تاریخ درج خبر : 1395/01/17
کد خبر : ۵۳۹۶۶۶
+ تغییر اندازه نوشته -
ابولفضل نوروزی

درد نام دیگر محمد جواد (جلال فرد) بود

روز اولی که دیدمش. جوانی لاغر اندام با موهای بور و ریش های بلند. در نظرم شبیه محمد بروجردی آمد. مسیح کردستان. شاید او هم مسیح یاسوج بود. لیسانی شهرسازی اش را گرفته بود. به تهران آمد بود برای فوق لیسانس مدیریت اجرایی. از مسائل شهری میگفت. نگاه عمیقی داشت. نقش مدیریت شهری در فاصله طبقاتی و در بی عدالتی شهری. از برنامه و اولویت های اشتباه شهرداری ها میگفت. از رقابت ناسالم شهرداری ها در کشور. از محرومیت شهرهای کوچک و ظلم شهرهای بزرگ. از تراکم فروشی و برج سازی های بیهوده تا حاشیه نشینی ها و بیغوله ها و زاغه نشین ها. مثال می آورد. از تهران، مشهد شیراز و اصفهان. اطلاعات خوبی داشت. نگاه عدالتخواهانه همراه با تسلط علمی. می‌گفت چرا باید بودجه شهرداری فلان شهر چندین برابر بودجه عمرانی استانش باشد. چرا باید بودجه تهران بیشتر از بودجه عمرانی کشور باشد. تازه این بودجه چقدرش خرج مناطق محروم می شود و چقدرش خرج مناطق مرفه. از شیراز مثال می آورد و کارهایی که در شهرداری آنجا انجام شده است. از دیدگاه های اشتباه شهردارهای کشور می گفت. می گفت که نماد توسعه یافتگی را ساخت مال ها و برج های تجاری می دانند. دغدغه مشهد را داشت و اشتباهات مدیریت شهری آنجا می گفت. که ای کاش به جای این همه هزینه ها برای توسعه مناطق تجاری کمی به زاغه نشین ها توجه می شد. میگفت درست نیست در چند کیلومتری از حرم امام رضا این همه زاغه نشین و حاشیه نشین باشد.

می گفت امام گفته مملکت مال این زاغه نشینان است.

ساعاتی از نیمه های شب گذشته بود. تلفنم زنگ خورد. شماره محمد جواد افتاده بود. تلفن را برداشتم. باران شدیدی می بارید و شاید هم تگرگ. صدای رعد و برق با صدای محمد جواد قاطی شده بود. پرسیدم کجایی؟ پاشخ داد پارک هرندی. جایی در جنوب تهران. موتور دوستش را گرفته بود و در آن سرما و بارش شدید باران خودش را رسانده بود به پارک هرندی. در اخبار شنیده بود که عده ای خودجوش شب گذشته به کارتن خواب های پارک هرندی حمله کرده اند و چادر ها و وسایل آن ها را آتش زده اند. افرادی که شاید بیشترشان معتاد بودند و کسی نه آنها را میدید و نه به آنها اهمیت می داد. اما جواد آنها را دیده بود و به آنها اهمیت می داد. شماره مسئولین شهرداری را می خواست. می گفت معنی ندارد در جامعه اسلامی حاکم راحت بخوابد و مردم بی سرپناه و سرما در عذاب باشند. برایش فرستادم. شبانه تماس گرفته بود و خواب رو به چشم مسئولین شهرداری حرام کرده بود.

آن شب هفتاد میلیون ایرانی خواب بودند ولی محمد جواد بیدار بود. بعد از چند روز شهرداری گرم خانه های تهران را فعال کرد و بخش عمده ای از کارتن خواب های پارک هرندی را در آن جا داد.

پاهی اوقات از مسکن مهر انتقاد می کرد. اصلش را قبول داشت و با اینکه می گفت بزرگترین خدمتی بوده که بعد از انقلاب به مردم انجام شده اما می گفت اشکالاتی دارد که ای کاش نداشت. چرا اینقدر متراکم ساخته اند. چرا همه شبیه هم؟ چرا بعضی هایش مکان یابی مناسبی ندارد؟ سوالاتی بود که برخی اوقات بیان می کرد.

بعد از دیدار رهبری با هیات دولت و تاکید رهبری بر اتمام مسکن مهر و چشم به راه بودن میلیون ها نفر، مسیرش را پیدا کرده بود. انگار باهاش اتمام حجت شده بود. دوربینش را بر می داشت و میرفت از پروژه های تعطیل شده مسکن مهر عکس می گرفت. وعده های انجام نشده را پیگیری می کرد. اطلاعات خوبی به دست می آورد. با متقاضیان ارتباط گرفته بود. همه را میشناخت. مشکلات شان را می شنید و به گوش مسئولان می رساند. بسیاری از مسئولین و نماینده ها میشناختندش. ریز به ریز مشکلات را در آورده بود.

دلش می سوخت می گفت مسئولی که در خانه چند میلیاردی زندگی می کند نمی تواند درک کند که متقاضی مسکن مهر 20،30 میلیونی چه می کشد.

شاید بزرگترین خصوصیت محمد جواد را بتوان درد نام برد. دانشجویی انقلابی که سرشار از درد بود. درد دین، درد تبعیض درد بی عدالتی درد محرومین و مستضعفین، درد مردم خراش های روح محمد جواد بود.

دردهای من

جامه نیستند

تا ز تن در آورم

چامه و چکامه نیستند

تا به رشته ی سخن درآورم

نعره نیستند

تا ز نای جان بر آورم

دردهای من نگفتنی

دردهای من نهفتنی است

دردهای من

گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست

درد مردم زمانه است

مردمی که چین پوستینشان

مردمی که رنگ روی آستینشان

مردمی که نامهایشان

جلد کهنه ی شناسنامه هایشان

درد می‌کند

من ولی تمام استخوان بودنم

لحظه های ساده ی سرودنم

درد می‌کند

دفتر مرا

دست درد می زند ورق

شعر تازه ی مرا

درد گفته است

درد هم شنفته است

پس در این میانه من

از چه حرف می زنم؟

درد، حرف نیست

درد، نام دیگر من است

من چگونه خویش را صدا کنم؟

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208