تاریخ درج خبر : 1394/12/21
کد خبر : ۵۳۷۰۸۰
+ تغییر اندازه نوشته -
سیدیوسف مرادی

داستان من، زارعی، موسوی و بویراحمد

سید یوسف مرادی

اول: یک سال و نیم پیش یک روز صبح یکی از دوستان مشترک من و حاج زارعی، که این دوست مشترک انسان فرهیخته و «ارجمندی» است، از من خواست تا در جلسه‌ای با حاج زارع در خصوص رفع مشکل تعدادی از اهالی محترم بویراحمد و دنا شرکت کنم.

به آن دوست مشترک‌مان عرض کردم که حقیر تاکنون به جناب حاج زارعی رأی نداده و در آینده هم به دلایلی قصد ندارم رأی دهم. ایشان هم گفتند که حاج زارعی نماینده‌ی این‌گونه‌ای نیست و مطمئن باشید این چنین توقعی ندارند. بعد از آن جلسه با جناب زارعی و دوست مشترک‌مان جلسه کوتاهی داشتیم و در میان مباحث مطرح شده و حَسَب عادتم، که همیشه سرشار از انتقادم، انتقاداتی را به ایشان در خصوص طایفه‌گرایی، دوری گزیدن از گفتمان‌ها و جریانات سیاسی و همچنین نداشتن تشکیلات منسجم در بویراحمد و دنا وارد دانستم. دوست مشترک‌مان از من خواستند تا نظرات خود را در خصوص رفع این نقایص به ایشان انتقال دهم که متأسفانه جناب حاج زارعی بعد از آن ملاقات پیگیر این موضوع نشدند. حدود یک سال بعد وقتی مجدداً ایشان را زیارت کردم و ایشان جویای وضعیت اصولگرایان بویراحمد و دنا شدند، عرض کردم در صورتی که جناب آقای هدایت‌خواه نامزد جریان اصولگرا شود، شکست شما حتمی خواهد بود، چرا که جناب هدایت‌خواه بازی را در سطح جریانات سیاسی تعریف و اصلاح‌طلبان هم از شما عبور خواهند کرد. از هم اینک به فکر سازمان‌دهی و تشکیلات‌سازی خارج از قومیت‌ها شده و به سطح جامعه برگردید، که کاری از طرف ایشان صورت نپذیرفت.

بعد از آن، اگر چه امید زیادی به سیدباقر موسوی در زمینه یاری رساندن به فضای سیاسی بویراحمد و دنا نداشتم با این وجود در نوشته‌ها و مصاحبه‌هایی که داشتم- در حد توانم- از راه دور از ایشان درخواست کردم. تا شاید سیدباقر موسوی با حمایت علنی و قاطع از یکی از عالی‌جنابان روشفنکر، بهرامی، زارع و یا نیکبخت به داد بویراحمد برسد و فضا را از بازی طایفه‌ای به سطح جناح‌های سیاسی برساند. اما جناب موسوی شکست جبهه پایداری خیالی را ارجح‌تر از نابود شدن ساختارهای اجتماعی و سیاسی بویراحمد دانسته و تنها  به خاطر یکی و دو روز پس و پیش شدن برنامه‌های جناب آقای بهرامی، اقدامی نکردند!

در آخر همچون دور گذشته در کنار هدایت‌خواه ماندم که علاوه بر مشترکات فکری بسیار، آخرین امید حقیر برای نیفتادن بویراحمد در این دام مهلک بود و خوشحالم که او تکلیفش را انجام داد.

