تاریخ درج خبر : 1395/01/16
کد خبر : ۵۳۹۳۸۳
+ تغییر اندازه نوشته -
محمد جلیل فر

«آسیب‌ها و مضرات صنعتی شدن کهگیلویه و بویراحمد»

jalilfar

سایت استان: محمد جلیل فر

برگزاری دومین همایش توسعه شهرستان لنده و برخی دیدگاهها و نظرات ارائه شده در آن گردهمایی، مرا بر آن داشت تا به مقوله توسعه استان با نگاهی عمیق و کارشناسی، نگرانی دائم خود را به عنوان بخشی از جامعه فرهنگی، نسبت به آسیبها و مضرات صنعتی شدن استان در کنار مزایا و منافع آن به مسئولین و نخبگان یادآوری نمایم.

روشن است که توسعه هر منطقه از جهان به پتانسیل ها و ظرفیتهای ذاتی آن منطقه بستگی دارد که بطور کلی شامل سه مولفه منابع زمینی و زیرزمینی، آب و هوا(منابع طبیعی) و منابع انسانی میباشد. برخی مناطق مانند شمال ایران سرزمینهای وسیع و خاک حاصلخیز داشته که برای کشاورزی مستعدند. در برخی مناطق مانند جنوب ایران زمینهای لم یزرع وافر بوده و به لحاظ عدم وجود خاک حاصلخیز و همچنین آب و هوای مساعد، قابلیت کشاورزی وجود نداشته از سوختهای فسیلی بعنوان منابع زیرزمینی بهره مندند. در نقاطی از جهان مانند سرزمین افریقا موادی گرانبها مانند الماس و طلا، سبب غنی شدن خاک آنجا شده اما بدلیل عدم رشد کافی نیروی انسانی، سرزمین افریقا در تاریخ جوامع جهان “فقیر” قلمداد میشود و این در حالیست که سرزمین ژاپن تا حد زیادی از چنین منابعی برخوردار نبوده بلکه با تکیه بر منابع انسانی یعنی نیروی انسانی کارآمد و تولید فکر برتر، اقتصاد آنجا پس از آمریکا در رده دوم جهان قرار گرفته است.

باید دانست همین پراکندگی منابع در جهان، به امر تجارت، معنی و مفهوم بخشیده و یکی از جلوه های حکمت الهی است زیرا اگر منطقه ای همه منابع را در اختیار داشته باشد، ارتباط و تبادل کالا با سایر مناطق جهان برای آن منطقه توجیهی نداشته و عدم وجود برخی منابع توسعه در یک منطقه به معنای توسعه نیافتگی دائم نیست بلکه استفاده صحیح از سایر منابع میتواند خلاء منابع دیگر را پر نماید. اما در کهگیلویه و بویراحمد چه منابعی وجود دارد که در همایش شهرستان لنده، دوستان محترمی مانند سید کامل تقوی تاکید نمودند “در بحث آمایش سرزمینی، کهگیلویه و بویراحمد باید به سمت صنعتی شدن برود و کشاورزی و دامپروری علاج درد ما نیست” ؟

منطقی است که ایجاد کارخانجات مختلف و بسط شهرکهای صنعتی در شهرستانهای استان به شرط توجیه اقتصادی، علاوه بر سرمایه گذاری سودآور و پربازده، تولید شغل محسوب شده معظل بیکاری را تا حدی حل میکند. متعاقب آن تولید کالا افزایش یافته رونق اقتصادی بوجود می آید که این امر به افزایش صادرات غیرنفتی و حتی به روند مثبت شدن تراز بازرگانی کشور و افزایش آن کمک شایانی مینماید. از طرف دیگر آسیبهای اجتماعی ناشی از بیکاری و عدم اشتغال و درآمد پایین شدیدا کاهش یافته، آرامش نسبی روانی بر چنین جامعه ای حاکم میگردد. بنابراین رونق اقتصاد در گرو خوب چرخیدن چرخهای صنعت بوده و بخش زیادی از جوامع توسعه یافته امروزی، جوامع صنعتی و نیمه صنعتی هستند.

