تاریخ درج خبر : 1395/01/20
کد خبر : ۵۳۹۹۰۸
+ تغییر اندازه نوشته -
روح الله درخشی

اصلاح طلبی به شرط چاقو؟! (ضرورت اصلاحات در اصلاحات- بخش دوم)

روح الله درخشی

مستور و مست هر دو چو ازیک قبیله اند

ما دل به عشوه که دهیم ؟ اختیارچیست؟

راز درون پرده چه داند فلک ، خموش!

ای مدعی نزاع تو با پرده دار چیست؟!

دکتر محمد رضا عارف: من خیلی فحش خوردم. انگ‌هایی به من زدند که سابقه نداشت. اتهام اصلاح طلب بدلی به من زدند. حتی گفتند امنیتی ها به تو گفته اند که کاندیدا شوی. ( گفتگو با ویژه نامه نوروزی روزنامه اعتماد ص ۲۵ )

سید باقر موسوی: آقای بهرامی اظهار کرده است که اصلاح طلب هستند، اما ایشان یک پیشینه ی اصولگرایی دارد و باید سر بزنگاه آن را روشن می کرد. کلیک کنید(در مصاحبه با سایت فصلی نو )

غلامرضا تاجگردون: اصلاح طلبان استان من را قبول ندارند. ( در جمع مردم چرام فروردین ۹۵)

جز شرم چه می توان بر این نوع “ نگرش “ نام گذاشت که کسی خود را در مقیاسی بالاتر از دیگران، اصلاح طلب ببیند، در حالی که اصلاح طلبی یعنی رویش تازه ها و در همیشه ی اعصار بر علیه ” خودبرتربینی ” قیام کرده است ؟ این نشان می دهد که هدف این ” بعضی ها”، بیشتر از آنکه اصلاح جامعه باشد ، خودنمایی و قدرت طلبی نامتعارف است. چنین نگرش سخیفی، اوج انگیزه های تمامیت خواهانه و انحصارطلبانه است. وقتی قرار است ما با اندیشه اصلاح طلبی تنه به تنه دنیا بزنیم، وقتی قراراست ما تلنگری به ” خودخدایان ” و خفتگانِ در لحاف فریبکارانه ی ” ایدئولوژی ” بزنیم و افراط و تفریط را ازمیان برداریم، وقتی قراراست ما ساز اصلاح جامعه را کوک کنیم و اندیشه های بسته و برکه ای را به سمت نگاه به تمام انسان و جهان سوق دهیم، آیا شرم آور نیست که پذیرش هرانسانی را مشروط به شکافت شخصیت وی و پیدا کردن رگه هایِ اصلاح طلبی آن بدانیم ؟ این درحالیست که اشتباهات برخی از این مدعیان از همه فزون تر و ویرانگرتر بوده است. البته که داشتن سابقه و شناسنامه در یک تفکر، امتیاز محسوب می شود اما راه ندادن دیگران و نسل جدید به صف اصلاح طلبی به بهانه های واهی، چیزی نیست جز انحصارطلبی. بد نیست اگر این مدعیان، من جمله آقای باقر موسوی و برخی دیگر از نسل اول ، به سابقه ی خود نگاهی بیفکنند و بعد برای دیگران سابقه اصولگرایی تعریف کنند. سابقه ای که نه الان، بلکه در گذشته هم مقبول طبع اکثریت نبود، بلکه ترس از خشونتِ انقلابی، باعث سکوت در مقابل رفتارهای انحصارطلبانه آنان می شد.

اصلاح طلب کیست و اصلاح طلبان چه کسانی هستند؟ همه ی اصلاح طلبی در نگرش انسان به انسان و جهان خلاصه می شود.هیچ اصلاح طلبی اهل مرزبندی جغرافیایی نیست. اهل مرزبندی قبیله ای نیست. اهل معامله بر سر منافع مردم نیست. اصلاح طلبی یعنی خودفرمانروایی اخلاقی به این معنا که درک کنیم که در اصلاحات جا برای همه است و هیچکس جای ما را تنگ نمی کند.اما انسانها بسته به شخصیت و تربیت درونی و بیرونی خود با این مقوله برخورد می کنند.

