تاریخ درج خبر : 1394/12/26
کد خبر : ۵۳۷۵۰۷
+ تغییر اندازه نوشته -
محمد جلیل فر

«عبرت از شکست‌های پیاپی اصلاحات در کهگیلویه»

jalilfar

سایت استان: محمد جلیل فر

بعنوان یک اصلاح طلب با سابقه و دارای تجربه ی زیاد برایم مهم است که فارغ از هر نوع قطبیتی بتوانم در برابر یگانه ناظر هستی بخش و وجدان آگاه و بیدار، به اصول انسانی، اسلامی و اخلاق مقید بوده و برای هر تحلیلی در هر شرایطی از مسیر انصاف خارج نشوم. خلق حماسه ی حضور مردم در هفتم اسفند 94 جای تحسین و تقدیر داشته برای نظام اسلامی یک فرصت تاریخی است. بر مدیران کشور فرض است قدر این مردم فهیم که همواره در بزنگاههای حساس، میدان را خالی ننموده و نظام سیاسی را از گردنه های بحرانزا به سلامت عبور داده اند، را دانسته و از هر فرصتی برای خدمتگزاری دریغ نورزند.
نگارنده برای بررسی مولفه ها و عوامل اصلی شکست اصلاحات در کهگیلویه بر آنست تا از علل های عمومی فاصله گرفته بر عدم بکارگیری پتانسیل های اختصاصی و موجود بر باد رفته در آن دیار تمرکز نماید. واکاوی و بررسی شکست سیاسی اصلاح طلبان کهگیلویه در انتخابات دهمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی نشان میدهد برخی مردان سیاسی آزمون داده ی آن خطه هنوز واقعیات اجتماعی و سیاسی آن دیار را جدی نگرفته و حتی برای تبیین و تفسیر واقعیتهای موجود تلاش زیادی ننموده‌اند تا بر این اساس، واقعیتهای نامطلوب را تغییر داده مردم و اجتماع را خوشبخت نمایند. تجربه نشان داده اگر از واقعگرایی (رئالیسم) فاصله گرفته به آرمانگرایی (ایده الیسم) بسنده کنیم از درک دشواریها و مشکلات جامعه عاجز میمانیم زیرا مشکلات ریشه در واقعیات زندگی دارند و اگر از آرمانگرایی دور شویم ناچاریم در گذشته بمانیم لذا همواره ضروری است بین واقعیتها و آرمانها تعادل بوجود آوریم.
“توماس هابز” انسان را ذاتا شرور میداند در حالیکه “جان لاک” ذات انسان را خوب معرفی می‌نماید و از نگاه ” ژان ژاک رسو” فطرت انسان محتوای ذاتی ندارد بلکه مانند یک کاغذ سفید است و این جامعه است که بر این کاغذ سفید نقش می‌بندد. براستی مردم دیار مستعد کهگیلویه چه ماهیتی دارند؟ ساختار واقعی سیاسی اجتماعی مردم کهگیلویه چگونه است که گاها از قومیت گرایی، منفعت طلبی و یا ناآگاهی سیاسی آنها به عنوان بافتهای مرسوم دیرینه و بیماریهای سیاسی یاد می‌کنیم؟ آیا چنین دردهای مزمنی فقط در حوزه‌ی کهگیلویه وجود دارد و آیا همین مردم نیستند که در اردوگاه رقیب آنچنان خیمه زده و انواع پیروزیهای پیاپی را سبب می‌شوند؟ معتقدم مدیریت کردن همین مردم آنقدر مهم است که می‌توان بجای انگ زدن و اتهام عدم فرهیختگی با استفاده از پتانسیل وافر آنها نتایج شگفت آوری بدست آورده براحتی بر حریفان غلبه نماییم.
