تاریخ درج خبر : 1395/01/25
کد خبر : ۵۴۰۴۰۷
+ تغییر اندازه نوشته -
بهنام عکاشه

آیا ائتلاف استراتژیک زارع و هاشمی رخ می دهد؟

بهنام عکاشه

هرچه رقابت در چهارسال گذشته بر سر تصاحب صندلی وسط بود این بار رقابت برای نشستن بر روی صندلی های کناری خواهد بود.

(زمختی گزاره، لحن و واژه ها در این نوشتار نوعی بازی رسانه ای ولی نمودار کننده واقعیت سیاسی اجتماعی استان کهگیلویه و بویراحمد است)

تحلیل وضعیت سیاسی استان پس از آن که چند وزنه بزرگ سیاسی مانند سیدمحمد موحد و ستار هدایتخواه احتمالا برای مدتی -و شاید همیشه- از صحنه سیاسی محو می شوند، دارای اهمیت راهبردی است.

حذف این دو، در کنار ضعف سیاسی شدید راستگرایان گچساران، نوعی خلا قدرت سیاسی و اجتماعی در استان بوجود آورده است که بازیگران این عرصه ها به دنبال پرکردن این خلا به دلخواه خود هستند.

مبارزه برای کسب این جایگاه ها، احتمالا روزهای پرفراز و نشیبی را پیش روی مان قرار خواهد داد. مبارزه ای که خیلی زود چهره خود را در جامعه و رسانه ها به عنوان آئینه مردم و سیاسیون نمودار ساخته است.

استارت این مبارزه را تاجگردون زد. او با سخنانی که بعدها آن را تکذیب کرد به واقع آتش تهیه توپخانه ای شد که رسانه های منسوب به ۳ جریان جغرافیائی- سیاسی مفصلا به آن پرداخته و تحلیل هائی را در راستای هدف جریان متبوع عیان ساختند.

رسانه ها در واقع جنگ را نمودار عینی بخشیده ولی همچنان استراتژی ها ناپیدا در آسمان استان می چرخند.

این مبارزه رسانه ای تاکنون نتوانسته روسای ۳ جریان را وارد عرصه رقابت نماید ولی «به باور «سان تزو» جنگ تنها یک مسئله نظامی صرف نیست، بلکه جوانب مختلف اطلاعاتی روانی، اقتصادی و سیاسی را در بر می گیرد. » (هنر جنگ؛ ترجمه حسن حبیبی)

این در واقع همان روشی است که زارع سخت به دنبال آن بوده و به نظر می رسد توانسته به نتایجی ملموس نیز دست یابد.

اگرچه او شخصیتی گریزان از جنگ دارد ولی جریان او هم به درستی تشخیص داد که وارد مبارزه علنی با جریان رقیبش نشده و گفتمانی متفاوت از همه دشمنان در پیش گیرد.

او با دوری از لفاظی های معمول به واقع نبرد را به زمین رقبا کشاند و هدایتخواه، روشنفکر و بیش از همه نوبخت با گتمان «عزت بویراحمد» نه به جنگ زارع که به واقع به مبارزه با یکدیگر رفتند.

زارع ناپلئونی پیروز شد اما هزینه زیادی در این راه پرداخت کرد.

او نیمی از آرای دورقبل را از دست داد و هواداران پرشورش را از همین حالا با نگرانی چهار سال آینده روبه رو کرد.

هوادارانی که برعکس تحلیل های معمول، بیشتر از طبقه فرودست بویراحمد بودند. سخنرانی او در شهر کمی کمتر از هدایتخواه و بهرامی و حتی روشنفکر بود و این نشلان می داد اقبال او در شهر، جائی که ظاهرا پایگاه اجتماعی زارع بود کمتر از حد انتظار است.

دهراب پور توانسته بود مقداری از پرستیژ زارع مبنی بر تملک طایفه بزرگش بکاهد.

چهارسال پیش در ۱۴ اسفند ۱۳۹۰در حسینیه امام جعفر صادق(ع) گچساران که زارع و دهراب پور به همراه هم به مراسم مادر شهید تاجگردون آمده بودند، احساس کردم تمام سعی زارع بر این است که با او در یک فریم دوربین من نباشد.