دوم: طی چند روز گذشته و در پی مصاحبه‌ای که با سایت استان داشتم در کنار همه الطاف و  محبت‌های عزیزانی که تشکر کردند، عده‌ دیگری از عزیزان، قلم و زبان به انتقاد و حتی تهدید گشودند در حالی که نفهمیدند و شاید هم نمی‌خواهند بفهمند که این قایق متعلق به همه ماست و کسی حق ندارد زیر پای خودش را سوراخ کند و بگوید به کسی ارتباطی ندارد. وقتی از آفت‌های طایفه‌گرایی و تأثیرات آن در انشقاق درون بویراحمد گفتم برخی صحبت‌های حقیر را به عمد جور دیگری تفسیر کردند و با جهالت بر طبل طایفه‌گرایی، بیش از پیش تاختند. این عزیزان به این نکته توجه نکردند که طایفه جلیل‌القدر تیرتاجی و طایفه شرافتمند تامرادی و دیگر طوایف بزرگواری چون گودرزی، ساداتی، خفری، آقا، قائد‌گیوی، جلیل و… سرمایه‌های فرهنگی عشایر بویراحمد و دنا هستند. وارد کردن این سرمایه‌ها به فضاهای مبتذل، سطحی و منفعت‌طلبانه جناح‌های سیاسی، جز به نفع عده‌ای محدود و به ضرر تمامی مردم بویراحمد و دنا دست آوردی نخواهد داشت. مجبورم به این دوستان وقایع تلخ اتفاق افتاده در اوایل دهه چهل در بویراحمد را یادآوری کنم که با ورود جریانات طایفه‌ای به عرصه‌ی سیاست در آن سالها، هنوز هم بعد از پنجاه سال، نه تنها کینه‌ها و نفرت‌های آن کم رنگ نشده، بلکه سال به سال عمیق‌تر می‌شود.

به این دوستان در یک مثال لازم است معروض دارم که بر فرض اگر خاستگاه جناب آقای هدایت‌خواه  به جای جریان اصول‌گرا طایفه محترم و بزرگوار گودرزی بود، آیا امروز به جای انتقاداتی که– درست یا اشتباه – به ایشان  و جریان اصول‌گرا وارد می شود، به طایفه گودرزی وارد نمی‌شد؟ آیا این انتقادات و حملات به جای جریان اصول‌گرا به سمت طایفه ایشان نشانه نمی‌رفت؟ در حالی که با خط‌کشی‌های صحیح جناب هدایت خواه، کسی طایفه ایشان را در نقایصی که در دوران نمایندگی‌شان وجود داشته مقصر نمی‌داند. همین آفت طوایف دیگر بویراحمد چون قائد‌گیوی، تامرادی و آقا را هم تهدید می‌کند.

البته مخاطبم جوانان عزیز بویراحمد‌اند وگرنه یقینا بزرگان و عقلای اقوام صحبت‌های حقیر را متوجه بوده و هستند و از این بابت نگرانی‌ای نیست.

داستان ارباب رجوع

امشب در هیولای تلگرام یکی از نزدیکان حاج زارعی عزیز برای اینجانب پیامی به زعم خویش تهدید‌آمیز فرستاده بود که من را به پاسخی اساسی از آنچه در بویراحمد و دنا در حال اتفاق است، رساند. تصمیم گرفتم مرقومه زیر را تقدیم به این عزیز و دیگر عزیزان بنگارم چون می‌دانم صحبت کردن با این بزرگواران و تشریح کردن آنچه دغدغه‌های من بوده بی‌فایده است.

این عزیز که حقیر تاکنون به جزء چند مکالمه تلفنی توفیق زیارت‌شان را از نزدیک نداشته‌ام، نگاشته بودند که «تحلیل‌تان را خواندم و بسیار تأسف خوردم از این همه تناقض در رفتار و گفتارتان» و ادامه داده بودند که بزودی گزارش کامل تناقضات‌تان را خدمت شما ارائه می‌کنم.

صحبت‌های ایشان، به مراجعه من – به عنوان یک شهروند بویراحمد – خدمت نماینده مردم محترم بویراحمد و دنا در 6 ماه گذشته در مجلس شورای اسلامی جهت حل مشکلاتم اشاره داشت. برایش نوشتم: «من خوشحال می‌شوم، اتفاقاً استقبال می‌کنم، خیلی خیلی کار خوبی‌ست، مردم باید بدانند که من از روی کینه و عداوت حرف نمی‌زنم، باید بدانند که به عنوان نماینده قبولش داشته‌ام، باید بدانند که در مواضعم منصف بوده‌ام،باید بدانند که برای آرمان‌هایی که دارم، پا روی چه چیزهایی گذاشته‌ام، مشکل جنابعالی و دوستان‌تان این است که من را با ظرف ذهنی خودتان می‌سنجید. برادر! من متفاوتم با آدم‌هایی که می‌شناسید، حیف که خودم مدرکی ندارم وگرنه انتشار می‌دادم علیه خودم، شما تا به درک ذهنی درستی از امثال من برسید راه طولانی‌ای دارید».