بر این باورم تراژدی غمبار ناکامی اصلاح طلبان به نوع نگاه برخی سیاسیون گره خورده است که بجای همراهی با اکثریت جامعه و نگاه وحدت بخش و انسجامی صرفا به بخشی از جامعه اتکا کرده همانها را برای رسیدن به هدف کافی می‌دانند این نگاه خود مانع وحدت گروهها شده و به تنهایی توان تغییر سیطره سیاسی اصولگرایان را در کهگیلویه ندارد. برخی دلسوزان جریان اصلاحات حدود یکسال قبل از انتخابات برای اتصال دو سر طیف، گامهای زیادی برداشته و خوشبینانه از وحدت و انسجام دو طیف پرطرفدار جریان اصلاحات به رهبری اساتید بزرگوار منطقیان و لاهوتی سخن راندند که پس از انجام حرکتهای انفرادی مشخص گردید همه‌ی آن تلاشها “آب در هاون کوبیدن” و یا “سیلی بر باد زدن” بود. شاید تدبیر لازم و کافی برای حرکتهای وحدت آفرین به مثابه گوهری کمیاب بر فضای نشستها و مذاکرات خودنمایی می‌کرد و برای امثال منی که در کوران حوادث سیاسی کمی پخته شده ایم نتایج این رفتارهای صوری و نمادین کاملا هویدا بوده و حتی پیش بینی نتایج آن حرکتها را برای برخی موثرین یادآوری نمودم.
به تبعیت از برنامه‌ی شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان کشور مبنی بر تشکیل مجمع اصلاح طلبان هر شهرستان، متاسفانه شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان استان طی یک مصوبه‌ی ناپخته، تصمیم به تشکیل مجمع انتصابی اصلاحات در کهگیلویه گرفتند که غیر دموکراتیک بودن آن از همان ابتدا محل ایراد بود و اکثر سیاسیون حوزه‌ی کهگیلویه بدلیل حضور تعداد انگشت شماری از بزرگان اصلاحات آن حوزه در مجمع، سکوت اختیار کرده و منتظر رایزنی مجمع شدند. واقعیت این است که حوزه‌ی مرکزی کهگیلویه به رهبری آقای منطقیان بدلیل آراء بیشتر می بایست اعضای بیشتری در مجمع معیوب داشته باشد که این فرض منطقی نیز اعمال نشد. متاسفانه افرادی در آن مجمع تصمیم گیری کردند که عمر سیاسی آنها به یک چهارم عمر نیروهای با سابقه‌ی جریان نمی‌رسید و بیشتر فرمانبری می‌کردند در حالیکه افراد وزین بسیاری بودند که حتی می‌توانستند آقایان منطقیان و لاهوتی را روی یک گزینه مشترک متقاعد نمایند.
احزابی در آن مجمع موثر بودند که یا تازه متولد شده یا ناشناخته بودند و در هر صورت وزنی در جامعه نداشتند و این حرکت احزاب را نوعی افراط در فعالیت های سیاسی می‌دانم زیرا حزبی که سازمان آنچنانی در جامعه ندارد و فعالیت آن مشهود نیست، ورود آن به مقوله‌ی تصمیم گیری برای هدایت جامعه وجهی ندارد. از طرف دیگر برخی از دوستان سیاسی حوزه‌ی گچساران در مجمع تاثیرگذار بودند که به این دوستان بزرگوار باید گفت صلاح مملکت خویش خسروان دانند.
بر همگان روشن بود اصلاح طلبان کهگیلویه در صورت اجماع آقایان منطقیان و لاهوتی پیروز می‌شوند و لاغیر. اما متاسفانه آقای لاهوتی با لجاجت سیاسی خاص خود، بر گزینه‌ای تاکید داشت که مورد تایید آقای منطقیان نبود و جبهه گیری متصلب سیاسی وی اختلاف نظر را عمیق تر نموده و شکاف همیشگی مجددا دهان باز کرد و همین موضع گیری ایشان باعث گردید فضای قومی منطقه ای بر مجمع حاکم شود که برای اصلاحات