شاید آن روز حسادت های معمول طایفه ای را دلیلی بر این رفتار زارع می دیدم ولی اسفند ۹۴ شاید به گونه دیگری فکر کنم.

اما زارع در چهارسال زمامداری اش به جز اندکی در روستاها و بخش کوچکی در حاشیه شهر، موفق به کسب رای جدیدی نشد.

او رای طبقه متوسط(بویراحمد بالا) را به بهرامی و رای طبقه فرودست(بویراحمد دومن) را به روشنفکر واگذارد.

هرچه اصرار بهرامی بر ماندن به سود هدایتخواه بود، تلاش های روشنفکر به ضرر او تمام شد.

روشنفکر که به مرور پدیده ای اجتماعی بود، در روزهای آخر به واقعیتی سیاسی تبدیل شد که یک تنه هدایتخواه را از عرصه به در کرد و خود را در نمیان راستگرایان، به نامزدی غیرقابل انکار در چهارسال آینده تبدیل کرد.

زارع و هوادارانش، تمام انرژی ذهنی خود را برای ماندن روشنفکر به خرج دادند و موفق نیز شدند ولی سیاسیون بویراحمدی چه چپ و چه راست می دانند چهار سال تمام باید کابوس روشنفکر را تحمل کنند.

حالا ولی زارع شاید خوشحال ترین نماینده مجلس باشد که روزهای نفسگیری را منتظر رای شورای نگهبان بود.

او که بالاخره توانست رقابت دوم را که کم از مبارزه اول نداشت، از هدایتخواه ببرد و هوادارانش را اگچه دیر ولی به جشن ویژه اش در بلوار بویراحمد با فاصله ای خیلی کم از تابلوی خیابان باقرخان بکشاند

سپاسگزاری ویژه او از سیدباقر که آخرین تیر در ترکش برای پیروزی بود در واقع نمادی از ائتلاف پنهانی بود که این روزها در ر سانه ها آثارش را می بینیم.

رسانه های حامی حاج زارع و عدل هاشمی با حمله به مدیرکل های تاجگردون که به عبارتی عمق استراتژیک او در مرکز استان محسوب می شوند نشان داد تاجگردون روزهای سختی را در چهارسال آینده پشت پسر خواهد گذاشت.

سردار عدل که هنوز در صحنه سیاسی استان تثبیت نشده، این ضعف خود را با وعده های مختلف به هواداران پوشانده است و امیدورای ها به عملکرد خود را به جامعه این روزها محتاط کهگیلویه تزریق می کند.

رسانه های حامی عدل هاشمی به درستی و با دوراندیشی، با حمله به حیثیتی ترین سنگر تاجگردون سعی در از بین بردن تمرکز هواداران تاجگردون کرده اند و به نظر می رسد در این راه موفق نیز بوده اند.

رفتار تدافعی هواداران تاجگردون در این روزهای سخت نشان داد آنها نتوانسته اند خود را از قید مصاحبه دهدشت برهانند.

عدل که درس سرداری خوانده احتمالا با تئوری لیدل هارت آشنائی کامل دارد.

سال ها پیش احتمالا در کتاب «قبله عالم» با این تئوری آشنا و سرگشته آن شدم. تئوری لیدل هارت (استراتژی غیر مستقیم) اشاره‌ می کند: «در مقابله با گاونر هرگز از سوی شاخ‌هایش با آن روبرو نشوید» یعنی هسته مرکزی مناقشات در نقطه‌ای خارج از محدوده جنگ قرار دارد.»( قبله عالم» عنوان کتابی است که در سال ۱۳۸۴ به قلم عباس امانت رئیس شورای مطالعات خاورمیانه در دانشگاه ییل آمریکا به رشته تحریر درآمده است)

او این روزها ترجیح داده با دوری از صحنه اصلی واقعه خود را مصون نگه دارد و تلاش های جریان هوادار تاجگردون برای کشاندن او به موضوع بی نتیجه مانده است.

