تاریخ درج خبر : 1395/01/25
کد خبر : ۵۴۰۲۴۱
+ تغییر اندازه نوشته -
سیدیوسف مرادی

همیشه پای «چَم‌چیت» در میان است

photo_2016-04-11_16-00-49


صدای هواپیمای جنگی که در سروک پیچید رضاقلی هشت ساله که مدتی می‌شد، بعد از بمباران‌های هوایی بویراحمد از منطقه‌ی سپیدار به سروک کوچ کرده بودند، جمع کردن هیمه‌ها را در کنار مادرش رها کرد و به سمت رودخانه بشار دوید. آن غول هوایی با صدای مهیبی از سروک عبور کرد و در کنار رودخانه بشار در زمینی خالی که بعدها ارتش شاهنشاهی سند آن را به نام خود زد در میان گرد و خاک‌ها بر زمین نشست. تا آن روز آن زمین خاکی را “چم‌چیت” می‌نامیدند
.

رضاقلی از بالای تپه‌ای که بعدها روی آن روس‌ها سیلوی یاسوج را ساختند به تماشای نفربرها و ماشین‌های ارتشی نشسته بود که اطراف هواپیما جنب و جوش داشتند.

سرلشکر اردوبادی (فرمانده نظامی وقت فارس) در میان احترامات شدید نظامی از هواپیما پیاده شد و فاتحانه پا بر زمین “چم‌چیت” گذاشت، همان پایین پله‌ها، سرهنگ خسرو داد، فرمانده قشون حمله کننده به بویراحمد در حالت سلام نظامی ایستاده بود.

و رضاقلی چقدر حسرت می‌خورد که چرا پدرش مانند آن سرلشکر شاهنشاهی نشده است، اردوبادی از همان “چم‌چیت” سوار بر جیب نظامی‌اش شد تا امان نامه‌ای که از شاه ایران گرفته بود را به فرمانده‌ی مبارزان بویراحمدی برساند. و چقدر زحمت کشیده بود برای گرفتن آن امان‌نامه.

رضاقلی به خانه که رفت عصر شده بود، زیر سیاه چادرشان در سروک پدرش را دید که آخرین نوار “شیخ علی مراد تنهایی” که تنها صدای مظلومیت بویراحمد بود را گوش می‌داد که با نوایی سوزناک می‌خواند: ” بیراحمد بی‌صفتی غیرت نیاری- زمینه شخم بزنی لشمه دراری“.

در میان آنهمه جنگ و گلوله و قحطی و خون اما رضاقلی زنده ماند تا سرنوشت تلخ امان نامه‌ی سرلشکر اردوبادی را ببیند.

چندی بعد فرمانده‌ی”آن جمع از جان گذشته‌ی” بویراحمد، به دستور محمدرضا شاه پهلوی در میان بهت و حیرت سرلشکر اردوبادی به جوخه‌های اعدام سپرده شد، تا اردوبادی در اعتراض به این اقدام شاه، درجه‌هایش را روی میز استانداری‌اش در فارس جا بگذارد و برای همیشه از ایران برود.

چند سال بعد از آن روزهای تلخ، رضاقلی از پدرش که زانوی غم به بغل گرفته بود شنید که “کردی” هم رفت. و مدت کوتاهی بعد از آنکه گلوله‌ها سینه کردی را شکافت، هواپیمای محمدرضا شاه پهلوی جرات پیدا کرد در میان ساز و نقاره‌ها در زمین چم‌چیت فرود آید. رضاقلی آن روز، پدرش و همه مردان طایفه‌اش را می‌دید، که بعد از برزمین افتادن ” کردی انصاری”، اسطوره‌ی عزت‌طلبی بویراحمد همزمان با پیاده شدن محمدرضا شاه در چم‌چیت، در حالی که به یاد روزهای غرور و عزت بویراحمد اشک می‌ریختند، برنوهای آلمانی خود را که روغن زده و در میان پتو پیچیده بودند، در چاله‌هایی در نزدیکی کپرهاشان زیر خاک مخفی می‌کردند، در حالی که صدای “شیخ علی مراد تنهایی” از همه ضبط صوت‌های عشایر کهگیلویه و بویراحمد، ممسنی، بختیاری و قشقایی شنیده می‌شد که حزن‌انگیز می‌خواند:

تا دوره دوره‌ی دولتی یه کاریت نیاروم

تا دوری برنو بیا سسته ایدراروم

درست ده سال بعد از آن روز در بهمن 57،  بویراحمدی‌ها برنوهایشان را از زیر خاک خارج کردند، گردنه تنگ کناره را بستند تا قشون ضد انقلاب نتوانند به کمک خان باشت برود که در آن روزها در مقابل انقلاب مردم ایران ایستاده بود.