لحظه‌ای با خودم فکر کردم آیا واقعاً من اشتباهی کرده‌ام. آیا مراجعه یک شهروند به نماینده مجلس احتیاج به این دارد که حتماً به او رأی داده باشم یا رأی بدهم؟ اگر نماینده بلوچستان برای من کاری انجام داد من وظیفه دارم به آنجا بروم و به او رأی دهم؟ آیا مراجعه منِ نوعی به یک نماینده اصلاح‌طلب به این معنی است که من اصلاح‌طلب هستم. یا اینکه نماینده مجلس نماینده مجلس است بدون هیچ برند، مارک و جناحی.

 در این جَدل اندیشه‌ای با خودم به این نتیجه رسیدم که مهم‌ترین مسئله اساسی در انتخابات بویراحمد و دنا دقیقاً در همین تضاد من و این دوست بوده و آن هم تعریف متفاوت ما از نماینده مجلس است. ما هنوز به یک تعریف جامع و مشترک از نماینده مجلس نرسید‌ه‌ایم و به همین خاطر آن برادر امشب در تلگرام، در تعریف خودش من را متهم می‌کرد و من در تعریف خودم به خودم حق می‌دادم.

او نماینده مجلس را یک «کارچاق‌کن» می‌دانست که کار انجام می‌دهد تا به او رأی دهند. من نماینده مجلس را یک جایگاه حقوقی می‌دانستم که وظیفه دارد به همه ایرانی‌ها فارغ از جناح، گروه، باند، طایفه، اندیشه و اعتقاد به یک چشم نگاه کند. من مطمئنم که جناب حاج زارعی نگاهش با آن شخص محترم تفاوت دارد. کاش حاج زارعی این نوشته من را می‌خواند و به دلیل منّتی که آن عزیز در تلگرام، به خاطر وظایف حاجی بر من و مردم گذاشت، عذرخواهی می‌کرد و تبری می‌جست. کارهایی که طبق سوگند‌نامه نمایندگی، وظیفه‌اش بود.

با همه انتقاداتی که به حاج زارعی دارم هنوز هم او را متفاوت از دوستی می‌دانم که امشب من را تهدید کرده بود که به همه می‌گویم حاجی برای تو نامه نوشته است!

 همین جا به آن دوست عزیز عرض می‌کنم اگر شورای نگهبان انتخابات را تأیید کرد و عمری بود و من در دولت تدبیر و امید، مشکلی داشتم که از دست نماینده مردم بویراحمد و دنا برمی‌آمد حتماً سراغ ایشان دوباره خواهم رفت. اگر ایشان بر فرض محال اجازه ندهند او را زیارت کنم، در همین سایت صادقانه به مردم خواهم گفت که حاج زارع نماینده همه نیست و فقط نماینده کسانی است که به او رأی داده‌اند یا رأی می‌دهند.

و اما صحبتی با دوست عزیز: اگر خواص ما در استان یاران، دوستان و همراهانی چون ما نداشتند، همیشه دوست‌داشتنی می‌ماندند.

الطاف حاج زارع برای اینجانب:

1- ایشان و سرکار خانم لاله افتخاری نماینده محترم تهران و رئیس کمیسیون شاهد در مجلس، نامه‌نگاری کردند تا در دولت تدبیر و امید فرزندان من که نوه شهید هستند در مدرسه شاهد ثبت‌نام شوند. البته بعد از هفتاد روز دوندگی، موفق شدم پسرم را ثبت‌نام کنم.

2- همراه با تعدادی از دوستان، همکاری کردند مشکل قسط‌بندی وام اینجانب و تعدادی از مردم بویراحمد حل شود که به‌رغم تلاش‌های دوستان، بانک همکاری نکرد.

3- یک نهار هم با هم خوردیم، من و حاجی، که دستشان درد نکند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    استاد کدام دام مهلک.

  • ناشناس می‌گه:

    خوش به حالت اقای مرادی که می تونی از طریق کمیسیون های مجلس مشکلاتتان را پیگیری کنید ما که نمی تونیم چه کار کنیم

  • مجتبی می‌گه:

    احسنت بر این نوشته.
    واقعا حق مطلب رو ادا کردید.
    درود بر شما و درود بر استاد هدایتخواه

  • س.ر می‌گه:

    برادر مردم گفتمان هدایتخواه رو قبول ندارند..نمیشه به زور به مردم قالب کرد …اگر ترس نداشتید چرا جلوی تایید صلاحیت سید باقر موسوی رو گرفتید آقای مرادی ..اگر هزار بار هم هدایتخواه بیاد دست رد بر سینه ایشان میزنند..