رسانه حامی عدل خیلی زود سیاست پنهانی را آشکار می سازد که تاجگردون را سخت به فکر فرو برد.

وی با اشاره به ضعف شدید برخی مدیران استان و شهرستانی تغییرات مدیران را اجتناب ناپذیر دانست و ادامه داد: آنچه مورد تاکید است استفاده از ظرفیت های همه مناطق استان در تعیین مدیران ستادی و رفع سریع مشکلات  و عقب مانده های استان است .

«استفاده از ظرفیت های همه مناطق استان در تعیین مدیران ستادی» شاه بیت غزلی بود که توسط رسانه های این روزهاد مخالف تاجگردون سعی در ارسال سیگنال های حیاتی به وی دارد.

عدل که با مصاحبه های موحد احتمالا خود را آماده رقابت با او در چهارسال آینده می کند، بهتر از هر کسی می داند رقابت هم زمان در سه حوزه(کهگیلویه-گچساران-بویراحمد و تهران) پیش رو خواهد داشت.

روش های عدل هنوز بر کسی آشکار نشده ولی وقایع این روزها، تئوری هات را برای او برازنده نشان می دهد.

تاجگردون ولی تلاش می کند خود را از صفحه استان جدا کرده و به پایتخت نزدیک کند.

مطرح شدن او به عنوان گزینه ریاست مجلس در حالی مطرح می شود که او در جبهه استان نگرانی های بی پایانی خواهد داشت.

هواداران او با نگرانی، نزدیکی زارع و هاشمی را نظاره می کنند و او تنها به سکوتی بسنده کرده است و این عادت اوست که با پنبه سر ببرد.

او کسی نیست که به این راحتی عرصه را واگذار یا ترک کند.

تاجگردون یا رقبای شطرنج سیاسی اش در استان را مات می کند یا آن قدر به تکرار سکوت تاکتیکی اش ادامه می ده د که بازی به پات کشیده شود.

در هر صورت تجریبه نشان داده که هیچ گاه بازنده نخواهد بود، مگر رقیبش خودی باشد.

حالا این سوال مطرح است که در استان چه می گذرد؟ آیا صفحه سیاسی استان در حال تغییر است؟

رسانه ها به عنوان ارتش پنهان جریانات سیاسی اجتماعی، به آئینه ای تمام نما از نمایندگان تبدیل شده اند و انچه در انهاد می گذرد به وضوح نشان دهنده علایق نه خود که هواداران آنهاست.

هاشمی در رسانه ها بولد می شود و زارع و تاجگردون به انزوای خودخواسته تن داده اند.

چه می خواهد بشود. در ظاهر همه چیز به ضرر تاجگردون در حال رخ دادن است. آیا این مبارزه که در واقع جنگی بدون خونریزی برای ماندن در عرصه قدرت است پایانی دارد؟

مبارزه علنی برای هدفی مشترک در چهار سال آینده ادامه خواهد داشت و شاید کسی بتواند سرباز خود را به وزیر تبدیل کند و ینرالی را وارد بازی کند که کسی فکرش را نخواهد کرد و آن هم وکیلی خواهد بود.

آیا تاجگردون که این روزها تنهاست همچنان نظاره گر ائتلاف استراتژیک زارع و هاشمی خواهد بود؟

آیا عدل همچنان با قدرت خواهد ماند و نمایندگان را به صندلی هائی در اطراف خود خواهد کشاند؟

زارع اما نقشی ویژه در این جنگ بازی خواهد کرد و احتمالا همچون گذشته آرام نخواهد بود.

هرچه رقابت در چهارسال گذشته بر سر تصاحب صندلی وسط بود این بار رقابت برای نشستن بر روی صندلی های کناری خواهد بود.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • سعید می‌گه:

    من نمیدونم چرا سایت های خبری مقالاتی دو منتشر میکنن که بجای رشد و پیشرفت استان،سعی در به حاشیه بردن کیانی دارن که میتونن لفظ محروم از این استان جدا کنن.واقعن متاسفم

200x208
200x208