در همان بهمن 57، رضاقلی که حالا جوانی بیست و سه ساله بود، که همراه با بویراحمدی‌ها برنوی پدرش را از زیر خاک درآورده بود، همراه با تعدادی از دوستانش به تهران رفت تا پا به پای انقلابیون در مقابل آخرین باقیمانده‌های رژیم منحوس پهلوی بیاستد و انتقام پدرش را که از داغ آن همه ظلم از پا افتاده بود بگیرد، در یکی از همان شبها مردان طایفه رادیوهایشان شنیدند که ابراهیم یزدی نماینده دولت بازرگان به خبرنگاران می‌گفت: امشب حکم اعدام خسرو داد از عوامل جنایتکار رژیم پهلوی توسط حضرت امام خمینی (ره) تأیید شد و خسرو داد به عنوان اولین اعدامی به پشت بام مدرسه رفاه برده شد تا حکم وی اجرا شود.

ابراهیم یزدی ادامه داد: هنوز قرائت حکم امام تمام نشده و دستور شلیک صادر اعلام نشده بود، که مردم از پشت بام‌های اطراف مدرسه رفاه، خسرو داد را به گلوله بستند و اعدامش کردند.

مردمی که همراه با رضاقلی و دوستانش، آنشب بهمن در پشت‌بام مدرسه رفاه در تهران، قبل از دستور شلیک، حکم اعدام خسرو داد را اجرا کردند، خوب به خاطر می آوردند قتل عام مظلومانه مردم بویراحمد در 15 سال قبل از آن، توسط خسرو داد را، که حالا شده بود سرلشکر خسرو داد فرمانده نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی. انقلابی‌ها آنشب انتقام خون بویراحمدی ها و خانواده‌های مظلومی که زیر آوارها مدفون شدند را بعد از پانزده سال گرفتند.

چم‌چیت خاطره‌ی تلخی‌های بویراحمد است. در تمام سال‌های دهه چهل و پنجاه، هرگاه صدای ساز و نقاره‌ها از چم‌چیت بلند می‌شد، چهار ستون بدن بویراحمدی‌ها می‌لرزید و آنها را به یاد خاطره دردناک 45 روز بمباران بی‌رحمانه‌ی هوایی و سالها حکومت نظامی و محاصره اقتصادی در روزهای تلخ بعد از  فروردین چهل و دو می‌انداخت.

رضاقلی خود بویراحمد است، سرزمین مردان شرافتمندی که اگر چه به جوخه‌های اعدام سپرده شدند یا ده‌ها سال در سلول‌های رژیم پهلوی شکنجه شدند اما نامشان افتخار آفرین‌تر از خسروداد و تمام آن‌هایی است که در زمان فرود طیاره‌های نظامی در چم‌چیت با ساز و نقاره‌ها، از آنها استقبال می‌کردند.

بویراحمد ققنوس واقعی تاریخ است حتی اگر شبانه روز بمبارانش کنند. حتی اگر  هر کسی که در میان بلوط‌هایش دم از عزت بزند به رگبار بسته شود. حتی اگر بر زبان آوردن نام بویراحمد جرمی نابخشودنی باشد.

چم‌چیت شاهد تاریخ است، شاهد کسانی که سوار بر جنگنده‌های اهدایی آمریکا یا نفربرها و جیپ‌‌های دولتی، بویراحمد را به خاک و خون کشیدند و ذلت بویراحمد آرزویشان بود.

چم‌چیت فرودگاه نیست، یک زمین خاکی نیست، چم‌چیت یک بیانیه  است، یک تصویر واقعی از ققنوس بودن بویراحمد است، که بارهای بار در میان خاکسترهایش متولد گشته است.