اما در استان کهگیلویه و بویراحمد میزان اصلاح طلبی بستگی به میزان ” توسعه یافتگی ” شخصی دارد، چون بافت قبیله ای و تمرکز تفکر بر مرزهای جغرافیاییِ کوچک از عوامل تاثیر گذار بر اصلاحات در استان ما بوده است. هرچه شخص به لحاظ تفکر، توسعه یافته تر باشد و در گذشته نمانده باشد آن شخص اصلاح طلب تر است. انسان عاقل در گذشته نمی ماند و بغض های گذشته در رقابت های سیاسی نمی تواند او را در پیشبرد اصلاحات متوقف کند و هر کس در گذشته مانده است قطعا نه توسعه یافته است و نه عاقل.

اصلاح طلبی هیچگاه به عنوان یک فرآیند مستمر و متصل، در ایران نمود پیدا نکرد و همیشه بنا به شرایطی خاص، التقاطی از اندیشه های مخالف در نبرد با قدرت متمرکز و خفقان موجود، به نام اصلاحات پیروزی نسبی بدست آورد. مثلا آقای موسوی یک بار پرچمی را علیه دوستان خود علم کرد. بعد از جدایی از یاران خود در حزب جمهوری اسلامی، که سید مسعود حسینی رهبری ان را برعهده داشت و این جدایی ناشی از اختلاف سلیقه با مسعود حسینی بود نه نگرشی نو به فرآیند پیشرفت و توسعه ی استان. جدایی که بعدها به اصلاحات التقاطی و هزار جزیره ی سال ۷۶ وصل شد. اختلاف وی با دوستانش در بینش بود نه در نگرش. بنابراین آیا عقلانی است که یک بینش اصولگرایی بر علیه نگرش اصلاح طلبی قیام کند و خود را اصلاح طلب تر از بقیه بداند؟

اصلاح طلبی نگاه به آینده انسان است و هرنگاهی مبتنی براین نوع نگرش باشد و در عمل به بار بنشیند، اصلاح طلبی است. هرگونه تغییر رو به توسعه ی پایدار در دنیای بشری، نوعی اصلاح طلبیِ پیش برنده است و ما هم یک نسل از بشریت ایم که وظیفه داریم به حد توان خود در این راه قدم برداریم . حالا بعضی ها طوری از سوابق چند ساله و اندک برخورد حاکمیت با خود سخن سرایی می کنند که انگار قرار است مسیر تاریخ را تغییر دهند و بقیه فروتر از نظرآنان و فقط دنباله رو باشند ، ولی ما هرچه به دیروز نگاه می کنیم دست آورد چشمگیر و قابل اعتنایی از عملکرد آنان نمی بینیم و گاهی اوقات دیده ایم که عوارض منفی و زیانبار آنان، بیش ازآثارِ مثبت احتمالی است.

آیا حضور یک نیروی جوان و تحول خواه درانتخابات مجلس ۹۴ بویراحمد ودنا برای بعضی ها تلخ تراز سایه سنگین روش ناشناخته و نوظهور “اعتدال ” بر اصلاحات بود ؟ به کدامین دلیل اثبات نشده باید دکتر عارف از سوی سید محمد خاتمی تن به مصلحتی اجباری بدهد تا گفتمان اصلاح طلبی حفظ شود، اما همان مصلحت، اما غیراجباری ، نتوانست دلیلی منطقی برای پیشبردِ اصلاحات توسط نسل جدید دراین دیارِ محروم و عشایرمسلک – بویراحمد و دنا – باشد ؟

ما با نگاه به رفتار چند سالِ اخیر برخی ازاصلاح طلبان دراین استان ، در صداقت واصالتِ انگیزه های اصلاح طلبی آنان شک کرده ایم.. البته به اندازه روز روشن ایمان داریم که نه اصلاح طلبی و نه اصولگرایی دراستان کهگیلویه وبویراحمد بر پایه مبانی و شالوده اصلی خود نیستند. این دو موجودیتی بدون پایه های اصلی یک تفکر هستند و آنچه به نام این دوجناح تاکنون در در استان در جریان بوده است غالبا سوء استفاده از نام آنها– به ویژه اصولگرایی – در راستای اهداف شخصی یا گروهی اندک بوده است و به جز درمواردی خاص ، هرچه بوده ، حذف عده ای توسط عده ای دیگر بوده است. هنوز نمی دانیم تفاوت آقای زارعی با آقای هدایتخواه در چه بود که اصلاح طلبان از دوازده سال پیش تاکنون پشت سر آن قرار گرفتند ؟ من هنوز نتوانسته ام یک تناقض آشکار را در مخیله ی خود جا بدهم و نمی دانم حاصل معادله اصلاح طلبان در اینکه به زارعی رای دادند چه بود ؟ اگر مردم تصمیمی برای انتخاب خود گرفتند و براساس نیاز خاص خود کسی را انتخاب کردند، اما مدعیان اصلاح طلبی چرا؟ در حالیکه ما معتقد بودیم آقای زارعی نه حالا و نه هیچوقت نمی تواند معدل سیاست و نمایندگی مردم بویر احمد ودنا باشد اما اصلاح طلبان به یک اصولگرا ( زارعی ) رای می دهند تا یک اصولگرای دیگر ( هدایتخواه ) به مجلس نرود و این تاکنون چه حاصلی جز تلی از شعارهای پوچ و فریب دهنده برای آنان داشت ؟ و آیا با این عملکرد، می توان به دیگران خرده گرفت و با ریسمان انحطاط طلبی و به نام اصلاح طلب، بر اندیشه ی دیگران تاخت و آنان را از دایره ی اصلاح طلبی بیرون کرد؟

