تاریخ درج خبر : 1391/09/01
کد خبر : ۵۳۹۱
+ تغییر اندازه نوشته -

دفاع از هویت قومی عشایر

جناب تقوی بهبهانی در چندین شماره مقالاتی را به رشته تحریر درآورده اند که عکس العمل های متفاوتی را به دنبال داشتند. پیامهای ذیل این مقاله ذکرشده است، جوابیه هایی برعلیه وی آمده است و حتی نماینده محترم بویراحمد واکنش امنیتی به این مقاله را یاد آور شدند. ابتدا به دلیل دل مشغولی های دیگر قصد نداشتم چیزی بنویسم ولی واکنش دوست متفکرم جناب حسن غفاری عکاس و هنرمند کشوری که در تاریخ هنر عکاسی ملی چهره بسیار تابناکی خواهد بود، به من حکم کرد که خود را وارد این معرکه فکری نمایم.

“ای اچ کار” فیلسوف بزرگ آلمانی معتقد است که: وظیفه مورخ نه آن است که به گذشته عشق ورزد و نه خویشتن را از قید آن رها سازد بلکه باید بر آن تسلط یابد و به فهم آن کامیاب شود که این خود فهم کلید امروز است. تاریخ استان، بسیار مظلومانه تر از سرزمین و جغرافیای آن است. آن بحشی که ریشه در باستان قبل از اسلام دارد بسیار کم پشت و بنیه است که کاملا مهجور مانده است. قصه آریوبرزن، سنگ نوشته های تنگ سولک، گورستان لما، و ابنیه های ایدنک آثار باستانی مدفون شده در اعماق تل خسرو و بلاد شاپور، همه و همه مجهولاتی است که فعلا چون درآمدی را نمی توان از این مداخل کسب کرد باید فعلا مجهول بمانند. در دوران اسلامی وقایع بسیاری در این جغرافیا روی می‌دهد که بسیاری از آنها نامکشوف و مجهول است. پل‌های پاتاوه، شهر تاریخی دهدشت و سوق و تولیان و چنگلوا، آثار قلعه دختر را کی و چه موقع باید مورد تحقیق قرارداد.

وقتی هم یکی مثل برادر تقوی می‌خواهد در باره تاریخ نظریه بدهد و مطالعه کند، قضایا را پیچیده تر و بغرنج تر می‌نماید. به هر حال، سازمان اجتماعی ایل بویراحمد به عنوان یکی از مهم ترین سازمانهای عشایری این استان در کنار طیبی‌ها و بهمئی‌ها و دشمن زیاری‌ها و باشت و باوی‌ها و چرامی و نویی‌ها دارای هویت تاریخی قابل دفاع است. هر ذهن و فکری که ادعا کند تاریخ قومی قابل دفاع نیست در تعریف قوم و فهم تاریخ اشکالات فراوان دارد. اصل بی طرفی علمی درمطالعات قومی حکم می کند که هیچگاه به هویت فرهنگی قومی که تاریخ هم جز آن است توهین نشود. راهی که انسان شناسانی مثل مارگارت مید، مالینوسکی، رادکلیف براون، لوی اشتروس و مورخانی مثل ویل دورانت به ما نشان دادند. آنچه می توان به دفاع ار آن پرداخت و یا به آن حمله نمود عملکرد افراد است که در یک چهارچوب ایدیولوژیک و قالب مشخص فکری ارزیابی می‌شود و نمره می گیرد. متاسفانه در ارزیابی های وحشتناک نویسنده، بنده هیچ قالبی را نتوانستم پیدا کنم و یا نویسنده آن قالب را برای ما معرفی ننمود. و یک مرتبه به یک قشر بدون استثنا می تازد وآنها را با واژه های زیاد بمباران می‌نماید. دعوای اصلی بر روی چند شخصیت برجسته ای است که در طول تاریخ معاصر بویراحمد نقش آفرینی داشتند. عبدالله ضرغام پور، خداکرم خان، میرغلام  و کی لهراسب و همچنین خوانین و کدخدایانی که در این چند سال اخیر زندگی می کردند.

