکدام تایید شد روش اجماع می کنیم ( ؟ ) و…هیچ کدام از دونفر تایید نمی شه حالا داریم 15 روز آخری 5روز آن یکی این یکی را معرفی میکنه ویکی دیگری را وهی میگه اجماع روی این است ودیگری تکذیب وبالاخره 10 روز تبلیغات می مونه ویکی از دونفر یه ناشناخته ای که فقط خودش می شناسش معرفی می کنه ودیگری ساکت می شینه ودر آخر سر دوم یا سوم میشه و.. این چرخه سال بعد ادامه داره انتظار داری کسی قبول بشه تعجب میکنم ؟

  • ظفر برقک می‌گه:

    با سلام و درود فراوان خدمت جناب موسوی.. همه مواردی که فرمودید مورد تایید می باشد.. البته بعضی بندها را می توان بیشتر توضیح داد.. سپاس

    • صدیف پورکیان می‌گه:

      سلام موارد اصلی وتاثیر گذار درپروزه ی شکست رابیان نفرمودید کارشناسی شده نبود

200x208
200x208