  • میلاد می‌گه:

    تا حالا ادمی به بی منطقی شما ندیدم
    سید باقر بخاطر 2 روز از بهرامی حمایت نکرد
    حتما سید باقر تشخیص داده حمایت نکنه که درست هم تشخیص داده چون بهرامی نه اصولگرا ست نه اصلاح‌طلب
    در ضمن تو مشکل خودتون با آقای زارع سید باقر رو تخریب نکنید.
    بعد طبق پیش بینی شما قرار بود زارع ببازه ولی زارع که بقول خودتون به هیچکدوم از نصیحت هاتون عمل نکرد اول شد.پس معلومه اونقدر که فکر میکنین حرفها و نصیحتهاتون برپایه حقیقت نیستند.

  • میرجمشید ارجمند می‌گه:

    جناب مرادیان؛ توفیق هم کلامی با شما را نداشته ام اما قلم شما را می ستایم و البته به با عمده محتوای آن مخالفم.
    بیش از هر چیزی که در این مرقومه یافتم خودستایی و خودبزرگ بینی شما بود.
    البته پیش از این هم چنین رویکردی از شما دیده ام.
    برای ادعاهایتان، استناد بیاورید نه مغالطه…
    ضمن اینکه پیش بینی هایتان اشتباه از آب درآمد
    موید باشید.

  • اصلاح طلب می‌گه:

    من یه اصلاح طلبم.با دقت متن را خواندم چرا بعضی از ماها نمی خواهیم بفهمیم درد مرادی برد یا باخت کاندیدش نیست بلکه نگرانی اوبدعت های بدیست که دراین دور انتخابات توسط گروههای مختلف خصوصا جناب زارع نهادن.بدعت قوم گرایی و تاثیر پول در انتخابات .نه خداوند و نه مردم هرگز از گناه این سنت شکنان نخواهد گذشت

  • یاسر می‌گه:

    احسنت برادر احسنت

  • گنجه ای دشتروم می‌گه:

    شما حق ندارید به خاطر تلخی شکستتان که عامل آن سید باقر موسوی بزرگ بوده اینقدر به ایشان حمله کنید .

  • بهزاد کاظمی می‌گه:

    من همیشه تو را در میان اصولگرایان دوست داشته ام نه برای آن یک ترمی که شاگرد کلاس درسی دانشگاهت بوده ام و همیشه غایب و نمره ام را هم بدون هیچ تماسی و تنها با امتحان سخت خودت آورده ام بلکه برای همین شجاعت و جسارتت و متفاوت بودنت از دیگر همفکرانت که حتا تهدیدها را هم خودت زودتر عملی میکنی از تهدیدگران
    اما برایم سوالی پیش آمده که بدلیل همان علاقه ذکر شده در مصاحبه ات مطرح نکردم اما حالا که دوباره اصرار نموده ای دوست دارم بدانم چرا یوسف مرادی عزیز و دیگر یاران ستار هدایتخواه اینقدر نگران عدم حمایت سید باقر موسوی از آقای بهرامی شده اند؟
    براستی نباید شک کرد به دلسوزی گرگ برای بره ها…

    • در فکر..... می‌گه:

      آقا بهزاد!
      همان گونه که فرموده ای در کلاس درس حضوری درخور نداشته ای و شاگرد همیشه غایب بوده ای، براستی اینچنین باید بود؟!
      فضای سیاسی را که چنین غایبان کلاس درسی رقم بزنند دیگر هیچ عایدی مطلوبی برای جامعه ندارد.
      جامعه را کسانی می توانند بسازند که اهل مطالعه، زحمت، تلاش و انضباط و… باشند آنهم در بهترین دانشگاه های کشور، نه غایبان کلاس درس و …
      لطفا سانسور نکنید؛ بنا بر گفته های خودشان نوشته شده

      • بهزاد کاظمی می‌گه:

