تاریخ درج خبر : 1394/12/28
کد خبر : ۵۳۷۶۰۹
+ تغییر اندازه نوشته -
سیدیوسف مرادی

عمو ابراهیم، عمو ابراهیم است

IMG_20160317_222539(1)

نزدیک عید، شب شهادت پدرت که باشد، نمی دانی کجا بروی، در میان ترقه بازی های به جا مانده از چهارشنبه سوری، زیر باران، راه می افتی در خیابان شلوغ نادری، قصد کافه نادری می کنی، شاید قهوه ی تلخ اش و فضای پر از دود سیگارش، کمی تورا از دنیایی که روی سینه ات سنگینی می کند جدا کند، نرسیده به کافه نادری، درمیان شلوغی های زیر پل حافظ، جلوی پوستر بادیگارد میخ کوب می شوی. در این شب سرد و سنگین و شلوغ، حتما بادیگارد عمو ابراهیم بهتر از تو محافظت می کند تا قهوه های تلخ  و پوچ به یادگار مانده از صادق هدایت در کافه نادری!

عمو ابراهیم یک شاعر است، یک شاعر تمام عیار، اصلا یک استراتژیست انقلاب اسلامی است، شاید هم یک نقاش، که به خاطر رفاقت با «آقا مرتضی» سر از شهرک های سینمایی در آورده است. ابراهیم حاتمی کیا هر چه هست، عنوان کارگردان، تعریف کاملی از او نیست. کارگردان ظرفی است که برای شناخت عمو ابراهیم کوچک است، برای همین است که عباس کیارستمی بعد از سی سال هنوز هم نمی تواند هضم اش کند. لقب کارگردان خوب لایق همان مهرجویی است که بعد از چهل سال هر چه فیلم می سازد«گاو» نمی شود.

عمو ابراهیم، نقاش است، استراتژیست است، شاعر است، نویسنده است، کارگردان هم هست. او یک انقلابی تمام عیار است.

حاج حیدر یک بادیگارد حرفه ای نیست که چاپلوسی کند، دم درب مسوولان التماس کند، خرید خانه عیال مسوولان را انجام دهد و در یک کلام دنبال راضی کردن جناح های سیاسی باشد. حاج حیدر بادیگارد اشخاص نیست، محافظ شخصیت هاست.

حاج حیدر دنبال تشویق دیگران نیست، حتی آنجا که همه تشویقش می کنند، به فکر روزی ست که باید حساب پس بدهد، وقتی همه  او را منکوب می کنند، اخراج اش می کنند، بازهم وظیفه اش را فراموش نمی کند. مطیع فرمانده است اما فقط از خدا می ترسد.

اگر حاج کاظم آژانس شیشه ای بسیجی دهه هفتاد بود، حاج حیدر بادیگارد انقلابی دهه نود است. زمین بازی اش را خودش تعریف می کند، در همان مختصاتی که باید باشد می ایستد، حتی اگر تحقیرش کنند، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود. حاج حیدر یک انقلابی است که دوست ندارد حرفه ای باشد، می خواهد محافظ باشد نه بادیگارد، دوست دارد سرباز باشد تا ژنرال. در واقع فیلم بادیگارد تعریف جامعی از یک انسان انقلابی است.

از سینما که می زنم بیرون، بغضی که عمو ابراهیم در گلویم کاشته است، از یادم می برد درد سنگینی را که در سالگرد شهادت پدرم بر سینه داشتم. نگرانی هایم را همان حوالی کافه نادری می گذارم کنار جوب، تا ماشین های شهرداری با خودشان ببرند.

تا وقتی عمو ابراهیم ها در وطن ام نفس می کشند، غم پدر و این روز های تلخ را می شود تحمل کرد.

پی نوشت:

1-بادیگارد، یک تصویر کامل از سردار بزرگ سپاه اسلام حاج قاسم سلیمانی است (بدون اینکه کوچکترین اشاره ای به او داشته باشد) تصویری از محافظ این روزهای خاورمیانه که وظیفه اش را انجام می دهد، بدون هیچ انتظار تشکری.

منبع: شهیدخبر

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • بهزاد کاظمی می‌گه:

    سلام بر یوسف مرادی عزیز
    برای همین زیبایی های روحت است که همیشه می گویم تو اگر با خودت صادق باشی هرگز نمی توانی کنار امثال هدایتخواه بایستی.
    یاد پدر بزرگوارت گرامی باد و چه بسا اگر امروز شهدای گرانقدری چون ایشان در میان ما بودند احتمال اینکه همراه با عمو ابراهیم نگران حال روز میر حسین موسوی در حصر باشند بسیار بیشتر از آن بود که چون تو استاد عزیز من همراه ستار هدایتخواه نگران نتیجه انتخابات بویراحمد و دنا باشند.
    عمو ابراهیم همان ابراهیمی است که کنار میرحسین موسوی ایستاد یوسف عزیز نه کنار ستار هدایتخواه پس اندکی بیشتر خودت باش روح شریف اصولگرایی واقعی در بویراحمد.

  • حمید می‌گه:

    درود بر ابراهیم حاتمی کیا سردار بی ادعای جبهه مظلوم فرهنگ و هنر .درود بر شیر بی ادعا حاج قاسم سلیمانی

200x208
200x208