وقتی دریافت بعضی از دوستان ما از عالم سیاست، خودسرانه و درجزیره ای خودمختار و جدا از سیاست ایران شکل بگیرد و بویراحمد ودنا را کف و سقف سیاست بدانند آن وقت است که ما شکلی از ناشیانه بودن و بی تدبیری محض را در اصلاحات سیاسی شاهد هستیم . خودخواهی نسل اول و جبهه گیری های مضحک برخی از آنان ، یعنی فروکاستن اصلاحات به امری که مردم به آن توجهی نمی کنند. یعنی خطای تحلیل. به هرحال خطای تحلیل به نوع بینش و دانش سیاسی برمی گردد و باعث افراط و تفریط در عمل می شود که اصلاحات تاکنون بزرگترین ضربه را از همین ناحیه نصیب شده است.

متاسفانه خیلی از نیروهای مدعی اصلاح طلبی نسل اول در استان، مسلح به سواد کافی در مقوله ی اصلاحات نیستند و نتوانستند خود را از فضای قبیله گرایی و اردوکشی جغرافیاییِ سرسیر و گرمسیر رها کنند. غالب نیروهای نسل اول اصلاحات در استان کهگیلویه و بویراحمد نیاز به بازسازی فکری دارند وگرنه ممکن نیست که یک اصلاح طلب واقعی بدین آشکاری بر افراد، ذره بینِ اصلاح طلبی بگذارد.

در حالیکه می دانند چشم انداز اصلاح واقعی همیشه در دوردست بوده است اما همیشه انقلابی عمل کرده اند و این یعنی فقدان دوراندیشی در سیاست و بدتر اینکه همین ها با معیار خود اصلاحات را می سنجند. اگر هدف بر ترویج اصلاحات واقعی است باید به اصل اصلاحات با ساز وکاری متناسب با امکانات اصلاحات توجه کنیم . اصلاحات از این جهت با انقلاب تفاوت دارد که فاقد خشونت و تندروی است. شاید بذری را که الان می کاریم صدها سال دیگر آیندگان ما درو کنند . اصلاحات با ستیز متفاوت است و نکته اینکه برخی ها این ستیز را به مرزبندی علیا و سفلی و یا سردسیر و گرمسیر تقلیل می دهند که موجب وهن تفکر اصلاح طلبی است.

پافشاری بر این اصل بدیهی ، خارج از منطق واقعیت نیست اگر بگوییم دلیل ریزش نیروهای سیاسی اصلاحات و فروغلطیدن بعضی ازاصلاح طلبان – حداقل درکهگیلویه وبویراحمد – به دامن اصولگرایان، یا ترکِ میدان توسط آنان ، علاوه بر تنگ کردن حلقه تمامیت خواهی توسط رقیب، حاصلِ بی توجهیِ تصمیم سازان و تصمیم گیران اصلاح طلب به این افراد بوده است. با این تفسیر آیا کسی هست که مدعی باشد که اصلاحات در کهگیلویه و بویراحمد بر اساس یک ” تفکر ” شکل گرفته و حداقل مثل بقیه استانها به حیات خود ادامه می دهد؟