        ایکاش با نام و نشان می نوشتی تا بتوانیم بیشتر با هم صحبت کنیم در مورد غیبت دانشگاه و نمره با همت خود آوردن و…
        و صد البته که جایگاه تحصیل کردگان دانشگاه های معتبر کشور باید از امثال من بالاتر باشد که هست اما ایکاش بجای شما دوست بدون نام و نشان خود یوسف عزیز پاسخ میداد که چرا ما نباید شک بکنیم به دلسوزی گرگ برای بره ها؟؟؟
        البته شما هم اگر پاسخی دارید بسم الله…

    • س ی م می‌گه:

      سلام رفیق بهزاد
      ممنون که به حقیر لطف دارید و خوشحالم که در مختصاتی که ایستاده ای هنوز هم هستند جوانانی که فارغ از بغض و کینه و نفرت و بدور از نگاه های مبتذل سیاسی به انسانیت می نگرند.
      مساله ی اول این است که نوشته ی شما من را دچار یک تضاد هویتی کرده است، اینکه تا دیروز ما دغل بودیم و امروز به مقام گرگ نائل آمده ایم این حقیر را دچار سرگشته گی کرده است. البته از اول انقلاب عادت کرده ایم به این برچسب ها و اصلا ناراحت نشدم اما اولین بار است از آغاز انقلاب ما مزدوران چماقدار کمونیست یقه چروکیده ی طالبانیه افراطی ی بی شناسنامه ی منحرفه بی سواده دغل را گرگ خطاب کرده اند.
      حالا اگر باور می کنی من دلم برای بهرامی نسوخته است یا حتی نگرانی ام در درجه ی اول پایمال شدن حقوق جناب آقای هدایت خواه نیست. من نگران بویراحمد و فراتر از آن نگران استانم هستم.
      از روی جهالت است اصلاح طلبان اگر از پیوستن علی مراد جعفری به تاجگردون خوشحال می شوند،

    • س ی م می‌گه:

      چون جعفری مسوول یک تشکیلات سیاسیست که عمرش چهل ساله است و جناب جعفری با این کار برای همیشه این جریان سیاسی را نابود کردند و نابودی یک جریان سیاسی کم اتفاقی نیست، عوارضی دارد که در منطقه ی ما تا ساده ترین جزییات سبک زندگی مردم تاثیر خواهد گذاشت. وضعیت رقت انگیز اصلاح طلبان کهگیلویه و فجایع پیش آمده در این حوزه و انتخاباتی که گذشت قلب هر دلسوزی را بدرد می آورد.
      یاسوج هم اگر در این دام بیافتد، (که تا همین جا افتاده است)دیگر ….

    • س ی م می‌گه:

      مساله ی من از مساله ی انتخابات مجلس فراتر است. به عنوان نمونه مردم ما نباید وارد بازی های قومیتی در انتخابات ریاست جمهوری می شدند ، چون ورود به این عرصه قدرت چانه زنی ما ( که جمعیت زیادی هم نداریم)را در سطح کلان که تماما سیاسی ست بسیار کم خواهد کرد. رای انتخابات ریاست جمهوری ما هم همین گونه بود متاسفانه. کاش به همین حسن روحانی نیم بند رای داده بوده ایم به جای آن آقایی که دم انتخابات یادش می آید لر است و بختیاری!!!
      بخواهم بنویسم در این فضای اندک هم پر از اشکال می شود و هم بدون تمرکز…

    • س ی م می‌گه:

      در جواب آن برادر یا خواهری که وسط دعوا گیر داده اند به حضور و غیاب شما هم باید عرض کنم که ده سال پیش حقیر
      در گروه عمران تدریس داشتم و جمعیت کلاسها تقریبا صد نفر بود، اصولا کلاسهای شلوغ را و حتی برخی دیگر از کلاس ها را از حضور و غیاب معاف می کردم ، فقط در ابتدای ترم از دانشجویان می خواستم یا به طور کامل کلاس را بیایند و یا کلا نیایند و حضور در کلاس نمره ای نداشت. البته ترسم این است که برادران اینبار به خودم گیر دهند که چرا حضور و غیاب نمی کرده اید!!!