چم‌چیت باید بماند، باید یک فرودگاه بماند، حتی اگر رضاقلی دیگر زنده نباشد، حتی اگر “شیخ علی مراد تنهایی” نباشد تا برای مظلومیت بویراحمد ترانه‌ای بخواند، باید بماند تا به خاطر همه بیاورد که بویراحمد حتی اگر هر روز در چم‌چیت‌اش، صدای ساز و نقاره بیاید، دوباره روزی به پا خواهد خواست.

چم‌چیت باید بماند و در دادگاه تاریخ شهادت بدهد، که بویراحمد، ایستاده مردن را، به بر روی زانوهایش زنده ماندن ترجیح می‌دهد.

پی نوشت:

1- مقام معظم رهبری: «مردم کهگیلویه و بویر احمد… از لحاظ گذشته تاریخی، مردمی هستند که پرونده درخشانی دارند و با ظلم در افتادند و با سلسله پهلوی جنگیدند، در نهضت اسلامی شرکت کرده‌اند و در همین روستای جلیل که دیروز رفتم مردم آنجا در سال 1342 مورد تهاجم هواپیماهای رژیم پهلوی قرار گرفتند خاک بر سر رژیمی که هواپیماهای جنگیش بلند شود بیاید روستای محرومی را بمباران کند و کردند این کار…».

2- این مطلب ادای دینی است به همه مبارزان عزت‌طلب بویراحمد در دو دهه آخر سلطنت پهلوی، خصوصا مبارز و مجاهد خستگی‌ناپذیر بویراحمد، کردی انصاری که بعد از کشتار در حوزه علمیه فیضیه قم در فروردین 42 به صفوف انقلابیون پیوست و تا روزی که در مرداد 45 گلوله ها سینه اش را شکافتند بر عهد خویش با محرومین و مستضعفین ماند و همچنین یادی است از زنان و کودکان بی‌گناه بویراحمد که در بمباران‌های هوایی آن سال، که توسط هواپیماهای جنگی‌ای که از فرودگاه نظامی چم‌چیت، واقع در حومه شهر یاسوج بر می‌خواستند به شهادت رسیدند. خصوصا خانواده شش نفری نیساریان به نام‌های «کبری» (مادر خانواده)  و فرزندان خردسالش «بی گل» 2 ساله،  «فتاح» 8 ساله، دخترش «همه گل» 12 ساله و پسرش «بزرگ» 16 ساله و مادر پیرش «نورالنساء» که در بمباران‌های آن سالها در منطقه سپیدار به شهادت رسیدند.

3- “چم چیت”: نام یک فرودگاه متروکه نظامی قدیمی و متعلق به ارتش در حاشیه شهر یاسوج است که جنگده‌های که از فرودگاه وحدتی دزفول و فرودگاه شیراز جهت بمباران بویراحمد در سال 42 به این منطقه می‌آمدند از این فرودگاه استفاده می‌کردند. این فرودگاه در دهه 40 بارها مورد استفاده قرار گرفت.

4- نویسنده: قسمت کمی از متن بعد از انتشار تصحیح شد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • محمد می‌گه:

    خدایا این بنده خدا خیلی برام آشناس
    همینطو اومدم تو این سایت
    ولی فامیلیش خودش نیست

  • فرزندایل می‌گه:

    اقای مرادی این همه رونوشتی که بگی انتخابات موردتاییدنیست؟برادرمن درهشتادوهشت هم همین اتفاق افتاد فقط شمادارین مخفیانه دست ردبرحرف شورای نگهبان ودیگرنهادهامی زنید، جمع کنیدچم بالاوپایین روازاحساس مردم سواستفاده نکنید.

  • ناشناس می‌گه:

    درود بر این قلم زیبا. واقعا عالی بود. عزت طلبان همیشه در دل مردم خواهند ماند.

  • رحیم خان می‌گه:

    چم چیت در عصر حاضر نماد منفعت طلبی و بی عزتی است.
    چم چیت نماد ظلم همیشه تاریخ به عزت و حیثیت این سرزمین است.

