تاریخ درج خبر : 1395/01/20
کد خبر : ۵۳۹۸۰۵
+ تغییر اندازه نوشته -
ایمان یعقوبی

«نوای نقاره بر گور افراطی‌گری»

iman

سایت استان: ایمان یعقوبی

آواز همای بسان پروازش رویایی و ستودنی است . پرنده خوشبختی چندی است به پرواز اجباری تن نمی دهد ، لیکن 7 اسفند به خواست مردمی دوباره بر شانه های زارعی نشست . مسبب امر آنچنان که آمد اراده جمع بود نه احکام دستوری تمامیت خواهان . اسفند 94 برای معدودی محدود الفکر ، سرایش غزل خداحافظی بود . در نگاه پایداریها و عقبه و پیش قراولانشان ، مسأله بودن یا نبودن بود . تمامیت خواهان در پادگان فکری خود متوهمانه در انتظار ظفری دگر بودند ، به هر آنچه لازم بود دست یازیدند تا در انتها نبازیدن خویش را نظاره کنند . از ژستهای آن مدلی با کت اسپورت در نگاره های خود !!! تا وعده های اصلاح طلبانه برای جمع آوری تخم مرغ از سبد اصلاح گراها !!! گذار ناقص و شتابان از تیپوکراسی به تیمو کراسی افلاطونی ترامپهای وطنی را به روشنفکری مدرن توتالیتری سوق داد . این سیر قهقرایی نخستین ، شروع دور تسلسل پایانی آنها شد . ماحصل اذهان منقبض ( فکر پادگانی ) شکست تلخی دیگر بود . چون ایدئولوگ هستند از برتافتن شکست عاجزند و خود را بر سبیل عدالت و طریق حقانیت می پندارند لاجرم از کوزه ذهنشان همان برون می تراود که انتظارش می رفت . به سان بزرگ کیهان نشین و کیهان نویسشان مدعی تئوری توطئه خاموشند . پرده دوم طراحی شده در قالب پلت فرم پایداری ، پویش تقلب با پوشش رسانه است . ابر و باد و مه و خورشید و فلک را بکار گرفتند ، از مرکز تا پایتخت برهمگان تاختند که چه نشسته اید که دولت تدبیر ، عدالت را به قربانگاه برده است ، اما همچون درزی نابلد یکی رو یکی زیرشان را همه از زیر کشیدند و مقهور اراده ملت شدند . پادگان ذهنشان در برابر پارلمان فکر عموم به زانو درآمد . منادیان بی عزتی بویراحمد یک روز به اشتباه متوهمانه سودای برابری و همآوردی با موسوی جهان آباد در سر داشتند و اینچنین اصولگرایان افراطی تا فصولگرایان و اصول طلبها !!! و اصلاح گراها !!! شمشیر شکسته در دست با نوای ناخوش ساز افراطی گری چون عروسکان خیمه شب باز و مست از باده پیروزی در تاریکی شب به رقص خودکامگی درآمدند . با طلوع سپیده سحری 7 اسفند جولان اراده ی مردمی ، شامگاهی با تاری دو چندان بدانها هدیه کرد تا حتی آوای سه تارهای شکسته هم به فریاد ستاریست ها نرسد .
تمامیت خواهان تا دم آخر پیروان خود را بشارت نصرت همی دادند که اگر چه باختند اما داد خود ستانند . در این وانفسای سیاست زدگی و بی اخلاقی ، اغتشاش کردند و خطوط قرمز خود را زیر پا نهادند ، سخن پراکندند و دایم المدئی تقلب شدند ، چون از مباهته ابایی ندارند پرونده ها ساختند ، و اینچنین به قول آیدین سیارسریع : می اکبرعبدیدند .
منادیان شعار بی عزتی بویراحمد که مردمان دیار خود را به رای فروشی و تقلب متهم کردند پرده از عقاید خود برداشتند و ثابت کردند که چه کسانی این قوم را بی عزت می شمارند و حال که بجای نشاندن مهر ابطال بر پرونده انتخابات نشان اخراج بر پیشانی خود داغ شده دیدند ، استاندار آستان سیاست استان را چون فرماندارانش به مسامحه و مصلحت اندیشی و لاپوشانی و حق کشی در قالب نامه نگاری های خیالی متهم می کنند و مدعی رجحان امنیت بر واقعیت اند . اینها همگی خود گواه جهل مرکب پایداری هاست . براستی این جماعت اگر مدرکی محکمه پسند همی داشتند با عطف به همگرایی و نزدیکی با نهادهای نظارتی انتخابات باطل نمی شد ؟؟

پایداریها یک طرفه به قاضی رفتن جزیی از قاموسشان است ، چون چنین هستند هماره راضی اند این اتهام وارده از سوی آنها از سنخ شادمانی قبل از پیروزی خیالی شان است . این قصاص پیش از جنایت در واقع آخرین زجه ها و تلاشهای نافرجامشان قبل از مرگ سیاسی محتومشان است . تاریخ پاسخی محکم به این مظلوم نمایی و فرار به جلو آنها خواهد داد .