اصلاحات در نگرش و عمل صریحِ اشخاص است، نه مطلقا درشخصیتِ اشخاص. شاید لازم است این دوستان، تاریخ سیاسی ایران را با دقت بخوانند و تجربه های فراوان آن را سدی در برابر خطاهای خود قرار دهند. در بویر احمد ودنا، بعضی ها بامرزبندی های سخیف ودوراز شان اصلاحات ، به دنبال دامن زدن به همان اختلافات و تندروی هایِ معمولِ خودشان هستند.آنان که بذر تفرقه را با درجه بندی – اصلاح طلب ، اصلاح طلب تر و اصلاح طلب ترین – به عنوان یک سنجه ی تمسخر آمیز و میزان اصلاح طلبی افراد در تفکر معصوم جوانان اصلاح طلب این دیار می پاشند، آیا از خود نمی پرسند که قبل از سال ۷۶ کجا و در کنار چه کسانی بودند ؟ آیا از خود نمی پرسند حداقل از سال ۷۶ تاکنون کجا بودند و چه می کردند که هنوز نتوانسته اند به تربیت کادر مجرب و کارآمد بپردازند وامروز به عنوان کاندیدا معرفی کنند تااین آقایان به قول خودشان – نه اصلاح طلب – و درجه پایین ، امروز نتوانند میراث پدری آنان ( اصلاحات ) رابه یغما ببرند؟!

طعنه های بعضی ها به دیگر اصلاح طلبان در قالبی خودساخته و فاقدِ تعریف و بارِ معنایی، نوعی کالبد شکافی برای ترور آن شخصیت در جامعه است ،کاری که معمولا اصولگرایان ازآن ابایی ندارند. اگر قراراست ماهم مثل آنان باشیم پس چرا برای این گونه اعمال آنان را سرزنش می کنیم. البته این گونه بداخلاقی ها مختص به یک گروه خاص از اصلاح طلبان است.

اگر قراراست تداوم این نوع نگرش باعث از هم گسستن اصلاحات شود به نظر می رسد لازم است اصلاحات به قرائت مبانی و مفاهیم اصلی تعریف و در قالبِ یک گروه و یا جریان سالم با نگاه اصیل اصلاح طلبی ، ارائه شود. وقتی اصلاحات در شعار، دوری از تقسیمات جغرافیایی مثل سردسیر وگرمسیر است اما درعمل فارغ از عمل به شعارهاست، آیا جایی برای ادعای اصلاح طلبی می ماند؟ دیروز نوبت هنرنماییِ نماینده ی این شهرستان بود بود و امروز نماینده ی آن شهرستان دقیقا همان راهی را می رود که اصلاح طلبان چند سال پیش در بویراحمد ودنا رفتند. خون را باخون شستن ، به استمرار شعارهای خالی و عمل کینه توزانه می انجامد و این استان رنگ اصلاحات نخواهد دید، تا این حب و بغض هایِ سیاسی و ستیزهایِ پنهان ادامه دارد.

اصلاحات زمانی پیروزخواهد شد که ما توانسته باشیم مردم را به سمت ” مشارکت اگاهانه “ببریم نه اینکه به محض غیبتِ اجباری اصلاح طلبان در یک انتخابات، ما سیل عظیم مشارکت را به طرفداری از رقیب ببینیم. در فقدان احزاب هم می شود کار کرد اما همه چیز بهانه ای برای فرار به جلو است و نسل اول باید اعتراف کنند که نتوانسته اند اصلاحات را به سمت مردم این استان ببرند و در میان آنان پرورش دهند. این یعنی اینکه مردم پی برده اند که اصلاحات نوعی جنگ قدرت برای تصاحب آن از چنگ رقیب است و این اصلا با اصلاح طلبی منافات دارد . پیروزی واقعی زمانی است که ما توانسته باشیم اصولگرایان را با تعامل به سمت مدنیت سیاسی و نگاه تکثرگرایانه سوق بدهیم نه اینکه آنان را دشمن خود بدانیم و برای حذفشان ازهیچ کوششی دریغ نکنیم. البته که اصولگرایان این کاررا با اصلاح طلبان کرده و می کنند، اما تکرارِ عملِ تنگ نظرانه ی آنان، یعنی حذف اصل اصلاح طلبی. و بدتر اینکه هر کسی قصد ورود به جبهه ی اصلاحات را دارد با انگ ها و برچسب های برخی ها ، راه بر او بسته و به مخالف تبدیل می شود.

بعید است ما در قرن بیست و یک ، چیزی خنده دارتر و ساده انگار تر از این بدانیم که یک مدعی اصلاح طلبی، تنها دلیل حمایت خود از زارعی را، شکست پایداری و هدایتخواه قلمداد کند و در کنار این طنز تلخ، بقیه را اصولگرا بداند، در حالیکه مردم آگاه و نسل جدید تا سالها بر این فاجعه و ساده اندیشی در یک تفکر می خندند.