  • بویر می‌گه:

    برای یک بار یک جنگنده هم در این فرودگاه ننشسته دوست عزیز شما فقط خواستی ی چیزی گفته باشی برو از مطلعین بپرس

  • بویر می‌گه:

    چم چیت شاهد خیلی از خوشی وناخوشیهای بویراحمد بوده زمانی بنیانگزار علم دکترحسابی را شاهد بود که پیام آورعلم بود واولین معلمان را انتخاب کرد تا شجاعت را با سوادآشنا کند وزمانی دگر بهمن بیگی بنیانگزارآموزش عشایردراین خاک اردوی علم آموزی برپا کرد وحالا مردم جشن پیروزیشان را بر کوته نظران وخودبینان کم بینابرپا داشتن وبر طبل شادی کوفتند وبا کرنا تنها وسیله ارتباطی همه اعصارشادیشان را بگوش آزاداندیشان وآزادزنان آزاد مردان رساندند پس بزن بر طبل شادی که مشتاق صدایت به بهانه پیروزیمان هستیم دوست عزیز خاک مقدس چم چیت بدیمن نیست وشما هم بداقبال نیستید مردم انتخاب میکنند که شما بدلیلی که خود میدانید انتخا

  • کی می‌گه:

    رسانه میلی که جواب ایشون داده شده ولی…..

  • ناشناس می‌گه:

    انصافا این زیباترین تحلیلی بود که خوانده ام البته پس از تایید ااین انتخابات (آن هم به صلاحدید شورای محترم نگهبان)

    • هادی می‌گه:

      1-رونویسی از تاریخ بدون ذکر منابع دزدی ادبی است2-تحت عنوان شرف و عزت بویراحمد دامن زدن به اختلافات منطقه ای خلاف منویات رهبری یعنی همدلی و همزبانی و انسجام ملی است3-آن فرودگاه محل فرود دکتر حسابی برای افتتاح اولین مدرسه و ابلاغ اولین معلمان ای منطقه هم بوده 4-شما وقتی شکست می خورید دادو هوار سر میدهید که اسلام در خطر است
      نه گفتن مردم به امثال شما که فرصت طلب بوده و هنوز بوی شیر از دهنت می آید نه گفتن به اختلاس ،به ریاکاری ،به دروغ ،به عدم درک دنیای متمدن امروز و فردا ست 5-مگر انتخابات را مقام معظم رهبری و شورای نگهبان تایید نکرد آیا ای هزولات که مینویسی مخالفت با آنان نیست؟

  • ناشناس می‌گه:

    احسنت به این قلم شیوا و بیان زیبا.

  • فرهنگی می‌گه:

    چه دروغی شیخ علی مراد بعد از57 نوار خونده ایشان نوشته سال42…عف نامه را خود اردوبادی نوشت..حیله اش بود برای حاضر شدن اشرار

    • آگاه از چرام می‌گه:

      در جواب فرهنگی:
      شیخ علی مراد از بعد از کشته شدن کی لهراسب می خواند
      بعد از غائله گجستان)42) و اومدن ضبط صوت صداش ضبط شد
      بعد از انقلاب هم خوند
      ولی اصل کارهاش مربوط به قبل از انقلابه
      یک کم سوال می پرسیدی از پدرت این رو بهت می گفت

      • حمید _دانشگاه هرمزگان می‌گه:

        دوست عزیز اگه نظری ندی نمیگن چیزی بلند نیستی .، اقای سرلشکر اردوبادی حیله به خرج نداد و اقای نادر طالب زاده اردوبادی پسر ایشون (نویسنده و کارگردان فیلم های بلند و متخصص و کارشناس رسانه هستند و برنامه های زیادی رو داشتن از جمله برنامه های اخریشون راز از شبکه چهار و عصر هست که از شبکه افق هر سه شنبه و پنج شنبه پخش میشه )میگفتن که شاه با تامین دادن اردوبادی رو فرستاد به یاسوج ولی دستگاه طاغوت عفو را نپذیرفت و اردوبادی که جوان ترین سرلشکر شاه بود بازنشست شد و به فرانسه رفت و در غربت هم به رحمت خدا رفت . کتاب اقای دکتر کشواد سیاه پور رفرنس خوبی هست .

