تاریخ درج خبر : 1394/12/26
کد خبر : ۵۳۷۵۲۷
+ تغییر اندازه نوشته -
 ایمان یعقوبی

قدرت طلبی پایداری‌ها و انتخابات دهم

iman

سایت استان: ایمان یعقوبی

در این مقال برآنم تا ظهور قدرت طلبی و نقش آن در انتخابات مجلس دهم بویراحمد و دنا را به نقد درآورم . یقیناً مدعی صدق تام ادعا نیستم اما اگر از روزنه ای دیگر به آن بنگریم میل مفرط به قدرت ، کنشهای نامزدها را بر پایه قدرت طلبی و سهم خواهی تعیین و تکوین نمود ، لاجرم این مهم در تحلیل نادرست و ترسیم استراتژی خطاکار برخی نامزدها ، قابل اغماض نیست .
گرایش به قدرت مقوله ای ذاتی است که گاه ممکن است بالقوه بماند و هرگز به مرحله ظهور و بلوغ نرسد . نمی توان نقش محیط اجتماعی بعنوان گستره کنشگری سیاسی و فکری را در پدید آمدن میل به قدرت نادیده گرفت . این دامنه در ذات خود ، عامل و آمر و یا مأمور و مفعول بودن را دارد . قدرت طلبی فردی در دوران کنونی به عنوان حلقه ای از اقتدارگرایی جمعی و جریانی با مشی توتالیتری ،  قابل واکاوی و بررسی است . با کمی تردید شاید بتوان گفت قدرت طلبی به خودی خود مذموم نیست چرا که می تواند منشأ خیر نیز باشد که شرح آن در این مجال نمی گنجد . باب نخست را از منظر تفسیر اجمالی اندیشه شناختی وا می گشایم .

قدرت طلبان ایدئولوژیک هستند . البته از نگاه برخی ، نفی ایدئولوژی خود یک ایدئولوژی است ، ولیکن مرادم از این واژه ، تعبیر اتوپیایی و استبدادی و اعمال آگاهانه آن است که واپسگرا ، خشن و توتالیترمی باشد . بهتر بگویم منظور استبداد ایدئولوژیک است که مطلق نگر است ، هر کس با ما نیست برماست و آن را به دید دشمن و عامل خطرناک برای منافع بر می شمارند . در این نگرش کمتر نگاه اخلاقی وجود دارد . پایداری همچون کرامول گرز ماکیاولی در شهریار را بر فرق گفتارهایش می کوبند چرا که معتقدند هدف وسیله را توجیه می کند .
باب دوم
رضایت شخص از خود امری درونی است این رضایت برپایه معرفت شخصی بدست می آید شناخت لایه های شخصیتی هر فرد و اقدام بر پایه این شناخت مادامی که به تحصیل پیروزی بیانجامد رضایت آفرین است . برای کنشگران سیاسی این رضاء ، مدیون پیروزی متقدم است و رضایت را می توان پسایند پیروزی دانست . اما چنانچه این شناخت با خمیر خود بزرگ بینی و توهم قدرت ورز داده شود حقیقی نیست ، ناقص و کور است و برای فعالان سیاسی این معرفت ناقص در کنار عدم تطبیق موضوع با فرآیندهای بیرونی و واقعی ، تبعات شخصیتی ، اخلاقی و سیاسی به دنبال دارد . شکست نخستین پیامد سیاسی آن است . قدرت طلب حاضر به پذیرش شکست نیست چون دچار نوعی توهم و نخوت است . علت العلل شکست را نه در وجود خویش و یا جمع دوستان و جریان حامی خود که در عوامل بیرونی می جوید و اینچنین در دام تئوری توطئه گرفتار می شود . جریان اقتدارگرا مردم را به فهم اشتباه و عدم درک صحیح از شرایط متهم می کنند .
روی دیگر قدرت طلبی که در طول مدل فردی اش حیات دارد نوع جمعی و جریانی آن است . در این مدل علاوه بر فعل فردی ، فقدان عقلانیت به معنای عدم کاربرد عقل در ساختار سیاسی و بافتار اجتماعی سبب ساز شکست است .

عمل پایداری ها در بزنگاه سیاسی – اجتماعی اسفند 94 چیرگی قدرت طلبی بر مردم داری و نمود رشد احساس گرایی و اضمحلال عقلانیت بود . این توهم پیروزی ، رضایت خاطر فردی و جریانی را در پی داشت و  به تحلیل نادرستشان از فضای رقابت انتخاباتی انجامید . پایداری ها از نظریه انتخاب عقلانی داونز غافل ماندند . مطابق این اصل

 الف : مردم کسانی را انتخاب می کنند که بیشترین منافع را برای آنها ایجاد نماید .