یک سم مهلک است. گزینه‌ی منتخب مجمع توانست رای قابلی برای خود کسب نموده اما اصلاحات شکست سنگینی را متحمل شد و در این کارزار رای اصلاح طلبان به طور قابل توجهی تقلیل یافت. متاسفانه برای آقای لاهوتی حضور در میدان مهمتر از کسب نتیجه بود زیرا اکثر سیاسیون رتبه سوم را برای اصلاحات پیش بینی کرده بودند و حتی برخی با حدس هوشمندانه‌ی خود تعداد آراء مکتسبه را می‌دانستند با این حال متحیرم چرا آقای لاهوتی که خود طی دو دوره رقابت سیاسی همواره نفر سوم بوده چگونه بدون همراهی آقای منطقیان، جوانان امیدوار آن دیار را وارد رقابتی نابرابر کرده که در آن سوی میدان، حریفان قدرتمندی حضور داشته اند و جالبتر اینکه خود و یارانش نتوانستند در حوزه‌ی مرکزی کهگیلویه رای قابلی برای اصلاحات بدست بیاورند. از سوی دیگر در پی عدم همراهی آقای منطقیان، فضا به سمت قطبیت منطقه‌ای آلوده و تشدید گشته، تقسیم بندی منطقه‌ای ثلاث و بویراحمد بسیار برجسته شد. در حالی‌که حافظه‌ی تاریخی انتخابات‌های گذشته، بر رد چنین ادعایی مهر تایید زده و حمایت آقای منطقیان از آقایان رستاد و محقق نمونه‌ی بارز تفکر فرا منطقه‌ای است. حال چگونه بگذاریم به گفته‌ی “ژان ژاک رسو” نیک سرشتی انسان توسط جامعه به نابرابری کشانده شود؟ از این دوقطبی کردن ثلاث و بویراحمد چه کسانی سود برده و در حالی‌که میزان آراء هر دو بخش روشن است، چرا با واقع بینی به هر یک از حوزه ها اهمیت متناسب نداده تکروی را هنر بدانیم؟
اشتباه دیگر آقای لاهوتی عدم استقبال از آقای رستاد بوده که بعنوان یک ظرفیت موثر سیاسی در بهمئی وارد انتخابات گردید و خیلی زود با تک روی و مخالفت آقای لاهوتی، از ریل انتخابات خارج شد. از آقای منطقیان نیز انتظار می‌رفت به مجمع انتصابی که بر خلاف نظر انتصاب کننده حرکت می‌کنند اعتماد ننمایند و چنانچه به مجمع اعتماد داشته رای آن را بپذیرند. در مجموع با بررسی شرایط حوزه کهگیلویه بر اساس ویژگیهایی مانند عدم جامع نگری، دارا بودن نگاه خرد، نداشتن تفکر پیروزی، عدم شناخت کافی از جامعه‌ی سیاسی، انعطاف ناپذیری سیاسی، عدم توان استفاده از همه‌ی ظرفیتها بویژه نخبگان سیاسی و گریز از واقعیت‌های موجود، آقای لاهوتی را عامل شکست جریان اصلاحات در کهگیلویه می‌دانم و این در حالی‌ست که خود در دو دور از انتخابات مجلس شورای اسلامی حامی آقای لاهوتی بوده و اکنون نیز احترام وی را بر خود و سیاسیون بعنوان یک اصلاح طلب با سابقه نه یک رهبر سیاسی لازم می‌دانم.
این انتخابات و انتخابات‌های گذشته باید عبرتی باشند تا واقع بینانه به کمک خردجمعی تصمیم سازی شده و بر اساس واقعیتهای موجود تصمیمات اتخاذ شده اجرایی شوند. ضرورت دارد در دوره های آتی از آقای منطقیان بعنوان رهبر جریان اصلاحات در حوزه‌ی مرکزی کهگیلویه و یک پتانسیل ذی‌قیمت، برای پیروزی جریان اصلاحات استفاده شود کسی که می‌تواند فارغ از نگاههای قومی منطقه‌ای با نگاه کلان به عمق