آیا جد میرزاحسین خان سپهسالار ( مستشارالدوله ) که خود به عنوان اولین اصلاح طلبانِ ایران انقلاب مشروطه را جرقه زدند، اصلاح طلب بودند که امروز ” بعضی ها ” در یک گروکشی ناشیانه بر مبنای تعصب ایلی، اصلاح طلبان رابه اصلاح طلب واصلاح طلب تر و اصلاح طلب ترین تقسیم می کنند؟

ما از دیگر اصلاح طلبان فداکارتر و با فضیلت تر نیستیم اما دریافتیم در روزگاری که اصلاحات محدودتر از گذشته می شود و سخن از اصلاحات، گناه کبیره است، نمی توانیم کم تدبیری های نسل اول را تکرار کنیم. ما نوعی از ” آگاهی ” را در نتیجه واقعیت های زمان ومکان دریافت می کنیم و مسلما باید خود را مجهز به تدبیرِ مقتضی با زمان بکنیم تا بیش از این شاهدِ شکست اصلاحات نباشیم. امروز، اجماع اصلاح طلبان در کهگیلویه و بویراحمد بیش از هر گاهی دیگر ضروری می نماید و ما از اجماع مبتنی بر اصول متعارف و به دور ازسیاسی کاری و عوامفریبی با جان و دل استقبال می کنیم. اجماعی که حاصل اتفاق نظر ” مردم و مردم و مردم ” باشد و لاغیر . اصلاحات غیرقابل تقسیم و نیازمبرم جامعه است ، پس نه تحریم، نه عقب نشینی، نه کم تدبیری، نه تمامیت خواهی و نه سهم خواهی، خوشایندِ اصلاحات نبوده، نیست و نخواهدبود.

در قسمت بعد می خوانید:

تحلیلی بر رفتار سیاسی مجمع اصلاح طلبان بویر احمد و دنا در دوازده سال گذشته

منبع: فصلی نو

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • دا می‌گه:

    این کاظمی چقدر با بغض حرف میزند.بابا یه کم خودت باش و اینقدر پاچه خواری موسوی را نکن

  • بهزاد کاظمی می‌گه:

    ادامه 2 …
    روزهای آزمون اندیشه اصلاح طلبی و تغییر در ایران سالهای 1368-1376 و مهمتر و سخت تر از آن سالهای 1384-1392 بوده است و تکلیف خیلی ها هم برای مردم مشخص و مبرهن است پس حرمت نگه دار عزیز تا نوبت آزمودنت برسد…

  • بهزاد کاظمی می‌گه:

    ادامه…
    بویژه صاحب نامان این بازی از جمله آقایان بهرامی، پناه و اعضای مجمع کذایی اصلاح طلبان بویراحمد و دنا که خود را نماینده مردم اصلاح طلبی می دانند که رای و نظرشان چیز دیگری غیر از رای و نظر آقایان می باشد.
    پس ما منتظر پاسخ شما و آقایان مذکور می مانیم تا سپس در مورد اجماع مورد اشاره تان و نحوه حصول آن صحبت کنیم برادر اصلاح طلب.
    و اما کلام آخر هر جریانی یاران و نیروهایش را در روزهای شکست و سختی و فشار می شناسد و پیدا می کند و آنان که در روزهای راحت و آسایش و قدرت به هر جریانی می پیوندند باید تا روزهای سخت بعدی منتظر سنجش خود بمانند و حرمت آزموده های آن روزهای سخت را نگه دارند.

  • بهزاد کاظمی می‌گه:

    بسیار جای شکر دارد که جناب درخشی از نوشتن فحش نامه های کیهانی به نگارش مقالات تحلیلی با توهین و تخریب بسیار کمتر از قبل و البته زیر پوستی روی آورده اند.
    اما سوال اساسی:
    در این اصلاح طلبی بدون مرز شما برای همه جا هست؟
    آیا منتقدان افاضات امثال شما هم حق دارند اصلاح طلب باشند؟
    این اجماع مورد نظر شما بدون منتقدان و مخالفان منش و روش و افکار گروه و دسته تان است یا اجماع همه و مدیریت آن هم با صاحبان رای اکثریت؟
    جناب درخشی شما یا خودتان هستید و نظرات شخصی تان یا در پشت سر خود حامیانی هم برای این افاضات بسیاری که فرموده اید دارید که آن حامیان باید تکلیف خود را با شما و نظریات مشعشعتان مشخص نمایند…

200x208
200x208