وقایع تاریخی قابل تحلیل هم عبارتند از: جنگ گجستان و خلع سلاح پاسگاهها و غارتهای ایلی و وقایع دهه سی وچهل و نهایتاً سرکوب عشایر و ترور سرکرده آنها و وقایعی از این دست. ولی وقایعی که متاسفانه از دید محققان معمولاً مخفی می‌ماند عقب افتادگی، تحقیر، تضعیف، محرومیت و فقر و ظلم و ستمی است که از جانب دولت و هیئت حاکمه بر مردم منطقه روا می کردند. محرومانی که در معادلات اجتماعی، واحد های اجتماعی ایل نام دارند. فقط محض اطلاع حضرتعالی عرض نماییم که در آن زمان آنقدر عواطف انسانی وجود داشت که لازم بود کالاهای گرانبهایی را در انبار اجداد شما امامزاده علی جای دهند و آن را به وی بسپارند، آن امامزاده نگهبان این کالا بود تا صاحبش برگردد. غارتگری را که از فرط گرسنگی و فقر به دزدی می‌رفت اگر وی را وادار به قسم و سوگند به امامزاده‌ای نمایید، اعتراف می کرد و کالا را میداد ولی سوگند نمی خورد. از این وقایع انسانی و خردورزانه درآن دوران کم نبوده است. که نه مجال است و نه حوصله خوانندگان برمی دارد. خدا وکیلی آیا عواطف انسانی و روحیات انسانی آن دوران با اکنون قابل مقایسه است. نیک بنگر که اداره سیاسی آن جوامع چگونه بوده است. با این تصویر آیا می توان با مطرح کردن جند نمونه از خلاف کاریها ی احتمالی چند نفر به هویت یک قوم توهین کرد. قطعا این نتیجه گیری اشتباه ماحصل واحدهای تحلیلی است که به اشتباه در استدلال شما وارد شده است. بنده در سالها قبل در یک مقاله ای که اتفاقاً چاپ هم شده است با ذکر موادی در مورد تاریخ معاصر استان و بخصوص بویراحمد سه نظریه رایج را مطرح کردم. در این جا برای تلطیف فضا این سه نظریه را مجددا بازنویسی می‌کنم:

دیدگاه اول: کسانی که تاریخ بویراحمد را در همین چند سال اخیر خلاصه می کنند وآنرا معادل عملکرد چند نفری می دانند و به دلایل متعددی آنها را تطهیر و بدون عیب و نقص می دانند. در این زمینه حتی شبکه سوم صدا وسیما نیز اخیرا برنامه ای را در تایید این نظریه تولید و پخش می کند که تنها منتقد آن برنامه من بودم و مقاله زدم و وبه مدیر کل محترم بی اطلاع از تاریخ و جغرافیای صدا وسیما، ایمیل زدم ولی جوابی نشنیدم. به نظرم مدیرکل حتی آن را نخوانده است (اگر می خواند حداقل جوابی میداد)

دیدگاه دوم : کسانی که به طور کامل عملکرد این افراد را با فرمول معمولی و قالب همپوشانی ظلم و خان وکدخدا، هرگونه دفاع از این وقایع را دفاع از خوانین و ظالمان می‌شمارند و توصیف کنندگان را عمال خوانین ووابسته می دانند. این دو گروه افراطی را قطعاً نویسندگان و محققانی نمایندگی می کنند که آثار آنها در جامعه موجود است. ولی باید قبول کرد که دید گاه لطیف تر و زیباتر و انسانی تری هم وجود دارد که با دو دیدگاه فوق کاملا متفاوت است. این دیدگاه ابتدا ظلم و ستم استبداد ملی را به عنوان ملاک تحلیل قرا می دهد وآن را به عنوان اصلی کلی مطرح می کنند که پایه قیاس و استنتاجات بعدی خواهد بود. از این نظرهر گروهی که بتواند با قیام خویش و اعتراض خود به ستونهای ستم ضربه وارد نماید و جنبه مردمی داشته باشد قابل تایید است. نمونه عینی این استدلال سلسلسله قیام های دهه 40 و30 در استان بوده است که این قیام ها در راستای مبارزه با استبداد پهلوی بوده است. پس از نظر این گروه، می توان از قیام  و مبارزات مردم استان به نیکی دفاع کرد. ولی در محاسبات جزیی و تحلیل خرده وقایع مثل آتش زدن ماموران و قتل عام و… سوالاتی را مطرح می کند و نقد دارند. حال ممکن است شما اصل کلی را قبول نداشته باشید که آن موقع پایه اصلی استدلال فرو می ریزد و به سمت عکس آن حرکت می کند.