  • بویر می‌گه:

    دوست عزیز متن شما از حماسه بویراحمد یاد نکرده بلکه مقابله با بویراحمد وچاپلوسی برای حزب خاصی میباشد شما خودتان هم در جشن مردمی چم چیت ولی با گریم شرکت کرده بودی (خودم شاهد حضورت بودم )پس شما هم از تفنگداران همایونی هستی حتما چرا رضاقلی پیر را نیاوردی تا شاهد یک حماسه دیگر بویراحمد باشد بیاید ببیند اینبار نه جباران بلکه مردم جشن پیروزی بر مردم فریبی گرفته اند چم چیت اینبار سرافراز از سربلندی یک فرزند برومند خویش بود لهراسب دیگری از چم چیت سربلند کرده بکوری چشم شب پرستان

  • ناشناس می‌گه:

    سلام سید. قلمت قابل ستایش است مثل همیشه.یادداشتت ناخود آگاه مرا به یاد آن جمله جناب سعدی انداخت که ” گوهر اگر در خلاب افتد همان نفیس است و ذره اگر به هوا رود همان خسیس” …

  • ناشناس می‌گه:

    در سحرگاه سال یک هزاروسیصدونودودو در چم چیت چهارنفر به جوخه دار اویخته شدند،چم چیت بدیوم شده.صدای سازونقاره در ایام فاطمیه چم چیت را لرزاند…ای وای بر چم چیت،

  • ناشناس می‌گه:

    احتمالا همه دوستان سرگرم وسرکاری اند،خانه ازپای بست ویران است.

  • بهروزی می‌گه:

    ابتدا دلیل اینکه شما و مرادت کلاه بر سر میگذارید را نمیدانم فقط امیدوارم حکمتی در آن نباشد.
    بعدا تاریخ را درست مطالعه کنید و بعد به تاریخ این سرزمین دست درازی کنید .همه مردم استان چم چیت را نه به خاطر جنگنده هایش میشناسند نه خسرودادهایش.چم چیت بیشتر به نام پیوند اتحاد طوایف بویراحمد بود که در این مکان بسته شد.

  • ناشناس می‌گه:

    احسنت بر این قلم شیوا
    آنان که باید می گرفتند گرفتند
    هواداران فعلا داغ کاندیدای به ظاهر پیروز نیز بعد از سرد شدن به بی عزتی بویراحمد اذعان خواهند کرد

  • آریوبرزن می‌گه:

    چطور روتون میشه با این وقاهت تو روی ملت نگاه کنین و اراجیف ببافین.چون تمام آرزوهاتون نقش برآب شده این طور آشفته اید.پایداریها در این شهر نمیتونن دیگه به جایگاهی برسن.چم چیت خاک بزرگانه و همیشه بزرگ خواهد ماند

  • بهزاد کاظمی می‌گه:

    یوسف عزیز من باز هم به خودت و مردمت دروغ گفته ای.
    تاریخ دارد بر این جعل تو اشک میریزد.
    تاریخ بویراحمد تحمل نخواهد کرد که ستار هایی که در مکتب مسعودها مشق کرده اند را به جای مردان شجاع و سلحشوری همچون کردی انصاری، غلامحسین سیاهپور، خداکرم خان ضرغامپور، ناصرخان طاهری و ایل خان استان ساز بویراحمد عبدالله خان ضرغامپور بنشانی برادر من.
    ستار شما و مسعود او شباهت بسیار بیشتری به خسرودادها و محمدرضا ها دارند تا مردان سلحشور تاریخ ساز بویراحمد.
    یوسف عزیز عزت بویراحمد آن روزی خدشه دار شد که ستار و مسعود در خانه محمد فرمان ردصلاحیت سید باقر را صادر کردند و سپس 86 را رقم زدند ودوباره هوس تکرار آنرا نمودند

    • بویراحمدی. سانسور نکن می‌گه:

      متعصبانه ننویس
      4 سال گذشته عزت آفرینیتان را دیدیم این 4 سال هم تکمیل خواهد شد.
      موندم شما چطور میخوایید با کسی از عزت حرف بزنید که هنگام سخنرانی کاغذهایش را باد برد. مردان بویراحمد صاحب سخن بودند.
      البته ان وقت که کاغذها را باد برد شما در کهگیلویه بودید و هنوز به بویراحمد تشریف نیاورده بودید.