چند سالی است که نمایندگان، دلسوزان و مسئولان استان، بسیار مشتاق و پیگیر اجرای طرحهای صنعتی در استان بوده که در صورت تامین اعتبار از مرکز، وضعیت توسعه استان رشد قابل توجهی پیدا میکرد و البته این رشد صنعتی هم اکنون با شیب ملایم ادامه دارد. سوال اساسی و مهم اینجاست که آیا میتوان همه مناطق را صنعتی کرد؟ آیا برای اشتغال جوانان بیکارمان باید انواع طرحهای صنعتی را در هر منطقه ای اجرا نماییم؟ آیا باید با ایجاد کارخانجات گوناگون فضای استان را کاملا صنعتی کنیم؟ برای پاسخ به این سوالها، شناخت حداقلی از پتانسیل ذاتی مناطق استان ضروری است: استان کهگیلویه و بویراحمد به دو اقلیم سردسیر و گرمسیر تقسیم شده که اختلاف دمای این دو بخش قابل توجه است. گرمسیر آن مانند گچساران، دهدشت، بهمئی و لنده، آب و هوایی شبیه خوزستان داشته از پوشش گیاهی مناسب و جنگل کافی برخوردار نیست. سردسیر آن مانند بویراحمد و دنا، آب و هوایی دلپذیر و جنگلهای انبوه شبیه مازندران داشته که همان اصطلاح “شمالی در جنوب کشور” برای آن مناسب است.
برای مناطقی مانند لنده و دهدشت امکان ایجاد کارخانجات مختلف وجود داشته و حتی میتوان کهگیلویه را با تزریق اعتبار کافی به شرط توجیه اقتصادی به یک قطب صنعتی تبدیل کرد اما کشاورزی و دامپروری علاوه بر منبع ارتزاق بخش زیادی از مردم آن منطقه، امروزه به یک فرهنگ تبدیل شده که حذف آن فقط در صورت جایگزینی امکان پذیر بوده و به سادگی اتفاق نمی افتد بطوریکه بخشهای زیادی از منطقه لنده مستعد دامپروری بوده و میتوان علاوه بر رونق صنعتی از طرحهای کشاورزی و دامپروری برای توسعه منطقه نیز کمک گرفت. بنابراین حذف کشاورزی و دامپروری از چرخه زندگی مردم به بهانه گسترش صنعت برای توسعه منطقه را مفید ندانسته آن را نوعی افراط و تفریط در نگاههای توسعه محور میدانم. حتی اجرای طرحهای صنعتی مرتبط با دامپروری را برای ارتقاء سطح زندگی و رفاه این منطقه ثمربخش دانسته و در این زمینه بعنوان مثال میتوان به صنایع تولید و تبدیل لبنیات، برای تکمیل فرآیند تولیدات دامی اشاره کرد.
سرزمین ناهموار لنده و بخشهای دیگر کهگیلویه بزرگ، مستعد تزریق پروژه های صنعتی کوچک و بزرگ بوده که تلاش مسئولین در این زمینه میتواند راهگشا باشد حتی منافع و مزایای چنین صنایعی بر مضرات آلودگی محیط زیست رجحان دارد. البته توجه ویژه به شیمی سبز و اصول دوازه گانه آن در توسعه صنایع امری لازم است. علمی که اولین بار در سال 1990 بین دولت آمریکا، صنعتگران و انجمن علمی برای جلوگیری از آلودگی هوا اعتبار یافت. شیمی سبز یعنی طراحی فراورده ها و فرآیندهای شیمیایی که بکارگیری و تولید مواد آسیب رسان به سلامت آدمی و محیط زیست را کاهش داده یا از بین می برند. به بیانی دیگر  شیمی سبز عبارت است از ساخت محصولات جدید با استفاده از روشهای جدیدی که متناسب با اهداف سه گانه محیط زیست پایدار، اقتصاد پایدار و جامعه پایدار است.