جماعت محذوف پایداری به اصلاح ظاهر همت گماشتند و از اصلاح ساختارهای فکری خود بازماندند . ندانستند که نمی دانند مشکل از ضعف در ساختارهای فکری و مشی اجتماعی و تجزم اندیشه آنهاست . افراطیون که صباحی چند با اتکا به دولت احمدی نژاد زیستند ، حایلشان با رویش بنفشه های تدبیر و امید در خرداد 92 فرو ریخت و تتمه افراطی گریشان در اسفند 94 برچیده شد ، امید داشتند با اجرای استراتژی فتح سنگر به سنگر از 94 نهایتاً با رونمایی از نسخه جدید احمدی نژاد 96 جانی دوباره یابند . اما گویی پس از دومین شکست بزرگشان صدای ساز و نقاره ها بر گوششان بسی ناخوشآیند است . آواز دهل از دور خوش است هم برای آنها مفهومی وارونه می دهد . تاریخ مدعی است در گذشته برای ابلاغ خبر مهم ناقوس کلیسا به صدا در می آمد و یا نمونه وطنی اش جارچیان با ساز و دهل جا رمی زدند . این ساز و نقاره ها تکرار آن خاطره های نوستالژیک است و پیامش این است : شروع پایان افراطی گری

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • مجید می‌گه:

    ظاهرا، این دوست به اصطلاح روشنفکر رفتار های اقایx و هوادارانش را ندیده … یا هم خودشو زده به ندیدن!!!

  • 11 نمره مشروطی می‌گه:

    ننگ بر اصول گرا های سنتی باد که با کوته بینی وجه ی اصول و ثابت قدمی را سیاه کردند . اگر شما از روزگار دلگیرید عیبی ندارد ولی آنچه عیان است چه حاجت به بیان است .

  • دنا کوه می‌گه:

    جای این افاضات در دانشگاههاست و ضمنا کاندید بیست و شش ورصد قبول شده و هفتاد و چهار درصد نظاره گر توهینها و تمسخرهای امثال جنابعالی به خود هستند. شما نماینده اقلیتی هستی ، چطور به خود اجازه میدهید اینگونه به اکثریت جامعه بتازید ، مگر جنگ بود؟ انتخاباتی بود و تمام شد. چرا اینهمه قلمبه و سلمبه مینویسید ،چه شده؟

  • lpl,n می‌گه:

    نویسنده ذهنی خارق العاده داشته………………………….
    روانشناس

  • سلام می‌گه:

    تحمل ِ این همه درد را

    قرص های خواب آور به دوش گرفته اند

    خیالت راحت باشد،فرهنگمان را به ………کشیده ای

    در بلوار مهتر ناجوانمردانه بر پیکر شهر شلاق می زنی،رقص می کنی

    آسوده بخواب که جریان نکبتت روی شهر را سیاه کرده اند

    افسوس می خوریم برای کلاغ های این شهر که بالشان در جمعه سیاه ،سیاه تر شد

    آه می کشم برای آهنگ شربه های مادران این دیار که جانسوز تر شد

    با شلاقت تندتر بر زخم هایمان بزن ،تا صدای سگ هایی که بر پیکر شیر ایستاده اند را نشنویم،اما شیر همان شیراست

    ………………………………………………………

  • تاجمیری می‌گه:

    سلام.حیف این قلم که بخاطر نفرت از هدایتخواه، ثناگوی زارع (که معلوم نیست بر کدام مرام است) شده است.
    یاد دیالوگی از فیلم امام رضا افتادم که به شخصی گفتند:ما نفهمیدیم آخرشما با مأمون هستید یا با علی ابن موسی ؟!!
    پاسخ داد که: راستش را بخواهید من عاشق سلامت اباالحسن هستم ولی صدای………… مأمون را نیز میشنوم.
    تاریخ همیشه در حال تکرار است….

200x208
200x208