    • س ی م می‌گه:

      چگونه در میان این کلمات به چنین دست آوردهایی رسیدید!
      البته هر کسی حق دارد این نوشته را با توجه به دست آوردهایش از محتوای متن تحلیل کند.
      حتی اگر نیت خوانی شما صحیح هم باشد و شما از علوم غریبه آگاهی داشته باشید، از شما بعید است که روح آزاده تان را از ترس برچسب های جامعه در حصر کنید.
      شما من را به این موضوع هشدار داده بودید که در مختصات اشتباهی ایستاده ام، اتفاقا به نظر حقیر در این لحظه از تاریخ شما در مختصات اشتباهی ایستاده اید.
      در کنار مردم بودن، رسم مرام انسانهایی است که گاهی وقتها من نامشان را در قلم شما می بینم.
      بخوانید لحظه دستگیری مبارزان سیاهکل را دوباره.
      همیشه در کنار مردمت بمان.

      • بهزاد کاظمی می‌گه:

        یوسف عزیز من در کنار مردمم هستم.
        مردمی که بیش از 130 هزار نفرشان به ستار و جبهه پایداری نه گفتند
        مردمی که با تمام …… انتخابات انجام شده و رد صلاحیت سید قلبهای بویراحمد در کنار تایید صلاحیت افراد متعدد از اقوام مختلف بویراحمد برای پیروزی حتمی ستار باز هم او را ناکام گذاشتند
        مردمی که دل خون داشتند از نامردمی های سال 86 و اشتباه برگزیدن تخم مرغ ناشناخته سال 82
        مردمی که حاج زارع اصولگرا را مجبور کردند تا به سوی ایشان بازگردد و نسیم آرام اعتدال – اصلاحات را برگزیند
        یوسف عزیز من در کنار مردمم ایستاده ام و چون تو عشق می ورزم به حاج قاسمی که در بادیگارد ایران را به آغوش گرفت و جان فدایش کرد اما…

        • خواب و بیدار می‌گه:

          انگار اصلا تو باغ نیستی بهزاد جان
          مگه ندیدی همین 130 هزارتا شعار هر کی بره غلو نره را سر می دادند!!!؟؟؟؟

          • بهزاد کاظمی می‌گه:

            دوست بدون نام من براستی آنانکه به روشنفکر رای دادند بین ستار و غلام کدام را بر می گزیدند؟
            یا آنانکه به بهرامی رای دادند بین ستار و غلام کدام را بر می گزیدند؟
            یا آنانکه به نیکبخت رای دادند بین ستار و غلام کدام را بر می گزیدند؟
            آیا خود آقایان بهرامی و نیکبخت حاضرند بیایند و بگویند بین غلام محمد زارعی و ستار هدایتخواه کدام یک را بر می گزینند؟
            من که گمان نمی کنم کسی را در بویراحمد توان آن باشد که بیاید اعلام کند که من طرفدار هدایتخواه هستم غیر از همین 46هزار رایی که آورده که همین را هم بعید می دانم همه شان حاضر باشند چنین چیزی را بگویند.
            مردم به ستار و اندیشه پایداری چی ها نه گفتند برادر بیدارمن

          • برادر بیدار تو می‌گه:

            بهزاد جان کجایی ، دقیقا کجایی !
            جناب بهزاد کاظمی عزیز ، با این اظهار نظر اخیر شما، اظهار نظر قبلیتون در همین سایت را که ذیلا میارم، کجای دلم بگذارم؟!!
            تجربه انتخابات دور قبل مجلس و اجماع جریانهای غیراصولگرا در حمایت از آقای زارعی با محوریت انتخاب بین بد و بدتر برای چندمین بار نشان داد که همیشه بد بهتر از بدتر نخواهد بود و چه بسا بدتری بسیار بهتر از بد بدون خواستگاه و پایگاه روشن و مشخص باشد و چه بسیار افرادی که از کرده خود در دور قبل انتخابات پشیمان بوده و از نگاه همراه با تمسخر خود به کسانی که با وجود پایگاه و خواستگاه اصلاح طلبی از دکتر هدایتخواه حمایت کردند شرمسار هستند و وضعیت نابسامان حال حاضر حوزه بویراحمد و دنا در تقسیم بودجه های عمرانی و بهره مندی از امکانات توسعه و پیشرفت را محصول همین اشتباه خود در انتخابات دور قبل مجلس می دانند. پس ضرورت دارد که چنین تحلیل اشتباهی دوباره تکرار نشود چرا که هیچ خردمندی از یک سوراخ دوبار گزیده نخواهد شد و نمی توان با عنوان هر گزینه ای بهتر از پیروزی جریان اصولگرا می باشد هر شخصی را بدون تجزیه و تحلیل توان و نیروی مدیریتی وی و بدون بررسی عقبه و گذشته سیاسی و اجتماعی و عملکرد قبلی اش مورد حمایت قرار داد.
            http://k-b.ir/514330