در بحث آمایش سرزمینی که همان توزیع متوازن جغرافیایی کلیه فعالیت‌های اقتصادی-اجتماعی بر اساس قابلیت‌ها، منابع طبیعی و انسانی هر منطقه میباشد، معتقدم قبل از ایفای نقش اقتصادی استان و تعریف جایگاه آن در کشور، لازم است آمایش سرزمینی در درون استان مطالعه و اجرا شده، نوع و نقش مناطق گرمسیری و سردسیری را در این آمایش، معین و تفکیک نماییم. مثلا به مناطقی مانند گچساران صنایع تبدیلی وابسته به نفت و گاز و همچنین صنایع مرتبط با دامپروری و کشاورزی برای پوشش تولید در بخش روستایی در نظر گرفته شود در حالیکه صنایع تبدیلی مرتبط با کشاورزی و نیز دامپروری و ایجاد نیروگاه برای حوزه باشت میتواند راهگشا باشد. در حوزه چرام طرحها و صنایع وابسته به کشاورزی و نیروگاهی بیشتر اهمیت داشته در حالیکه در مناطق تقریبا خشک لنده و بهمئی صنایع وابسته به دامپروری و تولیدات دامی توجیه اقتصادی بیشتری دارد. البته فراهم نمودن بستر ایجاد صنایع در حوزه های مختلف، به دو مولفه توسعه راه و تسهیل حمل و نقل و همچنین ذخیره و انتقال آب در مناطق خشک و نیمه خشک، وابستگی شدید دارد. همین جا لازم میدانم به هدررفت زیاد آبهای سطحی از مناطق مختلف استان یعنی خروج این آبها از استان و استفاده آنها در استانهای مجاور با تاسف اشاره نمایم که لازم است در زمینه مهار آبهای سطحی استان، از ناحیه دستگاههای مسئول، مطالعات و اقدامات جدی تری انجام شود. همینطور راه خروج از معضل قرار گرفتن شهرستان لنده در بن بست جغرافیایی، توسعه محورهای مواصلاتی به مناطق دهدشت و بخش سردسیری بهمئی گرمسیر است که قسمت دوم میتواند پتانسیل مناطق نیمه کوهستانی و استخراج معادن احتمالی را به ظرفیت منابع شهرستانهای لنده و بهمئی بیفزاید و بدون توسعه راههای ارتباطی، رونق صنعت، شعاری سرگرم کننده خواهد بود.

در همین مناطق گرمسیری مانند دهدشت علاوه بر امکان توسعه صنایع مرتبط با کشاورزی، دامپروری و صنایع مرتبط با استخراج معادن، بدلیل نیروی کار فراوان، هزینه تولید محصولات برخی صنایع غیرمرتبط با پتانسیلهای طبیعی، کاهش یافته و ایجاد چنین کارخانجاتی به شرط یافتن بازار فروش و امکان صدور کالاهای تولیدی، مقرون به صرفه است. متاسفانه گاهی به بهانه جذب اعتبارات ملی ممکن است برخی سرمایه گذارها با شعار ایجاد رونق اقتصادی در منطقه و با حمایت مسئولین ملی و محلی، طرحی صنعتی بدون توجیه اقتصادی با هدف جذب تسهیلات بانکی اجرا نموده که در پایان راه، علاوه بر ورشکستگی و زایل شدن سرمایه، اعتبارات مربوطه در مسیرهای دیگر مصرف شده، فرصت اختصاص پروژه های مناسبتر از آن منطقه سلب میشود. از طرف دیگر ایجاد صنایع زنجیری و وابسته به هم که یک حلقه آن در استان ما و خوراک آن از استان دیگر است و همچنین ایجاد صنایع بسیار پیشرفته با تکنولوژی پیچیده و هزینه های سرسام آور در برخی شهرستانهای کوچک، نه تنها توجیه چندانی نداشته بلکه کلاهی اقتصادی است که بر سر مردم ما گذاشته میشود.