علاوه بر نقدهای انسانی ، یکی از سوالاتی که همواره مطرح است این است که رهبران مذهبی ما در خصوص این مبارزات چه نظری دارند. اگر از دیدگاههای مرحوم آیت الله ملک حسینی بگذریم، امام جمعه محترم یاسوج در برنامه تلویزیونی شبکه سه به نوعی این مبارزات را در راه استبدادزدایی از سطح جامعه تلقی کردند هرچند ایشان از تایید جزییات خودداری کردند. نظریه ارتباط جنگجویان بر علیه رژیم پهلوی با علما و رهبران نهضت اسلامی هرچند جزییات آن هنوز مشخص نشده است ولی به عنوان فرضیه هنوز حداقل رد نشده است. حضرت آیت الله خامنه ای در سفری که به استان داشتند به نوعی بر این مبارزات به طور عام صحه گذاشتند. شما را به متن اصلی این سخنان که در زمانی که برادر فرهنگی آقای پیمان، به عنوان مسئول روابط عمومی استانداری فعالیت داشتند، آن را به چاپ رساند ارجاع می دهم بدین سان می توان نتیجه گرفت که تاریخ این قوم را هم با ترازوی ایدیولوژیک و هم با معیارهای انسانی و هم با منطق علمی نمی توان قابل دفاع ندانست. ولی قدرتمندان برای اجرای قدرت و حاکمیت خود همیشه معصوم نیستند و گاها نیز ژانوس قدرت چهره دیگرش را به مردم عرضه می کند. این ژانوس ممکن است در سطح ملی باشد و گاه استانی و گاه ایلی و گاه حتی خانواده. از این مباحث بگذریم و توجه شما را به مسئله دیگری جلب می کنم .

مسئولین فرهنگی ما اعم از ارشاد و صدا وسیما و تبلیغات و دانشگاهها باید خود را از این داغ ودرد جشنواره زدگی برهانند. در ذهن مردم و جوانان این استان سوالات بسیاری وجود دارد که جواب آنها در محافل بسیار خصوصی و جمع های چند نفری داده می شود، سوالاتی که ممکن است حتی به ذهن مدیران فرهنگی این استان هم خطور نکند. برادر تقوی دغدغه ای دارد نمی توان به او توهین کرد همانگونه که او هم نباید توهین نماید. جای این دغدغه ها در بحث آزاد و مناظره ها و اتاق فکرهایی است که فعلا به دلیل عدم نیاز از این استان هجرت کردند دراین منطقه سطح فرهنگ مردم و جوانان بسیار بالاتر از ظرفیت و توان دستگاههای فرهنگی است. برنامه سطح پایین شویل دنا و مهربانی و جشنواره های نمایش و برگزاری کلاسهای اوقات فراغت و کلاسهای بی روح قرآن مجید به شیوهای معمول هیچکدام ذهن سیال و پر از سوال این تحصیلکردگان را قانع نمی‌کند. کافی است سری به شبکه های اجتماعی و وبلاگها و سایت های این جوانان بزنید تا فاصله فرهنگی دستگاههای فرهنگی را با سطح فکری جوانان و علاقه مندان به حوزه فرهنگ اندازه بگیرید.

در پایان به شما برادر عزیز توصیه می کنم که استفاده از واژه های دفاع و حمله ،نداشتن فکر منطقی، عوام، بی منطق و فاقد احساسات انسانی و تفکر معمولی، از عواطف بشری بی بهره و با خردورزی و منطق انسانی بیگانه درشان یک مفاله ای که ادعای علمی بودن را دارد نیست. می شود به جای این واژه های متخاصم و زمخت از واژه های ملایم‌تر و منطبق بر واقیت استفاده کرد. سالها قبل فیلمی را مشاهده می کردم که ضد قهرمان آن خان بود. این خان هم کچل بود و هم فلج بود و هم بدقیافه بود و هم عیاش بود و هم ظالم بود و هم خسیس بود و…خلاصه جمیع نواقص در وی جمع بود . آیا حداقل نمی شد وی را کچل و یا فلج نکرد. این تصورات خیالی هیچگاه کسی را به تصدیقات مورد دلخواه نخواهد رساند. هرچه به سمت این نوع اندیشه های مطلق نگاری و مطلق اندیشی، جمع بندی و استنتاج کلی حرکت نماییم ممکن است در میان برخی از توده ها جایی باز نماییم ولی بدان جامعه فرهنگی از این نوع اندیشه ها زخم های زیادی خورده است که همان گونه که در مطلع یکی از مقاله هایت به نقل طبری و زیباکلام و .. آمده است، خود از مخالفان اصلی این اندیشه ها هستی .