          • برادر بیدار تو می‌گه:

            بهزاد جان کجایی ، دقیقا کجایی !
            جناب بهزاد کاظمی عزیز ، با این اظهار نظر اخیر شما، اظهار نظر قبلیتون در همین سایت را که ذیلا میارم، کجای دلم بگذارم؟!!
            تجربه انتخابات دور قبل مجلس و اجماع جریانهای غیراصولگرا در حمایت از آقای زارعی با محوریت انتخاب بین بد و بدتر برای چندمین بار نشان داد که همیشه بد بهتر از بدتر نخواهد بود و چه بسا بدتری بسیار بهتر از بد بدون خواستگاه و پایگاه روشن و مشخص باشد و چه بسیار افرادی که از کرده خود در دور قبل انتخابات پشیمان بوده و از نگاه همراه با تمسخر خود به کسانی که با وجود پایگاه و خواستگاه اصلاح طلبی از دکتر هدایتخواه حمایت کردند شرمسار هستند و وضعیت نابسامان ح

        • زیلایی می‌گه:

          …………………………………. انتظاری بیش از این نیست (نفی ستارها)
          واما دکتر یوسف مرادی :درود برتوکه ثمره شهید مرادی مدافع ایران زمینی

      • بهزاد کاظمی می‌گه:

        ادامه…
        اما تو چه که در کنار آن موتورسوار ناشناس ایستاده ای که حتا نمیدانی اهل کدام سرزمین است وسط بیابان و کنار دریاچه هامون دنبال چه کسی می گردد و قرار است ترکش اندیشه های داعشی اش کدام فرزند فداکار این سرزمین را قربانی کند؟
        دیروز سیدباقر موسوی
        امروز منتخب مردم بویراحمد
        فردا شاید من شاید تو شاید ظریف دیپلمات
        و روزی هم شاید حتا حاج قاسم محافظ کیان میهن و انقلاب
        نگو که غیر ممکن است یوسف عزیز من،چرا که ستارهای دهه60 همین معامله را با چمران ها و باکری ها کردند و خود ستار دهه80 همین معامله را با همسران باکری و همت ها کرد و هرگز بعید نیست که همین ستار یا دیگری همین معامله را با حاج قاسم مان بکند.

    • ناشناس می‌گه:

      باقر هیچ آوازه ای نداشت جز تحقیر میهمان در خانه که اگر او را عزتی بود در تهران از خود حرکتی نشان می داد؛ امضای بر لوایح دوقلو و نامه جام زهر و تحصن برای رد صلاحیت هفت پشت باقر بس است و نیازی به اقدام مسعود و ستار نبود؛ ستار هرچند که از لحاظ گرایش با شما مخالف ولی مایه عزت بویراحمد در کشور بود که این بار نه از سوی مردم که با زر و زور و تزویر، مجبور به نظاره ساز و نقاره در چم و چیت شد.
      این نیز بگذرد…

  • بویراحمدی می‌گه:

    چم چیت همیشه محلی برای برگزاری جشن نمایندگان …… بپده الان هم اقای زارع نماینده ……….و باید اونجا جشن بگیره

  • اصلاح طلب می‌گه:

    واقعا قلم زیبایی داری .بهت افتخار میکنیم جناب مرادی .این چرخ نیز روزی خواهد چرخید و سرنوشت ها را خواهند دید

  • ناشناس می‌گه:

    آقای مرادی تمام تاریخ استان در چم چیت چیت خلاصه کردی فقط بخاطر بی عزتی خودتان در شکست انتخابات.