      • بهزاد کاظمی می‌گه:

        انسانها را بیشتر از آنکه با اندیشه و جناح شان تقسیم بندی کنند با شرف شان و صداقت شان تقسیم می کنند و من همیشه به شرافت چون تویی ایمان داشته ام اما نمیدانم چرا گاهی اوقات احساس می کنم خودت نیستی و نمیتوانی صادقانه همه حرفها و نظراتت را بروز بدهی.
        اگر سید باقر موسوی برای من خاتمی استان است
        و ستار هدایتخواه رسایی یا کوچک زاده
        غلام محمد زارعی کاظم جلالی
        همیشه احساس کرده ام چون تویی می تواند علی مطهری اصولگرایان استان باشد که در عین وفاداری به اصولش از بسیاری از اصلاح طلبان هم شجاع تر و آزاده تر و رهاتر باشد…
        برای من آن گرگ نه تو که کلیت پایداری چی های نگران بهرامی و نتیجه انتخابات است و باید حق

      • بهزاد کاظمی می‌گه:

        … باید حق بدهی که کمی شک کنیم به این همه دلسوزی جماعتی برای رای مردم که در مرامشان هیچ اعتقادی به رایم و نظر مردم نیست مگر در زمان نیاز آنهم اگر به مضاقشان خوش باشد.
        من جنس نگرانی شخصی تو را درک میکنم اما نمیدانم چرا فکر نمیکنی رفتن چون هدایتخواهی بسیار بدتر خواهد کرد جنس نگرانی تو را و همه چیز این مردم را بر باد خواهد داد (به مطلب جالب اسلام رسایی در مورد جنس نمایندگی امثال هدایتخواه می توان رجوع کرد) و یا حتا انتخاب بهرامی یا روشنفکر بسیار قومی تر خواهد کرد فضا را و نگرانی از جنس تو بیشتر.
        چرا باور نداری مردم در انتخابی سیاسی و نه قومی بازی چیده شده جریان پایداری برای پیروزی ستار هدایتخواه

      • بهزاد کاظمی می‌گه:

        را بهم زده اند و با انتخاب سیاسی خود زارعی بازنده انتخابات در همه نظرسنجی ها را با یک حرکت سیاسی و فکری و کاملن در تضاد با بحث قومیتی برنده انتخابات کرده اند درست مثل مردم تهران چه کسی باور میکرد محمدعلی وکیلی یاسوجی در تهران بیشتر از حدادعادل با 40 سال سابقه سیاسی رای بیاورد؟
        یوسف عزیز به صندوق های رای مراجعه کن تا ببینی مردم قومی رای نداده اند وگرنه چرا من بویراحمد سفلی باید به یک تیرتاجی سررودی رای بدهم با آنهمه سابقه اختلاف قومی؟
        و باور کن که رای زارع از رای بقیه پاک تر است که رادیکال های ستاره دار پلاک قرمزی مثل امثال من و دوستانم به زارع رای داده ایم که تو خوب میدانی ما خریدنی نیستم…

      • بهزاد کاظمی می‌گه:

        تنها چیزی که مرا به شک واداشته هیمن همراهی تو با جماعتی است که هم پرادوهایشان بیشتر از ستاد زارع بود هم سابقه پولدارشدنشان کوتاهتر از اطرافیان زارع و امکان آلودگی و شبهه در دارایی هایشان هم بسیار بیشتر پس بمن حق بده که شک کنم که علی مطهری بویراحمد کنار رسایی ها و کوچک زاده ها و رحیمی ها و بقایی ها چه می کند؟
        جای تو آنجا نیست برادر آزاده من تنها خواهش من این است که آبی به صورت بزنی چشمانت را بمالی و دوباره همه چیز را از نگاه خودت نظاره کنی بدون شک تو نمی توانی آنجا کنار آنها باشی هرچند شاید دلت نخواهد کنار ما کاظم جلالی را هم تحمل کنی اما میتوانی خودت باشی:
        سید یوسف مرادی شجاع و پرسشگر….