راستی می دانی فیلم دادشاه چقدر هزینه برداشته است؟ اصلا او چه کسی بود؟ آیا میرزا کوچک خان، رئیس علی دلواری همین انسانهایی بوده اند که در کتب درسی برای من نقاشی کردند؟ میرمهنا چی؟ ممکن است شرح زندگی وسوابق سردار تنکابنی و سردار اسعد و سران مشروطه، سردار ملی و سالارملی را برای ما اندکی بیان نمایید. بااطلاعات کمی که دارم قصد ندارم شخصیتهایی را که شما از آنها نام بردید با این مقامات مطهر شده، مقایسه کنم و آنان را به این مقام برسانم. می دانم که اقدامات آنها با خدمات ملی این افرادقابل مقایسه نیست. ولی هدف من فقط این است که به شما عرض نمایم که را ه تحلیل تاریخی و اجتماعی اتکای صرف به زندگی خصوصی و فردی افراد نیست هرچند به قول “لویس کوزر” و یا “هیوز” می تواند بخشی از راه هم باشد.

در پایان یک سوال دیگر هم از محضر شما دارم. اینکه رابطه کاوه گلستان که ظاهرا به یک جریان خاص سیاسی هم وابسته بود با این استان چیست، اگر توضیح بیشتر ارایه نمایید متشکرم.

به امید موفقیت حضرتعالی در راه قلم زنی

* سید نورمحمد حسینی سوق دانشجوی دکتری جامعه شناسی و استاد دانشگاه

» ماجرای توهین نویسنده چرامی در عصردنا به بویراحمد

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • سادات می‌گه:

    کاوه گلستان فرزند ابراهیم تقوی شیرازی معروف به گلستان است.ابراهیم فرزند محمد تقی فرزند سید محمدشریف تقوی شیرازی است .محمدحسن تقوی شیرازی از روستای دره آخوند سادات امامزاده علی به کن تهران مهاجرت کرد.محمدشریف فرزند او از تهران به شیراز مهاجرت کرد.

  • رهگذر می‌گه:

    سلام و درود بر شما دکتر بزرگوار . چقد شیوا نگاشتی.
    استاد من اگه میشه لطف کنید با قلم خوبتون مردم استان را به وحدت دعوت کنید. شما که توانایی نوشتن دارید، دین خودتون رو به مردم استان ادا کنید..
    موفق باشید

  • مجید می‌گه:

    من نیز ضمن عرض سلام و ارادت از حضرتعالی به جهت جوابیه علمی و منطقی همراه با صبر تشکر میکنم و میدانم بقیه هم استانیها نیز چنین سپاس میگویند برایتان آرزوی سربلندی داریم.

  • فرهنگی می‌گه:

    درود بر انسان واقع گرا

  • علي می‌گه:

    سپاسگزارم سیدجان الحق والانصاف ازدیدگاه ونظرات حضرتعالی لذت بردم .به نظر من با این گونه انسانها(تقوی) باید الفبای فارسی اموخت وبه ایشان حالی کنیم که شما هنوز ……….

  • سیدسپهدار می‌گه:

    تا توانی دلی به دست آور دل شکستن هنر نمی باشد .چقدر خوب است که ما همیشه عینک خوشبینی به چشم بزنیم . انسانها باخرد کردن دیگران نمی توانند خود را بزرگ کنند ،بلکه بااعمال ورفتار شایسته و مثبت میتوانند به کمال وبزرگی برسند.ازاستاد عزیزم آقای حسینی تشکر میکنم.

  • رضا می‌گه:

    جناب آقای دکتر حسینی
    فوق العاده نوشتی

  • محمد می‌گه:

    بسیار سپاسگزارم از تحلیل خوب و منطقی جنابعالی مطمئنا مردم استان هم سپاسگزارند
    چه میشود کرد بعضی ها تشنه قدرتند و می خواهند یکشبه معروف شوند
    اقوامی دارم که موقع انتخابات معمولا خلاف نظر خانواده تصمیم گیری می کند – دلیل را که می پرسیم می گوید شما همه موافق هستید پس من شاخص نیستم – به طرف مقابل رای می دهم تا بگویند خودش تصمیم گرفته –
    حالا آقای تقوی هم همینطور عمل میکند

  • حسن غفارى می‌گه:

    سلام وستایش
    نوشته شما به من یاد داد که:
    دانستن آنچه مى خواهیم بگوییم نکو تراز آن است که بدانیم ، چرا مى خواهیم بگوییم ،

  • ساسان می‌گه:

    از مدیران سایت می خواهم که مقاله را تنظیم کنید . پاراگراف های آن معلوم نیست. مقاله علمبی وجالبی است

200x208
200x208