ب : مطابق انتخاب عقلانی اصلاح شده ، آنچه باعث بروز رفتار انتخاباتی و شرکت در انتخابات و انتخاب فرد می شود بر پایه تحقیق منافع و بیان خود است . منظور از بیان خود تمایل افراد برای ابراز وجود در عرصه اجتماعی است . شکست ستار هدایتخواه و پایداری نخست از نگرش مردمی در عدم تأمین منافع آنها به خاطر تجربه 8 ساله ناموفق وی و عدم پذیرش تفکر او و پایداری توسط طبقات میانی و نخبگان فکری و مدیریتی جامعه و نیز جوانان بود . در این رهگذر مقابله مستقیم این جریان با دولت روحانی و ائتلاف اصلاحات – اعتدال به عنوان پاشنه آشیل آن بحساب می آید . اما از بعد دیگر ( بیان خود ) ، عدم گرایش به نخبگان فراجریانی و حذف این طیف وسیع از معادلات سیاسی اجتماعی و اداری در 8 سال بهارستان نشینی کاندیدای پایداری از عوامل اساسی شکست آنهاست ، در کنار این عوامل عدم صداقت در عمل و گفتار پایداریها و فقدان جذابیت در شعارها و سخنان این جریان برای رأی اولی ها و جوانان و نیز تجربه نحس پادگانیزه کردن فضای دانشگاه در دوره زمانی 82 تا90 شکست پایداری را تسریع کرد . ترس از تکرار چنین پدیده ای مردم را در اصل بیان خود مردد کرد که نهایتا به عدم رأی به پایداری ها هدایت شدند . البته هرگز از نقش قومیت گرایی در این انتخابات غافل نیستم اما از آنجا که رأی اصولگرایان را جریانی می دانم چنین تلقی را تا حدی  روا می شمارم .

پایدرای ها با گرایش تام به قدرت و انحصار آن اب
تدا راه آبسنتیسم  ( دوری از وظایف جمعی ) در پیش گرفتند و پس از نا امیدی از آپاتی (عدم حضور در انتخابات وفعالیتهای جمعی ) شهروندان به کمک پروپاگاندای رسانه ای گسترده سعی در جهت دهی افکار عمومی به سمت مسائل واهی و غیر واقعی بودند . اتاق فکر پایداری با بهره گیری زیرکانه از روانشانسی اجتماعی ، ادعای بی عزتی قوم لر را مطرح نمودند . بعضی اقدامات خارج از عرف افراطیون از جمله رد صلاحیت ناعادلانه اسطوره اصلاحات استان سید باقر موسوی ، و نوعی مهندسی انتخابات نه در قالب تقلب در آرا بلکه از منظر هدایت آرا با حربه تعدد کاندیدا ، ستار هدایتخواه را به پیروزی امیدوار نمود .اما فراست و تیزهوشی اصلاح طلبان شکست تلخی بر پایداری تحمیل نمود تا از آن به بعد نو سیاسیون سیاست زده ، موسوی و یارانش را آماج حملات خود قرار دهند . در این بلبشو  افراطیون از نقشه دوم خود رونمایی کردند : ادعای تقلب در انتخابات !!!
برای پایداریها و نزدیکان آنها تنها راه ماندن در عرصه سیاست ، ادعای واهی تقل ب بود . برخلاف بسیاری این بحث را اتفاقی و از سر ناچاری نمی دانم بلکه مدعی ام این ترفند سازوکاری از پیش طراحی شده بود تا در صورت شکست که تا حد زیادی محتمل به نظر می رسید از آن استفاده نمایند .هدف از این اقدام از قبل طراحی شده به چالش کشیدن اصل انتخابات تا مرز ابطال یا حداقل تغییر جایگاه زارعی و هدایتخواه بود . تاکتیک فشار رسانه ای و قلب واقعیات به همراه تلاشهای گسترده در سطح کلان کشوری ، راه به جایی نخواهد برد . همراهی کاندیدای مدعی اصلاح طلبی در این اعتراض و بازی در زمین حریف رنگ و بوی جدی تری به این ادعای واهی داد که فعلا از شرح آن می گذرم .

بر این اساس شکست هدایتخواه و پایداری‌ها  ریشه در تفاسیر و شناخت اشتباه از اوضاع جامعه و دوری هرچه بیشتر مردم از این تفکر بود . دیری نخواهد گذشت که با تجدید قوا و تبیین مواضع به میدان مبارزه برخواهند گشت. آیا   این شکست می تواند پایانی تلخ بر عمر سیاسی هدایتخواه  و پایداریها در استان باشد ؟ آینده نزدیک برگ تاریخ ورق خواهد خورد .

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • فدایی رهبر می‌گه:

    اولاتودرجایگاهی نیستی که بخواهی هدایت خواه رانقدکنی ……………………………………… چه به نقد!!!

  • ناشناس می‌گه:

    تحلیل شما براساس واقعیت های سیاسی و اجتماعی موجود جامعه وعلمی ومنطقی بود،امید است پایداری ها در اینده بر
    اساس وضع موجود،نه قدرت طلبی وخود بزرگ بینی وا رد ترین رقابت های سیاسی شوند،وبپذیرند که انتخابات صحنه
    حق و باطل نیست،بلکه یک رقابت وبیانگربلوغ سیاسی است. با

  • مهران می‌گه:

    اینده نشان خواهد داد چه کسانی پایان تلخی خواهند داشت؟؟؟؟؟؟

  • مسعود می‌گه:

    تشکر از جناب یعقوبی که با بیان حقایق سعی در اشکار کردن ریشه و اساس این دور از انتخابات که جناح اصولگرا چندین ماه قبل از شروع انتخابات با تشکیل اتاق فکرو مهندسی انتخابات همچنان مردم خوش فکر رو به مثابه خود در خواب خرگوشی دیده و تیشه بر ریشه خود زدند.زنده باد اصلاح طلب واقعی .

200x208
200x208