    • محسن جبارنژاد می‌گه:

      رفیق کاظمی!
      اکنون که فهمیدم به جناب زارع رای داده اید( و البته مانعی هم ندارد)و این همه صغرا و کبرا چیده بودید تا همین حرف را بزنید، شما را ارجاع میدهم به یادداشتتان با موضوع کمپین آشتی2 که همان موقع حقیر این ایده را نقد کردم و در سایت استان هم درج شد. یادتان رفته شما در آن یادداشت به صراحت استدلال دور قبل مردم مبنی بر رای به زارع از باب انتخاب بین بد و بدتر را اشتباه قلمداد کردید و تکرار آن را برای این دور، یک استراتژی غلط دانستید و آن را مورد نقادی قرار دادید؟ آنجا که نوشتید:”تجربه انتخابات دور قبل مجلس و اجماع جریانهای غیراصولگرا در حمایت از آقای زارعی با محوریت انتخاب بین بد و بدتر برای چندمین بار نشان داد که همیشه بد بهتر از بدتر نخواهد بود چه بسا بدتری بسیار بهتر از بد…”
      سوگمندانه باید بگویم که هنوز که هنوز است نتوانسته اید دغدغه ی سید یوسف مرادی را درک کنید. اینکه میگویی چرا یوسف مرادی این همه دغدغه ی حمایت سید باقر از بهرامی را دارد و آنگاه شروع میکنی به استنتاج هی عجیب و غریب ، مرا به یا آن حکایتی می اندازد که شخصی آما پیش یک بنده خدایی و به او گفت پسر متاهلت با ماشین یک نفر را زیر گرفت و طرف جواب داد: اولا پسر من متاهل نیست ثانیا ماشین ندارد، تازه من اصلا پسر ندارم!
      حالا رفیق! شما اول اثبات کن که درد امثال یوسف مرادی حمایت سیدباقر از بهرامی است و بعد نتیجه گیری بفرما!
      اولا مشخص است که هیچ کدام از یادداشت ها و مصاحبه های ایشان را به دقت نخواهده ای، والا متوجه میشدی که سید یوسف در مصاحبه با سایت استان، هیچ گاه نگفت که سید باقر از بهرامی حمایت کند، بلکه او گفت سید باقر اگر بخواهد فضای خطرناک طایفه گرایی به فضای گفتمانی و سیاسی تبدیل شود، حتما باید از یک نفر حمایت کند و آن شخص هم مهم نیست که بهرامی، زارع، وشنفکر و حتی نیکبخت باشد.
      ثانیا البته شما که همواره رقبایتان را به توهم توطئه متهم میکمید این بار خود دچار آن شدید و این سخن دلسوزانه ی سید یوسف مرادی را توطئه و غرض ورزی خواندید که بارها قبل از انتخابات هشدار داد اگر سید باقر اعلام موضع صریح و رسمی نکند، یک تراژدی تلخ سیاسی برای او رقم خواهد خورد والبته شد آنچه شد… کافیست این روزها میان مردم باشید و ببینید که در مورد اسطوره ی بویر احمد! چه میگویند…
      ثالثا ما از همان اول اعتقاد داشتیم که دغدغه ی مردم بویر احمد و دنا در این دوره عزت طلبی است و خیلی سودای اصلاح طلبی و اصولگرایی در سرها نیست، منتها حالا که شما خیلی اصرار دارید رای مردم را سیاسی جلوه دهید پس به لوازم و نتایج آن هم پایبند باشید و بپذیرید که در بویر احمد و دنا، رای جبهه پایداری(46000رای) حداقل 11000رای از اصلاح طلبی(35000رای) بیشتر است و حتی رای آقای روشنفکر اصولگرا(37000) نیز که برای اولین بار در انتخابات شرکت کردند، از رای اصلاح طلبی(35000) بالاتر است. پس خواهشا حرفی نزنید که بعدا به شرش بمانید!!!

      • بهزاد کاظمی می‌گه:

        جناب جبار نژاد مشکل شما این است که فکر میکنید فقط خودتان مطالب را دقیق میخوانید.
        من هم مطالب سید یوسف مرادی را با دقت و البته علاقه می خوانم هم می دانم که قبلن چه گفته ام.
        مشکل دیگر شما این است که خیلی دوست دارید بگویید بهرامی اصلاحات بوده پس رای 35000 تایی او هم رای اصلاحات است و اصلاحات شکست خورده اما برادر من برخلاف خیال خام شما مردم با بهم زدن بازی تنظیم شده جبهه پایداری در بویراحمد به امثال شما نشان دادند که حتا با طراحی و یارکمکی ردصلاحیت هم شانسی ندارید.
        اگر جسارت دارید تا با خرج پایداری ها انتخاباتی در بویراحمد برگزار کنیم تا ببینید حرف مردم در مورد اسطوره اصلاحات سید باقر موسوی چیست؟

200x208
200x208