مسائل سیاسی اجتماعی بیندیشد. حقیر گواهی می‌دهم در روزهای پایانی انتخابات پس از رایزنی‌های گسترده با آقای منطقیان برای پیروزی اصلاحات دو گزینه‌ی دیگر بنام‌های دکتر خادمی و دکتر جوانمردی را برای رای آوری مناسب دیدند و حتی روی گزینه جوانمردی که از حوزه‌ی بهمئی بود تاکید نموده تا بحث منطقه‌ای به حاشیه رانده شود ولی متاسفانه آقای لاهوتی از مواضع خود کوتاه نیامدند لذا برخی قضاوتها و اظهارات موهن و سطحی در این زمینه نسبت به ایشان نوعی بی انصافی است. بعنوان فردی مطلع اذعان می‌دارم علی رغم درخواست بخشی از اصلاح طلبان از آقای استاندار مبنی بر حمایت از دکتر خادمی که از بستگان وی بوده، حمایت ننموده و همواره نظر مجمع برایشان محترم بوده است.
نتیجه اینکه با این ترکیب جمعیتی و منطقه‌ای کهگیلویه برای پیروزی جریان اصلاحات در آینده دو راه متصور است: یکی اینکه گزینه‌ای از حوزه‌ی مرکزی دارای شهرت و پایگاه اجتماعی که حداقل حمایت یکی از طیفها را داشته باشد دوم اینکه گزینه‌ای غیر از بخش مرکزی که در حوزه‌ی مرکزی نفوذ و شهرت کافی داشته و مورد حمایت یکی از دو طیف باشد زیرا اجماع این دو بزرگوار را هرگز نمی‌توان پیش بینی کرده و حرکت‌های وحدت بخش شبیه گذشته را در آن حوزه بی اثر می‌دانم. نکته‌ی آخر اینکه در فرآیند رای گیری موضوع قومیت در استان ما پررنگ است و تقریبا هیچ منطقه ای از این امر مستثنی نیست با این فرض طبیعی است که هر منطقه‌ای به فرزند خود رای بیشتری بدهد مثال واضح آقای روشنفکر در بویراحمد است که عمده‌ی رای ایشان قومیتی است و حداقل در کوتاه مدت از این امر گریزی نیست لذا متهم کردن مناطق به رفتار قومیتی کار پسندیده‌ای نیست. امیدوارم اصلاح طلبان کهگیلویه واقع بینانه بیندیشند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    درود بر آقای جلیل فر که اشاره دقیقی به واقعیتها نمودند و با شجاعت در این نوشته زیبا راه را نشان دادند اگر ده تا اصلاح طلب اینطوری وجود داشت کهگیلویه سامان میگرفت که با شجاعت واقعیتها را گفتند واقعا اگر ده تا اصلاح طلب

  • اصلاح طلب قدیم می‌گه:

    لاهوتی و منطقیان در حد شورای………………………………… بیچاره اونهایی که پشت سر چنین نیروهای ناکارآمدی قرار می گیرند.

  • ناظر می‌گه:

    خود گویی و خود خندی عجب مرد هنرمندی!
    جناب اصلاح طلب به زعم خود تحلیل کردی و بریدی و دوختی و جناب منطقیان را بی گناه از معرکه بیرون بردی؟ متاسفانه باید گفت که اگرچه این خواست قلبی شماست ولی در واقعیت اینگونه نیست. ضمن اذعان به قصور آقای لاهوتی، باید دانست که گناه آقای منطقیان در شکست اصلاحات در کهگیلیویه به مراتب از آقای لاهوتی بیشتر است.

  • شاهرخ می‌گه:

    مردم کهگیلویه از اصول گراها خسته نشدید؟

    • قبلا اصلاحاتی می‌گه:

      وقتی چند تا اصلاح طلب تاریخ مصرف گذشته در کهگلویه سردمدار باشند صد رحمت به همون اصولگراها.

200x208
200x208