  • مهرزاد می‌گه:

    چه ربطی داشت به 22 بهمن
    تریپ متفکر مرموز خفن با کنایه های ادبی تاریخی برداشتی
    از زنبور میری سمت پلنگ یهو یکم در مورد فیلیپین میگی بعد تریپ نستراداموسی برمیداری یه بحث رو عرفانی میکنی تو وسط ماجرا چندتا دیالوگ کمدی میزاری چندتا نقل قول از بزرگان میکنی بعد یهویی ماجرا اکشن میشه بسه بابا
    هیچ وقت تو زندگیت کسی رو قضاوت نکن

  • امیرخستگی ها می‌گه:

    کاش به جای رقص و پایکوبی در چم چیت که یاد آور خاطره های تلخ و دردناک است از آنجا دوری می کردند و فاصله می گرفتند و این دو راه را انتخاب می کردند:
    1_اصلا جشنی نمی گرفتند
    2_به /(**بلوار بویراحمد**)محل جشنواره و جشن های دائمی شان پشت نمی کردند و چه زود اینان مرام و معرفت را به باد فراموشی سپردند…
    یوسف مرادی این چنین به صحنه و صفحه کشیدن تاریخ گونه ات را دوست می دارم…سرت سلامت باد

  • ناشناس می‌گه:

    درود بر دکتر عزیز و یادگار شهید بزرگوار.عرض شود قیاس شما کاملا منطبق بود بر حوادث روز چرا که مردم بویراحمد در هر دو دوره تاریخی در دفاع از عزت و غیرت و شرفشان قیام نموداندولی در نتیجه گیری و شاید هم تجریه تحلیل بنظرم اشتباه نمودید چرا که
    بویر احمد1395اینبار بر خلاف سال42با پرچم پیروزی بر استبداد و خود خواهی و با اهنگ کل و سرو در چم چیت جمع شداند و بعنوان نیری فاتح و غالب بودانددر حالی که در سال42 بر خلاف این بود .
    در سال 42حاکمیت علیه بویر احمد حکم داد ولی در 95عکس این موضوع بود.

  • تاجمیری می‌گه:

    احسنت به این قلم توانا.
    به زیبایی و ظرافت حق مطلب را ادا کردید.
    احساس میکنیم افرادی از خودمان بر سر عزت دیارمان معامله میکنند

  • حسین علوی نیا می‌گه:

    حالا فروگاه متجاوزان توسط مردی انقلابی مردی که در زمان جنگ تحمیلی یک نفس جنگید و ان کسی نیست جز امیر کبیر بویراحمد همان نام اشنا حاج غلام محمد زارعی تصرف گردید

    • تاسف می‌گه:

      علوی جان!
      متاسفم.
      مطلب را نگرفتی…..
      آنان که در چم چیت (از سابق تا الان) ساز و نقاره زده اند بر گور بویراحمد شادی کرده اند….

  • محمود می‌گه:

    بله برادر
    کل و جشن و سرو در چم چیت بیش و پیش از آنکه معنای سرور و شادی پیروزی داشته باشد، نشانه …….است .
    بویراحمد چند روز پیش در چم چیت جشن نگرفت بلکه …….شد.

    • ایزدپناه می‌گه:

      با سلام خدمت سید یوسف عزیز ،آرزو داریم که جامعه ما وروشنفکران مابه درجه ای از تحمل وسعه صدر برسند که به کاندید رقیب وبرنده انتخابات ،پیروزی اش را تبریک بگویند همچون دو ورزشکار که درپایان مسابقه بگرمی همدیگر را در اغوش میگیرند. از طرف دیگر نماینده منتخب هم باید بداند واعلام کند که نماینده همه ودرخدمت همه چه مخالف وچه موافق است .سیدگرامی هر کدام از ما که وطن مان را دوست داریم( که داریم )باید این امر را بپذیریم وبزرگانی مثل شما در پذیرش این امر مسیولیت بیشتری دارند. فردایی دیگر اگر کاندید مورد حمایت شما قبول شد دیگران هم باید همین مراعات را داشته باشند.سیدهم خودت شادباشی وهم برای مخالفانت طلب کن

200x208
200x208