از نگاه آمایش سرزمینی درون استانی، نقش اقتصادی حوزه سردسیر یعنی مناطق بویراحمد و دنا که قسمت اصلی هدف نگارنده را تشکیل میدهد چگونه ایفا میشود؟ آیا این مناطق نمیتوانند نقش اقتصادی خود را به گونه ای دیگر ایفا نمایند؟ به بیانی دیگر آیا میتوان به بهانه توسعه صنعت، طبیعت زیبای این مناطق را بر هم زد؟

طبیعتی که توصیف آن مسئولیت ساکنان آن را افزایش میدهد. بر دوستداران طبیعت روشن است آب و هوای مساعد و دلپذیر، بویژه در فصول بهار و تابستان که  طبیعت از لباس سفید خود بیرون آمده و جامه سبز به تن می کند، سرزمین ناب و رویایی بویراحمد و دنا را به نگینی درخشان در زاگرس تبدیل نموده است. وجود سرزمین پوشیده از جنگلهای انبوه، مناظری چشم نواز و شگفت انگیز را برای هر بیننده ای به تصویر کشیده است. بوی عطر گلها و گیاهان وحشی و صدای آواز قناریها در کوهساران این منطقه دلربا، نفس هر خسته دلی را تازه و به روح لطیف پیکر کم رمق مسافران، طراوت و شادابی میبخشد. آبشارها و آبهای روان، زلال و سرد حاصل از چشمه های جوشان و رودهای خروشان منطقه بویراحمد و دنا چنان است که تن رنجور هر رهگذری را احیا و زمستانی سرد را در دل تابستانی گرم تداعی میکند. انواع درختان راست قامت و متواضع دشتها و کوههای سر به فلک کشیده، به گونه ای همسایه هم شده اند که مانند چتری آسمانی، زمین غنی شده از انواع بوته ها و گیاهان باخاصیت منطقه سردسیر را، چه مهربانانه و زیبا در پناه خود قرار داده و این سایه برآمده از یکرنگی و اتحاد سبز برگهای پهن درختان، حاشیه امنی از تابشهای پرانرژی آفتاب عالمتاب را برای ساکنان بوجود آورده است. فضای سبز پوشیده از چمنزارهای خندان و یکدست این دیار باصفا، نشاط و هیجان را به میهمانان عزیز و همیشگی خود هدیه میدهد. هوای خنک حاصل از شرایط اقلیمی منطقه، با تزریق جانی تازه بر مشام عاشقان طبیعت، حسی زیبا و بیادماندنی بر جای میگذارد. وجود باغات متعدد و تولید محصول باارزش آنها، علاوه بر اشتغال پایدار بخشی از مردم بویراحمد و دنا، امروزه به عنوان قسمت مهمی از صادرات غیرنفتی استان محسوب میشود. بنابراین طبیعت زیبای بویراحمد و دنا که بخشهای مهم پتانسیل ذاتی آن مورد توجه نگارنده قرار گرفته، موهبتی الهی است که حتی تولید نسخه کوچکی از آن در مناطق گرمسیری با سرمایه گذاریهای کلان به آسانی بدست نمی آید.

حال چگونه قدر این همه نعمت الهی را بدانیم؟ آیا منطقی است به بهانه توسعه صنعت برای ایجاد اشتغال و کاهش تعداد بیکاران، طبیعت زیبا و جنگلهای تنیده در هم بویراحمد و دنا را با ورود انواع آلاینده های صنعتی نابود کرد؟ آیا یکی از وظایف اساسی ادارات منابع طبیعی، حفظ طبیعت و جنگل با شعار “نگذارید بمیرد جنگل که جهان خواهد مرد” نیست؟ بنابراین در بحث آمایش سرزمینی درون استانی، برای حفظ سازمان محیط زیست کم نظیر و جذاب استان، نباید بگذاریم بویراحمد و دنا به سمت صنعتی شدن برود که در آن صورت طبیعت بکر و دست نخورده آن زیر پای چرخهای آلوده صنعت له شده و چهره زیبای آن مانند اراک در زیر دود ناشی از ذرات معلق خروخی پسماند صنایع گم خواهد شد. به اعتقاد نگارنده تعریف خودمانی و عامیانه آمایش سرزمین چنین است: ” هر کی هر چه داره بیاره وسط “. با این تعریف، بویراحمد و دنا برای اینکه سهمی در توسعه استان و کشور داشته باشند فقط لازم است با همان شرایط طبیعی خودشان یعنی طبیعت زیبا و بکر به میدان بیایند و بهترین روش توسعه بویراحمد و دنا را حفظ طبیعت آنها در خلال تغییرات توسعه محور میدانم.

همین طبیعت زیبای بویراحمد و دنا که یاسوج را پایتخت طبیعت ایران لقب داده است، پتانسیل مهمی برای گردشگری محسوب شده و امروزه در کنار درآمدهای نفتی استان بعنوان یک منبع درآمد پایان ناپذیر برای استان به حساب می آید. بدلیل اهمیت موضوع گردشگری و درآمدهای ناشی از آن، امروزه اکثر کشورها و استانها بصورت علمی و منظم با برنامه ریزی دقیق به استقبال آن رفته اند بطوریکه گردشگری یک صنعت قلمداد شده و برای هر منطقه به شرط داشتن پتانسیلهای طبیعی، یک بخش مهم درآمدزایی محسوب میشود. بنظر میرسد در مناطق بویراحمد و دنا که حدفاصل مسیر سردسیری یاسوج – دهدشت را نیز در بر میگیرد، بجز توسعه صنعت گردشگری مبتنی بر جذب توریسم و ایجاد برخی صنایع سبک وابسته به کشاورزی و تولیدات دامی که با رعایت شیمی سبز، میزان آلایندگی محیط را در حد صفر نگه میدارند، هیچ صنعت دیگری برای ترقی منطقه ضرورت ندارد. چنانچه در گذشته، رویه محافظت از طبیعت منطقه اعمال نشده است، در آینده با تخریب و فرسایش محیط زیست، تاوان ایجاد پروژه های نامتناسب پرداخت خواهد شد.

بنابراین ضرورت دارد برای توسعه و پیشرفت مناطق سردسیر، صنعت گردشگری بعنوان مهمترین و پردرآمدترین صنعت، مورد توجه قرار گرفته و چنانچه الزامات آن رعایت شود، به تنهایی بزرگترین منبع درآمد استان خواهد بود که برای اینکار لازم است ابزارهای آن بدرستی بکار گرفته شود.

برای توسعه گردشگری، زیبایی منطقه به تنهایی کارساز نیست بلکه فرهنگ مردم بویژه رفتار با گردشگران داخلی و خارجی، نحوه ارائه خدمات در فرودگاه، رستوران، تفرجگاه، بیمارستان، کلینیک، هتل، سوئیت، تاکسی، مدرسه و … باید در سطح خوبی باشد که مهمترین عامل جذب جهانگردان را پس از مناظر طبیعی و غیر طبیعی، سطح فرهنگ مردم منطقه میدانم و در این زمینه آموزشهای همگانی ضرورت دارد. البته رفتار متناسب با شان گردشگران بوسیله احترام و داشتن اطلاعات کافی، بخوبی پاسخگوی نیازهای آنها بوده که نباید با رفتار و برخورهای ساده و محبتهای بیجا اشتباه شود. در زمینه جذب توریسم، برای سامان دادن به بخشهای گوناگون مرتبط، با معماری و طراحی عالی، لازم است اعتبارات کافی هزینه شود و یکی از خلاق ترین افراد استان برای سازمان گردشگری و نما دادن به مناطق مختلف استان انتخاب گشته بطوریکه بتواند با ایجاد بسترهای مناسب و مدیریت فرآیند گردشگری، درآمد خوبی برای استان کسب نماید. در مناطق گرمسیر استان، جذب توریسم داخلی و خارجی، منحصر به مکانهای تاریخی و باستانی است که متاسفانه تعداد این مکانها زیاد نبوده و برای جذب گردشگران، نیاز به ایجاد مناظر غیر طبیعی بوسیله طراحی و معماریهای جدید با نگاه ملی و جهانی است که به هزینه های قابل توجهی نیاز داشته و در چنین شرایطی از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نیست. با در نظر گرفتن مجموع شرایط کنونی شاید بتوان برای سردسیر، شعار توسعه صنعت توریسم و برای گرمسیر، توسعه صنایع منهای توریسم را شعار کلی و محوری توسعه استان قرار داد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208